نقد و بررسی
نقد جماعت (The Crowd) | 1928
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رویاهای فردی در دل شهر بیچهره فیلم «The Crowd» ساختهٔ King Vidor، در ظاهر داستانی ساده دربارهٔ مردی است که برای ساختن آیندهای درخشان راهی نیویورک میشود، اما در ژرفای خود پرسشی دشوارتر را پیش میکشد: در جامعهای که میلیونها نفر هر روز برای پیشرفت میکوشند، چه چیزی یک انسان را از دیگران متمایز میکند؟
فیلم نه قهرمانی خارقالعاده میسازد و نه سقوطی باشکوه را روایت میکند. جان سیمز یکی از همان آدمهای عادی است که آرزوهای بزرگ دارد، اما توان و انضباط لازم برای تحقق آنها را همیشه در خود نمییابد. همین فاصله میان تصور او از خویشتن و واقعیتی که در آن زندگی میکند، موتور اصلی درام است.
عنوان فیلم نیز بیش از آنکه صرفاً به ازدحام خیابانها اشاره کند، به نیرویی اجتماعی و روانی بدل میشود: جمعیتی که هم پناهگاه انسان است و هم او را بینام میکند. جان میخواهد «کسی» باشد، اما شهر پیوسته یادآوری میکند که آرزوی خاصبودن، در میان انبوهی از آدمهای مشابه، تضمینی برای دیدهشدن نیست.
فیلم این تنش را با لحنی واقعگرا و بیپیرایه میپرورد و از همین راه، تجربهای را تصویر میکند که با گذشت نزدیک به یک قرن همچنان قابلفهم است. آغاز تصویری و معماری جمعیت یکی از درخشانترین انتخابهای فیلم، آن است که پیش از آنکه مخاطب با زندگی خصوصی جان آشنا شود، او را در مقیاس بزرگتر شهر قرار میدهد.
« فیلم نه قهرمانی خارقالعاده میسازد و نه سقوطی باشکوه را روایت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
صحنههای اداره، با ردیف میزها و کارمندانی که در نظمی تکرارشونده مشغول کارند، از همان ابتدا جهان اثر را بنا میکنند: دستگاهی عظیم که افراد در آن جایگاهی کوچک و قابلجایگزینی دارند. این تصاویر صرفاً پسزمینهٔ داستان نیستند؛ خودشان مضموناند. هر کارمند چهرهای دارد، اما از دور، همگی به اجزای یک سازوکار واحد تبدیل میشوند.
قدرت این بخش در جزئیات و مقیاسبندی بصری آن نهفته است. دوربین گاه از فضای انفرادی فاصله میگیرد و نظم تکراری محیط را به منظرهای تقریباً هندسی بدل میکند؛ سپس دوباره به یک انسان نزدیک میشود و میکوشد فردیت او را از دل همان نظم بیرون بکشد. این رفتوآمد میان نمای کلان و چهرهٔ فردی، کشمکش مرکزی فیلم را به زبان سینما ترجمه میکند: جان هم عضوی از جمع است و هم میخواهد از آن فراتر برود.
آغاز فیلم بهواسطهٔ همین نگاه، نه فقط چشمنواز، بلکه از نظر معنایی بسیار فشرده و راهگشاست. شهر؛ وعدهٔ پیشرفت و دستگاه فرسایش نیویورکِ فیلم، شهری پرجنبوجوش و وسوسهانگیز است؛ جایی که میتواند مبدأ فرصتی تازه باشد، اما در همان حال، سرعت و بیاعتناییاش انسان را فرسوده میکند. شهر وعده میدهد هرکس با تلاش و اعتمادبهنفس میتواند به جایگاهی بالاتر برسد، ولی در عمل مسیر پیشرفت را نه روشن میکند و نه برای همگان هموار میسازد.
امید به موفقیت در اینجا نیروی محرک است، اما میتواند به دام نیز تبدیل شود؛ زیرا فرد را وامیدارد ناکامیهای ساختاری را صرفاً به ضعف شخصی خود نسبت دهد یا همواره منتظر فرصتی خارقالعاده بماند. Vidor از شهر تصویری زنده میسازد، بیآنکه آن را به شخصیت شروری ساده تقلیل دهد. خیابانها، وسایل رفتوآمد و محل کار همچون جریانهایی پیوستهاند که آدمها را جابهجا میکنند، اما لزوماً به مقصدی که آرزویش را دارند نمیرسانند.
« این تصاویر صرفاً پسزمینهٔ داستان نیستند؛ خودشان مضموناند. »
شخصیتها و اجرا
در برابر این حرکت گسترده، زندگی خانوادگی در فضاهای بسته و محدود میگذرد. تقابل میان پهناوری شهر و تنگنای خانه، بهتدریج نشان میدهد که فشار اجتماعی فقط در محل کار باقی نمیماند؛ به رابطهها، خلقوخو و تصور آدمها از آینده نیز نفوذ میکند. جان و دشواری همدلی جان شخصیتی عمداً بینقصنشده است.
او جاهطلبی و جذابیت دارد و در لحظاتی میتوان میل صادقانهاش به زندگی بهتر را دید؛ بااینحال، خیالپردازی و بیانضباطیاش بارها او را از مسئولیتهای ملموس دور میکند. فیلم از مخاطب نمیخواهد که او را بیچونوچرا دوست بدارد. برعکس، گاهی تماشای رفتار او آزارنده است، بهویژه هنگامی که ناکامیها را به دیگران نسبت میدهد یا نمیتواند میان رؤیای بزرگ و وظیفهٔ روزمره پیوندی برقرار کند.
این دشواری همدلی، از ضعف شخصیتپردازی ناشی نمیشود؛ در بسیاری از لحظات، خود موضوع فیلم است. جان میخواهد به شیوهای استثنایی به موفقیت برسد، اما زندگی از او کارهای معمولی، پیگیری مداوم و پذیرش مسئولیت میخواهد. شکاف میان این دو خواسته، هم سرچشمهٔ ناکامی اوست و هم منشأ تنش در رابطهاش با ماری.
بااینحال، فیلم گاهی آنقدر بر ضعفهای جان تأکید میکند که تماشاگر ممکن است برای مدتی فاصله بگیرد. اثر با نشاندادن منشأ اجتماعی و عاطفی رفتار او، این فاصله را کاهش میدهد، اما هرگز آن را بهطور کامل از میان نمیبرد؛ و این، بهجای پاسخ آسان، نوعی پیچیدگی اخلاقی ایجاد میکند. ماری و واقعیت زندگی زناشویی ماری فقط همراهی در مسیر داستان نیست؛ او نیرویی است که زندگی مشترک را به سطحی ملموس و روزمره میآورد.
« در برابر این حرکت گسترده، زندگی خانوادگی در فضاهای بسته و محدود میگذرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در برابر آرزوهای متغیر جان، ماری بیشتر با آنچه اکنون باید انجام شود سروکار دارد: حفظ خانه، رویارویی با فشارهای اقتصادی و تابآوردن پیامدهای تصمیمها. فیلم از ازدواج تصویری آرمانی و بیاصطکاک ارائه نمیدهد. عشق در آن حضور دارد، اما عشق بهتنهایی اختلاف، خستگی یا نگرانی مالی را حل نمیکند.
اهمیت رابطهٔ این دو در آن است که تعارضشان صرفاً از تفاوت خلقوخو نمیآید؛ شرایط بیرونی نیز مدام بر پیوندشان فشار میآورد. تنگنای اقتصادی به گفتوگوهای روزمره وزن میدهد و امیدهای برآوردهنشده بهتدریج در رفتارهای کوچک رسوب میکنند. فیلم در این زمینه از اغراقهای رایج ملودرام فاصله میگیرد: بحرانها غالباً نه با خطابه، بلکه با سکوت، واکنشهای کوتاه و تغییر لحن رابطه محسوس میشوند.
همین توجه به جزئیات باعث میشود زندگی مشترکشان گاه ناراحتکننده اما باورپذیر باشد. بازیگری و روایت بیکلام در فیلمی صامت، معنای عاطفی باید از چهره، حرکت، میزانسن و تدوین عبور کند. James Murray در نقش جان، آمیزهای از اعتمادبهنفس نمایشی و شکنندگی را به نمایش میگذارد. او میتواند در لحظهای امیدوار و پرشور به نظر برسد و اندکی بعد، در برابر مسئولیتی واقعی، درمانده یا گریزپا جلوه کند.
همین نوسان، شخصیت را از یک تیپ سادهٔ «بازنده» دور میکند؛ هرچند واکنشهای او گاهی خشمبرانگیز باقی میمانند. Eleanor Boardman نیز با بازی کنترلشده و نگاههای معنادار، به ماری حضوری مستقل میبخشد. فیلم بهجای آنکه احساسات او را مدام با نوشتههای میانصحنه توضیح دهد، از چهره و کنش او بهره میگیرد.
« فیلم از ازدواج تصویری آرمانی و بیاصطکاک ارائه نمیدهد. »
قوتها و کاستیها
این اعتماد به تصویر، بهخصوص در صحنههای خانگی، به روایت کیفیتی صمیمی میدهد. شیوهٔ کارگردانی Vidor نیز میان سبک بصری جسورانه و مشاهدهگری واقعگرایانه تعادل برقرار میکند؛ حرکت دوربین، ترکیببندی و مقیاس نماها گاه به شکلی بیواسطه دربارهٔ رابطهٔ فرد و جمع سخن میگویند، بیآنکه داستان را به بیانیهای نظری تبدیل کنند.
ریتم، تلخی و انباشت مصیبت «The Crowd» در بخشهایی از مسیر خود صبورانه پیش میرود؛ این مکثها امکان میدهند فرسایش زندگی روزمره را حس کنیم، اما همیشه به یک اندازه ضروری نیستند. برخی لحظات بیش از آنچه برای تثبیت حالوهوا یا پیشبرد رابطه لازم است امتداد مییابند و میتوانند ضرباهنگ روایت را کند کنند.
این کندی گاهی با مضمون فیلم همخوان است: روزهایی که در تکرار کار و نگرانی میگذرند، از نظر عاطفی کشدارند. بااینحال، همخوانی موضوعی همیشه به معنای تأثیر کامل نیست و تماشاگر امروزی ممکن است در برخی بخشها احساس کند فیلم بیش از حد درنگ میکند. از سوی دیگر، تلخی اثر در مقاطعی با انباشتهشدن بدبیاریها شدت میگیرد.
وقتی بحرانها پیدرپی رخ میدهند، امکان دارد سازوکار درام کمی آشکار و فشار عاطفی بیش از اندازه محسوس شود. بااینهمه، این انتخاب کاملاً بیارتباط با جهان فیلم نیست: زندگی شخصیتها در محیطی جریان دارد که پشتوانهٔ محکمی برای جبران شکستها در اختیارشان نمیگذارد. اثر گاهی در مرز میان مشاهدهٔ واقعگرایانه و تشدید ملودراماتیک حرکت میکند؛ همین نابرابری یکی از محدودیتهای آن است، اما مانع از آن نمیشود که لحظات عاطفیاش اثرگذار باشند.
« این اعتماد به تصویر، بهخصوص در صحنههای خانگی، به روایت کیفیتی صمیمی میدهد. »
جمعبندی
جمعبندی «The Crowd» فیلمی دربارهٔ پیروزی یا شکست قهرمانانه نیست؛ دربارهٔ آدمی است که میخواهد زندگیاش معنایی ویژه داشته باشد و در برابر واقعیتی قرار میگیرد که به بیشتر مردم مجال درخشیدن نمیدهد. ارزش ماندگار آن در پیوندی است که میان تصویر شهر، فشار کار، آرمان موفقیت و شکنندگی زندگی زناشویی برقرار میکند.
صحنههای جمعیت و اداره، نگاه دقیق به زندگی روزمره و بازیهای ظریف، فیلم را به اثری فراتر از یک ملودرام خانوادگی بدل میسازند. البته کندی برخی بخشها، دشواری همدلی با جان و تلخی گاه انباشتهٔ داستان ممکن است تجربهٔ تماشا را ناهموار کند. اما همین ناهمواری با تصویری که فیلم از زندگی میسازد تناسب دارد: انسانها نه همیشه شایستهٔ تحسیناند و نه صرفاً قربانیانی بیاراده؛ آنان در میان امیدها، خطاها و محدودیتهایی حرکت میکنند که بهسادگی از یکدیگر جدا نمیشوند.
دستاورد اصلی فیلم آن است که این زندگی عادی را با نگاهی همدلانه، اما نه رمانتیک، به سینما میآورد.
« ارزش ماندگار آن در پیوندی است که میان تصویر شهر، فشار کار، آرمان موفقیت و شکنندگی زندگی زناشویی برقرار میکند. »
ثبت دیدگاه