نقد و بررسی
نقد فرابنفش (Ultraviolet) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی در آستانهٔ حذف «Ultraviolet» ساختهٔ Kurt Wimmer، فیلمی علمیتخیلی و اکشن است که آیندهای آکنده از اضطراب زیستی و اقتدارگرایی را تصویر میکند. بیماریای با نشانههایی شبیه خونآشامی، گروهی از انسانها را به موجوداتی نیرومندتر و سریعتر بدل کرده است؛ اما جامعه بهجای همزیستی یا درمان، آنان را به چشم تهدید مینگرد و حکومت نیز نابودیشان را به سیاستی رسمی تبدیل میکند.
در این فضای تیره، Violet، جنگجویی از میان مبتلایان، مأمور میشود پسربچهای نهساله را به دستگاه قدرت تحویل دهد؛ مأموریتی که با تصمیم او برای محافظت از کودک به مسیری خطرناک بدل میشود. این پیشزمینه ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد: ترس از بیماری، مرز ناپایدار میان انسان و «دیگری»، و حکومتی که به نام امنیت، حذف گروهی از مردم را توجیه میکند.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ جهانی پرتنش میدهد که در آن بقا فقط به توان جسمانی وابسته نیست، بلکه به انتخابهای اخلاقی نیز گره میخورد. بااینحال، «Ultraviolet» در پرداخت این ایدهها بیش از آنکه به جهان خود زمان و عمق ببخشد، به شتاب و جلوههای دیداری تکیه میکند. روایت میان اسطوره و تعقیبوگریز ساختار داستان بر مأموریتی ساده و قابلفهم بنا شده است: Violet باید از کودکی محافظت کند که دولت او را خطرناک میداند.
این چارچوب، امکان شکلگیری رابطهای عاطفی و پرتنش میان زن جنگجو و کودک را فراهم میآورد؛ رابطهای که میتواند محور انسانی فیلم باشد. در کنار آن، پسزمینهٔ جنگ میان مبتلایان و انسانهای سالم، داستان را به سوی پرسشهایی دربارهٔ تبعیض، قدرت و ترس جمعی میبرد. مشکل آن است که این خطوط روایی بهندرت در یک مسیر منسجم به هم میرسند.
« مشکل آن است که این خطوط روایی بهندرت در یک مسیر منسجم به هم میرسند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم اطلاعات مهمی دربارهٔ بیماری، حکومت و انگیزهٔ گروههای مختلف عرضه میکند، اما پیوند میان این اطلاعات گاه مبهم میماند. رویدادها با سرعت از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میجهند و توضیحات موجود همیشه برای روشنکردن قواعد جهان داستان کافی نیستند. نتیجه آن است که مخاطب ممکن است بیش از آنکه درگیر انتخابهای شخصیتها شود، سرگرم کنار هم گذاشتن اجزای پراکندهٔ روایت بماند.
این آشفتگی از نظر موضوعی نیز هزینه دارد. ایدههایی چون سرکوب اقلیتها و بهرهبرداری سیاسی از بحران، در فیلم حضور دارند، اما فرصت چندانی برای رشد پیدا نمیکنند. داستان گاهی بهجای گسترش پیامدهای اخلاقی و اجتماعی وضعیتش، بهانهای برای حرکت سریع به سوی صحنهٔ اکشن میشود. Violet؛ قهرمانی با فاصلهٔ عاطفی Milla Jovovich در نقش Violet حضوری مقتدر و دیدنی دارد.
بازی او بر خونسردی، تمرکز و توانایی بدنی شخصیت استوار است و با تصویری که فیلم از یک مبارز سرسخت میسازد تناسب دارد. Violet در قاب، تقریباً همیشه مسلط به نظر میرسد؛ چه در برخورد با دشمنان و چه در حرکت میان محیطهای پیچیده. این اقتدار، هویت قهرمانانهٔ شخصیت را تثبیت میکند، اما گاهی او را از تجربهای انسانی و آسیبپذیر دور نگه میدارد.
رابطهٔ Violet با کودک، فرصتی برای آشکارشدن لایههای پنهانتر شخصیت اوست. محافظت از کسی که از او کوچکتر و در برابر خشونت جهان بیدفاعتر است، در تقابل با مهارت رزمی و ظاهر سردش قرار میگیرد. همین تضاد میتوانست قلب عاطفی فیلم باشد. بااینحال، پیوند میان آن دو بیشتر از راه موقعیتهای داستانی پیش میرود تا گفتوگوها و تحول تدریجی.
« این آشفتگی از نظر موضوعی نیز هزینه دارد. »
شخصیتها و اجرا
ازاینرو، عاطفهٔ رابطه در برخی لحظات قابلدرک است، اما همیشه به اندازهای پرورده نمیشود که بار دراماتیک ماجرا را بهتنهایی بر دوش بکشد. شخصیتهای پیرامونی نیز غالباً کارکردی محدود دارند: برخی نمایندهٔ مقاومتاند، برخی چهرهٔ قدرت، و بعضی واسطهای برای انتقال اطلاعات یا فراهمکردن مرحلهٔ بعدی تعقیبوگریز.
این چیدمان به فیلم سرعت میدهد، اما به بهای کمرنگشدن روابط و انگیزههای فردی تمام میشود. طراحی بصری؛ امضایی درخشان و سرد مهمترین دستاورد «Ultraviolet» را باید در هویت بصری آن جستوجو کرد. رنگهای اشباعشده، سطوح براق، فضاهای هندسی و محیطهای معماری آیندهنگرانه، جهانی میسازند که از واقعگرایی روزمره فاصله دارد.
فیلم میخواهد همچون تصویری از کتاب مصور یا بازی رایانهای زنده به نظر برسد؛ انتخابی که به آن ظاهر متمایزی میدهد و باعث میشود بسیاری از نماها حتی پس از گذشت زمان در ذهن بمانند. این ظاهر سرد و صیقلی با وضعیت سیاسی داستان نیز همخوانی دارد. محیطهای پاکیزه و منظمِ قدرت در برابر زندگی پنهانی و پرخطر مبتلایان قرار میگیرند.
تقابل رنگ و فضا، در بهترین لحظات، نوعی روایت تصویری میسازد: جهان بهظاهر مرتب است، اما زیر سطح آن خشونتی سازمانیافته جریان دارد. فناوریهای خیالی و ابزارهای غیرمعمول نیز به فیلم حس بازیگوشی میدهند و نشان میدهند که طراحی صحنه و تصور آینده برای سازندگان اهمیت داشته است. اما همین سبک گاه به افراط میرسد.
« این چیدمان به فیلم سرعت میدهد، اما به بهای کمرنگشدن روابط و انگیزههای فردی تمام میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پردازش دیجیتالی تصویر، رنگهای غیرطبیعی و پسزمینههای رایانهای در برخی صحنهها بهجای آنکه جهان را باورپذیرتر کنند، آن را تخت و مصنوعی جلوه میدهند. این فاصلهٔ دیداری ممکن است برای مخاطبی که به فضای کمیکوار علاقه دارد جذاب باشد، اما برای کسی که به دنبال واقعنمایی یا پیوستگی حسی است، مانعی جدی به شمار میرود.
اکشن؛ حرکت فراوان، خطر اندک فیلم از نظر ریتم کمتحرک نیست. مبارزهها، تعقیبها و گریزهای پیدرپی، انرژی اثر را بالا نگه میدارند و Violet را در موقعیتهایی قرار میدهند که بتواند تواناییهایش را به نمایش بگذارد. طراحی حرکتها به سبک اغراقآمیز و نمایشی نزدیک است؛ شخصیتها با سرعتی فراتر از حد معمول میجنگند و بدنها در قاب، گویی بخشی از رقصی دقیق و حسابشدهاند.
برای مخاطبی که اکشنِ استیلیزه را میپسندد، این بخشها میتوانند سرگرمکننده باشند. بااینهمه، تعدد صحنههای درگیری الزاماً به معنای افزایش تعلیق نیست. Violet اغلب چنان بر میدان مسلط است که خطر واقعی برای او کمرنگ میشود. هنگامی که قهرمان تقریباً همیشه از پس دشمنان برمیآید، مبارزهها ممکن است به تکرار الگوی مشابه تبدیل شوند: ورود دشمن، نمایش مهارت، شکست مهاجمان و حرکت به سوی مرحلهٔ بعد.
در چنین وضعی، اکشن چشمگیر است، اما لزوماً تنشزا نیست. این فاصله میان سرعت و خطر، بر تأثیر عاطفی صحنهها نیز اثر میگذارد. تعقیبوگریز زمانی بیشترین کشش را دارد که مخاطب احساس کند نتیجه از پیش تضمین نشده است. «Ultraviolet» گاه بهجای ساختن این عدمقطعیت، با اتکا به تواناییهای خارقالعادهٔ قهرمان، مسیر را از پیش هموار میکند.
« اکشن؛ حرکت فراوان، خطر اندک فیلم از نظر ریتم کمتحرک نیست. »
قوتها و کاستیها
مضمونهای نیمهپرورده در زیر ظاهر پرزرقوبرق، فیلم پرسشهایی جدی دربارهٔ هویت و حذف اجتماعی دارد. مبتلایان به بیماری، بهسبب تفاوت جسمانیشان از حقوق انسانی محروم میشوند و حکومت، ترس عمومی را به ابزاری برای تثبیت قدرت بدل میکند. این موقعیت یادآور سازوکارهایی است که در آن یک جامعه برای حفظ نظم، گروهی را به تهدیدی مطلق تبدیل میکند.
در چنین چارچوبی، انتخاب Violet برای محافظت از کودک صرفاً کنشی شخصی نیست؛ نوعی سرپیچی از منطق سیاسیِ مبتنی بر قربانیکردن دیگری است. بااینحال، فیلم بیشتر به طرح این مضمونها بسنده میکند تا واکاوی آنها. حکومت اقتدارگرا و سرکوب مبتلایان بهسرعت معرفی میشوند، اما پیچیدگی اجتماعیِ چنین نظمی چندان گسترش نمییابد.
شخصیتها نیز کمتر فرصت مییابند دربارهٔ مرز میان بقا، انتقام و مسئولیت اخلاقی تأمل کنند. ازاینرو، معناهای بالقوهٔ فیلم اغلب زیر فشار حرکت روایی و نمایش بصری قرار میگیرند. جمعبندی «Ultraviolet» اثری نابرابر است: فیلمی که در طراحی جهان، رنگبندی و ساختن تصویری کمیکوار از آینده جسارت دارد، اما در روایت و پرورش شخصیتها به همان اندازه موفق نیست.
ایدهٔ پادآرمانشهری آن و محور رابطهٔ محافظت میان Violet و کودک، زمینهٔ داستانی جذابی فراهم میکند؛ بااینحال، روایت پراکنده، توضیحات ناکافی و اکشنی که گاه بیش از اندازه آسان و کمخطر جلوه میکند، مانع از آن میشوند که این ظرفیت به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود. تماشای فیلم بیش از هر چیز برای کسانی مناسب است که از جهانهای آیندهنگرانهٔ اغراقشده، رنگهای جسورانه و قهرمانان اکشنِ کمیکوار لذت میبرند.
« مضمونهای نیمهپرورده در زیر ظاهر پرزرقوبرق، فیلم پرسشهایی جدی دربارهٔ هویت و حذف اجتماعی دارد. »
جمعبندی
برای آنان، «Ultraviolet» میتواند با تصاویر متمایز و لحظات پرتحرکش سرگرمکننده باشد. اما اگر انتظار داستانی دقیق، تحول شخصیتها و تعلیقی پیوسته وجود داشته باشد، فاصلهٔ میان ظاهر چشمگیر و محتوای کمپروردهٔ فیلم آشکار خواهد شد.
« برای آنان، «Ultraviolet» میتواند با تصاویر متمایز و لحظات پرتحرکش سرگرمکننده باشد. »
ثبت دیدگاه