نقد و بررسی
نقد همه سوار قطار شوید (Everyone on Board) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی درباره خطاهای کوچک و مسئولیتهای بزرگ «Everyone on Board» ساختهٔ لوکا مینیرو، کمدیای ایتالیایی است که موقعیتی ساده و آشنا را به نقطهٔ آغاز ماجرایی پرتحرک بدل میکند: از دستدادن قطار، وقتی کودکانِ خانواده سوار آن شدهاند و بزرگترها置 جا ماندهاند. برونو، پدر یکی از بچهها، و کلودیو، پدرِ او، باید از تورین راهی سیسیل شوند و خود را به قطار برسانند؛ اما همراهی این دو مردِ عجیبوغریب و کماعتماد، بیش از آنکه به عملیاتی منظم شباهت داشته باشد، به رشتهای از تصمیمهای شتابزده و دردسرهای تازه میماند.
فیلم از همین شکاف میان مسئولیت خطیر و رفتار سبکسرانهٔ قهرمانانش نیروی کمدی خود را میگیرد. این طرح، در ظاهر، زمینهای برای تعقیبوگریز و سوءتفاهم فراهم میکند؛ اما هستهٔ عاطفی اثر در جای دیگری است: در مواجههٔ بزرگترها با وظیفهای که گاه بیش از توان یا آمادگیشان به نظر میرسد. قطار فقط وسیلهٔ سفر نیست؛ نمادی از مسیری است که زندگی، بیاعتنا به تعلل و آشفتگی والدین، پیش میبرد.
در سوی دیگر، کودکان نیز ناچارند در نبود نظارت مستقیم بزرگترها، با دشواریهای سفر کنار بیایند. کمدی برآمده از شخصیت بخش مهمی از جذابیت فیلم به تقابل برونو و کلودیو وابسته است. یکی درگیر مسئولیتی است که از ابتدا برایش آماده نبوده و دیگری با بیاحتیاطی و اطمینان بیش از اندازه، اوضاع را پیچیدهتر میکند.
« فیلم از همین شکاف میان مسئولیت خطیر و رفتار سبکسرانهٔ قهرمانانش نیروی کمدی خود را میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد، به جای آنکه فقط ابزار تولید شوخی باشد، رابطهٔ پدر و پسر را نیز شکل میدهد: هر دو در موقعیتهایی قرار میگیرند که ضعفها و عادتهای یکدیگر را آشکار میسازد، اما همین شناختِ گاه آزاردهنده، زمینهٔ نوعی همدلی را فراهم میکند. فیلم در ساختن لحظههای کمیک به اغراق و آشفتگی تکیه دارد، ولی معمولاً لحن خود را خصمانه یا تلخ نمیکند.
شخصیتها بیشتر از آنکه سزاوار سرزنش باشند، دستوپاچلفتی و انسانیاند؛ خطاهایشان از بیتفاوتی محض نمیآید، بلکه از نابلدی، غرور یا تصمیمگیری عجولانه سرچشمه میگیرد. همین نگاه ملایم کمک میکند تماشاگر در کنار خندیدن به آنها، نگرانشان هم باشد. دو مسیر، یک اضطراب مشترک روایت با حرکت همزمان دو گروه جان میگیرد: برونو و کلودیو که برای رسیدن به قطار میکوشند، و کودکانی که سفرشان به سیسیل بدون همراهی بزرگترها ادامه پیدا میکند.
این ساختار، تعلیقی سبک و خانوادگی میسازد. تماشاگر میداند که هر دو مسیر سرانجام باید به هم برسند، اما لذت اصلی در دیدن راههای پرمانعی است که شخصیتها برای رسیدن به مقصد انتخاب میکنند. در عین حال، تقسیم توجه میان چندین کودک، والدین، همراهان و موقعیتهای فرعی، محدودیتهایی به همراه دارد.
« فیلم در ساختن لحظههای کمیک به اغراق و آشفتگی تکیه دارد، ولی معمولاً لحن خود را خصمانه یا تلخ نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
بعضی شخصیتها بیش از آنکه زندگی و انگیزهای مستقل پیدا کنند، در خدمت پیشبرد موقعیت یا تولید شوخی قرار میگیرند. فیلم از مجموعهٔ آدمهایش تصویری پرجنبوجوش میسازد، اما همیشه فرصت نمییابد این جمع را به شخصیتهایی با عمق برابر تبدیل کند. نتیجه، روایتی خوشریتم اما گاه کمتمرکز است؛ انگار قطار داستان چند ایستگاه را پشت سر میگذارد، بیآنکه در همهٔ آنها به یک اندازه توقف کند.
خانواده و معنای مراقبت زیر لایهٔ حادثه و شوخی، فیلم پرسشی ساده اما مؤثر را پیش میکشد: مراقبت از کودکان دقیقاً به چه معناست؟ آیا نیت خوب برای پذیرفتن مسئولیت کافی است، یا بزرگترها باید توانایی و آمادگی خود را نیز بشناسند؟ برونو و کلودیو با رفتارهای ناپختهشان نشان میدهند که محبت، بهتنهایی، همیشه نظم و تشخیص درست به همراه نمیآورد.
بااینحال، فیلم آنها را بهصورت چهرههایی کاملاً بیصلاحیت تصویر نمیکند؛ در دل آشفتگی، نشانههایی از دلبستگی و میل به جبران دیده میشود. این نگاه، اثر را از یک کمدیِ صرفاً مبتنی بر تعقیب دور میکند و به آن گرمای خانوادگی میبخشد. رابطهٔ نسلها در مرکز توجه قرار میگیرد: بزرگترها نه قهرمانانی بینقصاند و نه الزاماً راهنمایانی که همیشه پاسخ درست را میدانند.
« آیا نیت خوب برای پذیرفتن مسئولیت کافی است، یا بزرگترها باید توانایی و آمادگی خود را نیز بشناسند؟ »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنها نیز باید در میانهٔ بحران، چیزی دربارهٔ خود و دیگران بیاموزند. فیلم این مضمون را با تأکیدی سبک بیان میکند و از تبدیل آن به موعظه پرهیز دارد. ریتم و لحن یکی از امتیازهای فیلم، حرکت روان و کمتکلف آن است. ماجرا با مکثهای طولانی از نفس نمیافتد و زنجیرهٔ دردسرها معمولاً مخاطب را در مسیر نگه میدارد.
لحن اثر نیز عموماً آرام و خوشحالوهواست؛ حتی وقتی موقعیتها از کنترل خارج میشوند، فیلم تمایل دارد آنها را در محدودهٔ کمدی خانوادگی حفظ کند. این تعادل باعث میشود تماشای آن بیشتر به همراهی با سفری پرحادثه شباهت داشته باشد تا تحمل تنشی سنگین. بااینهمه، شتاب روایی همیشه به معنای انسجام نیست.
گاهی تمرکز میان میزها، گفتوگوها و گروههای مختلف جابهجا میشود و رشتهٔ اصلی ماجرا برای لحظاتی پراکنده به نظر میرسد. چنین جابهجاییهایی به فیلم حس جمعی و پررفتوآمد میدهند، اما از سوی دیگر ممکن است پیوند عاطفی با یک شخصیت یا تعارض مشخص را تضعیف کنند. اثر از حرکت بازنمیماند، ولی در بعضی بخشها بیش از آنکه مکث کند و موقعیت را بپروراند، به ایستگاه بعدی میشتابد.
« آنها نیز باید در میانهٔ بحران، چیزی دربارهٔ خود و دیگران بیاموزند. »
قوتها و کاستیها
انتخابهای فرمی و لحظههای ناهماهنگ فیلم در کلیت خود به زبانی دسترسپذیر و سرراست وفادار است؛ انتخابی متناسب با کمدی خانوادگیای که قرار است طیفی گسترده از تماشاگران را با خود همراه کند. بااینحال، بعضی لحظههای فرمی از فضای غالب اثر فاصله میگیرند. بخش موزیکویدیویی سیاهوسفید از جملهٔ همین موارد است: لحظهای که بهجای آنکه جهان بصری و عاطفی فیلم را غنیتر کند، بیشتر چون میانپردهای جداافتاده جلوه میکند.
ناهماهنگی آن نه از جسارت در تغییر لحن، بلکه از کمبود زمینهچینی و پیوند روشن با بافت کلی ناشی میشود. این لغزش کوچک، بهتنهایی تجربهٔ تماشا را مخدوش نمیکند، اما یادآور آن است که فیلم در انتخابهای سبکیاش همیشه به یک اندازه یکپارچه نیست. وقتی روایت بر سادگی و صمیمیت تکیه دارد، هر خروج ناگهانی از این لحن نیازمند دلیلی محکم است؛ در غیر این صورت، تماشاگر بیش از آنکه در جهان داستان غرق شود، متوجه خودِ تمهید میشود.
بازیها و ظرفیت گروه بازیگری بازیها با حالوهوای سبک فیلم سازگارند و بر پایهٔ تضادهای روشن میان شخصیتها کار میکنند. برونو و کلودیو باید هم آشفتگی و درماندگی موقعیت را منتقل کنند و هم رشتهٔ عاطفی میان خود را زنده نگه دارند. کارکرد کمدی آنها زمانی بهتر دیده میشود که شوخی از رفتار و واکنش شخصیتها برآید، نه صرفاً از حادثهای تازه.
« بااینحال، بعضی لحظههای فرمی از فضای غالب اثر فاصله میگیرند. »
جمعبندی
در سوی کودکان نیز حضور گروهی، فضایی پرهیاهو و زنده به سفر میدهد؛ هرچند تعدد چهرهها اجازه نمیدهد همهٔ آنها به یک اندازه در ذهن بمانند. فیلم در نهایت از بازیگرانش بیش از آنچه ساختار پراکندهٔ روایت اجازه دهد مطالبه نمیکند. چند شخصیت مرکزی مجال بیشتری برای شکلدادن به رابطه و خلق لحظههای انسانی دارند، اما دیگران غالباً در نقشهای کوتاهتر یا کارکردی ظاهر میشوند.
این عدم توازن با هدف کمدی گروهی اثر قابلدرک است، هرچند بر همان محدودیتِ پرداخت شخصیتها میافزاید. جمعبندی «Everyone on Board» کمدیای گرم و خوشریتم دربارهٔ آشفتگی مسئولیتپذیری، رابطهٔ پدران و فرزندان و سفری است که هیچکس در آن کاملاً آماده نیست. فیلم با موقعیتی ساده، مجموعهای از دردسرهای پیدرپی میسازد و به کمک لحن ملایم و شخصیتهای دستوپاچلفتیاش، تماشاگر را همراه نگه میدارد.
نقطهٔ قوتش صمیمیت و حرکت روان است؛ نقطهٔ ضعفش نیز پراکندگی توجه و فرصت محدود برای بسط همهٔ شخصیتها و تعارضهاست. این اثر بیش از آنکه بخواهد کمدیای پیچیده یا تجربهای فرمی باشد، خواهان همراهی مخاطب با خانوادهای آشفته اما دوستداشتنی است. در این هدف، اغلب موفق میشود: سفری سبک و سرگرمکننده میسازد که در پس شوخیهایش یادآور میشود مراقبت از دیگران نه با اعتمادبهنفسِ صرف، بلکه با توجه، مسئولیت و آمادگی معنا پیدا میکند.
« فیلم در نهایت از بازیگرانش بیش از آنچه ساختار پراکندهٔ روایت اجازه دهد مطالبه نمیکند. »
ثبت دیدگاه