نقد و بررسی
نقد ما دوستان تو هستیم (We Are Your Friends) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای شهرت در ضرباهنگ لسآنجلس «We Are Your Friends» ساختهٔ Max Joseph، در ظاهر داستانی آشنا دربارهٔ جوانی است که میخواهد از حاشیه به مرکز صحنه برسد. Cole Carter، دیجی بیستوسهسالهای در درهٔ سن فرناندو، وقتش را میان رفقا، کارهای موقت و رؤیای ساخت قطعهای میگذراند که زندگیاش را زیرورو کند.
آشنایی با James Reed، دیجی مشهور و کاریزماتیک، دریچهای به جهان حرفهای موسیقی میگشاید؛ اما پیوند عاطفی کول با Sophie، دوستدختر و دستیار جیمز، این فرصت را به مسئلهای اخلاقی و عاطفی تبدیل میکند. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ قصهای دربارهٔ جاهطلبی، دوستی و بهای موفقیت میدهد. مشکل آن است که این وعدهها در مسیری کموبیش قابلحدس پیش میروند.
بااینحال، اثر در لحظاتی که از طرح عاشقانه فاصله میگیرد و به موسیقی، کارِ ساختن صدا و انرژی جمعی مهمانیها نزدیک میشود، هویت جذابتری پیدا میکند. موسیقی؛ نیروی محرک و پناهگاه فیلم موسیقی الکترونیک صرفاً پسزمینهای برای تصاویر نیست؛ فیلم میکوشد آن را همچون زبانی برای بیان شخصیت و آرزوهای کول به کار گیرد.
ضرباهنگ، لایهگذاری صداها و لحظهٔ شکلگیری یک قطعه، گاه از گفتوگوهای توضیحی اثرگذارترند. این انتخاب به فیلم جان میبخشد و بهویژه در صحنههای اجرا، حس حضور در میان جمعیت را منتقل میکند. توجه به جنبهٔ فنی دیجیگری نیز از نکات قابلاعتناست. کول تنها با فشردن چند دکمه به هنرمند بدل نمیشود؛ باید گوش تربیت کند، ریتم را بفهمد و واکنش شنوندگان را بخواند.
« فیلم از همان ابتدا وعدهٔ قصهای دربارهٔ جاهطلبی، دوستی و بهای موفقیت میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این بخشها تصویری ساده اما ملموس از موسیقی بهمثابه مهارت و تصمیمگیری ارائه میدهد. بااینهمه، همین نیروی موسیقایی گاهی به پوششی برای کمبودهای درام بدل میشود: هرگاه رابطهها یا انگیزهها وضوح کافی ندارند، فیلم به صدای بلندتر و تدوین پرشتابتر پناه میبرد. مهمانیها و جغرافیای جوانی فضای فیلم بر پایهٔ تضاد میان زندگی روزمره و شبهای پرنور بنا شده است.
روزها با کارهای کمدرآمد و رفتوآمدهای معمول میگذرند؛ شبها، نورها و صداها چهرهٔ دیگری از شهر را آشکار میکنند. این دوگانگی برای روایت اهمیت دارد: رؤیای کول در فضایی شکل میگیرد که هم امکان رهایی را وعده میدهد و هم میتواند او را در چرخهای از هیجانهای زودگذر نگه دارد. صحنههای مهمانی سرزنده و تماشاییاند و با طراحی بصری پرتحرک، تماشاگر را به فضای جمعی نزدیک میکنند.
گاه جلوههای گرافیکی و بازی با تصویر، تجربهٔ شنیدن موسیقی را به تجربهای دیداری تبدیل میکنند. اما فیلم در ثبت این جهان بیشتر به شور بیرونی علاقه دارد تا به پیچیدگی اجتماعی آن. زندگی دوستان کول، اقتصاد ناپایدار جوانان و فاصلهٔ میان آرزو و امکان، مطرح میشوند، ولی کمتر فرصت مییابند به لایههایی عمیقتر برسند.
کول، جیمز و رابطهٔ استاد و شاگرد زک افرون در نقش کول حضوری باورپذیر دارد. او شور جوانی شخصیت را با نوعی بیقراری و آسیبپذیری همراه میکند و میفهماند که پشت اعتمادبهنفس ظاهری، میل شدیدی به پذیرفتهشدن و جدی گرفتهشدن وجود دارد. بااینحال، خود شخصیت گاهی بیش از آنکه فردی مستقل باشد، حامل ایدههایی آشنا دربارهٔ استعداد، جاهطلبی و انتخاب مسیر زندگی است.
« فیلم در این بخشها تصویری ساده اما ملموس از موسیقی بهمثابه مهارت و تصمیمگیری ارائه میدهد. »
شخصیتها و اجرا
Wes Bentley در نقش جیمز، نیروی متضادی به فیلم میآورد. جیمز هم راهنمای کول است و هم تصویری از آیندهای ممکن؛ هنرمندی که موفقیت به او اعتبار بخشیده، اما لزوماً آرامش یا تازگی هنری را تضمین نکرده است. رابطهٔ این دو ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد، زیرا آموزش موسیقی به بحثی دربارهٔ اصالت، تقلید و فرسودگی بدل میشود.
بااینحال، فیلم این پرسشها را بیشتر طرح میکند تا آنکه با دقت پیگیریشان کند. سوفی نیز در مرکز تعارض عاطفی قرار دارد، اما پرداخت شخصیتش به اندازهٔ جایگاه داستانی او گسترده نیست. او میان جیمز و کول تنها یک موضوع عاشقانه نیست؛ میتوانست نمایندهٔ انتخابی مستقل دربارهٔ کار، وفاداری و آینده باشد.
فیلم گاه به این سویه نزدیک میشود، اما در نهایت بیشتر از آنکه جهان درونی او را بکاود، از حضورش برای پیچیدهترکردن رابطهٔ دو مرد بهره میگیرد. دوستی و شکاف میان رؤیا و واقعیت دوستان کول به فیلم گرما و حس جمعی میبخشند. معاشرتهایشان، شوخیها و برنامههای مشترک نشان میدهد که موفقیت برای کول صرفاً دستاوردی فردی نیست؛ او میخواهد از جایی که در آن زندگی کرده فراتر برود، بیآنکه پیوندهای قدیمی را از دست بدهد.
این تنش، یکی از ایدههای انسانیتر فیلم است: آیا رشد شخصی ناگزیر به فاصلهگرفتن از دوستان و گذشته میانجامد؟ بااینحال، گروه دوستان اغلب با ویژگیهای پررنگ اما محدود معرفی میشوند. بعضی از آنها بیشتر نقش تیپهای آشنای کمدی و رفاقتی را دارند تا شخصیتهایی با مسیر مستقل. به همین سبب، لحظات صمیمیتشان خوشایند است، اما اثر کمتر میتواند از این دوستیها درامی چندوجهی بسازد.
« Wes Bentley در نقش جیمز، نیروی متضادی به فیلم میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از اهمیت وفاداری و همراهی سخن میگوید، ولی گاهی خودِ رفاقت را به تزئینی برای فضای جوانانه تقلیل میدهد. روایت آشنا و ریتم نابرابر نقطهضعف اصلی فیلم در داستانپردازی آن است. الگوی استاد مشهور، شاگرد مشتاق، رابطهٔ ممنوعه و آزمون اخلاقی، از ابتدا مسیر کلی روایت را قابلپیشبینی میکند.
مسئله فقط آشنابودن طرح نیست؛ فیلم گاهی بهجای یافتن جزئیات تازه در دل این الگو، به همان گرههای دراماتیک متعارف بسنده میکند. در نتیجه، تعارضهای مهم بیش از آنکه از تحول آرام شخصیتها برخیزند، بهصورت مانعهایی برای پیشبردن قصه ظاهر میشوند. ریتم نیز یکدست نیست. بخشهایی از فیلم با انرژی موسیقی و حرکت تصاویر پیش میروند، اما میان آنها قسمتهایی هست که کش میآیند و نیروی رواییشان کاهش مییابد.
برخی موقعیتها به اندازهٔ کافی پرداخت نمیشوند و برخی دیگر بیش از نیاز بر مضمونهایی تأکید میکنند که تماشاگر پیشتر دریافته است. حاصل، فیلمی است که در سطح حسی زندهتر از سطح دراماتیک خود عمل میکند. سبک بصری و جهان شنیداری Max Joseph در نخستین تجربهٔ بلند سینماییاش، به زبان بصری متناسب با موضوع علاقه نشان میدهد.
حرکت دوربین، تدوین تند و مداخلههای گرافیکی، ریتم زندگی شبانه را بازتاب میدهند. در بهترین لحظات، تصویر و صدا نه دو عنصر جداگانه، بلکه اجزای یک تجربهٔ واحدند؛ تماشاگر میتواند فهم کند چرا کول میخواهد چیزی بسازد که بدن جمعیت را به حرکت وادارد. اما این سبک پرتحرک همیشه به معنا تبدیل نمیشود.
« فیلم از اهمیت وفاداری و همراهی سخن میگوید، ولی گاهی خودِ رفاقت را به تزئینی برای فضای جوانانه تقلیل میدهد. »
قوتها و کاستیها
گاهی زیباییشناسی فیلم بیش از آنکه شخصیتها را روشن کند، صرفاً سطحی پرزرقوبرق میسازد. در چنین لحظاتی، شور بصری جای مکث و تأمل را میگیرد. فیلم از ظرفیت تصویر برای نمایش آشفتگی یا تمرکز ذهنی بهره میبرد، اما میان این تجربههای چشمگیر و روایت اصلی پیوندی همواره محکم برقرار نمیکند.
جمعبندی «We Are Your Friends» بیش از آنکه در قصهگویی یا شخصیتپردازی اثری نوآور باشد، در موسیقی و ساختن حالوهوا موفق است. فیلم با اجراهای پرانرژی، صحنههای مهمانی و حضور قابلقبول زک افرون، تجربهای سرگرمکننده و خوشریتم در لحظات برترش فراهم میآورد. در سوی دیگر، روایت قابلحدس، شخصیتهای فرعی کمعمق و ریتم نابرابر مانع میشوند که ایدههایش دربارهٔ دوستی، اصالت هنری و بهای موفقیت به درامی ماندگار بدل شوند.
این اثر برای تماشاگرانی که به موسیقی الکترونیک و فضای جوانانهٔ شبهای لسآنجلس علاقه دارند، جذابیت شنیداری و بصری دارد؛ اما اگر انتظار قصهای پیچیده یا واکاوی عمیق صنعت موسیقی باشد، احتمالاً با اثری آشناتر و کممایهتر از انتظار روبهرو خواهند شد. «We Are Your Friends» سرانجام بیشتر در خاطرهٔ ضرباهنگش میماند تا در تازگی داستانش.
« گاهی زیباییشناسی فیلم بیش از آنکه شخصیتها را روشن کند، صرفاً سطحی پرزرقوبرق میسازد. »
ثبت دیدگاه