نقد و بررسی
نقد نامعلوم (Unknown) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعلیقِ هویتِ ازدسترفته «Unknown» ساختهٔ Jaume Collet-Serra، تریلری معمایی است که از یک بحران ساده اما هولناک نیرو میگیرد: مردی پس از بههوشآمدن از کما درمییابد دیگران او را نمیشناسند و فرد دیگری جای او را گرفته است. فیلم از همان آغاز، تماشاگر را در وضعیتی ناپایدار قرار میدهد؛ واقعیتِ آنچه قهرمان به یاد میآورد با آنچه اطرافیان میگویند همخوان نیست و هیچ مدرک روشنی نیز برای پایاندادن به تردیدها وجود ندارد.
همین شکاف میان خاطره و واقعیت، موتور اصلی کنجکاوی است و پرسش محوری اثر را شکل میدهد: وقتی همه شواهد علیه آدمیاند، او چگونه میتواند ثابت کند که خودش است؟ این معما در ابتدا با انضباطی قابلقبول پیش میرود. اطلاعات بهتدریج عرضه میشوند و هر پاسخ، پرسش تازهای میسازد. فیلم بهخوبی از آشفتگی ذهنی شخصیت اصلی بهره میبرد، بیآنکه فوراً همهچیز را به فراموشی یا سردرگمی او نسبت دهد.
در نتیجه، تماشاگر نهفقط در پی یافتن عامل ماجرا، بلکه در پی ارزیابی اعتمادپذیری خود قهرمان نیز برمیآید. این تعلیقِ دوگانه، مهمترین امتیاز روایی فیلم است. برلین؛ شهری سرد و بیگانه انتخاب برلین صرفاً پسزمینهای زیبا برای تعقیبوگریزها نیست. شهر در قاب فیلم، فضایی سرد، ناشناس و تا اندازهای بیاعتنا به سرنوشت فردی دارد؛ خیابانها، ایستگاهها و فضاهای عمومی چنان به تصویر درمیآیند که گویی شخصیتها در میان معماری و رفتوآمدهای بیوقفه گم شدهاند.
« این معما در ابتدا با انضباطی قابلقبول پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این حسِ گمگشتگی با وضع قهرمان پیوند میخورد: او در شهری غریب، نه پشتوانهای مطمئن دارد و نه حتی میتواند با اتکا به چهره و خاطراتش جایگاه خود را بازپس گیرد. تصویربرداری و طراحی فضا، رنگمایهای سرد و اضطرابآور به فیلم میدهند. محیطها غالباً بهجای آنکه آرامشبخش باشند، بر بیپناهی و مراقبت دائمی از اطراف تأکید میکنند.
از این نظر، فضای بصری اثر با داستان تناسب دارد و به تعلیق آن خدمت میکند. بااینحال، فیلم گاه به شیوهای آشنا و قراردادی از همین فضا برای ساختن هیجان بهره میبرد؛ برلین در لحظههایی بیش از آنکه شهری با زندگی مستقل باشد، به هزارتویی برای فرار، تعقیب و پنهانشدن تبدیل میشود. لیام نیسن و بازیگران Liam Neeson نقش مردی را ایفا میکند که باید همزمان خشمگین، هراسان و سردرگم باشد.
قوت بازی او در آن است که قهرمان را از همان ابتدا به یک ماشین کنش بدل نمیکند؛ شخصیت پیش از آنکه به دنبال مقابلهبهمثل یا پیروزی باشد، میکوشد بفهمد چه بر سر ادراک و زندگیاش آمده است. نیسن در نمایش درماندگیِ مردی که دیگران با اطمینان انکارش میکنند، حضوری باورپذیر دارد و همین صداقت عاطفی به تماشاگر کمک میکند درون معمای فیلم باقی بماند.
« تصویربرداری و طراحی فضا، رنگمایهای سرد و اضطرابآور به فیلم میدهند. »
شخصیتها و اجرا
Diane Kruger نیز به نقش جینا نیرویی ملموس میبخشد. شخصیت او در ابتدا با احتیاط و فاصله رفتار میکند و همراهیاش با قهرمان بیش از آنکه از اعتماد کامل برخیزد، حاصل ملاحظات و فشار موقعیت است. همین تردید، رابطهٔ میان آن دو را از همراهی ساده و بیچونوچرا دور میکند. Bruno Ganz در نقش ارنست یورگن حضوری سنجیده و مؤثر دارد؛ آرامش و تجربهٔ شخصیت او در تضاد با شتاب و آشفتگی قهرمان قرار میگیرد.
در سوی دیگر، January Jones و برخی از نقشهای مکمل گاه بیش از آنکه به آدمهایی مستقل شباهت داشته باشند، در خدمت پیشبرد راز و ایجاد سوءظن قرار میگیرند. حاصل، بازیهایی است که در لحظات کلیدی تنش میآفرینند، اما فرصت پرداخت یکسانی به همهٔ شخصیتها نمیدهند. ریتم و حرکت میان معما و اکشن فیلم در بخش نخست بیشترین جذابیت خود را از تعلیق روانشناختی میگیرد.
قهرمان مدام با موانعی روبهرو میشود که از جنس خشونت صرف نیستند: مدارک پذیرفته نمیشوند، آشنایان او را انکار میکنند و هر تلاش برای اثبات هویت، گرهی تازه پیش میآورد. این مسیر، بهویژه هنگامی که فیلم از تماشاگر میخواهد میان نشانههای متناقض داوری کند، کشش خوبی دارد. با پیشرفتن روایت، سهم صحنههای تعقیب و درگیری افزایش مییابد و فیلم به تریلری پرتحرکتر نزدیک میشود.
« Diane Kruger نیز به نقش جینا نیرویی ملموس میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تغییر، ریتم را زنده نگه میدارد و مانع از ایستایی داستان میشود؛ اما در عوض، بخشی از ظرافت معمای آغازین را کاهش میدهد. هرچه کنش بیرونی بیشتر میشود، مجال کمتری برای مکث بر تردیدهای ذهنی و پیامدهای عاطفی بحران باقی میماند. به همین دلیل، فیلم میان دو گرایش—معمایی دربارهٔ هویت و اکشنی دربارهٔ بقا—در رفتوآمد است، بیآنکه همیشه پیوندی کاملاً یکپارچه میان آنها برقرار کند.
منطق روایی و شخصیتپردازی بزرگترین ضعف «Unknown» در میزان باورپذیری زنجیرهٔ رویدادهاست. معما برای حفظ غافلگیری به اطلاعات پنهان و تصادفهای داستانی متکی میشود، اما در چند نقطه، این تمهیدها چنان فشرده کنار هم قرار میگیرند که بهجای پیچیدگی، نوعی تصنع پدید میآورند. برخی موقعیتها با منطقِ احتیاط و دقتی که فیلم از شخصیتهایش انتظار دارد سازگار نیستند؛ گاه رخدادها بیشتر به این دلیل اتفاق میافتند که روایت به آنها نیاز دارد، نه به این دلیل که از انتخابهای شخصیتها بهطور طبیعی برآمدهاند.
این مسئله بر شخصیتپردازی نیز اثر میگذارد. چند کاراکتر مهم، انگیزههایی دارند که باید محرک تصمیمهای بزرگشان باشد، اما فیلم تنها به اندازهای به آنها میپردازد که معما پیش برود. در نتیجه، تماشاگر ممکن است رفتارشان را در سطح اتفاق بپذیرد، اما در سطح روانشناختی بهطور کامل درک نکند.
« هرچه کنش بیرونی بیشتر میشود، مجال کمتری برای مکث بر تردیدهای ذهنی و پیامدهای عاطفی بحران باقی میماند. »
قوتها و کاستیها
بهویژه در نیمهٔ دوم، شتاب روایت فرصتِ پرداخت بیشتر به روابط و پیامدهای انتخابها را محدود میکند. فیلم برای غافلگیری و حرکت، گاه از انسجام و عمق شخصیتها هزینه میگیرد. مضمون هویت و اعتماد فراتر از پرسش «چه کسی جای قهرمان را گرفته است؟»، فیلم به شکنندگی هویت میپردازد. در جهان «Unknown»، هویت فقط چیزی نیست که فرد در درون خود احساس میکند؛ به اسناد، حافظهٔ دیگران و پذیرش اجتماعی نیز وابسته است.
قهرمان ممکن است از خودش مطمئن باشد، اما وقتی هیچکس حرفش را تأیید نمیکند و نشانههای بیرونی علیه او قرار میگیرند، این اطمینان بهسرعت به بحرانی وجودی بدل میشود. فیلم همچنین مسئلهٔ اعتماد را در شکلهای گوناگون میآزماید: اعتماد به حافظهٔ خود، به نزدیکان، به شاهدان و حتی به روایتهایی که از گذشته شنیده میشود.
این ایدهها ظرفیت قابلتوجهی دارند، اما اثر بیشتر از آنکه آنها را تا لایههای فلسفی و اخلاقی دنبال کند، از آنها برای ساختن تعلیق استفاده میکند. بنابراین مضمون هویت در فیلم حضوری مؤثر دارد، ولی همیشه به اندازهٔ طرح معماییاش بسط نمییابد. جمعبندی «Unknown» تریلری خوشریتم و تماشایی است که با ایدهٔ جذابِ انکار هویت، فضای سرد برلین و حضور محکم Liam Neeson کنجکاوی را زود برمیانگیزد.
« بهویژه در نیمهٔ دوم، شتاب روایت فرصتِ پرداخت بیشتر به روابط و پیامدهای انتخابها را محدود میکند. »
جمعبندی
بازیهای مرکزی و طراحی اضطرابآور فضا، بهخصوص در بخشهایی که فیلم بر تردید و بیپناهی قهرمان تمرکز دارد، به اثر جان میبخشند. در برابر، نامعقولبودن بعضی رخدادها، انگیزههای ناکافیپرداخته و حرکت تدریجی از معما به اکشن، از انسجام آن میکاهد. در نهایت، فیلم بیش از آنکه اثری دقیق و عمیق دربارهٔ هویت باشد، سرگرمیای پرکشش با طرحی معمایی و لحظههایی مؤثر است.
جذابیتش در پرسشهایی است که در آغاز مطرح میکند و فضایی که برای مدتی تماشاگر را در بیاعتمادی نگه میدارد؛ محدودیتش نیز در آن است که برای رسیدن به هیجان، گاه از منطق و پرداخت شخصیتها فاصله میگیرد.
ثبت دیدگاه