نقد و بررسی
نقد جانفشانی (Devotion) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان آسمان و زمین «Devotion» ساختهٔ جی. دی. دیلارد، در ظاهر فیلمی جنگی دربارهٔ دو خلبان نیروی دریایی آمریکا در جنگ کره است؛ اما نیروی اصلیاش نه در انفجارها و مانورهای هوایی، بلکه در رابطهای انسانی نهفته است که میان جسی براون و تام هادنر شکل میگیرد. فیلم، با اقتباس از کتاب آدم ماکوس، زندگی این دو خلبان را در چارچوب مأموریتهای دشوار و خطرناک دنبال میکند و میکوشد نشان دهد رفاقت در محیطی آکنده از تبعیض و رقابت، چگونه بهتدریج از احترام حرفهای به پیوندی عمیقتر بدل میشود.
عنوان فیلم، «وفاداری» یا «ازخودگذشتگی»، بهخوبی بر چند لایهٔ داستان مینشیند: وفاداری به وظیفه، به همرزمان، به خانواده و به شأنی که جامعه بارها میکوشد از قهرمان داستان دریغ کند. اثر از همان ابتدا روشن میکند که قهرمانی در این روایت صرفاً به معنای جسارت در میدان نبرد نیست؛ گاه به معنای دوامآوردن در برابر تحقیر، حفظ خویشتن و پذیرفتن مسئولیت در قبال دیگری است.
این نگاه، فیلم را از یک نمایش صرفاً نظامی فراتر میبرد، هرچند همیشه به عمق و پیچیدگیای که موضوعش وعده میدهد دست پیدا نمیکند. دو مرد، دو منش جسی براون و تام هادنر از نظر خلقوخو و تجربهٔ زیسته تفاوت دارند. براون خلبانی باانضباط و درونگراست که حضورش در نیروی دریایی، او را در معرض نژادپرستی و تردیدهای تحقیرآمیز قرار داده است.
هادنر، در مقابل، در آغاز بیشتر نمایندهٔ نظم آشنای نهاد نظامی به نظر میرسد؛ مردی که هنوز از تمام فشارهایی که همرزمی چون براون تحمل میکند، آگاهی ندارد. فیلم رابطهٔ آنها را با شتاب به صمیمیتی بیدردسر تبدیل نمیکند. نزدیکیشان آرامآرام و از دل کار مشترک، مشاهده و احترام متقابل شکل میگیرد.
« دو مرد، دو منش جسی براون و تام هادنر از نظر خلقوخو و تجربهٔ زیسته تفاوت دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نقطهٔ قوت روایت در همین تدریجیبودن است. دوستی آنها نه محصول یک سوءتفاهم ساختگی است و نه بر پایهٔ این تصور شکل میگیرد که یکی باید دیگری را نجات دهد یا تغییر دهد. هادنر بهتدریج میآموزد در کنار براون بایستد، بیآنکه تجربهٔ او را تصاحب کند؛ و براون نیز با احتیاط اجازه میدهد این همراهی به بخشی از جهان شخصیاش بدل شود.
فیلم در بهترین لحظههایش، رفاقت را نه با سخنرانی، بلکه با مکثها، رفتارهای کوچک و اعتماد شکلگرفته در موقعیتهای دشوار بیان میکند. بازیهایی با تکیه بر خویشتنداری جاناتان میجرز در نقش براون، شخصیتی را میسازد که نیروی بیرونیاش با زخمی پنهان همزمان حضور دارد. بازی او بهجای تکیه بر فورانهای نمایشی، بر کنترل بدن، نگاه و سکوت استوار است.
براون در برابر دیگران اغلب محکم و مهارشده ظاهر میشود، اما فیلم گاه از شکافهای کوتاهی در این ظاهر عبور میکند و فشار روانی تجربهٔ او را آشکار میسازد. این انتخاب، رنج شخصیت را از سطح شعار پایین میآورد و به تجربهای ملموستر تبدیل میکند. گلن پاول نیز در نقش هادنر، آرامش و صراحتی متناسب با شخصیتش ارائه میدهد.
تقابل بازی او با انرژی فشردهٔ میجرز، به رابطهٔ دو خلبان شکل میدهد؛ بهخصوص چون پاول تلاش نمیکند هادنر را قهرمان اخلاقیِ بینقص جلوه دهد. کریستینا جکسون در نقش دیزی براون نیز حضوری گرم و انسانی دارد و به بخش خانوادگی داستان جان میبخشد. با این حال، سهم شخصیتهای فرعی در بسیاری از لحظات به کارکردهای روایی محدود میماند: آنان بیشتر زمینهٔ پیشرفت داستان اصلی را فراهم میکنند تا اینکه مسیر درونی مستقلی پیدا کنند.
« نقطهٔ قوت روایت در همین تدریجیبودن است. »
شخصیتها و اجرا
تبعیض؛ حضوری روزمره و فرساینده یکی از مهمترین لایههای فیلم، پرداخت آن به نژادپرستی در ساختار نظامی و زندگی شخصی براون است. تبعیض در اینجا صرفاً مانعی بیرونی نیست که با یک پیروزی یا یک دوست خوب از میان برود؛ فشاری مداوم است که بر نگاه شخصیت به خودش، امنیت شغلیاش و امکان اعتماد به دیگران سایه میاندازد.
فیلم نشان میدهد حتی در محیطی که افراد ظاهراً بر اساس مهارت مشترک کنار هم قرار گرفتهاند، برخوردها و داوریها میتوانند نابرابر بمانند. اثر در این زمینه گاهی بیش از آنکه بر گفتوگوهای توضیحی تکیه کند، به رفتار و واکنشهای براون وابسته است. این رویکرد به فیلم ظرافت میبخشد، اما در برخی صحنهها نیز باعث میشود پیچیدگی اجتماعی موضوع به اشارههایی فشرده تقلیل یابد.
بااینحال، امتیاز مهم روایت آن است که براون را تنها به نماد رنج یا ابزار رشد هادنر تبدیل نمیکند. او در کنار فشارهایی که تحمل میکند، خلبانی ماهر، همسری دوستداشتنی و پدری حاضر در زندگی خانوادهاش است؛ شخصیتی که هویت او به یک مسئلهٔ واحد فروکاسته نمیشود. آسمان، ماشین و تعلیق صحنههای پرواز از برجستهترین جنبههای بصری «Devotion» هستند.
فیلم با تأکید بر فضای محدود کابین، صدای موتورها و دشواری کنترل هواپیما، خطر را از راهی حسی به تماشاگر منتقل میکند. نبردهای هوایی صرفاً مجموعهای از تصاویر پرسرعت و انفجار نیستند؛ جایگاه خلبان را در میان مهارت، تمرکز و احتمال خطا نشان میدهند. وقتی دوربین درون کابین میماند، تماشاگر بهتر درمییابد که فاصلهٔ میان یک تصمیم درست و یک فاجعه تا چه اندازه اندک است.
« اثر در این زمینه گاهی بیش از آنکه بر گفتوگوهای توضیحی تکیه کند، به رفتار و واکنشهای براون وابسته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کارگردانی دیلارد در این بخشها اغلب مطمئن است و فضاسازی سینمایی فیلم، حس حضور در مأموریت را تقویت میکند. با این همه، جزئیات فنی پرواز در بعضی قسمتها بیش از آنکه به تنش دراماتیک بیفزایند، ریتم را کند میکنند. فیلم گاهی به تمرینها و مراحل آمادهسازی بازمیگردد، بیآنکه هر بار اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها یا رابطهٔ آنها عرضه کند.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است میان هیجان بصری و تکرار روایی در رفتوآمد باشد. ریتم و پیشبینیپذیری با زماننمایی گسترده، فیلم فرصت مییابد هم زندگی شخصی شخصیتها را نشان دهد و هم آنان را در مسیر جنگ قرار دهد. اما این وسعت همیشه به معنای انسجام نیست. برخی بخشهای میانی با مکثهای طولانی و صحنههایی پیش میروند که کارکردشان بیشتر تثبیت حالوهواست تا پیشبرد جدی داستان.
این کندی بهویژه زمانی به چشم میآید که فیلم میان زندگی روی ناو، تمرینهای پرواز و دیدارهای اجتماعی جابهجا میشود. از سوی دیگر، چون فیلم بر پایهٔ سرگذشتی تاریخی ساخته شده، مسیر کلی آن برای بسیاری از تماشاگران آشنا یا قابلحدس است. اثر نیز بهجای آنکه بر غافلگیری روایی تکیه کند، بر کیفیت عاطفی مسیر و نحوهٔ ساختهشدن پیوند میان دو شخصیت سرمایهگذاری میکند.
این انتخاب در بخشهایی موفق است، اما گاه فیلم بیش از اندازه به الگوهای آشنای درام قهرمانانه نزدیک میشود. نتیجه، اثری است که بیش از پیچشهای داستانی، با انتظار و حس سنگینیِ رویدادها پیش میرود. احساس، بدون افشای پایان «Devotion» از آن دسته فیلمهایی است که مقصد عاطفی خود را پنهان نمیکند، اما اثرگذاریاش تنها به لحظات پایانی وابسته نیست.
« کارگردانی دیلارد در این بخشها اغلب مطمئن است و فضاسازی سینمایی فیلم، حس حضور در مأموریت را تقویت میکند. »
قوتها و کاستیها
عاطفه از پیش و بهتدریج در رابطهٔ براون و هادنر، در پیوند جسی با دیزی و در فاصلهٔ میان وظیفهٔ نظامی و زندگی خانوادگی انباشته میشود. اگر تماشاگر با شخصیتها همراه شده باشد، لحظههای پایانی میتوانند تأثیری شدید بگذارند؛ نه صرفاً به سبب اندوه، بلکه بهخاطر معنایی که فیلم از وفاداری و مسئولیت ساخته است.
بااینحال، احساسگرایی اثر همیشه به ظرافت یکسانی نمیرسد. گاه موسیقی و تأکیدهای روایی، معنای صحنه را بیش از حد آشکار میکنند و مجال تأمل مستقل را کاهش میدهند. فیلم در لحظاتی که به رفتارهای ساده و سکوت شخصیتها اعتماد میکند، تأثیرگذارتر است؛ زیرا در آنجا عاطفه از دل رابطه برمیآید، نه از توضیحی که بر تصویر افزوده شده باشد.
جمعبندی «Devotion» در نهایت فیلمی جنگی است که ارزش اصلیاش را در پیوند انسانی و بُعد تاریخی داستانش مییابد. بازیهای نیرومند، رابطهٔ باورپذیر دو شخصیت محوری، تصویرپردازی پروازها و توجه به فشار نژادپرستی، به اثر جان میبخشند. در برابر، کندی بخشهایی از روایت، پیشبینیپذیری مسیر و پرداخت محدود برخی شخصیتهای فرعی، مانع از آن میشود که فیلم در تمام لحظات به عمق بالقوهٔ موضوعش برسد.
با وجود این نابرابریها، اثر تصویری محترمانه از شجاعت و همراهی ارائه میکند. «Devotion» نه فقط دربارهٔ آنچه دو خلبان در آسمان انجام میدهند، بلکه دربارهٔ آن چیزی است که در میان آنان، زیر فشار تاریخ و خطر، ساخته میشود. فیلم شاید از نظر ساختار روایی همواره غافلگیرکننده نباشد، اما بهواسطهٔ بازیها و بار عاطفی رابطهٔ مرکزیاش، تجربهای ماندگار و انسانی به جا میگذارد.
« بااینحال، احساسگرایی اثر همیشه به ظرافت یکسانی نمیرسد. »
ثبت دیدگاه