نقد و بررسی
نقد زنی در آینه (A Woman in the Mirror) | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دلدادگی در سایهٔ کارناوال «A Woman in the Mirror» ساختهٔ Paolo Quaregna، در ظاهر روایت آشنایی کوتاه و پرشوری میان مانولا و فابیو است؛ آشناییای که در روزهای کارناوال ایورئا شکل میگیرد و از همان ابتدا با ناپایداری پیوند خورده است. فیلم نه بر ساختن معمایی پیچیده تکیه میکند و نه میخواهد عشقی را به افسانهای رمانتیک بدل سازد.
نیروی اصلی آن در ثبت کشش میان دو انسان و فاصلهٔ اندکی نهفته است که میان شور لحظه و دوام زندگی وجود دارد. این دلباختگی، بهجای آنکه نوید آیندهای روشن بدهد، بیشتر به مواجههای گذرا میماند: تجربهای که شدت عاطفهاش را از کوتاهیاش میگیرد. کارناوال بهمثابه جهان موقت انتخاب کارناوال ایورئا صرفاً تصمیمی برای افزودن رنگ و حرکت به پسزمینه نیست.
فضای جشن، با ازدحام و هیاهو و حالوهوای رهاییبخش خود، مرزی میان زندگی روزمره و زمانی استثنایی ایجاد میکند؛ گویی شهر برای چند روز به صحنهای بدل میشود که در آن آدمها آسانتر به خواستههای پنهانشان نزدیک میشوند. شور عمومی کارناوال با شور خصوصی مانولا و فابیو همنواست و به رابطهٔ آنان کیفیتی زودگذر میبخشد: احساس میکنیم این عشق در دل همین فضای موقت امکان ظهور یافته و بیرون از آن ممکن است شکل دیگری پیدا کند.
« فیلم نه بر ساختن معمایی پیچیده تکیه میکند و نه میخواهد عشقی را به افسانهای رمانتیک بدل سازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تقابل میان جمعیت و خلوت، میان جشن بیرونی و گفتوگوی دونفره، یکی از ظرفیتهای دیداری و دراماتیک فیلم است. کارناوال امکان گریز از عادت را فراهم میکند، اما بهخودیخود به آزادی پایدار نمیانجامد. فیلم در بهترین لحظههایش این پرسش را پیش میکشد که آیا آدمی در چنین فضایی حقیقت خویش را آشکار میکند، یا تنها نقشی را میآزماید که در روزهای عادی جرئت بازیکردنش را ندارد.
شور جسمانی و صمیمیت کلامی رابطهٔ مرکزی فیلم فقط بر جاذبهٔ جسمانی استوار نیست. گفتوگوهای صمیمانه، اعترافها و لحظههای مکث، به آن بُعد انسانیتری میدهند و نشان میدهند که نزدیکی میان دو نفر گاه از تماس تنانه فراتر میرود: میل به دیدهشدن، شنیدهشدن و بیپرده حرفزدن نیز در آن حضور دارد.
فیلم به این وجه توجه میکند که صمیمیت میتواند در زمانی کوتاه شکل بگیرد، بیآنکه الزاماً به شناختی کامل یا تعهدی بلندمدت برسد. بااینحال، همین شتاب در شکلگیری رابطه محدودیت هم میآفریند. شدت احساسها گاه جای تحول تدریجی را میگیرد و شخصیتها پیش از آنکه لایههای پیچیدهتری پیدا کنند، در موقعیتهایی عاطفی قرار میگیرند که از پیش معنای نسبتاً روشنی دارند.
« این تقابل میان جمعیت و خلوت، میان جشن بیرونی و گفتوگوی دونفره، یکی از ظرفیتهای دیداری و دراماتیک فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، گفتوگوها زمانی اثرگذارترند که از شور لحظه فاصله میگیرند و به تردیدها یا آسیبپذیریهای انسانی نزدیک میشوند؛ هرجا که فیلم به بیان مستقیم احساس بسنده میکند، امکان ژرفترشدن رابطه کمتر میشود. بازی استفانیا ساندریلی استفانیا ساندریلی در نقش مانولا مهمترین تکیهگاه فیلم است.
بازی او از اعتمادبهنفسی برخوردار است که شخصیت را از یک چهرهٔ صرفاً تابع رابطه جدا میکند. مانولا در حضور او زنی است که میل و کنجکاوی خود را پنهان نمیکند، اما این صراحت به معنای سادهبودن شخصیت نیست. ساندریلی در تغییرات ظریف لحن و نگاه، همزمانیِ جسارت و تردید را آشکار میکند و به لحظههای آرام فیلم وزن میبخشد.
در فیلمی که گاه شخصیتپردازیاش مجال کافی برای گسترش پیدا نمیکند، حضور بازیگر میتواند فاصلهٔ میان آنچه در فیلمنامه گفته شده و آنچه از درون شخصیت حس میشود پر کند. ساندریلی چنین حضوری دارد: حتی وقتی مانولا در موقعیتی آشنا و قابلپیشبینی قرار میگیرد، بازی او از یکنواختشدن نقش جلوگیری میکند.
« بازی استفانیا ساندریلی استفانیا ساندریلی در نقش مانولا مهمترین تکیهگاه فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، فابیو و برخی چهرههای پیرامونی کمتر به همان اندازه پیچیدگی مییابند؛ ازاینرو توازن رابطه گاهی به سود مانولا برهم میخورد و فیلم بیشتر از منظر او جان میگیرد. ریتم و ساختمان روایت روایت در بخشهایی آرام و تأملی پیش میرود، اما این آرامش همیشه به تعلیق یا کشف عاطفی نمیانجامد.
گاه صحنهها بیش از آنکه تنش تازهای به رابطه بیفزایند، حالوهوای موجود را تکرار میکنند. این کشآمدن، بهویژه هنگامی محسوس است که فیلم از کشش میان دو شخصیت انتظار دارد بهتنهایی حرکت دراماتیک بسازد. شور آغازین برای پیشبردن همهٔ لحظهها کافی نیست و بعضی گذرها میتوانستند فشردهتر یا از نظر احساسی پربارتر باشند.
از سوی دیگر، مسیر کلی داستان چندان بر غافلگیریهای بزرگ بنا نشده است. برخی تغییر جهتها را میتوان زودتر حدس زد؛ نه لزوماً چون فیلم اطلاعاتی آشکار میدهد، بلکه چون از الگوی آشنای عشق کوتاه و ناپایدار پیروی میکند. این پیشبینیپذیری، اگر با جزئیات روانشناختی دقیق همراه شود، میتواند به حس تقدیر و تلخی آرام بینجامد؛ اما هرگاه انگیزهها به اندازهٔ کافی روشن یا پیچیده نشده باشند، نتیجه بیشتر شبیه تأیید انتظاری آشناست تا کشفی تازه.
« گاه صحنهها بیش از آنکه تنش تازهای به رابطه بیفزایند، حالوهوای موجود را تکرار میکنند. »
قوتها و کاستیها
نگاه فیلم به زنانگی و میل مانولا از آن دسته شخصیتهایی است که میل خود را موضوع شرم یا پنهانکاری نمیداند. این ویژگی به فیلم امکان میدهد دربارهٔ زنانگی نه فقط از منظر نگاه مردانه، بلکه با تأکید بر انتخاب و تجربهٔ شخصی زن سخن بگوید. اهمیت این رویکرد در آن است که شخصیت زن را به واکنش صرف در برابر خواستهٔ دیگری تقلیل نمیدهد؛ مانولا در رابطه حضور دارد، تصمیم میگیرد و در ساختن فضای عاطفی آن سهمی فعال دارد.
بااینحال، ظرفیت این نگاه همیشه به عمق کامل نمیرسد. جسارت در نمایش میل، بهتنهایی جای پرداخت چندوجهی را نمیگیرد. برای آنکه تجربهٔ مانولا به تصویری ماندگار از استقلال و خودشناسی بدل شود، فیلم باید بیش از این به جهان درونی و انگیزههای متغیر او بپردازد. در لحظههایی که این فرصت را از دست میدهد، شخصیت بهجای آنکه بهتمامی پیچیده شود، در محدودهٔ موقعیت عاشقانه باقی میماند.
جمعبندی «A Woman in the Mirror» فیلمی دربارهٔ عشقی کوتاه است که شدت خود را از گذرابودن میگیرد؛ دربارهٔ زمانی استثنایی که در آن شور و صمیمیت مجال بروز پیدا میکنند، اما الزاماً به پایداری نمیرسند. فضای کارناوال ایورئا به فیلم هویتی دیداری و معنایی میدهد و بازی استفانیا ساندریلی نیز با حضور مطمئن و ظریف خود، از مهمترین نقاط قوت آن است.
« نگاه فیلم به زنانگی و میل مانولا از آن دسته شخصیتهایی است که میل خود را موضوع شرم یا پنهانکاری نمیداند. »
جمعبندی
در سوی دیگر، ریتم گاه کشدار، شخصیتپردازی نابرابر و قابلحدسبودن برخی مسیرها مانع از آن میشوند که فیلم به کاوشی کاملاً ژرف در روان آدمهایش بدل شود. بااینهمه، اثر در ثبت حالوهوای یک دلدادگی بیقرار ارزش تماشا دارد. جذابیتش بیش از آنکه در پیچشهای روایی یا تحولهای بزرگ باشد، در فاصلهٔ میان شور و اندوه، میان آزادی لحظه و محدودیت زمان، و در چهرهٔ زنی است که با اعتمادبهنفس به تجربهٔ خود نزدیک میشود.
« بااینهمه، اثر در ثبت حالوهوای یک دلدادگی بیقرار ارزش تماشا دارد. »
ثبت دیدگاه