نقد و بررسی
نقد دریاسالار (Admiral) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای میان دریا و سیاست «Admiral» که با عنوان اصلی «Michiel de Ruyter» ساخته شده، درام تاریخی و جنگی روئل رینی درباره یکی از چهرههای نامدار تاریخ دریانوردی هلند است. فیلم به سراغ جمهوری جوانی میرود که زیر فشار قدرتهای بیرونی و درگیر شکافهای درونی است؛ کشوری که بقا و استقلالش را نه فقط در میدان نبرد، بلکه در کشاکش تصمیمهای سیاسی و رقابتهای قدرت میجوید.
در چنین فضایی، میخیل دِ رویتر به فرماندهی ناوگان دریایی فراخوانده میشود و مسئولیت دفاع از کشور را بر دوش میگیرد. فیلم از این موقعیت تاریخی، حماسهای پرتحرک میسازد؛ حماسهای که میخواهد هم شکوه نبردهای دریایی را به تصویر بکشد و هم سرنوشت یک ملت را به زندگی یک فرمانده پیوند بزند.
تاریخ بهمثابه میدان درام یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، پیوند دادن نبرد نظامی با بحران سیاسی است. خطر فقط در کشتیهای دشمن و توپهای آماده شلیک خلاصه نمیشود؛ اختلاف جناحها، رقابت برای نفوذ و بیمِ جنگ داخلی نیز کشور را از درون متزلزل میکند. این دو سطح، یعنی تهدید بیرونی و بیثباتی داخلی، به داستان کشش میبخشند و به نبردهای دریایی معنایی فراتر از پیروزی یا شکست نظامی میدهند.
هر رویارویی در دریا، در نگاه فیلم، با پرسشی بزرگتر همراه است: آیا جمهوری میتواند در برابر دشمنانش متحد بماند؟ با این حال، گستردگی این بستر تاریخی به همان اندازه که به اثر شکوه میبخشد، کار را برای روایت دشوار میکند. فیلم میکوشد رخدادها و چهرههای بسیاری را در زمانی محدود جای دهد؛ در نتیجه، گاه از یک بحران سیاسی به نبردی تازه و از آنجا به پیامدهای خانوادگی یا رقابتهای درباری میرسد، بیآنکه برای هر مرحله فرصت کافی فراهم کند.
« تاریخ بهمثابه میدان درام یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، پیوند دادن نبرد نظامی با بحران سیاسی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حاصل، داستانی پُرواقعه است که حرکتش بهندرت از نفس میافتد، اما همیشه مجال نمییابد وزن عاطفی و تاریخی رخدادها را بهتمامی در مخاطب بنشاند. میخیل دِ رویتر؛ فرمانده و نماد فرانک لامرز نقش دِ رویتر را با حضوری محکم و متین بازی میکند. او شخصیت را نه به قهرمانی پرهیاهو، بلکه به فرماندهی باتجربه و عملگرا نزدیک میسازد؛ کسی که اقتدارش بیش از آنکه در سخنرانیهای بلند باشد، در خونسردی هنگام بحران و توان تصمیمگیری دیده میشود.
این خویشتنداری با فضای پرآشوب فیلم تضاد دلپذیری دارد: در حالی که پیرامون او پر از بدگمانی و کشمکش است، دِ رویتر میکوشد نگاهش را به وظیفه و سرنوشت ناوگان معطوف نگه دارد. اما فیلم در ترسیم جهان درونی او گاهی از همان شتاب روایی آسیب میبیند. ما از جایگاه تاریخی و مسئولیتهای سنگین او آگاه میشویم، ولی کمتر فرصت داریم تردیدها، ترسها و تناقضهای شخصیاش را از نزدیک تجربه کنیم.
به همین دلیل، دِ رویتر بیش از آنکه در تمام لحظات به انسانی با لایههای متعدد بدل شود، گاه به نمادی از میهندوستی، انضباط و نجات کشور نزدیک میشود. بازی لامرز به شخصیت وقار میدهد، اما فیلمنامه همیشه مواد دراماتیک کافی برای گسترش آن در اختیارش نمیگذارد. بازیگران مکمل و کشمکش قدرت بازیگران مکمل به جهان سیاسی فیلم چهره و تنوع میبخشند.
بری آتسما در نقش یوهان دِ ویت، سیاستمداری را تصویر میکند که تصمیمهایش در بستری از رقابت و بیاعتمادی گرفته میشوند. تقابل او با دیگر چهرههای قدرت، به روایت بُعدی میافزاید که در آثار جنگی گاه زیر سایه صحنههای نبرد میرود. همچنین حضور بازیگرانی چون چارلز دنس و روتخر هاور، به فضای تاریخی اثر وقار و سنگینی میبخشد؛ هرچند نقشها و مسیرهای داستانی متعدد گاهی مجال نمیدهند همه بازیگران مکمل به شخصیتهایی کامل و بهیادماندنی تبدیل شوند.
« میخیل دِ رویتر؛ فرمانده و نماد فرانک لامرز نقش دِ رویتر را با حضوری محکم و متین بازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
بخش سیاسی داستان زمانی جذابتر میشود که نشان میدهد وفاداری به کشور الزاماً به معنای همسویی میان سیاستمداران، اشراف، نظامیان و مردم نیست. هر گروه تصویری متفاوت از آینده میخواهد و همین تضاد، اعتماد را دشوار میکند. فیلم در ترسیم این نزاعها بهخوبی بر تنش و خطر تکیه میکند، اما گاه بیش از آنکه انگیزههای سیاسی را بهروشنی باز کند، مخاطب را از میان نامها و ائتلافهای متغیر عبور میدهد.
آشنایی قبلی با تاریخ هلند میتواند فهم جزئیات را آسانتر کند؛ بااینحال، فیلم باید برای تماشاگر ناآشنا نیز زمینهسازی بیشتری فراهم میکرد. دریا، کشتیها و مقیاس حماسی تصاویر دریایی از برجستهترین امتیازهای اثرند. کشتیهای بادبانی، عرشههای شلوغ، دود توپها و برخورد بدنهها، به فیلم مقیاسی بزرگ و ملموس میدهند.
دریا در اینجا صرفاً پسزمینهای زیبا نیست؛ فضای خطرناکی است که هر تصمیم اشتباه میتواند به نابودی افراد و کشتیها بینجامد. فیلم تلاش میکند میان نمایش شکوه ناوگان و آشوب جنگ تعادل برقرار کند و در بهترین لحظات، تماشاگر را در دل موقعیتی قرار میدهد که نظم نظامی ناگهان به هرجومرجی مرگبار بدل میشود.
فضاسازی حماسی نیز با طراحی لباس و کشتیها و موسیقی پرطنین تقویت میشود. این عناصر به فیلم حس رویدادی بزرگ میدهند و کمک میکنند نبردها صرفاً مجموعهای از انفجارها نباشند. حضور در دریا هم جنبه راهبردی دارد و هم وجهی نمادین: ناوگان برای جمهوری هم ابزار دفاع است و هم نشانه توانایی آن برای ایستادن در برابر قدرتهای بزرگتر.
« هر گروه تصویری متفاوت از آینده میخواهد و همین تضاد، اعتماد را دشوار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در این تصویرسازی، بیش از آنکه به ظرافت و سکوت تکیه کند، به شکوه و حرکت رو میآورد؛ انتخابی که با لحن حماسیاش سازگار است. تدوین نبردها و آشفتگی تصویر با وجود جذابیت بصری، صحنههای نبرد همواره خوانا نیستند. تدوین سریع و حرکتهای ناآرام دوربین گاه تشخیص موقعیت کشتیها، جهت حرکت آنها و نسبت نیروها را دشوار میکند.
در صحنهای که قرار است مهارت فرماندهی یا برتری تاکتیکی را نشان دهد، مخاطب باید بتواند بفهمد چه تغییری در میدان رخ داده است؛ اما فیلم بعضی اوقات بهجای روشنکردن جغرافیای نبرد، با برشهای پیدرپی و نماهای پرتحرک بر شدت و هیجان تأکید میکند. نتیجه، لحظاتی پرانرژی اما گیجکننده است.
این آشفتگی فقط مسئلهای فنی نیست؛ بر فهم درام نیز اثر میگذارد. وقتی نسبت میان تصمیم و پیامد آن بهوضوح دیده نشود، پیروزی یا عقبنشینی ممکن است بیشتر نتیجه تدوین به نظر برسد تا حاصل تدبیر شخصیتها. اگر نماهای بازتر و مکثهای حسابشدهتری برای نمایش آرایش ناوگان در نظر گرفته میشد، تماشاگر بهتر میتوانست مقیاس درگیری را درک کند و از هوشمندی تاکتیکها لذت ببرد.
بااینحال، انرژی صحنهها و فضای آکنده از خطر، مانع از آن میشود که این ضعف تمام جذابیت نبردها را از میان ببرد. ریتم فشرده و بهای گستردگی «Admiral» میخواهد روایتی گسترده از تاریخ، جنگ، سیاست و زندگی قهرمانش ارائه کند. این بلندپروازی به فیلم دامنهای وسیع میدهد، اما در عوض، شخصیتپردازی و مکثهای انسانی را محدود میسازد.
« تدوین نبردها و آشفتگی تصویر با وجود جذابیت بصری، صحنههای نبرد همواره خوانا نیستند. »
قوتها و کاستیها
رخدادها یکی پس از دیگری از راه میرسند و فیلم کمتر درنگ میکند تا نشان دهد فشار بحرانها چه تغییری در روابط یا باورهای شخصیتها پدید میآورد. زندگی خانوادگی دِ رویتر نیز در حاشیه این شتاب قرار میگیرد؛ حضوری که میتوانست بُعدی صمیمیتر به قهرمان بدهد، اما اغلب زیر سایه وظایف نظامی و سیاست ملی میماند.
این فشردگی گاهی حس تماشای مجموعهای از فصلهای تاریخی را پدید میآورد، نه تجربه یک درام که هر مرحلهاش بهطور طبیعی از مرحله پیشین برمیآید. با اینهمه، همین شتاب برای مخاطبی که به روایتهای پرحادثه علاقه دارد، نیروی محرک فیلم است. اثر پیوسته موقعیت تازهای پیش میکشد و از سکون پرهیز میکند.
مسئله آن است که سرعت همیشه با عمق همراه نیست: داستان پیش میرود، اما بعضی لحظههای مهم پیش از آنکه فرصت تأثیرگذاری بیابند، جای خود را به رخدادی دیگر میدهند. جمعبندی «Admiral» اثری پرشور و تماشایی درباره دِ رویتر و کشاکش جمهوری هلند برای حفظ استقلال و انسجام خود است. فیلم در ترکیب ماجراجویی دریایی با سیاست، بازی نیرومند فرانک لامرز، حضور مؤثر گروه بازیگران و فضاسازی حماسی موفق عمل میکند.
تصویر کشتیها و نبردها، جهان پرخطر آن دوره را با شور و مقیاسی چشمگیر به نمایش میگذارد؛ اما تدوین آشفته بعضی درگیریها را مبهم میکند و فشردگی روایت اجازه نمیدهد همه شخصیتها عمق لازم را پیدا کنند. در نهایت، این فیلم بیش از آنکه مطالعهای ظریف و روانشناختی درباره یک فرمانده باشد، حماسهای تاریخی با محوریت قهرمانی ملی است.
« با اینهمه، همین شتاب برای مخاطبی که به روایتهای پرحادثه علاقه دارد، نیروی محرک فیلم است. »
جمعبندی
بهترین لحظاتش زمانی شکل میگیرند که سیاست و دریا در یک نقطه به هم میرسند و سرنوشت کشور را به تصمیمهای افراد گره میزنند. برای تماشاگر علاقهمند به درامهای تاریخی و نبردهای دریایی، اثر تجربهای پرتحرک و دیدنی فراهم میکند؛ هرچند مخاطبی که در پی شخصیتپردازی آرام، پیچیدگی اخلاقی یا بازنمایی موشکافانه تاریخ باشد، ممکن است از شتاب و نگاه قهرمانمحور آن فاصله بگیرد.
ثبت دیدگاه