نقد و بررسی
نقد آنها (Them) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای که امنیتش را پس میگیرد «آنها» فیلمی ترسناک است که وحشت را نه از دل جلوههای پرزرقوبرق یا خشونت عریان، بلکه از شکستن یک تصور ساده میسازد: خانه باید پناهگاه باشد. لوکاس و کلمنتین در اقامتگاهی دورافتاده زندگی میکنند؛ جایی که در آغاز میتواند نماد آرامش و خلوت باشد، اما با فرارسیدن شب به فضایی ناآشنا و تهدیدآمیز بدل میشود.
فیلم از همین جابهجایی بهره میگیرد: آنچه پیشتر عادی و قابلاعتماد به نظر میرسید، بهتدریج سرچشمه اضطراب میشود. موقعیت آغازین آشناست؛ صداهایی نامعلوم، نشانههایی مبهم و احساس حضور کسانی که دیده نمیشوند. بااینحال، فیلم این عناصر را با خویشتنداری به کار میبرد و بهجای آنکه از همان ابتدا همهچیز را توضیح دهد، تماشاگر را در محدوده دانستههای شخصیتها نگه میدارد.
ترس از اینجا میآید که نمیدانیم کدام صدا مهم است، سایه از کجا حرکت کرده و آیا خطر واقعاً نزدیک است یا ذهنِ هراسان آن را بزرگتر میکند. وحشتِ شنیدن و ندیدن یکی از مؤثرترین ابزارهای فیلم صداست. خشخش، ضربه، موسیقی دوردست و صداهایی که منشأ روشنی ندارند، سکوت خانه را از آرامش تهی میکنند.
« موقعیت آغازین آشناست؛ صداهایی نامعلوم، نشانههایی مبهم و احساس حضور کسانی که دیده نمیشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در بسیاری از لحظهها، تماشاگر پیش از آنکه چیزی ببیند، صدایی میشنود؛ همین فاصله میان شنیدن و دیدن، فرصت میدهد تا ذهن خود او خطر را تصور کند. فیلم بهخوبی میفهمد که آنچه پنهان میماند، گاه از آنچه آشکار میشود هراسانگیزتر است. خانه نیز صرفاً پسزمینه رخدادها نیست. راهروها، اتاقها و گوشههای تاریک، در طراحی تعلیق نقشی فعال دارند.
فضای بزرگ و دورافتاده، برخلاف انتظار، امنیت نمیآورد؛ بلکه راههای گریختن و پنهانشدن را پیچیدهتر میکند. هر بخش از خانه ممکن است به پناهی موقت یا دامی تازه تبدیل شود. این جغرافیای بسته، با وجود گستردگی ظاهری، حس گرفتارشدن را تشدید میکند و به فیلم امکان میدهد ترس را در محیطی محدود و ملموس نگه دارد.
تعلیق بهجای خشونت «آنها» به خونریزی و نمایش آشکار جراحت وابستگی چندانی ندارد. کانون توجه آن بیشتر بر انتظار، تعقیب و ناتوانی شخصیتها در فهمیدنِ موقعیت است. مهاجمان معمولاً بهصورت کامل و روشن در معرض دید قرار نمیگیرند؛ حضورشان بیشتر از راه پیامدها، صداها و حرکتهای گذرا احساس میشود.
« فیلم بهخوبی میفهمد که آنچه پنهان میماند، گاه از آنچه آشکار میشود هراسانگیزتر است. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب، تهدید را از یک رویارویی مستقیم به نیرویی نامعلوم تبدیل میکند و به فیلم اجازه میدهد مخاطب را در وضعیت آمادهباش نگه دارد. تعلیق در اینجا از تکرار حسابشدهی پرسشها ساخته میشود: چه کسی در خانه است؟ از کجا نزدیک میشود؟ آیا شخصیتها راهی برای خروج پیدا میکنند؟ فیلم پاسخها را با شتاب نمیدهد و همین مکثها میتوانند دلهرهآور باشند.
البته این روش خطر فرسودگی هم دارد. هنگامی که جستوجوها و گریزها طولانی میشوند، برخی لحظهها ممکن است بیش از آنکه تنش را بالا ببرند، آن را امتداد دهند. بااینهمه، ریتم کلی اثر فشرده است و فضای اضطرابآلودش در بیشتر مسیر حفظ میشود. دو شخصیت در وضعیت بقا لوکاس و کلمنتین قهرمانانی نیستند که با مهارتهای خارقالعاده از پس بحران برآیند.
آنها با ترس، سردرگمی و تصمیمهایی واکنش نشان میدهند که همیشه سنجیده نیستند. این ویژگی گاه به واقعنمایی موقعیت کمک میکند: انسانِ وحشتزده الزاماً بهترین انتخاب را نمیکند. در لحظاتی نیز رفتارشان برای مخاطبی که از بیرون به ماجرا نگاه میکند، غیرمنطقی به نظر میرسد؛ این مسئله میتواند هم بخشی از درماندگی آنان باشد و هم نقطهضعفی در پرداخت شخصیتها.
« تعلیق در اینجا از تکرار حسابشدهی پرسشها ساخته میشود: چه کسی در خانه است؟ »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها متناسب با لحن کمحرف و خویشتندار فیلماند. شخصیتها بهجای شرحدادنِ مفصل احساساتشان، بیشتر با واکنشهای بدنی، مکثها و نگاههای نگران شناخته میشوند. این کمگویی، در فضایی که هر کلمه یا صدای کوچکی اهمیت پیدا میکند، کارکرد مناسبی دارد. بااینحال، فیلم فرصت چندانی برای گسترش جهان درونی این دو نفر فراهم نمیکند.
مخاطب بیش از آنکه با گذشته و پیچیدگیهای شخصیتیشان درگیر شود، آنها را در مقام دو انسان گرفتار و در معرض تهدید دنبال میکند. روایت آشنا و ابهامی حسابشده ساختار روایی فیلم در آغاز از الگوهای شناختهشدهی وحشت پیروی میکند: اقامتگاه دورافتاده، صداهای شبانه، قطعشدن آرامش و تهدیدی که هویتش روشن نیست.
این آشنایی به اثر کمک میکند بیدرنگ فضایی قابلفهم بسازد، اما در عین حال پیشبینیپذیری را نیز به همراه دارد. تماشاگران آشنا با سینمای وحشت ممکن است زودتر از فیلم حدس بزنند که برخی نشانهها به چه مسیری اشاره میکنند. بااینحال، ابهام در «آنها» صرفاً ترفندی برای بهتعویقانداختن پاسخ نیست؛ بخشی از تجربهی تماشای فیلم است.
« بازیها متناسب با لحن کمحرف و خویشتندار فیلماند. »
قوتها و کاستیها
چون تهدید را از زاویهی محدود شخصیتها دنبال میکنیم، برداشتهای گوناگون دربارهی ماهیت آن شکل میگیرد. فیلم از این گمانهزنیها برای ساختن اضطراب استفاده میکند، بیآنکه به توضیحهای پرحجم یا زمینهچینیهای طولانی متوسل شود. این روش به ایجاز اثر کمک میکند، ولی در بخش پایانی ممکن است برای برخی مخاطبان ناگهانی به نظر برسد؛ وقتی معنای اتفاقها روشنتر میشود، شاید احساس کنند فیلم برای آن توضیح فرصت کافی فراهم نکرده است.
سبک بصری و اثرگذاری محدودیتها تصویرپردازیِ تاریک و نگاه نزدیک به شخصیتها، حس گرفتاری را تقویت میکند. دوربین اغلب در کنار آنها میماند و جهان بیرون از میدان دید را به قلمرو احتمالات هراسآور بدل میسازد. نور کم، قابهای محدود و تأکید بر گوشههای تاریک، با مضمون ناآگاهی هماهنگاند.
تماشاگر نیز، مانند لوکاس و کلمنتین، مجبور است برای تشخیص آنچه در فضا رخ میدهد به نشانههای ناقص تکیه کند. سادگی اجرایی فیلم در خدمت همین هدف است، هرچند گاه محدودیتهای فنی یا تصویری ممکن است از کیفیت تجربه بکاهد؛ بهخصوص در نماهایی که تاریکی جزئیات را میبلعد. این تیرگی از یک سو به فضای اثر کمک میکند و از سوی دیگر میتواند تشخیص حرکتها را دشوار سازد.
« چون تهدید را از زاویهی محدود شخصیتها دنبال میکنیم، برداشتهای گوناگون دربارهی ماهیت آن شکل میگیرد. »
جمعبندی
حاصل، سبکی است که بهجای نمایش پرجزئیات، بر حس و دریافت تکیه دارد؛ انتخابی سازگار با روایت، اما نه لزوماً رضایتبخش برای همه. جمعبندی «آنها» فیلمی کمادعا و فشرده در قلمرو وحشت است که نقطهی قوت اصلیاش را در فضاسازی، طراحی صدا و حفظ حس ناامنی مییابد. خانهی دورافتاده و تهدیدی که مدام از مرز دید بیرون میماند، بستری مؤثر برای ترسی روانی فراهم میکنند؛ ترسی که بیش از نمایش خشونت، از انتظار و ندانستن نیرو میگیرد.
در سوی دیگر، مسیر داستان چندان از کلیشههای ژانر فاصله نمیگیرد و بعضی رفتارهای شخصیتها یا شتابِ روشنشدن ماجرا میتواند رضایتبخش نباشد. با وجود این کاستیها، فیلم در ساختن دلهرهای پیوسته موفق است. ارزش آن بیش از آنکه در تازگی کاملِ قصه باشد، در نحوهی استفاده از صدا، تاریکی و فضای بسته برای تبدیل خانه به مکانی بیاعتماد نهفته است.
تماشاگرانی که از وحشت کمخونریزی و تعلیق آرام اما ممتد لذت میبرند، احتمالاً با تجربهای مؤثر روبهرو خواهند شد؛ تجربهای که قرار نیست همهی رازهایش را بیدرنگ در اختیارشان بگذارد.
« با وجود این کاستیها، فیلم در ساختن دلهرهای پیوسته موفق است. »
ثبت دیدگاه