نقد و بررسی
نقد کثیف (Furie) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت خشمگینانه به گذشته «Furie» (با عنوان ویتنامی «Hai Phượng») در ظاهر بر الگوی آشنای والدِ درماندهای بنا شده است که برای نجات فرزندش به دل شبکهای جنایتکار میزند؛ اما نیروی محرک فیلم فقط اضطرابِ یافتن کودک نیست. هِی فُئونگ، مادرِ قصه، گذشتهای دارد که هنوز بر زندگی امروز او سایه انداخته است.
او پیشتر در جهانی خشن و خلافکارانه زیسته و اکنون میکوشد در حاشیهای آرامتر، زندگی خود و دخترش را اداره کند. این پیشینه، داستان را از یک تعقیبوگریز صرف فراتر میبرد: هر قدمی که او برای بازگرداندن دخترش برمیدارد، بازگشتی ناخواسته به هویتی نیز هست که میخواهد از آن فاصله بگیرد.
فیلم، اطلاعات لازم را بیدرنگ و یکجا عرضه نمیکند؛ ابتدا زندگی روزمره و رابطهی پرتنش مادر و دختر را پیش چشم میگذارد و سپس با ربودهشدن کودک، روایت را به مسیری پرشتابتر میکشاند. این آغاز نسبتاً آرام، در اصل فرصتی برای ساختن زمینهی عاطفی است، هرچند ممکن است تماشاگرانی که انتظار اکشن بیوقفه دارند، برای رسیدن به نقطهی جوش فیلم شکیبایی بیشتری لازم داشته باشند.
قصهای آشنا، با تمرکزی شخصی طرح اصلی تازگی چشمگیری ندارد و در خانوادهی داستانهایی جای میگیرد که در آن یک قهرمانِ تنها برای بازپسگیری عزیزش با گروهی قدرتمند روبهرو میشود. «Furie» نیز از همین مصالح آشنا بهره میگیرد: تعقیب سرنخها، برخوردهای پیاپی با افراد مسلح و تنگترشدن مجال برای نجات.
« هِی فُئونگ، مادرِ قصه، گذشتهای دارد که هنوز بر زندگی امروز او سایه انداخته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنچه فیلم را از نمونههای همخانوادهاش متمایز میکند، بیش از هر چیز، پیوند میان این ماجراجویی و کشمکش درونی قهرمان است. هِی فُئونگ صرفاً مبارزی شکستناپذیر نیست. رفتار خشن و تصمیمهای گذشتهاش برای دخترش هزینه داشته و فیلم میکوشد نشان دهد که عشق مادرانه، هرچند نیرومند، بهتنهایی نمیتواند همهی زخمهای پیشین را پاک کند.
بااینحال، پرداخت داستانی این سویه گاه سطحی میماند. از گذشتهی شخصیتها تنها بهاندازهای گفته میشود که اکنون را توضیح دهد؛ جزئیات بیشتری از روابط و تجربههای شکلدهندهی قهرمان میتوانستند به او عمق بیشتری ببخشند. از همین رو، فیلم ایدهی شخصیتی جذابی دارد، اما همواره فرصت کافی برای پروراندن آن پیدا نمیکند.
هِی فُئونگ؛ مادر، مبارز و زنی آسیبپذیر اجرای Veronica Ngo ستون اصلی فیلم است. او باید هم نیروی جسمانی و مهارت رزمی قهرمان را باورپذیر کند و هم اضطراب، خشم و احساس گناه مادری را که میترسد دخترش را از دست بدهد. بازی او در لحظههای پرتحرک، محکم و متمرکز است، اما اثرگذاریاش به صحنههای مبارزه محدود نمیماند.
در مکثها و واکنشهای کوتاه نیز میتوان فشار عاطفی و آشفتگی شخصیت را دید. اهمیت این اجرا در آن است که هِی فُئونگ را به پیکرهای صرفاً قهرمانانه تبدیل نمیکند. او گاهی تندخو، بیملاحظه و از نظر اخلاقی پیچیده است؛ مادری که دوستداشتن فرزندش را نمیتوان از تصمیمهای نادرست و زخمهایی که بر جای گذاشته جدا کرد.
« هِی فُئونگ صرفاً مبارزی شکستناپذیر نیست. »
شخصیتها و اجرا
همین ناسازگاریها به او جان میبخشند. با این همه، متن فیلم بیش از آنکه او را در گفتوگوهای عمیق بپروراند، بر توان بدنی و عزمش تکیه میکند. به همین دلیل، بخش مهمی از بار شخصیتپردازی بر دوش بازیگر میافتد. رابطهی مادر و دختر؛ قلب عاطفی روایت رابطهی هِی فُئونگ و دخترش، مای، به فیلم گرمایی میبخشد که اکشن بهتنهایی نمیتواند فراهم کند.
پیوند آنها بیتنش و آرمانی نیست: میان مادر و دختر فاصلهای وجود دارد که از شیوهی زندگی هِی فُئونگ و تأثیر آن بر کودک سرچشمه میگیرد. این فاصله به ماجرا معنایی فراتر از نجات جسمانی میدهد؛ قهرمان باید نهفقط به دخترش برسد، بلکه با این پرسش نیز روبهرو شود که آیا میتواند مادری باشد که دخترش به او نیاز دارد.
مای در این میان صرفاً انگیزهای برای آغاز تعقیب نیست. حضور او در بخشهای ابتدایی، رابطه را به تجربهای ملموس تبدیل میکند و باعث میشود خطر ربودهشدنش صرفاً یک ابزار روایی به نظر نرسد. البته فیلم گاهی از فرصتهای عاطفی خود با شتاب میگذرد. مکث بیشتر بر نگاه و واکنش این دو میتوانست پیوندشان را از آنچه اکنون هست نیز مؤثرتر کند؛ بااینحال، همین رابطهی مرکزی بخش بزرگی از بار احساسی قصه را به دوش میکشد.
اکشن؛ نیرویی که فیلم را به حرکت درمیآورد مبارزهها و تعقیبوگریزها از جذابترین عناصر «Furie» هستند. صحنههای اکشن عموماً فشرده و خوشساختاند و ضرباهنگ مناسبی دارند؛ درگیریها بر حرکت و واکنش جسمانی تکیه میکنند و تماشاگر میتواند مسیر مبارزه را دنبال کند. فیلم بهجای آنکه قهرمان را همواره از فاصلهای امن و باشکوه نشان دهد، بدن خسته و آسیبپذیرش را وارد دل برخوردها میکند.
« با این همه، متن فیلم بیش از آنکه او را در گفتوگوهای عمیق بپروراند، بر توان بدنی و عزمش تکیه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین تماس نزدیک، به زد و خوردها وزن میدهد. گوناگونی موقعیتها نیز به تنوع بصری و حرکتی کمک میکند. مسیرهای شهری، فضاهای بسته و تعقیبهای پرشتاب، هر یک فرصتی برای تغییر ریتم میسازند. بااینحال، بخشهایی از روایت پیش از آنکه اکشن تمامعیار شکل بگیرد، صرف یافتن سرنخ و جابهجایی میان مکانها میشود.
در نیمههایی از فیلم، این انتظار به کشش داستان کمک میکند؛ در جاهایی دیگر، ریتم را کند میسازد. وقتی مبارزهها سرانجام فراوانتر میشوند، فیلم دوباره انرژی خود را پیدا میکند. تصویر و فضاسازی ویتنامی فضای فیلم از محیط ویتنامی خود بهره میگیرد و شهر و پیرامون آن را به پسزمینهای زنده برای تعقیب بدل میکند.
نورهای رنگی و بافت متراکم مکانها، بهویژه در بخشهای شهری، حالوهوایی خاص میسازند؛ فضایی که هم پرجنبوجوش است و هم اندکی ناآرام. قاببندیها گاه از نمای باز برای معرفی موقعیت استفاده میکنند و سپس به فضاهای محدودتر و آشفتهتر میرسند؛ تغییری که با تنگترشدن دامنهی انتخابهای قهرمان تناسب دارد.
این جلوههای بصری همیشه یکدست نیستند. بعضی انتخابهای رنگی آشکارا خودنمایانهاند و برخی گذارهای تصویری ممکن است از انسجام کلی بکاهند. اما در مجموع، فیلم از مکانمندی خود سود میبرد و اجازه نمیدهد ماجرا در فضایی بیهویت و قابلجایگزینی رخ دهد. محیط، علاوه بر زیبایی دیداری، به حس شلوغی و دشواریِ حرکت در مسیری پرخطر کمک میکند.
« همین تماس نزدیک، به زد و خوردها وزن میدهد. »
قوتها و کاستیها
منطق روایت و ضرباهنگ یکی از ضعفهای فیلم آن است که بعضی موانع با سهولت زیادی کنار میروند. قهرمان بارها در موقعیتهایی قرار میگیرد که میتوانستند او را برای مدتی طولانیتر متوقف کنند، اما مسیر روایت گاهی راهحلهایی سریع پیش پایش میگذارد. این آسانگذرکردن از دشواریها از فشار دراماتیک میکاهد و سبب میشود برخی پیروزیها بیش از آنکه حاصل فرایندی طاقتفرسا باشند، حلقههای ضروری زنجیرهی اکشن به نظر برسند.
ضرباهنگ نیز کاملاً یکنواخت نیست. فیلم میان معرفی رابطهی خانوادگی، جستوجو و درگیریهای جسمانی رفتوآمد میکند و گاهی انتقال از یک حالت به حالت دیگر ناگهانی است. در بخشهای پایانی، جمعبندی رخدادها کمی شتابزده به نظر میرسد؛ انگار فیلم برای رسیدن به ایستگاه آخر، بخشی از مکثهای لازم را کنار میگذارد.
این شتاب، تأثیر احساسی پایان را از میان نمیبرد، اما فرصت نمیدهد همهی خطوط داستانی با آرامش و وزن برابر به فرجام برسند. جمعبندی «Furie» فیلمی است که بیش از هر چیز با انرژی اجرا و حضور Veronica Ngo در خاطر میماند. اکشنهای سنجیده و پرتحرک، رابطهی عاطفی مادر و دختر و پیوند میان مبارزهی بیرونی و گذشتهی پنهان قهرمان، به آن هویتی فراتر از یک تعقیبوگریز معمولی میبخشند.
در برابر، قصه از الگویی آشنا پیروی میکند، گذشتهی شخصیتها را بهاندازهی کافی نمیکاود و گاهی برای پیشبرد ماجرا راههایی بیش از حد آسان مییابد. پایان نیز اندکی شتاب دارد. بااینهمه، فیلم در آنچه بیش از همه از آن انتظار میرود ــ ساختن اکشنی خوشریتم با قهرمانی پرقدرت و درعینحال عاطفی ــ موفق است.
« منطق روایت و ضرباهنگ یکی از ضعفهای فیلم آن است که بعضی موانع با سهولت زیادی کنار میروند. »
جمعبندی
«Furie» اثری بینقص یا نوآورانه نیست، اما ترکیب خشم، دلبستگی و مبارزه در آن بهاندازهای جاندار هست که تماشاگر را تا پایان همراه نگه دارد.
ثبت دیدگاه