نقد و بررسی
نقد بیتیاس در جنگل (BTS In the SOOP) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آرامش بهمثابه روایت «بیتیاس در سوپ» از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست با برنامهای پرحادثه، رقابتی یا متکی بر گرهافکنی روبهرو باشیم. ایده ساده است: اعضای گروه از شتاب زندگی حرفهای فاصله میگیرند و چند روز را در طبیعت، با برنامههایی که خودشان برمیگزینند، میگذرانند. در فصل نخست، همین آزادیِ نسبی نقطه عزیمت روایت است؛ دوربین به جای تعقیب یک هدف بیرونی، در انتظار لحظههایی میماند که از دل زندگی روزمره پدید میآیند.
بنابراین جذابیت اثر بیش از آنکه در «چه اتفاقی میافتد» باشد، در «چگونه سپریشدن زمان» است. طبیعت؛ پسزمینهای فعال جنگل و فضای خلوت محل اقامت، تنها منظرهای زیبا برای قاببندی نیستند؛ به اثر امکان میدهند از هیاهوی صحنه و شهر فاصله بگیرد و حالوهوایی آرامتر بسازد. سکوت محیط، رفتوآمد میان فضاهای بیرونی و داخلی و مکثهای طولانی، نوعی تنفس بصری ایجاد میکنند.
طبیعت در اینجا بیش از آنکه نیرویی دراماتیک یا خطرآفرین باشد، بستری برای آسودگی است؛ جایی که شخصیتها میتوانند بیآنکه برنامهای فشرده بر آنها تحمیل شود، سراغ علایق شخصیشان بروند. این انتخاب از نظر لحن مؤثر است، زیرا آرامش برنامه صرفاً در گفتوگوها اعلام نمیشود؛ در قابها و فاصلههای میان رخدادها نیز حضور دارد.
« بنابراین جذابیت اثر بیش از آنکه در «چه اتفاقی میافتد» باشد، در «چگونه سپریشدن زمان» است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، همین تأکید بر سکون ممکن است برای مخاطبی که از یک برنامه واقعنما انتظار موقعیتهای تازه و تغییرات پیدرپی دارد، کمرمق جلوه کند. طبیعت حالوهوا میسازد، اما بهتنهایی نمیتواند جایگزین تنوع روایی شود. شخصیتها در حاشیه نقش عمومی یکی از امتیازهای اصلی مجموعه، فرصت مشاهده اعضای گروه در موقعیتهایی کمتشریفاتتر است.
برنامه با کنارگذاشتن قالب اجرا و رقابت، به هر یک مجال میدهد وقت خود را به شیوه دلخواه بگذراند؛ گاهی در فعالیتهای فردی و گاهی در همراهی با دیگران. این تفاوت در انتخابها به تماشاگر یادآوری میکند که گروه، افزون بر هویت جمعی و شهرت عمومی، از شخصیتهایی با خلقوخوها و علایق متمایز تشکیل شده است.
صمیمیت حاصل از این موقعیتها، بیش از هر چیز از تعاملهای کوچک شکل میگیرد: شوخی، همصحبتی، همکاری در کارهای روزانه یا صرفاً کنار هم بودن. برنامه برای اثبات نزدیکی اعضا به حادثهای بزرگ نیاز ندارد؛ گاهی کافی است دوربین زمانی را با آنها بگذراند. البته باید در نظر داشت که این تصویر همچنان محصول انتخاب و تدوین است.
« طبیعت حالوهوا میسازد، اما بهتنهایی نمیتواند جایگزین تنوع روایی شود. »
شخصیتها و اجرا
«بیتکلف» بودن، به معنای دسترسی کامل به زندگی خصوصی نیست؛ بلکه حاصل فرمی است که میکوشد حضور عوامل تولید را کمرنگ کند و حس آزادی بیشتری به قاب ببخشد. ریتم کند؛ فضیلت و محدودیت ریتم آهسته برنامه، هم مهمترین ویژگی آن است و هم اصلیترین مانع برای برخی تماشاگران. در بسیاری از مجموعههای واقعنما، تدوین با حذف مکثها و برجستهکردن واکنشها، پیوسته مخاطب را به سوی اتفاق بعدی میراند.
اینجا اما مکث خود بخشی از تجربه است. تماشاگر فرصت دارد خستگی روزمره، بیحوصلگی یا لذت ساده یک بعدازظهر آرام را در زمان نسبتاً ممتد احساس کند. از این منظر، کندی نه نقصی تصادفی، بلکه انتخابی متناسب با مضمون استراحت به شمار میآید. بااینهمه، انتخاب هنری وقتی به تکرار نزدیک شود، اثرگذاریاش را از دست میدهد.
بازگشت مکرر به غذاخوردن، استراحت و گفتوگوهای معمول، ممکن است بهتدریج از حس آرامش بکاهد و یکنواختی پدید آورد. اگر تماشاگر با توجه پراکنده یا انتظار روایتی پرتحرک سراغ اثر برود، احتمال دارد بخشهایی از آن را کماتفاق بیابد. برنامه از مخاطب میخواهد که به ریتمش تن بدهد؛ اما همه مخاطبان چنین آمادگی یا حوصلهای ندارند.
« ریتم کند؛ فضیلت و محدودیت ریتم آهسته برنامه، هم مهمترین ویژگی آن است و هم اصلیترین مانع برای برخی تماشاگران. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین و کیفیت تماشای روزمرگی وقتی موضوع اصلی، روزمرگی است، تدوین اهمیت ویژهای پیدا میکند: باید از میان ساعتهای عادی، لحظههایی را برگزیند که هم طبیعی به نظر برسند و هم ارزش تماشا داشته باشند. «بیتیاس در سوپ» در بهترین لحظاتش با کنار هم قراردادن فعالیتهای گوناگون، تصویری موزون از تنهایی و جمع میسازد.
گاه یک عضو مشغول سرگرمی خود است و در سوی دیگر، اعضا در فضایی مشترک با یکدیگر وقت میگذرانند. همین جابهجایی میان خلوت و معاشرت، به ساختار برنامه تنوعی ظریف میبخشد. اما تنوع در اینجا از جنس تغییر ژانر یا ایجاد تعلیق نیست. فعالیتها و گفتوگوها عموماً در محدوده زندگی روزانه باقی میمانند و تدوین نیز آنها را به ماجراجوییهایی بزرگ تبدیل نمیکند.
این صداقتِ فرمی ارزشمند است، ولی هزینهای دارد: اگر مخاطب نتواند به جزئیات رفتاری و لحظههای کوچک توجه کند، ماده روایی برایش اندک خواهد بود. اثر بیش از آنکه قصهای را پیش ببرد، کیفیتی از حضور را عرضه میکند. مخاطب و انتظار درست این برنامه برای هوادارانی که به شناختن جنبههای آرامتر و شخصیتر اعضای گروه علاقه دارند، تجربهای دلنشین فراهم میکند؛ نه از راه افشاگری یا اعترافهای دراماتیک، بلکه با مشاهده انتخابهای ساده و رفتارهای روزمره.
« گاه یک عضو مشغول سرگرمی خود است و در سوی دیگر، اعضا در فضایی مشترک با یکدیگر وقت میگذرانند. »
قوتها و کاستیها
در عین حال، برای مخاطبی که با موسیقی و فعالیت حرفهای گروه آشنا نیست نیز میتواند بهعنوان تصویری آرام از همراهی چند دوست جذاب باشد، بهشرط آنکه از آن انتظار مسابقه، سفر پرحادثه یا روایت داستانی پرکشش نداشته باشد. در واقع، عنوان برنامه و ایده محوریاش نوعی قرارداد با تماشاگر میسازند: اینجا قرار نیست هر دقیقه به نقطه اوج برسد.
اگر این قرارداد پذیرفته شود، مکثها و سادگیها بخشی از لذت تماشا میشوند؛ اگر پذیرفته نشود، همان ویژگیها به کندی و کماتفاقی تعبیر خواهند شد. ارزش اثر تا اندازه زیادی به میزان همخوانی میان حالوهوای مخاطب و ریتم آن وابسته است. جمعبندی «بیتیاس در سوپ» برنامهای واقعنماست که قدرتش را نه از رقابت و حادثه، بلکه از فضای آرام، آزادی نسبی اعضا و توجه به لحظههای کوچک میگیرد.
طبیعت و ریتم سنجیده، تجربهای آسوده و گاه صمیمی میسازند و اجازه میدهند اعضا بیرون از قالب اجرای حرفهای، در کنار هم و بهتنهایی دیده شوند. در مقابل، تکرار موقعیتهای روزمره و کمبود تنوع روایی ممکن است برای کسانی که در جستوجوی هیجان یا پیشرفت پیوستهاند خستهکننده باشد. حاصل، اثری است که بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را غافلگیر کند، او را به مکث و همراهی دعوت میکند؛ دعوتی که برای مخاطب همدل، آرامشبخش و برای مخاطب کمحوصله، دشوار خواهد بود.
« ارزش اثر تا اندازه زیادی به میزان همخوانی میان حالوهوای مخاطب و ریتم آن وابسته است. »
ثبت دیدگاه