نقد و بررسی
نقد فرار (The Getaway) | 1994
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازسازی در سایهٔ یک خاطره «The Getaway» ساختهٔ Roger Donaldson، بازخوانی داستانی آشنا از جهان جنایتکاران، وفاداری و فرار است؛ فیلمی که از همان ابتدا زیر سایهٔ نسخهٔ مشهورتر Sam Peckinpah قرار میگیرد. این مقایسه گریزناپذیر است، اما ارزش فیلم را نباید تنها با سنجش میزان وفاداری یا برتریاش نسبت به پیشینیان تعیین کرد.
بازسازی سال ۱۹۹۴ میکوشد همان مواد خام را با ضرباهنگ و ذائقهٔ سینمای اکشن آن دوران دوباره صورتبندی کند: زوجی در گریز، پولی که همه را به طمع میاندازد، و زنجیرهای از خیانتها که مجال اعتماد را از میان میبرد. بااینحال، فیلم در یافتن دلیلی تازه برای بازگویی این ماجرا چندان کامیاب نیست.
بیشتر به بازسازیِ کارآمدِ یک الگوی شناختهشده شباهت دارد تا تفسیری مستقل که ضرورت روایت دوباره را آشکار کند. نتیجه اثری است که میتواند سرگرم کند، اما بهندرت احساس میشود چیزی اساسی به نسخهٔ پیشین یا به ژانر جنایی میافزاید. جهان خشن و چرک فیلم فضای فیلم از مهمترین امتیازهای آن است.
« بااینحال، فیلم در یافتن دلیلی تازه برای بازگویی این ماجرا چندان کامیاب نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جهان «The Getaway» پاکیزه و قهرمانانه نیست؛ آدمها در محیطی زمخت حرکت میکنند که در آن خشونت راهحل دمدستی و اعتماد کالایی کمیاب است. این تیرگی به قصه حالوهوایی جنایی میدهد و تعقیبوگریزها را از زرقوبرق بیخطر دور میکند. حتی وقتی فیلم به سوی صحنههای پرتحرک میرود، نوعی کثافت اخلاقی زیر سطح ماجرا باقی میماند: همه میخواهند از مخمصه بیرون بیایند، اما کمتر کسی حاضر است هزینهٔ وفاداری را بپردازد.
این لحن، بهویژه در برخورد میان زوج اصلی و آدمهای پیرامونشان، ظرفیت خوبی برای تعلیق فراهم میکند. پول دزدی فقط غنیمت نیست؛ نیرویی است که نیتها را آشکار میکند و هر رابطه را به آزمونی تازه میکشاند. فیلم از این زمینه بهره میگیرد تا احساس کند هر توافقی موقت است و هر چهرهای ممکن است نقابی دیگر داشته باشد.
بااینهمه، تیرگیِ فضا همیشه به عمق روانی تبدیل نمیشود. گاه خشونت و پلشتی بیشتر به نشانههای ظاهری ژانر بدل میشوند تا بخشی از یک جهانبینی منسجم. زوجی در مرکز گریز در قلب داستان، Doc و Carol McCoy قرار دارند؛ زوجی که سرنوشتشان به همکاری و اعتماد وابسته است، اما گذشته و شرایط کنونی مدام این پیوند را تحت فشار میگذارند.
« این تیرگی به قصه حالوهوایی جنایی میدهد و تعقیبوگریزها را از زرقوبرق بیخطر دور میکند. »
شخصیتها و اجرا
جذابیت بالقوهٔ رابطهٔ آنها در این است که فرارشان صرفاً گریز از قانون و تبهکاران نیست؛ باید در میانهٔ خطر، خودِ رابطه را نیز حفظ کنند. فیلم گهگاه به این بُعد مجال میدهد و نشان میدهد که نزدیکی میان دو نفر، در جهانی آکنده از معامله و فریب، چه اندازه هم پناه است و هم نقطهٔ آسیبپذیری.
Kim Basinger برای Carol حضوری گرم و قابلتوجه دارد و رابطهاش با Alec Baldwin یکی از محورهای عاطفی فیلم میشود. بااینحال، بازی Baldwin ممکن است برای همه پذیرفتنی نباشد. او در نقش Doc به اندازهای که شخصیت نیاز دارد، وزن و پیچیدگی نمیآفریند؛ گاهی بیش از آنکه مردی خسته و گرفتار به نظر برسد، چهرهای آشنا از قهرمانان اکشن است.
در نتیجه، بار احساسی زوج بیش از همه بر دوش شیمی میان بازیگران و موقعیتهای خطرناک قرار میگیرد، نه بر تحول روشن شخصیتها. بازیگران فرعی؛ از اغراق تا حضور مؤثر فیلم گروهی پرشمار از بازیگران شناختهشده دارد و همین جمع، هرچند همیشه یکدست نیست، به صحنهها جان میدهد. James Woods در نقش مردی سلطهجو و فرصتطلب، با مهارتی آشنا در ایفای شخصیتهای ناخوشایند ظاهر میشود.
« بااینحال، بازی Baldwin ممکن است برای همه پذیرفتنی نباشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضورش انرژی خاصی دارد، اما گاه چنان بر اغراق تکیه میکند که شخصیت از مرز تهدید واقعی عبور کرده و به نمونهای آشنای شرورهای سینمایی نزدیک میشود. Michael Madsen نیز حضوری پررنگ دارد، ولی پرداخت شخصیتش برای برخی تماشاگران بیش از اندازه کاریکاتوری جلوه میکند. او بهجای آنکه خطر را از سکوت و کنترل بیرون بکشد، اغلب با شدت و هیاهو بر آن تأکید میکند.
در سوی دیگر، Richard Farnsworth با وقار و آرامشی که به نقش میآورد، لحظههایی انسانیتر خلق میکند؛ حضوری که در تضاد با شلوغی و تندی جهان فیلم قرار میگیرد. این تفاوتها باعث میشوند بازیگران فرعی گاهی از شخصیتهای مرکزی بهیادماندنیتر شوند، اما در عین حال انسجام لحن را نیز اندکی برهم میزنند.
تعلیق، ریتم و صحنههای اکشن داستان بر پایهٔ سرقتی پرخطر و پیامدهای آن پیش میرود؛ مسیری که خیانتها و تغییر موازنهٔ قدرت، پیدرپی جهت روایت را عوض میکنند. فیلم در بهترین لحظاتش از این جابهجاییها برای ساختن تعلیق بهره میبرد: تماشاگر میداند پول و آدمهای پیرامون آن، هر لحظه میتوانند بهانهٔ درگیری تازهای شوند، اما دقیقاً نمیداند چه کسی دست بالا را خواهد داشت.
« او بهجای آنکه خطر را از سکوت و کنترل بیرون بکشد، اغلب با شدت و هیاهو بر آن تأکید میکند. »
قوتها و کاستیها
این حس بیثباتی، موتور اصلی جذابیت ماجراست. تعقیبوگریزها و درگیریهای مسلحانه به فیلم انرژی میدهند و آن را تا بخشهای پایانی زنده نگه میدارند. بااینحال، ریتم یکنواخت نیست. بعضی صحنههای سرقت و جابهجایی میان موقعیتها کش میآیند و از ضرباهنگ پرتنشی که فیلم وعده میدهد فاصله میگیرند.
این افتوخیز گاهی محسوس است: روایت از شتاب میافتد، سپس با درگیری یا تهدیدی تازه دوباره سرعت میگیرد. در نتیجه، فیلم سرگرمکننده باقی میماند، اما نمیتواند در تمام مدت تعلیق را با شدت یکسان حفظ کند. میراث نسخهٔ اصلی و مسئلهٔ ضرورت نقطهٔ ضعف بنیادین فیلم، نه ناتوانی در سرگرمکردن، بلکه محدودیت در بازآفرینی است.
نسخهٔ ۱۹۹۴ عناصر آشنای قصه را با ظاهری تازه عرضه میکند، اما کمتر به آنها معنای متفاوتی میبخشد. حس یاغیوار و تازگیای که از یک داستان فرار و شورش انتظار میرود، در اینجا کمرنگتر است؛ گویی فیلم میداند چه چیزهایی در این گونهٔ سینمایی جواب میدهند، اما کمتر خطر میکند تا آنها را دگرگون سازد.
« این حس بیثباتی، موتور اصلی جذابیت ماجراست. »
جمعبندی
این محافظهکاری بهخصوص در پایانبندیِ پرتنش اثر خود را نشان میدهد. فیلم بهجای آنکه تمام تنشهای عاطفی و اخلاقی پیشین را به اوجی بهیادماندنی بدل کند، به راهحلی آشنا در سینمای اکشن تکیه میکند. چنین انتخابی ممکن است برای تماشاگرانی که بیش از هر چیز خواهان هیجاناند رضایتبخش باشد، اما برای کسانی که انتظار دارند روایت در پایان معنایی تازه پیدا کند، کممایه جلوه میکند.
از همین رو، بازسازی گاه بهجای گفتوگو با نسخهٔ اصلی، صرفاً یادآور آن میشود. جمعبندی
« این محافظهکاری بهخصوص در پایانبندیِ پرتنش اثر خود را نشان میدهد. »
ثبت دیدگاه