نقد و بررسی
نقد آپارتمان (The Apartment) | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای در هیئت معما «The Apartment» که با نام فرانسوی «L’Appartement» نیز شناخته میشود، فیلمی از Gilles Mimouni است که در مرز میان ملودرام عاشقانه و تریلر روانشناختی حرکت میکند. هستهی داستان ساده به نظر میرسد: مردی نامزددار، در آستانهی سفری کاری، زنی را میبیند که گمان میکند عشق ازدسترفتهی اوست؛ دیدار کوتاه، تصمیمهایش را از مسیر معمول زندگی بیرون میکشد و او را به جستوجویی پیگیر میکشاند.
اما فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که این جستوجو قرار نیست خطی و سرراست پیش برود. گذشته و اکنون در هم میپیچند و هر پاسخ، پرسشی تازه پیش میآورد. این اثر فرانسوی محصول ۱۹۹۶، نوشته و کارگردانیشده بهدست Mimouni است و Vincent Cassel، Monica Bellucci، Romane Bohringer و Sandrine Kiberlain در آن ایفای نقش میکنند.
روایت تکهتکه، تجربهای مشارکتی فیلم اطلاعات را بهتدریج و با خویشتنداری در اختیار مخاطب میگذارد. جابهجایی میان زمانها نه صرفاً تمهیدی برای پیچیده جلوهدادن قصه، بلکه روشی برای بازسازی حافظه و احساس است: آنچه در آغاز روشن مینماید، با آشکارشدن جزئیات تازه معنای دیگری پیدا میکند.
« اما فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که این جستوجو قرار نیست خطی و سرراست پیش برود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر ناچار است لحظهها را کنار هم بگذارد، برداشتهای اولیهاش را بازبینی کند و به نشانههایی توجه نشان دهد که شاید در نگاه نخست کماهمیت بودهاند. این ساختار وجهی مشارکتی به تماشا میدهد. مخاطب تنها ناظر ماجرا نیست؛ در مقام کسی قرار میگیرد که میکوشد از میان تکههای پراکنده، تصویری قابلفهم بسازد.
همین ویژگی به فیلم کشش میبخشد، اما خطر خود را هم دارد: هرچه روایت گرههای بیشتری میافزاید، روشنماندن روابط میان شخصیتها دشوارتر میشود. در بخشهایی، پیچیدگی بهجای آنکه بر عمق عاطفی بیفزاید، تمرکز را از آن میگیرد. عشق، حافظه و وسوسهی بازگشت موضوع اصلی «The Apartment» فقط بازگشت به یک عشق قدیمی نیست؛ فیلم میپرسد آدمی دقیقاً در پی چیست: خودِ آن شخص، خاطرهای که از او ساخته، یا فرصتی برای بازنویسی گذشته؟
مکس بهجای آنکه با زندگی کنونیاش روبهرو شود، به تصویری بازمیگردد که از لیزا در ذهن دارد. خاطره در اینجا نیرویی آرام و بیخطر نیست؛ به محرکی بدل میشود که میتواند تصمیمهای امروز را زیرورو کند. در برابر این میل، فیلم نوعی تردید اخلاقی قرار میدهد. پیگیری مکس از بیرون شاید نشانهی دلبستگی به نظر برسد، اما مرز میان عشق و وسواس در این روایت ثابت نمیماند.
« این ساختار وجهی مشارکتی به تماشا میدهد. »
شخصیتها و اجرا
خواستنِ کسی، بهخودیخود مجوز عبور از حریم او نیست. این تنش به قصه بُعدی فراتر از معمای عاطفی میدهد و پرسشی ناخوشایند اما ضروری پیش میکشد: آیا شور عاشقانه را باید با صداقتش سنجید یا با پیامدهایش برای دیگران؟ بازیها و کشش میان شخصیتها Vincent Cassel نقش مکس را با آمیزهای از جذابیت، بیقراری و خودفریبی پیش میبرد.
شخصیت او نه قهرمانی بینقص است و نه صرفاً مردی که قربانی تقدیر شده باشد. نیروی بازی Cassel در همین تناقض نهفته است: مکس میتواند صمیمی و آسیبپذیر به نظر برسد، اما رفتارهایش گاه نشان میدهند که چگونه میل شخصی را با حقانیت اشتباه میگیرد. Monica Bellucci در نقش لیزا حضوری چشمگیر دارد؛ اما اثرگذاری او تنها به جذابیت ظاهری محدود نمیشود.
حضورش به خاطرهی مکس و به رازآلودگی فضای فیلم گره خورده است. Romane Bohringer نیز به شخصیت خود نوعی استقلال و ناپایداری عاطفی میبخشد که رابطهی میان شخصیتها را از الگوی سادهی تعقیب و وصال دور میکند. کشش بازیگران، بهویژه در لحظههایی که سکوت یا نگاه جای توضیح را میگیرد، از عوامل مهم ماندگاری فیلم است.
« خواستنِ کسی، بهخودیخود مجوز عبور از حریم او نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ترکیب نقشها و بازیگران اصلی نیز در اطلاعات فیلم ثبت شده است. فریب و هویتهای لغزان عنوان فیلم میتواند بیش از یک معنا داشته باشد: آپارتمان هم مکانی واقعی برای برخوردها و پنهانکاریهاست و هم تصویری از فاصلهی میان آدمها؛ فاصلهای که با نزدیکی جسمانی لزوماً از میان نمیرود. شخصیتها گاهی چیزی را نشان میدهند که میخواهند دیگران باور کنند، و گاهی خودشان نیز در شناخت انگیزههایشان دچار خطا هستند.
از همین رو، فریب در فیلم صرفاً ابزاری برای ساختن غافلگیری نیست؛ بخشی از سازوکار روابط عاطفی است. بااینحال، هر جابهجایی هویتی یا سوءتفاهم داستانی به یک اندازه قانعکننده نیست. بعضی پیچشها هوشمندانهاند و نگاه مخاطب را نسبت به آنچه دیده تغییر میدهند؛ بعضی دیگر چنان بر انباشت تصادف و پنهانماندن اطلاعات متکیاند که ممکن است ساختگی به نظر برسند.
همین نوسان توضیح میدهد چرا فیلم هم میتواند تماشاگر را درگیر کند و هم در لحظاتی او را سردرگم سازد. فضا، موسیقی و ریتم فیلم با فضایی رازآلود و شهری، لحن عاشقانهاش را از رمانتیسم شیرین و بیدغدغه جدا میکند. مکانها تنها پسزمینهی رویدادها نیستند؛ خیابانها، کافهها و فضاهای بسته به حس تعقیب، انتظار و فاصله دامن میزنند.
« ترکیب نقشها و بازیگران اصلی نیز در اطلاعات فیلم ثبت شده است. »
قوتها و کاستیها
در چنین جهانی، دیداری کوتاه میتواند از حادثهای کوچک به وسواس ذهنی تبدیل شود و یک مکان آشنا، زیر تأثیر خاطره، معنایی تازه پیدا کند. ریتم اثر در بهترین لحظههایش با افشای تدریجی اطلاعات پیش میرود و تماشاگر را وامیدارد برای فهمیدن تصویر کامل صبر کند. اما همین مکثها گاهی بیش از اندازه طولانی میشوند.
برخی صحنهها بیش از آنکه به شناخت شخصیتها یا پیشبرد روایت کمک کنند، تعلیق را کش میدهند؛ در نتیجه، فیلم در بخشهایی سنگینتر از آن چیزی میشود که ایدهی پرتحرکش وعده میدهد. این کندی برای مخاطبی که با روایتهای تأملی همراه است میتواند بخشی از حالوهوای اثر باشد، اما برای تماشاگر خواهان پیشروی سریع، مانعی واقعی است.
پایانبندی و بهای انتخابها «The Apartment» از تماشاگر انتظار ندارد که همهی رفتارهای شخصیتها را بپسندد یا برای آنها توجیهی آرامشبخش پیدا کند. انتخابهایشان میتوانند خشمبرانگیز، شتابزده یا متناقض باشند؛ همین امر به فیلم نیرویی تلخ میدهد، ولی گاهی نیز فاصلهای میان مخاطب و شخصیتها ایجاد میکند.
« اما همین مکثها گاهی بیش از اندازه طولانی میشوند. »
جمعبندی
پایانبندی را نمیتوان بدون ورود به جزئیات روایت ارزیابی کرد، اما میتوان گفت که فیلم بیش از آنکه در پی رضایتبخشی متعارف باشد، بر اثر عاطفیِ تصمیمها و امکانهای ازدسترفته تکیه میکند. از این رو، واکنش تماشاگران به آن احتمالاً دوگانه خواهد بود: بعضی پایان را بهسبب تلخیاش به یاد میسپارند و بعضی ممکن است با منطق یا انتخابهای شخصیتها کنار نیایند.
جمعبندی «The Apartment» عاشقانهای رازآلود دربارهی حافظه، اشتیاق و خطاهای انسانی است؛ فیلمی که با روایت غیرخطی و اطلاعات قطرهچکانی، مخاطب را به حل معما دعوت میکند، اما همیشه به همان اندازه که کنجکاوی برمیانگیزد، وضوح و تعادل را حفظ نمیکند. بازیهای Cassel، Bellucci و Bohringer، فضای پرتعلیق و پرسشهای اخلاقی دربارهی مرز عشق و وسواس، نقاط قوت آناند؛ در مقابل، پیچیدگی گاهافراطی، ریتم نابرابر و تصمیمهایی که ممکن است آزاردهنده به نظر برسند، از ضعفهایش محسوب میشوند.
حاصل، فیلمی بینقص نیست، اما تجربهای است که پس از پایان نیز ذهن را به بازخوانی خاطرهها، انگیزهها و فرصتهای ازدسترفته مشغول میکند.
ثبت دیدگاه