نقد و بررسی
نقد به نیویورک خوش آمدید (Welcome to New York) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سقوط در برابر قدرت «Welcome to New York» ساختهٔ Abel Ferrara، درام جناییِ تیره و بیقرار دربارهٔ مردی است که در جهان بیرون اختیار و نفوذی عظیم دارد، اما در برابر امیال و هراسهای خودش ناتوان میماند. شخصیت محوری، جورج دورو، مقام بانفوذی در عرصهٔ مالی و نامزدی بالقوه برای رهبری سیاسی فرانسه است؛ مردی که روزگارش را میان مناسبات قدرت، ثروت و کامجویی میگذراند.
فیلم از همان آغاز، بهجای ساختن چهرهای جذاب و مرموز از او، بر زشتیِ رفتارش و فاصلهٔ عمیق میان موقعیت اجتماعیاش و فروپاشی اخلاقیاش تأکید میکند. اثر از ماجرایی واقعی الهام گرفته، اما نمیکوشد گزارشی مستند یا بازسازی بیطرفانه عرضه کند. فرارا روایتی داستانی میسازد که موضوع اصلیاش صرفاً رسوایی یک چهرهٔ عمومی نیست؛ پرسش بزرگتر این است که قدرت چگونه میتواند انسان را از پیامدهای کردار خود مصون بدارد، و چه زمانی این مصونیت از هم میپاشد.
فیلم پاسخ سادهای نمیدهد، اما تماشاگر را در برابر تناقضی آزاردهنده قرار میدهد: کسی که گمان میکند میتواند سرنوشت دیگران را شکل دهد، از مهار خویش عاجز است. پرترهای عامدانه ناخوشایند فیلم از ساختن قهرمانی دوستداشتنی سر باز میزند. دورو نه رازآلودی رمانتیک دارد و نه جاذبهای که رفتارهایش را قابل چشمپوشی کند.
او بیشتر به نیرویی غریزی و بیمهار میماند؛ انسانی که خواستههایش را پیش از هر اصل و رابطهای مینشاند. همین انتخاب، فیلم را از مسیر درامهای معمول دربارهٔ سقوط یک سیاستمدار جدا میکند. تماشاگر قرار نیست با یک شخصیت پیچیده و دوستداشتنی همراه شود، بلکه باید از فاصلهای ناخوشایند شاهد سلطهٔ یک میل ویرانگر باشد.
« اثر از ماجرایی واقعی الهام گرفته، اما نمیکوشد گزارشی مستند یا بازسازی بیطرفانه عرضه کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رویکرد از یک سو با جهانبینی تلخ فرارا سازگار است، اما از سوی دیگر به محدودیت مهم فیلم میانجامد. دورو گاه چنان در ویژگیهای منفیاش محصور میماند که بهجای شخصیتی چندوجهی، به نمونهای فشرده از فساد و امتیاز بدل میشود. اشارههایی به آرمانگرایی گذشته و سرخوردگی از امکان تغییر جهان، دریچهای به ذهن او میگشاید، اما این دریچه آنقدر کوتاه و ناگهانی است که لزوماً به شناختی عمیقتر از شخصیت نمیانجامد.
فیلم بیش از آنکه او را توضیح دهد، او را در وضعیت سقوط نشان میدهد. بازی ژرار دوپاردیو بازی ژرار دوپاردیو ستون اصلی فیلم است. حضور بدنی پرحجم و نگاه سنگین او، شخصیت را از سطح یک چهرهٔ سیاسی خیالی فراتر میبرد و به حضوری مسلط و تهدیدآمیز تبدیل میکند. دوپاردیو در بسیاری از لحظهها بهجای ظرافت روانشناختی، از بدن، مکث، نفسکشیدن و طرز اشغالکردن فضا استفاده میکند.
نتیجه، اجرایی است که عمداً تماشاگر را پس میزند، اما نمیگذارد نگاهش را بهسادگی از شخصیت برگرداند. این بازی جسورانه، لحن بیپردهٔ فیلم را تثبیت میکند. دوپاردیو دورو را نه صرفاً مردی گرفتار رسوایی، بلکه انسانی نشان میدهد که عادت کرده اطرافیان و موقعیتها را در خدمت خواستههایش ببیند.
با این همه، سنگینی بازی او گاهی تمام فضای درام را به خود اختصاص میدهد. شخصیتهای دیگر، از جمله سیمون با بازی Jacqueline Bisset، در مقایسه با او فرصت کمتری برای شکلگیری مستقل پیدا میکنند. بنابراین قدرت اجرای نقش اصلی همزمان نقطهٔ قوت فیلم و عاملی است که عدمتوازن آن را آشکارتر میکند.
« این رویکرد از یک سو با جهانبینی تلخ فرارا سازگار است، اما از سوی دیگر به محدودیت مهم فیلم میانجامد. »
شخصیتها و اجرا
قدرت، امتیاز و بدنهای دیگران محور اجتماعی فیلم، مناسبات قدرت است؛ نه فقط قدرت رسمی و مالی، بلکه امتیازهایی که به صاحبمنصب امکان میدهد گمان کند قواعد برای دیگراناند. دورو در محیطی زندگی میکند که پول، جایگاه و روابط حرفهای پیرامونش را در اختیار او قرار دادهاند. فیلم نشان میدهد این امتیاز چگونه به تصور مالکیت بر دیگران بدل میشود: آدمها در نگاه او به نقشهایی در خدمت آسایش یا ارضای خواستههایش تقلیل مییابند.
فرارا این مضمون را با ظرافت آرام و فاصلهگذاری اخلاقی بیان نمیکند. دوربین به موقعیتهای آزارنده نزدیک میشود و از تماشاگر میخواهد نه فقط دربارهٔ رفتار شخصیت، بلکه دربارهٔ سازوکارهایی بیندیشد که چنین رفتاری را ممکن میکنند. همین بیپروایی از نظر موضوعی درگیرکننده است؛ اما شیوهٔ نمایش خشونت و بهرهکشی نیز پرسشی دشوار پدید میآورد: آیا فیلم در حال افشای نگاه ابزاری شخصیت است، یا گاه همان نگاه را با جزئیاتی طولانی بازتولید میکند؟
پاسخ یکدست نیست و بخشی از تنش اخلاقی اثر از همین ابهام سرچشمه میگیرد. فضاسازی و نگاه کارگردان فضای «Welcome to New York» بهجای آنکه نیویورک را به تصویری تماشایی از شکوه شهری تبدیل کند، آن را سرد، ناآرام و سنگین جلوه میدهد. محیطهای بسته و گذارهای میان فضاهای خصوصی، رسمی و تحت نظارت، حس گرفتارشدن شخصیت را تقویت میکنند.
فیلم تماشاگر را در کنار دورو نگه میدارد، اما این نزدیکی به معنای همدلی نیست؛ بیشتر نوعی حبسشدن در جهان ذهنی اوست. این شیوه با سینمای خشن و کمملاحظهٔ فرارا همخوانی دارد. دوربین بهدنبال پالایش یا زیباترکردن ماجرا نیست و همین واقعگراییِ ناآرام، سقوط شخصیت را ملموس میکند. بااینحال، تداوم این لحن سنگین گاه به یکنواختی میرسد.
« دورو در محیطی زندگی میکند که پول، جایگاه و روابط حرفهای پیرامونش را در اختیار او قرار دادهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در برخی بخشها بیش از آنکه با تغییر زاویهٔ دید یا تحول روابط پیش برود، بر تکرار وضعیت آزارنده تکیه میکند. در نتیجه، آنچه ابتدا نیرویی تکاندهنده دارد، ممکن است برای بخشی از تماشاگران به تجربهای فرساینده بدل شود. ریتم و انسجام روایت ساختار فیلم از بخشهایی با حالوهوای متفاوت تشکیل شده است: نمایش زندگی افراطی دورو، مواجههٔ او با پیامدهای رفتارش، و دورهای از محدودیت و بازاندیشی.
این تغییرها بالقوه میتوانند روایت را از توصیف صرف به کاوشی روانی و اجتماعی برسانند، اما پیوند میان آنها همیشه روان نیست. فیلم گاهی در صحنههایی بیش از اندازه مکث میکند و گاهی بهسرعت از موقعیتی به موقعیت دیگر میجهد؛ حاصل، ریتمی ناموزون است که ضرباهنگ درام را تضعیف میکند. نسخههای متفاوت فیلم نیز در تجربهٔ تماشاگر اهمیت دارند.
نسخهٔ کوتاهشدهٔ اکران آمریکا از نسخهٔ بلندتر تدوین شده بود و گزارشهای مربوط به تولید آن از اختلاف نظر دربارهٔ تدوین و میزان حذف صحنهها خبر دادهاند. چنین پیشینهای با احساس گسست و شتابزدگی در برخی پیوندهای روایی همخوان است، هرچند نمیتوان همهٔ کاستیهای ساختاری را تنها به تدوین نسبت داد.
در هر صورت، روایت در لحظههایی ظرفیت بیشتری از آنچه در نسخهٔ اکرانشده تحقق مییابد نشان میدهد. فاصلهٔ میان محکومکردن و فهمیدن یکی از دشواریهای مهم فیلم آن است که میان محکومکردن رفتار شخصیت و فهمیدن سازوکار ذهنی او تعادل کاملی برقرار نمیکند. «Welcome to New York» با اطمینان نشان میدهد دورو چگونه از قدرت برای برآوردن خواستههای خود استفاده میکند؛ اما کمتر به آدمهایی که در مدار او زندگی میکنند عمق میبخشد.
« در نتیجه، آنچه ابتدا نیرویی تکاندهنده دارد، ممکن است برای بخشی از تماشاگران به تجربهای فرساینده بدل شود. »
قوتها و کاستیها
سیمون، خانواده و اطرافیانش گاه بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل باشند، بازتابهایی از جهان مرد محوریاند. این تمرکز، نگاه فیلم را تیزتر میکند، اما دامنهٔ عاطفی آن را محدود میسازد. در عین حال، اثر از ارائهٔ رستگاری آسان نیز پرهیز میکند. اشاره به آرمانهای ازدسترفته، لزوماً دورو را تبرئه نمیکند؛ بلکه فاصلهٔ میان رؤیای نجات جهان و ناتوانی از مهار خود را برجسته میسازد.
مسئله این است که فیلم این تضاد را بیشتر به شکل بیانیهای تلخ مطرح میکند تا مسیری تدریجی در تحول شخصیت. از همین رو، تماشاگر ممکن است ایدهٔ مرکزی را روشن و مؤثر بیابد، اما آرزو کند فیلم برای پیچیدهترکردن آن زمان و فضای بیشتری اختصاص میداد. جمعبندی «Welcome to New York» اثری بیقرار، تلخ و عمداً نادلپذیر است که با تکیه بر بازی نیرومند ژرار دوپاردیو و نگاه بیپردهٔ Abel Ferrara، قدرت و امتیاز اجتماعی را در قالب سقوط مردی خودویرانگر بررسی میکند.
فیلم در فضاسازی و ثبت حس فروپاشی موفق است و از تبدیل موضوع خود به سرگرمیِ بیخطر سر باز میزند. در مقابل، شخصیتپردازی محدود، ریتم ناهموار و انسجام متزلزل روایت مانع میشوند که جسارت موضوعی آن به درامی کاملاً متوازن تبدیل شود. ارزش فیلم بیش از آنکه در ساختار صیقلی یا شخصیتپردازی چندلایهاش باشد، در ناراحتیای است که برمیانگیزد و پرسشی که پیش میکشد: وقتی قدرت انسان را به دیدن دیگران همچون ابزار عادت میدهد، آیا سقوط او صرفاً مجازات فردی است، یا نشانهٔ بیماریِ نظامی که مدتها چنین رفتاری را تحمل کرده است؟
«Welcome to New York» پاسخ قطعی نمیدهد؛ اما با خشونت و صراحت، تماشاگر را وادار میکند در برابر این پرسش بماند.
« سیمون، خانواده و اطرافیانش گاه بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل باشند، بازتابهایی از جهان مرد محوریاند. »
ثبت دیدگاه