نقد و بررسی
نقد ۷۶ روز (76 Days) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مواجههای بیواسطه با روزهای بحران «۷۶ روز» مستندی درباره روزهای آغازین همهگیری کوویدـ۱۹ در ووهان است؛ اما بیش از آنکه بکوشد تاریخچهای جامع از بحران بسازد، به تجربه زیسته آن نزدیک میشود. دوربین به بیمارستانها میرود و در کنار بیماران و کارکنان درمان میماند؛ جایی که زمان نه بر پایه تقویم، بلکه با ورود بیماران، تلاش برای مراقبت و لحظههای دشوار انتظار معنا پیدا میکند.
فیلم از تماشاگر نمیخواهد تنها درباره فاجعه بداند؛ او را در فاصلهای اندک از آدمهایی قرار میدهد که در متن آن زندگی میکنند. این انتخاب، هم سرچشمه قدرت اثر است و هم محدودیت آن. مخاطب با اطلاعاتی پراکنده و موقعیتهایی جزئی روبهرو میشود، نه با روایتی فراگیر که همه ابعاد شیوع بیماری و پاسخ به آن را توضیح دهد.
در عوض، فیلم بر آنچه در دسترس چشم و گوش است تکیه میکند: چهرهها، صداها، رفتوآمدها و تلاش روزانه برای حفظ جان انسانها. دوربین بهمثابه شاهد ویژگی محوری «۷۶ روز» شیوه مشاهدهگر آن است. فیلم به مصاحبههای رسمی و توضیحهای مستقیم متکی نیست و بسیاری از لحظهها را چنان ثبت میکند که گویی دوربین در جریان روزمره بیمارستان حضور دارد، نه اینکه برای مخاطب صحنهای از پیش چیده باشد.
« این انتخاب، هم سرچشمه قدرت اثر است و هم محدودیت آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پرهیز از توضیحدادن، به تصاویر امکان میدهد خود بار روایت را به دوش بکشند. نگاههای خسته، مکثها و حرکتهای سریع کارکنان، گاه بیش از هر شرحی از شدت فشار حکایت میکنند. بااینحال، مشاهده بیواسطه به معنای بیطرفی مطلق نیست. انتخاب اینکه کدام لحظه ثبت شود و در کنار کدام تصویر قرار بگیرد، خود گونهای روایتپردازی است.
فیلم این مداخله را پشت گفتار تحلیلی پنهان نمیکند، بلکه تا حد زیادی از آن فاصله میگیرد؛ نتیجه، اثری است که بیش از آنکه نتیجهگیریهایش را بیان کند، از مخاطب میخواهد نگاه کند و برداشت خود را بسازد. بیمارستان؛ جهان کوچک و فشرده بیمارستان در این مستند تنها محل درمان نیست؛ جهانی فشرده است که در آن ترس، امید، فرسودگی و وظیفهمندی همزمان حضور دارند.
فضای بسته و رفتوآمد پیوسته، احساس تنگی و فشار را تقویت میکند. بحران در مقیاس خبرهای بزرگ و آمارهای دوردست باقی نمیماند؛ به موقعیتی ملموس بدل میشود که در آن هر تماس انسانی و هر تلاش برای مراقبت اهمیت دارد. این تمرکز مکانی، به فیلم انسجام میبخشد. بهجای آنکه در میان گزارشهای گوناگون از بیرون بیمارستان پراکنده شود، دوربین در همان محیط باقی میماند و تکرارهای روزمره را جدی میگیرد.
« این پرهیز از توضیحدادن، به تصاویر امکان میدهد خود بار روایت را به دوش بکشند. »
شخصیتها و اجرا
آنچه در نگاه نخست ممکن است یکنواخت به نظر برسد، بهتدریج تصویر یک وضعیت ممتد را میسازد: بحرانی که نه در یک لحظه نمایشی، بلکه در ادامه یافتنِ بیوقفه فشار خود را تحمیل میکند. انسانها فراتر از نقشهایشان یکی از امتیازهای اثر، توجه به انسانهایی است که در روایتهای عمومی گاه به عنوان «بیمار» یا «کادر درمان» خلاصه میشوند.
فیلم آنان را در مقام نقشهای نمادین متوقف نمیکند؛ در رفتارهای کوچک و واکنشهای روزمرهشان، فردیت و آسیبپذیریشان آشکار میشود. در برابر رنج، مهربانی و صبوری نیز دیده میشود؛ نه بهصورت شعاری، بلکه در کنشهایی ساده که در موقعیت دشوار معنایی پررنگ پیدا میکنند. این نگاه انسانی از آن رو اثرگذار است که فیلم از تحمیل احساسات فاصله میگیرد.
لحظههای امیدبخش، رنج را محو نمیکنند و لحظههای تلخ نیز تمام تجربه آدمها را به اندوه فرو نمیکاهند. همنشینی این دو سویه، تصویری پیچیدهتر از تابآوری میسازد: مقاومت نه به معنای شکستناپذیری، بلکه توان ادامهدادن در شرایطی است که آدمها را فرسوده میکند. تصویر و صدا؛ تنش بدون اغراق فضای پرتنش فیلم از شکوهپردازی یا زبان بصری پرزرقوبرق نمیآید.
« این نگاه انسانی از آن رو اثرگذار است که فیلم از تحمیل احساسات فاصله میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثرگذاری آن بیشتر حاصل نزدیکی دوربین به محیط و پیگیری جزئیات است. تصویرها، حس حضور در فضایی شلوغ و ناآرام را منتقل میکنند و صداهای محیطی نیز به این حس میافزایند. تماشاگر بهجای آنکه از بیرون شاهد گزارشی مرتب باشد، با آشفتگی و فشار لحظهها روبهرو میشود. این واقعگرایی، فیلم را از تبدیل بحران به نمایشی صرف بازمیدارد، هرچند نزدیکی مداوم به رنج میتواند سنگین و فرساینده باشد.
اثر برای فاصلهگذاری عاطفی چندانی نمیسازد؛ به همین دلیل، تماشای آن ممکن است دشوار شود. این دشواری بخشی از تجربه فیلم است، اما برای هر مخاطبی آسان یا مناسب نیست. امتیاز و محدودیت روایت کمتوضیح نبود مصاحبه و توضیح مستقیم، به «۷۶ روز» صداقتی حسی میبخشد، اما شناخت مخاطب را نیز محدود میکند.
بسیاری از آدمها در قاب ظاهر میشوند، بیآنکه پیشینهای مفصل از زندگی یا مسیر شخصیشان بدانیم. همچنین فیلم کمتر به شرح زمینه گستردهتر بحران میپردازد و نمیکوشد همه پرسشهای مربوط به روند همهگیری یا سازوکارهای مقابله با آن را پاسخ دهد. این کمبود برای کسی که انتظار مستندی توضیحی و تحلیلی دارد محسوس خواهد بود.
« اثرگذاری آن بیشتر حاصل نزدیکی دوربین به محیط و پیگیری جزئیات است. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر ممکن است برای فهم پیوند میان رخدادهای منفرد و تصویر کلیتر، به اطلاعاتی بیرون از فیلم نیاز داشته باشد. بااینهمه، این کاستی را باید در نسبت با انتخاب فرمی اثر سنجید: فیلم قصد ندارد بهجای هر شاهد، تاریخنگار یا مفسر سخن بگوید؛ تمرکز آن بر تجربه نزدیک و ثبت لحظههاست. این انتخاب آگاهانه است، اما به این معنا نیست که همه مخاطبان از آن به یک اندازه بهره خواهند برد.
مسئولیت اخلاقی ثبت رنج فیلمبرداری از بیماران و کارکنان در وضعیتی آسیبپذیر، پرسشی اخلاقی را پیش میکشد: دوربین تا کجا میتواند به تجربه دیگران نزدیک شود، بیآنکه رنج آنان را به تماشا بدل کند؟ «۷۶ روز» با ماندن در فضای بیمارستان و نشاندادن لحظههای دشوار، ناگزیر تماشاگر را با همین پرسش روبهرو میکند.
ارزش اثر در آن است که رنج را به تصویر تزئینی یا هیجان گذرا تقلیل نمیدهد؛ بااینحال، شدت و استمرار تصاویر برای برخی بینندگان ممکن است سنگین باشد. فیلم پاسخ نظری و صریحی به این مسئله نمیدهد. در عوض، خودِ تماشا را به آزمونی برای مخاطب تبدیل میکند: آیا میتوان در برابر رنج دیگری مکث کرد و او را نه بهعنوان نمادی از فاجعه، بلکه انسانی در موقعیتی واقعی دید؟
« تماشاگر ممکن است برای فهم پیوند میان رخدادهای منفرد و تصویر کلیتر، به اطلاعاتی بیرون از فیلم نیاز داشته باشد. »
جمعبندی
این وجه، مستند را از یک گزارش صرف فراتر میبرد و به تأملی درباره نگاهکردن و شاهدبودن بدل میکند. جمعبندی «۷۶ روز» مستندی نزدیک، پرتنش و عمیقاً انسانی است که قدرتش را از حضور در متن بیمارستان و اعتماد به تصویرهای بیواسطه میگیرد. فیلم با پرهیز از توضیحهای فراوان، به رفتارها و لحظههای کوچک مجال میدهد تا معنای بحران را آشکار کنند؛ همین روش، در کنار ثبت مهربانی و استقامت، اثری ماندگار میسازد.
در مقابل، روایت کمتوضیح آن ممکن است زمینه گستردهتر را ناکافی روشن کند و نمایش طولانی رنج برای برخی مخاطبان فرساینده باشد. این مستند را باید بیش از آنکه شرحی کامل از همهگیری دانست، گواهی نزدیک بر تجربه انسانها در روزهای بحرانی ووهان دید. ارزش آن در پاسخدادن به همه پرسشها نیست؛ در این است که تماشاگر را وامیدارد در برابر آنچه دیده، مکث کند و با واقعیت آدمهایی روبهرو شود که در دل بحران، همچنان برای مراقبت از یکدیگر میکوشند.
« این وجه، مستند را از یک گزارش صرف فراتر میبرد و به تأملی درباره نگاهکردن و شاهدبودن بدل میکند. »
ثبت دیدگاه