نقد و بررسی
نقد آزادیخواه (The Liberator) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سیمای آزادیخواه در قاب حماسه «The Liberator» درامی تاریخی دربارهٔ سیمون بولیوار، رهبر جنبش استقلالطلبی آمریکای جنوبی، است؛ مردی که مبارزهاش با سلطهٔ اسپانیا تنها به رهایی یک سرزمین محدود نمیشود و رؤیای اتحاد ملتهای آزادشده را نیز در بر میگیرد. فیلم بهجای آنکه او را صرفاً در هیئت سرداری پیروز و دستنیافتنی بنشاند، میکوشد مسیر شکلگیری یک رهبر را از خلال شکست، سوگ، تبعید و بازگشت به میدان نشان دهد.
همین گسترهٔ تاریخی، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم دشواری اصلی آن: زندگی بولیوار چنان پرحادثه و پهناور است که گنجاندنش در فیلمی نزدیک به دو ساعت، ناگزیر به انتخاب، فشردهسازی و گاه سادهسازی میانجامد. اثر به کارگردانی آلبرتو آروِلو و با بازی ادگار رامیرز ساخته شده است. آغاز پرکشش و وعدهٔ یک روایت بزرگ فیلم با شروعی گیرا، تماشاگر را به دل وضعیت پرتنش قهرمانش میبرد و سپس از راه بازگشت به گذشته، زمینهٔ داستان را میسازد.
این شیوه در ابتدا مؤثر است: بهجای عرضهٔ فوری اطلاعات تاریخی، کنجکاوی برمیانگیزد و تصویری از مردی میدهد که زندگی خصوصی و سرنوشت سیاسیاش بهتدریج در هم گره میخورند. در این بخش، اثر نوید میدهد که با روایتی صرفاً آموزشی یا فهرستی از جنگها روبهرو نیستیم؛ قرار است با شخصیتی مواجه شویم که میان خواستهای شخصی و وظیفهای بزرگتر گرفتار شده است.
« اثر به کارگردانی آلبرتو آروِلو و با بازی ادگار رامیرز ساخته شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما این وعده در ادامه همیشه به همان قوت حفظ نمیشود. گاه فیلم از یک مقطع تاریخی به مقطع دیگر میشتابد و فرصت کافی برای آنکه پیامدهای عاطفی یا سیاسی هر رویداد در جان تماشاگر بنشیند، فراهم نمیکند. در نتیجه، شروع پرتحرک و تأثیرگذار آن تا اندازهای انتظاری میسازد که بخشهای میانی در پاسخگویی به آن ناتوان میمانند.
تماشاگر با مسیر کلی قهرمان همراه میشود، اما همیشه حس نمیکند که با همهٔ پیچیدگیهای آن مسیر زندگی کرده است. ادگار رامیرز؛ نیروی انسانی فیلم مهمترین تکیهگاه اثر، بازی ادگار رامیرز است. او بولیوار را با حضوری پرقدرت و متقاعدکننده جان میبخشد؛ حضوری که هم در لحظههای خطابه و تصمیمگیری سیاسی کارآمد است و هم در موقعیتهایی که شخصیت باید آسیبپذیری، اندوه یا تردیدش را آشکار کند.
رامیرز نمیگذارد قهرمان به مجسمهای تاریخی بدل شود. در بیان، نگاه و حرکاتش میتوان هم اقتدار یک رهبر را دید و هم انسانی را که از گذشته و خواستههای شخصی خود جدا نشده است. این بازی، بهویژه هنگامی که فیلم از فضای جنگی فاصله میگیرد و به روابط و انگیزههای درونی نزدیک میشود، وزن دراماتیک اثر را بالا میبرد.
« اما این وعده در ادامه همیشه به همان قوت حفظ نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، بازی نیرومند بهتنهایی نمیتواند همهٔ کمبودهای فیلمنامه را جبران کند. برخی شخصیتهای پیرامونی بیش از آنکه آدمهایی با مسیر مستقل باشند، کارکردی روایی دارند: ظاهر میشوند تا پیامی برسانند، دیدگاهی را بیان کنند یا مرحلهٔ بعدی زندگی بولیوار را به حرکت درآورند. از این رو، رابطهٔ قهرمان با اطرافیانش گاه کمتر از آنچه ظرفیت داستان اقتضا میکند، ملموس و پرجزئیات میشود.
مقیاس تاریخی و چشماندازهای دیدنی «The Liberator» از نظر کیفیت تولید و فضاسازی چشمگیر است. لباسها، دژها، خانهها و پهنههای طبیعی به فیلم احساس مقیاس میبخشند و یادآور میشوند که مبارزهٔ بولیوار در محدودهٔ یک نبرد یا یک شهر محصور نمانده است. فیلم از چشماندازهای وسیع برای نمایش دشواری حرکت سپاهیان و عظمت جغرافیای آمریکای جنوبی بهره میگیرد؛ برخی صحنهها بهخوبی انسان را در برابر طبیعت و گسترهٔ سرزمین قرار میدهند.
جنگ نیز صرفاً زینتی برای روایت نیست و در لحظههایی، بیرحمی و هزینهٔ انسانی آن را آشکار میکند. با وجود این امتیازها، نمایش پرهزینه و باشکوه همیشه به تجربهای درونی و بهیادماندنی تبدیل نمیشود. گاهی دوربین و موسیقی با شدت بر عظمت واقعه تأکید میکنند، اما روایت مجال کافی برای فهم اثر آن واقعه بر شخصیتها یا جامعه نمیدهد.
« بااینحال، بازی نیرومند بهتنهایی نمیتواند همهٔ کمبودهای فیلمنامه را جبران کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
منظره چشمنواز است، اما خودبهخود عمق تاریخی نمیآفریند؛ نبرد پرجمعیت است، اما بزرگی آن زمانی کاملاً احساس میشود که سرنوشت آدمهای درگیر در آن برای تماشاگر روشن و نزدیک شده باشد. فیلم در بهترین لحظههای بصری به این پیوند میرسد، ولی در همهجا چنین توفیقی ندارد. کشآمدن روایت و ناپایداری ریتم ضعف محسوس فیلم در بخشهای میانی پدیدار میشود؛ جایی که انبوه رویدادها و تغییر موقعیتها باید روایت را پرشتابتر کند، اما گاه اثر برعکس، کند و فرساینده پیش میرود.
مسئله تنها طولانیبودن چند صحنه نیست، بلکه ناهماهنگی میان اهمیت تاریخی رخدادها و ضرباهنگ دراماتیک آنهاست. بعضی لحظهها با مکث و شکوهی بیش از اندازه عرضه میشوند، درحالیکه برخی گذارهای مهم آنقدر سریع رخ میدهند که تأثیرشان کامل شکل نمیگیرد. این نابرابری میتواند توجه تماشاگر را سست کند و در بازبینی نیز احساس تکرار یا خستگی به همراه آورد.
از سوی دیگر، فیلم گاه به الگوهای آشنای زندگینامههای حماسی متوسل میشود: سخنرانیهایی که با موسیقی پرطنین به اوج میرسند، شکستهایی که زمینهٔ خیزشی تازه میشوند و لحظههای عاطفی که معنای آنها از پیش به مخاطب القا میشود. این تمهیدها ذاتاً ناموجه نیستند، اما وقتی بیش از حد آشکار به کار روند، از کشف و ابهام میکاهند.
« فیلم در بهترین لحظههای بصری به این پیوند میرسد، ولی در همهجا چنین توفیقی ندارد. »
قوتها و کاستیها
در چنین لحظههایی، بهجای آنکه تماشاگر خود معنای صحنه را دریابد، فیلم واکنش مورد انتظار را برایش تعیین میکند. رمانتیسم، تاریخ و نگاه یکطرفه اثر به بولیوار نگاهی ستایشگرانه دارد و او را در مرکز روایتِ رهایی و امید قرار میدهد. این انتخاب برای ساختن یک حماسهٔ تاریخی قابلفهم است، اما گاهی به پرداختی رمانتیک و یکطرفه میانجامد.
فیلم بیشتر مجذوب اراده و آرمان رهبر خود است تا کشمکشهای متضادی که همراه یک انقلاب شکل میگیرند: دشواری ادارهٔ سرزمینهای آزادشده، اختلاف میان نیروهای همپیمان، محدودیتهای سیاسی و فاصلهٔ میان رؤیای اتحاد و واقعیت جوامع گوناگون. خود فیلم به این شکافها اشاره میکند، اما کمتر آنها را با عمقی همسنگ شور و شکوه قهرمان میکاود.
این محدودیت به معنای بیارزشبودن دیدگاه فیلم نیست؛ بلکه نشان میدهد اثر میان ستایش قهرمان و بررسی انتقادی او، بیشتر به سوی نخستین گرایش دارد. زندگی سیاسی بولیوار برای ساختن روایتی پیچیده ظرفیت فراوانی دارد، اما فیلم در بسیاری از لحظهها آن ظرفیت را در قالب داستانی آشنا و الهامبخش نگه میدارد.
« این انتخاب برای ساختن یک حماسهٔ تاریخی قابلفهم است، اما گاهی به پرداختی رمانتیک و یکطرفه میانجامد. »
جمعبندی
تماشاگر از آرمانهای او آگاه میشود، ولی کمتر با تناقضهایی روبهرو میشود که میتوانستند این آرمانها را دشوارتر، انسانیتر و دراماتیکتر کنند. جمعبندی «The Liberator» فیلمی دیدنی و خوشساخت است که بیش از همه با بازی تأثیرگذار ادگار رامیرز، فضاسازی پرجزئیات و چشماندازهای گستردهاش در ذهن میماند.
آغاز جذاب آن وعدهٔ حماسهای پرکشش میدهد و بخشهایی از مسیر بولیوار را با نیروی تصویری قابلتوجه بازمیآفریند. در برابر این امتیازها، روایت در میانهها کش میآید، شخصیتهای فرعی همیشه فرصت جانگرفتن نمییابند و نگاه ستایشگرانهٔ فیلم، سویههای پیچیدهتر تاریخ و سیاست را کمرنگ میکند.
حاصل، اثری است که در مقام یادآوری چهرهای مهم از تاریخ آمریکای جنوبی کارکرد دارد و لحظههایی از شکوه سینمایی میآفریند، اما به زندگینامهای کاملاً متوازن و ژرف تبدیل نمیشود. تماشاگرانی که در پی بازی محوری نیرومند، صحنهآرایی چشمگیر و روایتی حماسیاند، احتمالاً از آن بهره خواهند برد؛ کسانی که انتظار دارند فیلم میان اسطورهسازی و پرسشگری تاریخی تعادل برقرار کند، ممکن است از محدودیتهایش دلسرد شوند.
« آغاز جذاب آن وعدهٔ حماسهای پرکشش میدهد و بخشهایی از مسیر بولیوار را با نیروی تصویری قابلتوجه بازمیآفریند. »
ثبت دیدگاه