نقد و بررسی
نقد وحشتزده (Terrified) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وحشت در آستانهٔ خانه «Terrified» یا «Aterrados» فیلمی است که وحشت را از دوردستها فرا نمیخواند؛ آن را به فضای آشنای خانه و محله میکشاند، جایی که انسان معمولاً انتظار امنیت دارد. داستان در حومهٔ بوئنوسآیرس میگذرد و با سلسلهای از رویدادهای نامتعارف آغاز میشود. کمیسر فونِس و گروهی از پژوهشگران پدیدههای فراطبیعی میکوشند منشأ این اتفاقها را بیابند، اما هر پاسخ احتمالی، پرسشهایی هولناکتر پیش میکشد.
فیلم بهجای آنکه از همان ابتدا جهانی اسطورهای و دور از دسترس بسازد، امر ناممکن را به زندگی روزمره تحمیل میکند؛ و همین نزدیکی، نخستین سرچشمهٔ اضطراب آن است. دِمیان روگنا، نویسنده و کارگردان فیلم، بهخوبی میداند که ترس همیشه از ناشناختهای عظیم و پرطمطراق نمیآید. گاهی یک صدای نامعلوم، مکثی طولانی یا تصویری که نباید در قاب باشد، برای برهمزدن احساس امنیت کافی است.
«Terrified» از همین اصل بهره میگیرد و بهتدریج نشان میدهد که خانه، خیابان و حتی اشیای معمولی میتوانند در برابر منطق آشنای ما بیگانه شوند. فضاسازی و معماری اضطراب یکی از مهمترین امتیازهای فیلم، خلق فضایی تیره و تهدیدآمیز است؛ فضایی که در آن سکوت بهاندازهٔ صدا اهمیت دارد. محیطهای مسکونی فیلم نه صرفاً پسزمینهٔ وقوع حوادث، بلکه بخشی از سازوکار وحشتاند.
دیوارها، راهروها و اتاقهای معمولی، به مکانهایی بدل میشوند که حضور چیزی نادیدنی را به ذهن متبادر میکنند. فیلم برای برانگیختن ترس، به فضای گوتیک یا منظرهای دورافتاده وابسته نیست؛ حومهٔ شهری و خانههای عادی را چنان مینمایاند که گویی مرزهای واقعیت در آنها از پیش ترک برداشته است.
« داستان در حومهٔ بوئنوسآیرس میگذرد و با سلسلهای از رویدادهای نامتعارف آغاز میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نورپردازی کمجان و قاببندیهای حسابشده، احساس بیپناهی را تقویت میکنند. دوربین در برخی لحظهها بهجای آنکه فوراً خطر را آشکار کند، نگاه را در محیط نگه میدارد و به تماشاگر فرصت میدهد تا خود در گوشههای تاریک دنبال نشانه بگردد. این شیوه، تعلیق را از انتظار صرف فراتر میبرد: مخاطب نهتنها میپرسد چه چیزی رخ خواهد داد، بلکه از هر آنچه هنوز در قاب دیده نمیشود نیز بیم دارد.
در نتیجه، ترس فیلم اغلب پیش از ظهور صریح امر فراطبیعی آغاز میشود. تصویرهای هولناک و تازگی ایدهها «Terrified» در ژانر وحشت، تنها به بازآفرینی الگوهای شناختهشده بسنده نمیکند. برخی از رخدادها و موجودیتهای فراطبیعی فیلم، بهواسطهٔ طراحی بصری نامتعارفشان در ذهن میمانند. اثر گاهی ترس را از راه تصویرهایی میسازد که نه کاملاً به قواعد آشنای فیلمهای ارواح وفادارند و نه به هیولاهای متعارف سینمایی شباهت دارند.
این بیثباتیِ تصویری به فیلم هویت میبخشد: تماشاگر نمیتواند با اطمینان حدس بزند با چه نوع تهدیدی روبهروست یا چه قاعدهای بر آن حاکم است. کارگردانی در صحنههای دلهرهآور، میان آشکارسازی و پنهانکاری تعادل مؤثری برقرار میکند. فیلم گاهی چیزی را بهروشنی در برابر چشم مخاطب میگذارد و گاهی با حذف، سایه و فاصله، ذهن او را به مشارکت وامیدارد.
این جابهجایی مهم است، زیرا وحشت را به ترفند ناگهانی یا جهشی کوتاه محدود نمیکند. لحظههای پرتنش، گاه پس از پایان تصویر نیز در خاطر باقی میمانند؛ نه لزوماً بهسبب خشونتشان، بلکه بهدلیل احساس نادرستی که در نسبت با جهان عادی ایجاد میکنند. صدا و زبان سینمایی ترس صدا در «Terrified» نقشی فراتر از همراهی موسیقایی دارد.
« نورپردازی کمجان و قاببندیهای حسابشده، احساس بیپناهی را تقویت میکنند. »
شخصیتها و اجرا
صداهای محیطی، سکوتهای حسابشده و نشانههای صوتی مبهم، به تماشاگر گوشبهزنگی تحمیل میکنند. در چنین فضایی، هر صدای کوچک ممکن است حامل معنایی تهدیدآمیز باشد؛ حتی وقتی منشأ آن روشن نیست. موسیقی نیز بهجای آنکه پیوسته احساسات را هدایت کند، در خدمت تشدید بیقراری است و در لحظاتی که تصویر آرام بهنظر میرسد، لایهای از ناامنی به آن میافزاید.
ترکیب صدا و تصویر، یکی از ابزارهای اصلی فیلم برای بازی با ادراک است. مخاطب گاه نمیداند باید به آنچه میبیند اعتماد کند یا آنچه میشنود؛ و همین تردید با مضمون مرکزی اثر، یعنی لغزش مرز میان واقعیت و کابوس، پیوند میخورد. روگنا در بهترین لحظهها، ترس را نه با توضیح، بلکه با تجربهٔ حسی منتقل میکند.
فیلم بهجای آنکه برای هر پدیده شرحی فوری فراهم آورد، تماشاگر را در موقعیتی قرار میدهد که خود نیز در فهم آن درمانده است. شخصیتها و بازیها کمیسر فونِس در مقام چهرهای قانونمحور، نقطهٔ اتکای مناسبی برای ورود به این جهان آشفته است. او از جایگاهی میآید که به شواهد، نظم و توضیح عقلانی وابسته است؛ اما آنچه پیش رویش قرار میگیرد، پیوسته این ابزارها را ناکافی نشان میدهد.
حضور سه پژوهشگر فراطبیعی نیز امکان میدهد که روایت، واکنشهای متفاوت به امر ناشناخته را کنار هم قرار دهد: تردید، کنجکاوی، تخصص و ترس، هرکدام به شکلی در برخورد با وضعیت بحرانی ظاهر میشوند. بازیها در مجموع باورپذیرند و از واکنشهای اغراقآمیز و نمایشی فاصله میگیرند. بازیگران به شخصیتها حالتی روزمره میدهند؛ ازاینرو، واکنش آنان در برابر رویدادهای هولناک، به جهان فیلم وزن عاطفی میبخشد.
« صداهای محیطی، سکوتهای حسابشده و نشانههای صوتی مبهم، به تماشاگر گوشبهزنگی تحمیل میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، گستردگی شخصیتها و رفتوآمد روایت میان آنها گاه مانع از پرداخت عمیقتر میشود. برخی چهرهها بیشتر کارکردی روایی دارند تا آنکه زندگی درونی مستقل و کامل پیدا کنند. این کاستی، در فیلمی که بر شوک و تصویر تکیه دارد، همیشه به تجربهٔ کلی لطمه نمیزند، اما پیوند عاطفی مخاطب را محدود میکند.
روایت چندپاره و بهای ابهام ساختار روایت، هم از ویژگیهای متمایز فیلم است و هم از سرچشمههای دشواری آن. جابهجایی میان شخصیتها و رخدادها، به جهان اثر حالتی شبکهای میدهد؛ گویی چند خانه و چند تجربه، بخشهایی از پدیدهای بزرگترند. چنین ساختاری میتواند حس گسترش تهدید را تقویت کند، زیرا مخاطب درمییابد که مسئله به یک حادثهٔ منفرد محدود نیست.
بااینهمه، پیوند میان بخشها همیشه بهاندازهٔ کافی روشن و روان نیست. تغییر کانون توجه و حرکت میان زمانها گاه رشتهٔ روایی را سست میکند و تماشاگر را وامیدارد تا برای مدتی بیش از حد صرفِ مرتبکردن اطلاعات شود. ابهام دربارهٔ منشأ اتفاقات نیز شمشیری دو لبه است. در فیلم وحشت، توضیح ندادن همهچیز میتواند فضای رازآلود را حفظ کند و اجازه دهد ناشناخته واقعاً ناشناخته بماند.
«Terrified» از این ظرفیت بهره میبرد، اما در بعضی بخشها، کمبود توضیح چنان پررنگ میشود که بهجای ژرفا، احساس کمپرداختگی پدید میآورد. برخی رخدادها تأثیر حسی نیرومندی دارند، اما نسبتشان با منطق کلی داستان بهاندازهٔ کافی صورتبندی نمیشود. از این رو، فیلم گاهی میان رازآمیزبودن و پراکندگی معلق میماند.
« بااینحال، گستردگی شخصیتها و رفتوآمد روایت میان آنها گاه مانع از پرداخت عمیقتر میشود. »
قوتها و کاستیها
نسبت با سنت وحشت فراطبیعی اثر روگنا در سنت فیلمهای خانهتسخیرشده و وحشت ماورایی جای میگیرد، اما نقطهٔ قوتش این است که از فضای محلی و روزمره فاصله نمیگیرد. بوئنوسآیرس و حومهٔ آن صرفاً نامی جغرافیایی نیستند؛ محیط شهری فیلم، با خانهها و مناسبات عادیاش، به زمینهای برای هجوم امر ناممکن بدل میشود.
این انتخاب به فیلم کیفیتی ملموس میدهد و آن را از جهانی کاملاً انتزاعی جدا میکند. درعینحال، «Terrified» بیش از آنکه بر تحول روانشناختی شخصیتها متمرکز باشد، بر خلق موقعیتهای هولناک و تصویرهای ماندگار تکیه میکند. بنابراین، تماشاگرانی که در وحشت بهدنبال قوس شخصیتی مفصل، سازوکار فراطبیعی دقیق یا توضیحی منظم برای همهٔ رخدادها هستند، ممکن است با برخی انتخابهای فیلم کنار نیایند.
اما برای مخاطبی که تجربهٔ حسی، فضای تهدید و غافلگیریهای تصویری را در اولویت میگذارد، همین رویکرد میتواند نیروی اصلی اثر باشد. جمعبندی «Terrified» فیلمی نابرابر، اما صاحبهویت است: در فضاسازی، صدا و ساختن تصویرهای هولناک، اعتمادبهنفس و تخیل قابلتوجهی نشان میدهد؛ در سوی دیگر، روایت چندپاره و ابهامهای کمپرداخته گاه از انسجام آن میکاهند.
بهترین دستاوردش آن است که ترس را به مکانی آشنا میآورد و تماشاگر را وامیدارد به امنیت خانه و قطعیت ادراک خود بدگمان شود. پایان باز و کمپاسخ فیلم نیز با همین رویکرد سازگار است، هرچند ممکن است برای کسانی که انتظار گرهگشایی روشن دارند، رضایتبخش نباشد. در نهایت، این اثر بیش از آنکه بخواهد همهٔ پرسشها را پاسخ دهد، میکوشد چند تصویر و احساس ناآرامکننده را در ذهن مخاطب باقی بگذارد؛ و در این هدف، اغلب موفق است.
« این انتخاب به فیلم کیفیتی ملموس میدهد و آن را از جهانی کاملاً انتزاعی جدا میکند. »
ثبت دیدگاه