نقد و بررسی
نقد انتقامجویان همچینی مارول: شناسه قرمز (LEGO Marvel Avengers: Code Red) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت انتقامجویان به جهان لگویی «انتقامجویان لگویی: کد قرمز» از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست نسخهای کوچکشده از یک فیلم ابرقهرمانی جدی باشد. این ویژهبرنامهٔ پویانمایی، قهرمانان مارول را به جهان قطعهقطعه، رنگارنگ و خودآگاه لگو میبرد؛ جهانی که در آن ضربهها اغراقآمیزند، خطرها با شوخی همراه میشوند و حتی لحظات پرتنش نیز از بازیگوشی فاصله نمیگیرند.
حاصل، ماجرایی خانوادگی و پرتحرک است که بیش از آنکه بخواهد حماسهای تازه بسازد، از آشنایی مخاطب با شخصیتها و لذت دیدن آنها در قالبی متفاوت بهره میگیرد. معمایی ساده با موتور روایی مؤثر داستان با گردهمایی انتقامجویان پس از پیروزیای تازه آغاز میشود، اما ناپدیدشدن نگهبان سرخ، پدر بیوهٔ سیاه، برنامه را برهم میزند.
جستوجو بهتدریج دامنهای بزرگتر پیدا میکند: افراد دیگری نیز ناپدید شدهاند و مسئله دیگر به یک غیبت خانوادگی محدود نیست. این نقطهٔ شروع، برای ساختن یک ماجرای معماییِ سبک و پرشتاب کافی است. پرسش «چه کسی پشت این ناپدیدشدنهاست؟» رشتهای ساده اما کارآمد در اختیار فیلم میگذارد و گروه قهرمانان را از موقعیتی به موقعیت دیگر میراند.
« این نقطهٔ شروع، برای ساختن یک ماجرای معماییِ سبک و پرشتاب کافی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این همه، معما پیچیدگی چندانی ندارد. نشانهها بیش از آنکه مخاطب را به گمانهزنی جدی وادارند، مسیر روایی را برای او هموار میکنند. تماشاگر بزرگسال احتمالاً زودتر از آنکه فیلم آمادهٔ آشکارکردن پاسخ باشد، به جهت کلی ماجرا پی میبرد. بنابراین کشش اصلی نه در رمزگشایی دشوار، بلکه در تماشای واکنش شخصیتها، تعقیبوگریزها و شوخیهایی است که در مسیر جستوجو پدید میآیند.
فیلم از این نظر وعدهٔ یک معمای پیچیده نمیدهد و بهتر است با همان انتظارِ یک ماجراجویی سرگرمکننده به سراغش رفت. بیوهٔ سیاه و عاطفهٔ خانوادگی در میان چهرههای آشنای گروه، بیوهٔ سیاه مرکز عاطفی ماجراست. رابطهٔ او با نگهبان سرخ به فیلم اجازه میدهد از قالب مأموریت گروهی فراتر رود و دربارهٔ پیوند پدر و دختر سخن بگوید.
این رابطه، بیآنکه داستان را به ملودرامی سنگین بدل کند، یادآور میشود که حتی قهرمانان شکستناپذیر نیز با دلخوریها، سوءتفاهمها و دشواریِ بیان احساسات روبهرو هستند. نکتهٔ مؤثر این است که عاطفه در دل کنش شکل میگیرد، نه در مکثهایی طولانی و جدا از ماجرا. فیلم فرصت محدودی دارد و از همین رو، شخصیتها نمیتوانند لایههای روانی فراوانی پیدا کنند؛ بااینحال، محور پدر و دختر به اندازهای روشن و صمیمی ترسیم میشود که تعقیب و نجات صرفاً بهانهای برای نمایش اکشن نباشد.
« نشانهها بیش از آنکه مخاطب را به گمانهزنی جدی وادارند، مسیر روایی را برای او هموار میکنند. »
شخصیتها و اجرا
پیام فیلم دربارهٔ گفتوگو، خشم فروخورده و اهمیت شنیدن یکدیگر ساده است، اما با فضای خانوادگی اثر تناسب دارد و به پایانبندی آن وزن عاطفی میبخشد، بیآنکه لازم باشد جزئیات سرانجام داستان آشکار شود. شوخیهای لگویی و بازی با قهرمانان شوخیهای لگویی از مهمترین ابزارهای فیلم برای حفظ ریتم و سبککردن فضای خطرند.
شوخیها اغلب از تضاد میان شهرت عظیم قهرمانان و ظاهر اسباببازیوار آنها نیرو میگیرند. شخصیتهایی که در روایتهای دیگر با تهدیدهای جدی روبهرو میشوند، اینجا ناچارند در قالبی ساده، انعطافپذیر و گاه مضحک عمل کنند. همین فاصلهٔ میان شکوه ابرقهرمانی و منطق بازیچهوار لگو، سرچشمهٔ بخش زیادی از جذابیت اثر است.
حضور چندین قهرمان، از کاپیتان آمریکا و هالک تا ثور و مرد آهنی، نیز امکان شوخی با تفاوت منش و روش آنها را فراهم میکند. فیلم به جای آنکه برای هر شخصیت داستانی مستقل و کامل بسازد، از برخوردهای کوتاه و واکنشهای سریع بهره میبرد. این انتخاب برای یک اثر کوتاه و خانوادگی منطقی است، هرچند گاهی شوخیها بر آشنایی مخاطب با شخصیتها تکیه میکنند و برای بینندهای که جهان مارول را کمتر میشناسد، بخشی از لذتشان کاهش مییابد.
« شوخیها اغلب از تضاد میان شهرت عظیم قهرمانان و ظاهر اسباببازیوار آنها نیرو میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اکشن پرتحرک، اما کمعمق صحنههای اکشن با برشهای سریع و جابهجایی مداوم شخصیتها، انرژی بصری اثر را بالا نگه میدارند. تعقیبها و درگیریها بهجای واقعگرایی، بر اغراق کارتونی و ظرفیتهای بصری سازههای لگویی تکیه دارند. این انتخاب با لحن فیلم هماهنگ است: ضربهها و خطرها باید هیجانانگیز باشند، اما نه آنقدر سنگین که فضای شاد و مناسب تماشای خانوادگی را از میان ببرند.
در مقابل، همین شتاب گاه به بهای وضوح یا ماندگاری صحنهها تمام میشود. کنشها بیشتر برای پیشبردن ماجرا و ایجاد سرگرمی طراحی شدهاند تا برای ساختن لحظههایی با تعلیق یا تأثیر بصری ماندگار. تماشاگر فرصت چندانی برای مکث، تأمل یا دیدن جزئیات شخصیتها پیدا نمیکند. در نتیجه، فیلم پویایی خود را حفظ میکند، اما گاهی شبیه رشتهای از موقعیتهای کوتاه و تندگذر به نظر میرسد که پیوندشان بیش از آنکه از تحول شخصیتها بیاید، از نیاز به ادامهٔ ماجراجویی ناشی میشود.
قالب کوتاه و محدودیت پرداخت کوتاهی زمان اجرا به فیلم امکان میدهد بیدرنگ وارد ماجرا شود و از مقدمهچینی طولانی بپرهیزد. برای مخاطب کمسنتر، این ویژگی مزیت مهمی است: داستان سریع آغاز میشود، قهرمانان زود به حرکت درمیآیند و سرگرمی بیوقفه ادامه پیدا میکند. اما همین فشردگی محدودیتهای آشکاری نیز دارد.
« تعقیبها و درگیریها بهجای واقعگرایی، بر اغراق کارتونی و ظرفیتهای بصری سازههای لگویی تکیه دارند. »
قوتها و کاستیها
شخصیتهای متعدد، دشمنی تازه و خط عاطفی بیوهٔ سیاه باید در مدتی اندک کنار هم قرار گیرند؛ طبیعی است که برخی از آنها مجال گسترش کافی نیابند. بهویژه شخصیتهای فرعی گاه بیشتر کارکردی دارند تا شخصیتی. آنها برای افزودن شوخی، کمک به پیشبردن جستوجو یا فراهمکردن فرصتی برای نمایش تواناییهای قهرمانان وارد صحنه میشوند، اما کمتر به استقلالی روایی دست مییابند.
همچنین بعضی دگرگونیهای احساسی سریع رخ میدهند؛ فیلم انتظار دارد مخاطب پیام را دریافت کند، بیآنکه همیشه زمان کافی برای دیدن مسیر رسیدن به آن فراهم کند. این فشردگی نقصی بنیادی نیست، اما سبب میشود اثر بیش از آنکه تجربهای عمیق باشد، سرگرمیای موجز و خوشریتم باقی بماند. مخاطب کودک و بزرگسال «کد قرمز» بیش از همه برای تماشای خانوادگی مناسب است.
شوخیهای مستقیم، خشونت کارتونی و روایت سرراست آن برای کودکان دسترسپذیرند؛ درعینحال، بزرگسالان نیز میتوانند از بازی با جهان ابرقهرمانی و کنار هم دیدن چهرههای محبوب لذت ببرند. بااینحال، این لذت برای همهٔ مخاطبان یکسان نخواهد بود. کسی که از شوخیهای تکرارشوندهٔ لگویی یا روایتهای سادهٔ ابرقهرمانی خسته شده باشد، ممکن است فیلم را بیشازحد آشنا و کمغافلگیری بیابد.
« بهویژه شخصیتهای فرعی گاه بیشتر کارکردی دارند تا شخصیتی. »
جمعبندی
از سوی دیگر، فیلم در انتخاب لحن خود صادق است. نه میکوشد خود را اثری جدی جا بزند و نه از کودکانهبودنِ جهانش شرم دارد. ضعف آن زمانی آشکار میشود که شوخی یا موقعیتی که باید تازه باشد، با همان الگوی آشنای شوخیهای لگویی تکرار میشود؛ اما در بهترین لحظات، همین لحن سبک، شخصیتهای آشنا را از سنگینی روایتهای بزرگتر رها میکند و به آنها اجازه میدهد با بازیگوشی بیشتری ظاهر شوند.
جمعبندی «انتقامجویان لگویی: کد قرمز» ماجرایی خوشریتم و دلنشین است که از معمای ناپدیدشدنها برای گردهمآوردن گروهی از قهرمانان و ساختن یک ماجراجویی خانوادگی استفاده میکند. شوخیهای سبک، اکشن پرجنبوجوش و رابطهٔ پدر و دختریِ بیوهٔ سیاه و نگهبان سرخ، نقاط قوت اصلی آن هستند. در برابر، پیشبینیپذیری داستان، فرصت اندک برای پرداخت شخصیتها و تکیهٔ مکرر بر شوخیهای شناختهشده، دامنهٔ تأثیرش را محدود میکنند.
این اثر نه قصد دارد روایتی پیچیده از جهان مارول ارائه کند و نه نیازی به چنین ادعایی دارد؛ ارزشش در سرگرمکردن، زنده نگهداشتن لحن بازیگوش لگو و رساندن پیامی ساده اما گرم دربارهٔ گفتوگو و پیوند خانوادگی است.
« از سوی دیگر، فیلم در انتخاب لحن خود صادق است. »
ثبت دیدگاه