نقد و بررسی
نقد ون وایلدر: دانشجوی سال هفتم (National Lampoon's Van Wilder) | 2002
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک کمدیِ سرخوش از روزگار دانشگاهی «National Lampoon's Van Wilder» ساختهٔ Walt Becker، کمدیای از اوایل دههٔ دوهزار است که جهانش را بر مدار دانشگاه، مهمانی و شوخیهای بیپروا میچرخاند. ون وایلدر سالهای زیادی را در دانشگاه گذرانده و با وجود محبوبیت و آسودگی ظاهری، از قدم گذاشتن به مرحلهٔ بعدی زندگی پرهیز میکند.
قطعشدن کمکهزینهٔ پدر، او را ناچار میسازد برای ادامهٔ حضورش در دانشگاه راهی برای تأمین پول پیدا کند؛ در همین مسیر، خبرنگاری به نام گوئن مأمور تهیهٔ گزارشی دربارهٔ او میشود. فیلم از همین موقعیت ساده، هم کمدیِ موقعیت میسازد و هم فرصتی برای مواجههٔ شخصیت اصلی با پیامدهای تعللش فراهم میآورد.
ون وایلدر؛ ستارهای که نقش را از آنِ خود میکند بزرگترین سرمایهٔ فیلم Ryan Reynolds است. ون در ظاهر جوانی بیدغدغه، شوخطبع و محبوب است که گویا هر مشکلی را میتواند با اعتمادبهنفس و یک جملهٔ حاضرآماده حل کند. رینولدز این تصویر را با چنان انرژی و راحتیای اجرا میکند که شخصیت، با وجود اغراقهایش، بهکلی از تماشاگر فاصله نمیگیرد.
طنز کلامی و واکنشهای سریع او کمک میکنند شوخیهایی که روی کاغذ ساده یا حتی خام به نظر میرسند، در اجرا جان بگیرند. بااینحال، جذابیت بازیگر همیشه به معنای عمق شخصیت نیست. ون بیشتر از آنکه از درون پیچیده باشد، به نیروی محرکهٔ مجموعهای از موقعیتهای کمیک بدل میشود. فیلم گاه از همین اعتمادبهنفس او برای آشکارکردن ترس و گریز از مسئولیت استفاده میکند، اما این لایه را با احتیاط و کمدامنه میپروراند.
« ون وایلدر؛ ستارهای که نقش را از آنِ خود میکند بزرگترین سرمایهٔ فیلم Ryan Reynolds است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضور Tara Reid در نقش گوئن نیز به خط داستانی عاطفی وجهی نرمتر میبخشد؛ بااینهمه، رابطهٔ آن دو بیش از آنکه به کاوشی جدی در شخصیتها تبدیل شود، در خدمت حرکت داستان باقی میماند. دانشگاه بهمثابه صحنهٔ آزادی و تعویق دانشگاه در فیلم فقط محل درسخواندن نیست؛ فضایی است که در آن میتوان بزرگشدن را عقب انداخت و همچنان در مرکز توجه ماند.
ون با سازماندادن مهمانیها و رسیدگی به حالوهوای جمع، برای خود نقشی ساخته است که از مرز یک دانشجوی معمولی فراتر میرود. او بهنوعی مدیر سرگرمیهای غیررسمی دانشگاه است؛ کسی که حضورش برای دیگران خوشایند است، اما همین جایگاه، او را از پرسیدن پرسشهای دشوار دربارهٔ آینده بینیاز نمیکند.
ایدهٔ محوری فیلم ظرفیت خوبی دارد: ماندن در محیط امن و آشنای جوانی، گاهی نه انتخابی آزادانه، بلکه راهی برای پرهیز از ناشناختههاست. بااینحال، فیلم این مضمون را بیشتر بهصورت زیرمتنی سبک نگه میدارد و از تبدیل آن به درامی جدی دوری میکند. همین تصمیم با لحن کمدی سازگار است، ولی باعث میشود کشمکش درونی ون به اندازهای که وعده میدهد، عمیق نشود.
پایانبندی نیز در جهت فرود آمدن بر همان لحن سرخوش حرکت میکند، بیآنکه لازم باشد جزئیات آن را فاش کنیم. شوخیهایی پرتحرک، اما ناهمگون کمدی فیلم از دو مسیر پیش میرود: شوخیهای کلامی و موقعیتهای اغراقآمیز. برخی از جملهها و کنشها همچنان بهواسطهٔ زمانبندی مناسب بازیگران خندهآورند و ضرباهنگ پرجنبوجوش فیلم هم اجازه نمیدهد صحنهها بیش از حد درجا بزنند.
« بااینحال، فیلم این مضمون را بیشتر بهصورت زیرمتنی سبک نگه میدارد و از تبدیل آن به درامی جدی دوری میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در بهترین لحظاتش از یک ایدهٔ ساده، بازیای کمیک میسازد که تماشاگر را غافلگیر میکند؛ خندههایی که نه از پیچیدگی ساختار، بلکه از جسارت و غافلگیری لحظهای میآیند. اما همین رویکرد، گاهی به شوخیهایی زننده، سطحی یا متکی بر چندشآوری میرسد. فیلم بارها مرز میان بیپروایی و ابتذال را بهآسانی پشت سر میگذارد و فرض میکند که شدتِ شوک بهتنهایی برای خنداندن کافی است.
چنین لحظاتی برای بخشی از مخاطبان خندهآور و برای گروهی دیگر دفعکنندهاند؛ حتی ممکن است تماشاگر را از جریان کمدی بیرون بکشند. این اختلاف واکنش، بخشی از هویت فیلم است، اما همهٔ شوخیها را به یک اندازه موفق نمیکند. روایت ساده و قابلپیشبینی ساختار روایی فیلم روشن و بیپیچوخم است: ون با مانعی بیرونی روبهرو میشود، برای ادامهٔ وضع موجود دستوپا میزند و همزمان با گوئن درگیر رابطهای میشود که میتواند دیدگاه او را تغییر دهد.
فیلم از این الگوی آشنا برای حرکت میان مهمانیها، شوخیها و لحظههای عاطفی استفاده میکند. روایت بهندرت از مسیر انتظارپذیر خود فاصله میگیرد و بسیاری از گرهها چنان طراحی شدهاند که تماشاگر پیشاپیش حدس میزند به کجا میرسند. این سادگی برای یک کمدی سبک الزاماً عیب نیست؛ به فیلم امکان میدهد بدون بار روایی سنگین، بر انرژی بازیگران و فضای جمعی تمرکز کند.
مشکل هنگامی پدیدار میشود که داستان در لحظههایی که نیازمند تحول یا پیامدند، شتابزده از کنار آنها میگذرد. بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر کارکردی کمیک دارند تا فردیتی مستقل، و خط عاطفی نیز فرصت چندانی برای رشد تدریجی پیدا نمیکند. در نتیجه، فیلم بیشتر به رشتهای از لحظههای سرگرمکننده شباهت دارد تا روایتی که پس از تماشا مدت زیادی در ذهن بماند.
« اما همین رویکرد، گاهی به شوخیهایی زننده، سطحی یا متکی بر چندشآوری میرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حالوهوا، موسیقی و خاطرهٔ یک دوره «ون وایلدر» بیش از هر چیز به حالوهوای خود متکی است: محوطهٔ دانشگاه، جمعهای پرشور، شوخیهای جوانانه و تصویری از زندگی دانشجویی که از واقعگرایی فاصله میگیرد و به خیالِ آزادی بیوقفه نزدیک میشود. فیلم این جهان را با جدیت مستندگونه نمیسازد؛ دانشگاه در آن بیشتر یک زمین بازی پررفتوآمد است که هر موقعیت اجتماعی میتواند به حادثهای کمیک بدل شود.
این تصویر، در کنار موسیقی و تدوین پرتحرک، حس نوستالژیک مشخصی دارد؛ یادآور دورانی که کمدیهای جوانانه با جسارت بیشتر و حساسیت کمتر نسبت به مرزهای شوخی ساخته میشدند. همین ویژگی میتواند امروز هم برای تماشای سبک و بیدغدغه جذاب باشد، بهخصوص برای کسانی که با کمدیهای آن دوره خاطره دارند.
در عین حال، گذر زمان بعضی انتخابهای فیلم را آشکارتر کرده است: شوخیهایی که زمانی صرفاً جسورانه تلقی میشدند، اکنون ممکن است کهنه، نادقیق یا بیش از اندازه متکی بر کلیشه به نظر برسند. نوستالژی، بنابراین، هم به فیلم کمک میکند و هم ضعفهایش را پررنگتر میسازد. کمدیای برای لذتِ همان لحظه ارزش فیلم را بهتر است در محدودهٔ مقصود خودش سنجید.
این اثری نیست که بهدنبال تحلیل پیچیدهٔ تجربهٔ دانشگاه یا ارائهٔ تصویری واقعگرایانه از ترسِ ورود به بزرگسالی باشد. کمدیاش ساده، گاهی بیملاحظه و عمدتاً وابسته به شخصیت پرانرژی ون است. برای مخاطبی که از شوخیهای زمخت و موقعیتهای اغراقشده استقبال میکند، فیلم چند لحظهٔ بهیادماندنی و سرگرمیِ بیواسطه دارد.
« نوستالژی، بنابراین، هم به فیلم کمک میکند و هم ضعفهایش را پررنگتر میسازد. »
قوتها و کاستیها
برای تماشاگری که چنین طنزی را نمیپسندد، همان صحنهها احتمالاً بیش از آنکه خندهآور باشند، خستهکننده یا ناخوشایند خواهند بود. فیلم در بازبینی نیز ممکن است بخشی از اثرگذاری نخستین خود را از دست بدهد؛ نه به این دلیل که تماشایش هیچ لذتی ندارد، بلکه چون شگفتی و غافلگیریِ لحظههای کمدی پس از یکبار دیدن کمتر میشود.
جذابیت اصلی آن در همراهشدن با فضای سرخوش و حضور رینولدز است، نه در پیچیدگی قصه یا لایههای پنهانی که با هر بار تماشا آشکارتر شوند. جمعبندی «National Lampoon's Van Wilder» کمدیای سرزنده و نابرابر است: از یک سو با بازی پرانرژی Ryan Reynolds، فضای دانشگاهی نوستالژیک و چند شوخی موفق تماشاگر را با خود همراه میکند؛ از سوی دیگر، به شوخیهای زننده و تاریخگذشته و روایتی قابلپیشبینی تکیه دارد.
فیلم وقتی میدرخشد که انرژی بازیگران و بیپرواییاش با زمانبندی کمیک همجهت میشوند، و وقتی فرو مینشیند که صرفاً شدت شوخی را جایگزین ظرافت میکند. حاصل، اثری سبک و مناسب یک تماشای گذراست؛ فیلمی که شاید چند بار خندهای صادقانه برانگیزد، اما برای بسیاری از مخاطبان تجربهای نیست که نیاز به بازگشت مکرر داشته باشد.
ثبت دیدگاه