نقد و بررسی
نقد جسیکا جیمزِ شگفتانگیز (The Incredible Jessica James) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ستارهای در مرکز قاب «The Incredible Jessica James» فیلمی است که پیش از آنکه با پیرنگش به یاد بماند، با قهرمانش در ذهن مینشیند. جسیکا جیمز نمایشنامهنویسی جوان در نیویورک است؛ زنی پرانرژی، صریح و سرشار از اعتمادبهنفس ظاهری که پس از جدایی عاطفی و ناکامیهای حرفهای میکوشد مسیرش را از نو پیدا کند.
فیلم به کارگردانی و نویسندگی جیم استراوس، کمدی رمانتیکی کمادعاست که نیروی اصلیاش نه تازگی داستان، بلکه حضوری است که جسیکا ویلیامز به شخصیت میبخشد. او با شوخطبعی و بیپروایی، مرکز ثقل اثر میشود و بسیاری از صحنهها را با ریتم بازی و واکنشهایش پیش میبرد. قهرمانی با لبههای آشکار جسیکا شخصیتی نیست که همواره دلپذیر یا سنجیده رفتار کند.
او گاهی بیش از اندازه رک است، در موقعیتهای اجتماعی مهار خود را از دست میدهد و در برابر احساسات حلنشدهاش واکنشهایی نشان میدهد که از بیرون میتواند خودخواهانه یا کودکانه به نظر برسد. اما همین کاستیها او را از قالب قهرمان بینقص کمدیهای رمانتیک بیرون میآورد. جسیکا در ظاهر به دیگران میگوید از خودش مطمئن است؛ بااینحال، فیلم آرامآرام فاصله میان این نمایش قاطعیت و تردیدهای درونیاش را نشان میدهد.
« او با شوخطبعی و بیپروایی، مرکز ثقل اثر میشود و بسیاری از صحنهها را با ریتم بازی و واکنشهایش پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد، مهمترین سرچشمه جذابیت شخصیت است. صراحت او فقط خصلتی خندهآور نیست؛ گاه سپری است برای پنهانکردن آسیبپذیری. جسیکا میخواهد در زندگی حرفهایاش جدی گرفته شود و در زندگی شخصیاش از گذشته عبور کند، اما خواستنِ این دو بهتنهایی راه را هموار نمیکند. فیلم وقتی به او نزدیکتر میشود که اجازه میدهد تناقضهایش باقی بمانند، نه آنکه هر رفتار ناپخته را با توضیحی ساده تبرئه کند.
جدایی، تنهایی و امکان آغاز دوباره داستان با دو تجربهای پیش میرود که بهظاهر جدا از هماند: شکستهای جسیکا در پیگیری نمایشنامهنویسی و دشواری او در دلکندن از رابطهای پیشین. فیلم این دو را بهدرستی در برابر یکدیگر قرار میدهد؛ چون ناکامی عاطفی تنها مسئله او نیست، اما در لحظههای تنهایی بر همهچیز سایه میاندازد.
ردشدنهای حرفهای، کار روزمره و تلاش برای دوباره قرار گذاشتن، همگی بخشی از زندگیای هستند که هنوز شکل نهایی خود را پیدا نکرده است. آشنایی او با بون، مردی که خود نیز از پایان رابطهای طولانی بیرون آمده، طرحی آشنا برای کمدی رمانتیک فراهم میکند. بااینحال، رابطه این دو در آغاز نه با کشش افسانهای، بلکه با دستوپاچلفتیبودن، مکالمههای صریح و شباهت زخمهایشان شکل میگیرد.
« این تضاد، مهمترین سرچشمه جذابیت شخصیت است. »
شخصیتها و اجرا
نکته قابلتوجه آن است که فیلم رابطه تازه را درمان فوریِ جدایی معرفی نمیکند. هر دو شخصیت همچنان گذشته را با خود حمل میکنند و همین حضورِ گذشته، میانشان هم نزدیکی میآفریند و هم فاصله. دیالوگ و کمدیِ شخصیتمحور یکی از امتیازهای اثر، گفتوگوهایی است که بهجای تکیه بر جملههای رمانتیکِ ازپیشآشنا، از لحن و منش شخصیتها نیرو میگیرند.
جسیکا حرفهایش را با سرعت و اطمینانی خاص بیان میکند؛ گاهی خندهدار، گاهی تند و گاهی ناخواسته افشاگر. طنز فیلم نیز بیشتر از برخورد همین لحن با موقعیتهای روزمره پدید میآید تا از شوخیهای بزرگ و طراحیشده. نتیجه، کمدیای است که در آن مکالمهها بخشی از شخصیتپردازیاند، نه صرفاً وقفههایی برای خنداندن تماشاگر.
بون در برابر جسیکا حضوری آرامتر دارد. تفاوت میان انرژی او و احتیاط بون، زمینهای برای موقعیتهای بامزه فراهم میکند و زوجی میسازد که کنار هم باورپذیرتر از آناند که در نگاه نخست انتظار میرود. بااینهمه، جذابیت گفتوگوها همیشه به عمق درام تبدیل نمیشود. گاه جملههای خوب چنان بار صحنه را به دوش میکشند که موقعیت عاطفی پشت آنها فرصت چندانی برای گسترش نمییابد.
« نکته قابلتوجه آن است که فیلم رابطه تازه را درمان فوریِ جدایی معرفی نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نیویورک و جهان روزمره فیلم نیویورک در این فیلم بیشتر فضایی برای رفتوآمد، معاشرت و تلاش است تا منظرهای باشکوه یا شخصیت مستقلی در داستان. شهر با زندگی پرجنبوجوش و پرازدحامش با شتاب جسیکا تناسب دارد؛ زنی که همزمان در چند مسیر میدود و در هیچکدام هنوز به مقصد نرسیده است. بخشهایی از زندگی او در کار با کودکان و همراهی با دوستش تاشا، جهان فیلم را از محدوده رابطه عاشقانه فراتر میبرد و یادآور میشود که زندگی جسیکا تنها به شریک عاطفیاش خلاصه نمیشود.
بااینحال، این جهان جانبی گاهی بیش از اندازه کمپرداخته باقی میماند. رابطه جسیکا با شاگردانش و با تاشا ظرفیت آن را دارد که تصویری گستردهتر از زندگی، مسئولیتها و آرزوهایش بسازد. فیلم به این مسیرها سرک میکشد، اما همیشه به آنها وقت کافی نمیدهد. در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند میتوانست مدتی بیشتر در کنار جسیکا و آدمهای اطرافش بماند و سویههای دیگری از زندگی او را بشناسد.
رؤیای هنری در حاشیه رابطه عاشقانه جسیکا نمایشنامهنویس است، اما رؤیای هنریاش همیشه به اندازه انرژی و حضور خود او جان نمیگیرد. فیلم ناکامیهایش را قابلدرک نشان میدهد: او بارها امیدوار میشود، برای فرصتهای تازه تلاش میکند و با پاسخهای ناامیدکننده روبهرو میشود. این تجربه برای بسیاری از هنرمندان آشناست؛ فاصلهای که میان اشتیاق شخصی و پذیرش بیرونی وجود دارد.
« بااینحال، این جهان جانبی گاهی بیش از اندازه کمپرداخته باقی میماند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، اثر کمتر از حد انتظار در چراییِ این رؤیا مکث میکند. تماشاگر میفهمد جسیکا به تئاتر علاقه دارد، اما کمتر با جهان هنریای آشنا میشود که او میخواهد در آن سهمی داشته باشد. این کمپرداختگی تعادل فیلم را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. بخش عاشقانه، با همه آشناییهایش، جای بیشتری میگیرد؛ حال آنکه مسیر حرفهای جسیکا میتوانست نیروی مستقلتری داشته باشد.
اگر فیلم بیشتر به فرایند نوشتن، شکستها و معنای کار هنری برای او نزدیک میشد، شخصیتش ابعاد کاملتری مییافت و داستان از الگوی معمولِ «پیداکردن رابطهای تازه» فاصله بیشتری میگرفت. ضربآهنگ و محدودیتهای روایت فیلم جمعوجور و خوشتماشاست، اما همین جمعوجوری گاهی به سطحیماندن میانجامد.
بعضی موقعیتها پیش از آنکه پیامد عاطفیشان کاملاً احساس شود، کنار گذاشته میشوند و برخی خطوط داستانی تنها بهاندازهای پیش میروند که کارکردی در مسیر کلی قصه داشته باشند. این انتخاب از سنگینی و ملال جلوگیری میکند، اما در عوض مجال کمتری برای پیچیدگی و ماندگاری فراهم میآورد. روایت در مجموع از مسیری آشنا پیروی میکند و نشانههای ژانر کمدی رمانتیک در آن آشکارند.
« بااینحال، اثر کمتر از حد انتظار در چراییِ این رؤیا مکث میکند. »
جمعبندی
همچنین، جمعشدن نسبتاً مرتبِ کشمکشها میتواند برای برخی تماشاگران رضایتبخش باشد، اما برای کسانی که انتظار پایانبندی مبهمتر یا زندگیمانندتر دارند، بیش از اندازه قابلپیشبینی به نظر برسد. بااینهمه، فیلم را نباید به تازگی پیرنگش سنجید؛ ارزش اصلیاش در طراوت اجرای ویلیامز و لحن انسانیتری است که به قالب آشنا میبخشد.
جمعبندی «The Incredible Jessica James» کمدی رمانتیکی گرم و دلنشین است که داستانی چندان تازه را با شخصیتی پرجاذبه زنده میکند. جسیکا ویلیامز به قهرمان فیلم انرژی، طنز و نوعی آسیبپذیری میبخشد که اجازه نمیدهد جسیکا به صرفاً تصویری از زن مستقل و زبانتیز فروکاسته شود. دیالوگهای خوشریتم، رابطه نامتعارف اما قابللمس میان جسیکا و بون و حالوهوای صمیمی اثر از نقاط قوت آناند.
در سوی دیگر، قصه به الگوی شناختهشدهای تکیه دارد، مسیر حرفهای قهرمان مجال کافی برای رشد پیدا نمیکند و پایانبندی نیز بیش از اندازه مرتب به نظر میرسد. با وجود این محدودیتها، فیلم در ثبت لحظهای از زندگیِ نامطمئن و پرآشوبِ آغاز دوباره موفق است. تماشایش بیش از آنکه بهخاطر غافلگیریهای داستانی به یاد بماند، بهخاطر همراهی با زنی به یاد میماند که حتی هنگام تردید، با تمام نیرو در قاب حضور دارد.
« دیالوگهای خوشریتم، رابطه نامتعارف اما قابللمس میان جسیکا و بون و حالوهوای صمیمی اثر از نقاط قوت آناند. »
ثبت دیدگاه