نقد و بررسی
نقد سینگ ایز بلینگ (Singh Is Bliing) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای برای کمدی پرتحرک «Singh Is Bliing» به کارگردانی Prabhu Deva، کمدی اکشن هندیای است که از همان آغاز، بیش از آنکه در پی ساختن روایتی دقیق و استوار باشد، میخواهد تماشاگر را در موجی از شوخی، حرکت و هیاهو غرق کند. قهرمانش، رَفتار سینگ، جوانی خوشمشرب و بیخیال است که از زیر بار مسئولیت میگریزد؛ پدرش او را به گوا میفرستد تا در کنار دوستی قدیمی کار کند و شاید سرانجام از دنیای شیطنتهای بیحاصل فاصله بگیرد.
در این مسیر، رَفتار با سارا آشنا میشود؛ زنی که گذشته و مقصودی پنهان دارد و حضورش ماجرا را از یک کمدی ساده به سوی تعقیبوگریز و خطر میبرد. این طرح ظرفیت چندگانهای دارد: میتواند داستان بلوغی سبکبال باشد، کمدی عاشقانهای پرجنبوجوش بسازد یا با پسزمینهٔ تبهکاری و سفر، ماجراجویی پرکششتری رقم بزند.
فیلم از هر سه مسیر بهره میگیرد، اما کمتر میکوشد آنها را در ساختاری یکپارچه به هم پیوند دهد. نتیجه اثری است که ایدههای فراوانی پیش میکشد، ولی بیش از آنکه آنها را بپروراند، با شتاب از کنارشان عبور میکند. آکشی کومار؛ نیروی محرک فیلم مهمترین سرمایهٔ فیلم، حضور Akshay Kumar است.
او رَفتار را با حرکات پرشتاب، واکنشهای اغراقشده و نوعی خوشرویی کودکانه اجرا میکند؛ بازیای که شاید عمق روانشناختی چندانی نداشته باشد، اما در محدودهٔ کمدی بدنی و عامهپسند، انرژی لازم را به صحنهها میبخشد. کومار میداند چگونه با یک مکث، یک نگاه یا حرکت ناگهانی، توجه را به خود جلب کند و حتی در بخشهایی که شوخیها بهتنهایی کار نمیکنند، صحنه را زنده نگه دارد.
« فیلم از هر سه مسیر بهره میگیرد، اما کمتر میکوشد آنها را در ساختاری یکپارچه به هم پیوند دهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، تکیهٔ بیشازحد فیلم بر این نیروی اجرایی به زیان شخصیتپردازی تمام میشود. رَفتار بیشتر مجموعهای از عادتها و رفتارهای کمیک است تا شخصیتی که تغییرش در طول داستان با ظرافت و منطق شکل بگیرد. فیلم از او انتظار دارد مسئولیتپذیرتر شود، اما این دگرگونی عمدتاً در دل اتفاقات بیرونی قرار میگیرد و کمتر از انتخابها و کشمکشهای درونی او برمیآید.
بنابراین بازی پرحرارت کومار برای سرگرمکردن کافی است، اما نمیتواند خلأ تحول دراماتیک شخصیت را کاملاً پر کند. کمدی؛ میان شور و تکرار فیلم به کمدی موقعیت، شوخیهای فیزیکی و اغراق متکی است. برخوردهای ناخواسته، سوءتفاهمها و حرکات نمایشی، در لحظاتی ریتمی سبک و مفرح میآفرینند؛ بهویژه هنگامی که بازیگران با جدیتِ نامتناسب وارد موقعیتی absurd میشوند.
جذابیت این لحظهها بیشتر از آنکه در ظرافت نوشتار باشد، به سرعت اجرا و جسارت بازی وابسته است. اما این انرژی بهسرعت با تکرار فرسوده میشود. شمار زیادی از شوخیها بر یک الگوی آشنا بنا شدهاند: اتفاقی ناگهانی، واکنش اغراقآمیز و سپس تکرار همان منطق در صحنهای دیگر. بعضی شوخیها نیز به تحقیر ظاهر یا وزن زنان متکیاند؛ رویکردی که نهتنها تاریخمصرفگذشته به نظر میرسد، بلکه فضای فیلم را از طراوتی که ادعا میکند دور میکند.
در این بخشها، فیلم بهجای آنکه از شخصیت یا موقعیت کمدی بسازد، آسانترین راه را برمیگزیند و انتظار دارد بلندی صدا و شدت واکنش جای خلاقیت را بگیرد. داستان و ضرباهنگ؛ گسست میان موقعیتها ضعف اصلی «Singh Is Bliing» در انسجام روایت است. فیلم با خطی ساده دربارهٔ جوانی که باید از بیمسئولیتی فاصله بگیرد آغاز میشود، اما بهتدریج مسیرهای تازهای میگشاید: آشنایی عاشقانه، رازهای سارا، جستوجوی خانوادگی و تهدیدی که از گذشتهٔ او سر برمیآورد.
« بااینحال، تکیهٔ بیشازحد فیلم بر این نیروی اجرایی به زیان شخصیتپردازی تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
این عناصر بهتنهایی میتوانستند زمینهٔ داستانی پرکشش باشند، ولی اتصالشان بیشتر بر تصادف و جابهجایی سریع میان صحنهها استوار است تا بر علّیت و تحول سنجیده. در نتیجه، فیلم گاه شبیه رشتهای از موقعیتهای جداگانه میشود که تنها با حضور رَفتار و لحن پرهیاهوی اثر به هم وصل شدهاند. بعضی گرهها بهسرعت طرح میشوند و پیش از آنکه وزن عاطفی پیدا کنند، کنار گذاشته میشوند؛ برخی دیگر نیز برای بازگرداندن قصه به مسیر اصلی ناگهان اهمیت مییابند.
فیلم میخواهد هم کمدی بیوقفه باشد و هم در لحظاتی به احساسات خانوادگی و عاشقانه تکیه کند، اما گذار میان این لحنها همیشه طبیعی نیست. همین ناپیوستگی، بهویژه در بخشهای میانی، ضرباهنگ را کند و پراکنده میکند. سارا و رابطهٔ عاشقانه؛ حضوری کمتر از ظرفیت سارا، با بازی Amy Jackson، قرار است هم نیروی محرک ماجرا باشد و هم وجهی رازآمیز به آن ببخشد.
پیشینه و هدف پنهان او برای پیشبرد قصه اهمیت دارد، اما فیلم بیش از آنکه به تجربه و انگیزههای او بپردازد، از او بهعنوان عاملی برای تغییر مسیر رَفتار استفاده میکند. رابطهٔ عاشقانه نیز بیشتر بر کشش اولیه و موقعیتهای پرحادثه تکیه دارد تا گفتوگو یا شناختی تدریجی؛ ازاینرو باورکردن شدت دلبستگی قهرمان آسانتر از درک عمق آن است.
این کاستی بهویژه از آنجا مهم میشود که داستان برای سارا گذشتهای عاطفی و خانوادگی در نظر گرفته است. چنین پیشینهای میتوانست فرصت مناسبی برای ساخت شخصیتی مستقل و چندلایه باشد، اما فیلم معمولاً از آن برای ایجاد پیچشهای روایی و عوضکردن مقصد ماجرا بهره میبرد. در مقابل، Amy Jackson در صحنههای کنشی حضور جسورانهتری دارد و در بخشهایی که بدن و حرکت جای گفتوگو را میگیرند، جلوهای مؤثرتر پیدا میکند.
« همین ناپیوستگی، بهویژه در بخشهای میانی، ضرباهنگ را کند و پراکنده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله نه فقدان ظرفیت بازیگر، بلکه محدودیت نقشی است که به او سپرده شده است. کیکی منون و نقشهای مکمل Kay Kay Menon در نقش شخصیت منفی، یکی از جذابترین اجزای فیلم است. او با خونسردی و نوعی وقار تهدیدآمیز، در برابر شور آشکار آکشی کومار تضاد ایجاد میکند. همین تفاوت در شیوهٔ بازی، به رویاروییهایشان رنگ میدهد و هرگاه منون در قاب حضور دارد، فضای اثر اندکی متمرکزتر میشود.
نقش او نیز از آنجا سود میبرد که بازیگر بهجای تکیهٔ صرف بر فریاد و خشونت، تهدید را با کنترل و حسابگری منتقل میکند. Lara Dutta در نقش امیلی لحظاتی کمیک و دلنشین میآفریند، اما فیلم از ظرفیت او بهتمامی استفاده نمیکند. شخصیتهای فرعی دیگر نیز اغلب به کارکردهای فوری محدود میمانند: یکی برای ساختن شوخی، دیگری برای رساندن اطلاعات، و سومی برای راهانداختن دردسر تازه.
این ازدحام چهرهها به فیلم وسعت ظاهری میدهد، ولی لزوماً جهان داستانی عمیقتری نمیسازد. نمایش، موسیقی و شلوغی بصری «Singh Is Bliing» از ویژگیهای آشنای سرگرمی تجاری بالیوود بهره میگیرد: آهنگهای پرانرژی، صحنههای رقص، اکشن اغراقشده و تغییر پیاپی فضاها. فیلم میان گوا و بخشهایی از رومانی حرکت میکند و از تفاوت محیطها برای ایجاد تنوع بصری بهره میبرد.
رنگهای تند و میزانسنهای شلوغ با شخصیت اصلی و لحن بازیگوش اثر تناسب دارند؛ در بهترین لحظهها، این شلوغی به فیلم سرزندگی میدهد. مشکل آن است که تقریباً هیچچیز مجال مکث پیدا نمیکند. موسیقی و شوخی و کنش اغلب پشت سر هم میآیند، بیآنکه هر کدام فرصت کافی برای اثرگذاری داشته باشند.
« مسئله نه فقدان ظرفیت بازیگر، بلکه محدودیت نقشی است که به او سپرده شده است. »
قوتها و کاستیها
آهنگها گاهی روایت را متوقف میکنند، نه آنکه احساس یا اطلاعات تازهای به آن بیفزایند. طول فیلم نیز این انباشت را محسوستر میکند: با وجود تحرک فراوان، بخشهایی از آن بهجای پیشبرد قصه، صرف تکرار همان لحن و همان نوع شوخی میشود. حاصل، تناقضی است میان ظاهر پرجنبوجوش و تجربهای که گاه کشدار به نظر میرسد.
جمعبندی «Singh Is Bliing» فیلمی است با انرژی فراوان و انسجام اندک؛ اثری که لحظات سرگرمکنندهاش بیش از آنکه از داستانی محکم برخیزند، بر حضور آکشی کومار، چند اجرای مکملِ بهیادماندنی و میل بیامانش به هیاهو تکیه دارند. بازی Kay Kay Menon نیز به تقابلها جذابیت میبخشد و فضای کمدیـماجراجویانهٔ فیلم گاه به تفریحی سبک و بیدردسر تبدیل میشود.
بااینحال، قصهٔ پراکنده، شوخیهای کلیشهای و نگاه گاه تحقیرآمیز به زنان، مانع شکلگیری سرگرمیای میشوند که هم تازه باشد و هم ماندگار. فیلم برای مخاطبی که از کمدیهای اغراقآمیز و پرتحرک لذت میبرد، لحظههایی خوشایند دارد؛ اما کسی که از آن انتظار شخصیتپردازی، ظرافت طنز یا روایتی منسجم داشته باشد، احتمالاً بیش از آنکه با یک ماجراجویی کامل روبهرو شود، با رشتهای از صحنههای پرسروصدا مواجه خواهد شد.
« آهنگها گاهی روایت را متوقف میکنند، نه آنکه احساس یا اطلاعات تازهای به آن بیفزایند. »
ثبت دیدگاه