نقد و بررسی
نقد عهد: بازگویی تمثیلها (Testament: The Parables Retold) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی میان تاریخ و اکنون «Testament: The Parables Retold» به کارگردانی Paul Syrstad، در ظاهر روایتی دربارهٔ لوقا و گروهی از پیروان نخستین عیسی است؛ اما نیروی محرک آن نه فقط گریز از نگهبانان معبد، بلکه پرسشی دربارهٔ خودِ روایتکردن است: چگونه میتوان تجربهای دینی را ثبت کرد، بیآنکه معنای زنده و انسانی آن در قالب گزارش خشک از دست برود؟
لوقا در پی گردآوری مواد لازم برای نوشتن گزارشی دربارهٔ عیسی است، ولی شنیدن مَثَلها مسیر پژوهش او را تغییر میدهد. این چارچوب، میان جستوجوی تاریخی و مواجههٔ شخصی با حکایتها پلی میزند؛ پلی که گاه الهامبخش است و گاه زیر بار خردهروایتهای متعدد استحکام خود را از دست میدهد. ایدهٔ بازآفرینی امروزیِ مَثَلهای انجیل، مهمترین انتخاب فرمی فیلم است.
اثر نمیکوشد صرفاً گذشته را با جزئیات تاریخی بازسازی کند؛ در عوض، میپرسد این داستانها در جهان معاصر چه صورتی میتوانند داشته باشند و چگونه میتوانند از محدودهٔ زمان و مکان نخستین خود فراتر بروند. چنین رویکردی بالقوه مخاطب را به جای تماشاگرِ حکایتی کهن، به شنوندهای درگیر با مسئلهای امروز بدل میکند.
فیلم در همین جابهجایی، جسارت و تازگی خود را مییابد؛ هرچند اجرای این ایده همیشه به یک اندازه منسجم نیست. معرفی فیلم نیز بر همین الگوی دوگانه استوار است: روایت لوقا و شاگردان در کنار بازگوییِ مَثَلهایی چون «سامری نیکوکار» قرار میگیرد. قصهای که چند قصه را در خود جای میدهد ساختار فیلم بر رفتوآمد میان خط اصلی و روایتهای تمثیلی بنا شده است.
« ایدهٔ بازآفرینی امروزیِ مَثَلهای انجیل، مهمترین انتخاب فرمی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
لوقا، شاگردان و تهدید نگهبانان معبد، بستری برای گردآمدن شخصیتها و انتقال حکایتها فراهم میکنند؛ سپس هر مَثَل، چون پنجرهای جداگانه، معنایی را پیش چشم میگذارد. این شیوه از نظر مفهومی با ماهیت مَثَلها تناسب دارد: داستانی در دل داستانی دیگر، که معنایش تنها به رخدادهای سطحی محدود نمیماند.
با این حال، قرار دادن چند روایت مستقل درون یک فیلم بلند، به پیوندی دقیق میان اجزا نیاز دارد. هر حکایت باید نه فقط بهتنهایی اثر بگذارد، بلکه در مسیر دگرگونی لوقا و حرکت کلی فیلم نیز نقشی روشن داشته باشد. در اینجا گاه فاصلهٔ میان بخشها بیش از آن است که روایت بتواند آن را به تجربهای یکپارچه تبدیل کند.
مَثَلها ممکن است به مجموعهای از قطعات جداگانه شباهت پیدا کنند؛ قطعاتی که موضوع و لحنشان جلب توجه میکند، اما اتصالشان به خط اصلی همیشه از دل کنش و تصویر شکل نمیگیرد. در نتیجه، تماشاگر گاهی به جای آنکه احساس کند داستانها بهتدریج در تجربهٔ لوقا رسوب میکنند، با نوبتهایی از حکایتگویی روبهرو میشود.
این گسست از ضعف ایده ناشی نیست، بلکه از دشواری تبدیل مجموعهای از فیلموارهها به روایتی بلند و پیوسته سرچشمه میگیرد. مَثَلها و امکانِ بازخوانی بازآفرینیِ حکایتهای آشنا در زمانهای دیگر، تنها هنگامی ارزش سینمایی پیدا میکند که چیزی بیش از انتقال یک پیام آماده به دست دهد. نقطهٔ قوت «Testament: The Parables Retold» آن است که مَثَلها را صرفاً به یادگاریهای محترمِ گذشته تبدیل نمیکند؛ میکوشد آنها را به موقعیتهایی نزدیک به جهان امروز پیوند بزند.
« با این حال، قرار دادن چند روایت مستقل درون یک فیلم بلند، به پیوندی دقیق میان اجزا نیاز دارد. »
شخصیتها و اجرا
در این بازخوانی، مسئلههایی چون همدلی، مسئولیت و شیوهٔ مواجهه با دیگری میتوانند از سطح آموزهای انتزاعی پایین بیایند و به تجربهای ملموس بدل شوند. روایت «سامری نیکوکار» نمونهٔ مؤثری از این ظرفیت است: داستانی که با تغییر زمینه، همچنان پرسش اصلی خود را حفظ میکند و مخاطب را به سنجش واکنشهای خویش فرامیخواند.
اما همین میل به دسترسپذیرکردن معنا، گاهی فیلم را به توضیح بیش از اندازه میکشاند. مَثَل اساساً از راه ایجاز و چندمعناییبودن اثر میگذارد؛ نیروی آن در این است که مخاطب را به کشف و داوری دعوت میکند، نه اینکه همهٔ نتایج را از پیش برایش صورتبندی کند. هرگاه شخصیتها معنای حکایت را با دیالوگهای روشن و پیاپی توضیح میدهند، فضای تأمل محدود میشود.
تصویر و موقعیت، که میتوانستند بار معنایی را بر دوش بکشند، جای خود را به شرح مستقیم میدهند. از این رو فیلم در لحظههای موفقش به مخاطب اعتماد میکند و در لحظههای کماثرتر، معنایی را که پیشتر قابل دریافت بوده دوباره به زبان میآورد. بازیها و جهان دیداری بازیگران اصلی در خدمت لحنی قرار دارند که میان اضطرابِ تعقیب و آرامشِ نقل حکایتها در نوسان است.
Josh Beckman در نقش لوقا باید هم کنجکاویِ پژوهشگرانهٔ شخصیت را منتقل کند و هم آمادگی او را برای مواجهه با تجربهای که از محدودهٔ تحقیق فراتر میرود. این نقش بهخودیخود ظرفیت درونی مناسبی دارد: شخصیتی که در آغاز میخواهد بشنود و ثبت کند، اما کمکم ناچار است نسبت خود را با شنیدهها روشن سازد.
« اما همین میل به دسترسپذیرکردن معنا، گاهی فیلم را به توضیح بیش از اندازه میکشاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازی گروهی نیز به صحنههایی که بر گفتوگو و حضور جمعی متکیاند، گرما میبخشد. البته برخی لحظهها بیش از آنکه از مکث، نگاه یا رفتار بازیگران معنا بگیرند، بر دیالوگ تکیه دارند؛ امری که میتواند اجرا را مستقیمتر و کمظرافتتر کند. فیلمبرداری از عناصر گیرا و خوشساخت اثر است. دوربین به ساختن فضایی سینمایی کمک میکند و اجازه نمیدهد فیلم، با وجود تکیهٔ فراوان بر گفتوگو، کاملاً به نمایشی ایستا تبدیل شود.
قابها و فضای تصویری، میان پنهانشدن و آشکارشدن، تهدید و تأمل، نوعی کشاکش دیداری ایجاد میکنند. در اینجا تصویر میتواند چیزی را منتقل کند که دیالوگ بهتنهایی از عهدهٔ آن برنمیآید: احساس ناامنیِ گروه و در عین حال، مکثی که برای شنیدن و فهمیدن لازم است. با این همه، کیفیت دیداری بهتنهایی قادر نیست ناهماهنگیهای ساختاری را جبران کند؛ فیلمبرداریِ خوشپرداخت زمانی بیشترین اثر را دارد که تدوین و ضرباهنگ نیز مسیر مشترکی را دنبال کنند.
ریتم و لحن؛ میان تأمل و تصریح کندی ریتم در فیلم فقط مسئلهای اجرایی نیست؛ تا اندازهای از انتخاب موضوع و شیوهٔ بیان آن نیز برمیخیزد. حکایتهای اخلاقی به مکث و تأمل نیاز دارند، اما مکث زمانی اثرگذار میشود که در کنار آن، پیشروی و دگرگونی هم وجود داشته باشد. در برخی بخشها، روایت بیش از حد میایستد تا پیام خود را روشن کند، و از این رو زمان فیلم به جای آنکه میدان تأمل باشد، به مجال تکرار بدل میشود.
دیالوگهای توضیحی نیز این کندی را تشدید میکنند؛ زیرا گاه معنایی را که از موقعیت قابل دریافت است، دوباره در قالب گفتار بیان میکنند. لحن فیلم نیز همیشه میان وجه رازآمیز، دراماتیک و پندآموز خود تعادل برقرار نمیکند. مَثَلها ظرفیت تفسیرهای گوناگون دارند، اما فیلم گاه معنای آنها را به شکلی چنان صریح عرضه میکند که ابهام سازندهشان کاهش مییابد.
« بازی گروهی نیز به صحنههایی که بر گفتوگو و حضور جمعی متکیاند، گرما میبخشد. »
قوتها و کاستیها
در سوی دیگر، تغییر زمینه و لحن میان روایت اصلی و حکایتهای امروزی، ممکن است حس ناهماهنگی پدید آورد. این دوگانگی، هم حاصل جاهطلبی اثر است و هم محدودیت آن: فیلم میخواهد داستانی دربارهٔ تعقیب و پنهانزیستی باشد، مجموعهای از بازخوانیهای اجتماعی ارائه کند و همزمان تجربهای معنوی را تصویر کند.
این هدفها میتوانند به هم نیرو ببخشند، اما برای رسیدن به وحدت، به پیوندهای روایی ظریفتری نیاز دارند. مخاطب و ارزش تجربهٔ فیلم «Testament: The Parables Retold» بیش از هر چیز برای مخاطبی مناسب است که به بازخوانی روایتهای دینی و امکان پیوند آنها با مسائل امروز علاقه دارد. تماشاگرانی که مَثَلها را از پیش میشناسند، شاید بیش از همه متوجه تفاوت میان پیام آشنا و شکل تازهٔ عرضهٔ آن شوند؛ مخاطبانی که شناخت کمتری دارند نیز میتوانند با حکایتها بهعنوان روایتهایی دربارهٔ انتخاب و همدلی روبهرو شوند.
با این حال، میزان اثرگذاری فیلم تا حدی به تحمل تماشاگر در برابر ریتم کند و بیان مستقیم آن وابسته است. اثر کمتر از آنکه بر تعلیق روایی یا پیچیدگی روانشناختی تکیه کند، بر ارزش موضوع و قابلیت معنایی داستانهایش تکیه دارد. اهمیت فیلم را میتوان در کوشش آن برای یافتن شکلی تازه برای قصهگوییِ تمثیلی دید.
این کوشش، حتی هنگامی که کاملاً به نتیجه نمیرسد، پرسشی مفید پیش میکشد: آیا بازگوییِ حکایتهای کهن باید وفاداریِ ظاهری به گذشته را حفظ کند، یا میتواند با انتقال آنها به اکنون، معنایشان را از نو به آزمون بگذارد؟ پاسخ فیلم بیش از آنکه نظری باشد، در شیوهٔ ساختارش نهفته است؛ در ترکیب روایت اصلی با قصههای درونی، در جابهجایی زمان و در تلاش برای نزدیککردن آموزهها به تجربهٔ روزمره.
« در سوی دیگر، تغییر زمینه و لحن میان روایت اصلی و حکایتهای امروزی، ممکن است حس ناهماهنگی پدید آورد. »
جمعبندی
این ترکیب نامتوازن است، اما بیحاصل نیست. جمعبندی «Testament: The Parables Retold» اثری است با هستهای خلاقانه و اجرایی نابرابر. بازآفرینی امروزیِ مَثَلهای انجیل به آن امکان میدهد با حکایتهای آشنا برخوردی تازه داشته باشد و در بخشهایی، بهویژه در بازگوییِ «سامری نیکوکار»، تماشاگر را به تأمل واقعی دعوت کند.
بازیهای اصلی و فیلمبرداریِ خوشساخت نیز به جهان اثر جذابیت میبخشند. در برابر این امتیازها، پیوند ناپیوستهٔ روایتها، ریتم کند، دیالوگهای توضیحی و لحنی که گاه بیش از اندازه پندآموز میشود، از ظرافت و انسجام آن میکاهند. حاصل، فیلمی است که ایدهاش از اجرای کاملش پیشی میگیرد: تجربهای ارزشمند برای علاقهمندان به بازخوانیهای دینی و روایی، اما نه اثری که همیشه بتواند ظرفیت معنایی مَثَلها را با وحدت سینمایی همراه کند.
« این ترکیب نامتوازن است، اما بیحاصل نیست. »
ثبت دیدگاه