نقد و بررسی
نقد پروژه ۷ (PROJECT 7) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای فراتر از یک مسابقهٔ استعدادیابی «پروژه ۷» در ظاهر یکی دیگر از برنامههای رقابتی کیپاپ است: گروهی از مردان جوان در برابر دوربین قرار میگیرند، مهارتهایشان را نشان میدهند و برای رسیدن به جایگاهی در یک گروه تازه رقابت میکنند. تفاوت اصلی برنامه، اما، در نقش تماشاگران است.
مخاطب صرفاً در پایان به شرکتکنندهٔ محبوبش رأی نمیدهد؛ از همان مراحل آغازین در چیدمان گروهها و شکلگیری ترکیبهای تازه مشارکت میکند. این جابهجایی، رأیدادن را از داوری نهایی به بخشی از سازوکار روایت بدل میسازد: گروهها نه فقط روی صحنه، بلکه در تعامل با سلیقهٔ جمعی ساخته میشوند.
این ایده ظرفیت نمایشی فراوانی دارد. ترکیب اعضا میتواند مسیر یک اجرا را تغییر دهد و تماشاگر را به این فکر بیندازد که چه کسی کنار چه کسی بهتر میدرخشد. از همین رو، برنامه میکوشد تجربهٔ رقابت را از تماشای صرف به نوعی مشارکت تبدیل کند. این مشارکت هم جذابیت میآفریند و هم مسئولیت؛ هر انتخاب مخاطب میتواند بر فرصت دیدهشدن، همکاری و پیشرفت افراد اثر بگذارد.
«پروژه ۷» در بهترین لحظههایش همین پیوند میان ساختن یک گروه و ساختن داستان آن را به نقطهٔ قوت خود بدل میکند. ساختار رقابت؛ خلاقیت در کنار پیچیدگی سازوکار «مونتاژ و پرورش» که در هستهٔ برنامه قرار دارد، از رأیگیری معمول فاصله میگیرد و به مخاطبان امکان میدهد در هر دور ترکیبهایی تازه را شکل دهند.
« تفاوت اصلی برنامه، اما، در نقش تماشاگران است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رویکرد، هر مرحله را بالقوه به آزمایشی متفاوت بدل میکند: شرکتکنندگان در کنار هم قرار میگیرند، تواناییهایشان در نسبت با دیگران سنجیده میشود و گاه نقشی که در یک گروه مییابند، بیش از مهارت فردیشان بر دریافت ما اثر میگذارد. به این ترتیب، «پروژه ۷» تنها رقابت بر سر استعداد نیست؛ رقابتی دربارهٔ تناسب، هماهنگی و قابلیت تبدیلشدن به عضوی مؤثر از یک مجموعه نیز هست.
با این همه، نوآوری فرمی همیشه به معنای وضوح نیست. تغییر ترکیب گروهها، مرحلههای رأیگیری و جابهجایی جایگاهها ممکن است دنبالکردن منطق رقابت را دشوار کند؛ بهویژه هنگامی که برنامه همزمان میخواهد عملکردها، رتبهبندیها و روابط میان شرکتکنندگان را پیش ببرد. مخاطبی که در پی تماشای اجراهاست، گاهی ناچار میشود توجه خود را صرف فهمیدن قواعد و پیامدهای هر دور کند.
این آشفتگی، نقصی جزئی نیست، زیرا شفافیت در یک برنامهٔ رقابتی شرط فهمیدن اهمیت هر موفقیت و هر شکست است. اجراها و نمایش تواناییها مهمترین جاذبهٔ دیداری و شنیداری برنامه، بیتردید اجراهای موسیقایی آن است. هر مأموریت فرصتی فراهم میکند تا شرکتکنندگان در زمینههایی چون آواز، رقص، حضور صحنهای و هماهنگی گروهی خود را نشان دهند.
تفاوت تجربه و مهارت میان افراد نیز به اجراها تنوع میبخشد: بعضی با اعتمادبهنفس و تسلط صحنه را در اختیار میگیرند، برخی دیگر در فرایند تمرین و تکرار کمکم تواناییهایشان را آشکار میکنند. این فراز و فرود، فضای برنامه را از مجموعهای از نمایشهای مشابه دور میسازد. در عین حال، برنامه بهدرستی یادآور میشود که استعداد در چنین رقابتی فقط به صدای خوب یا اجرای دقیق محدود نیست.
« با این همه، نوآوری فرمی همیشه به معنای وضوح نیست. »
شخصیتها و اجرا
توانایی سازگاری با گروه، دریافت بازخورد، حضور مؤثر در ترکیب و حفظ انرژی زیر فشار نیز اهمیت دارد. تماشای تفاوت میان اجرای تمرینی و اجرای نهایی میتواند لذتبخش باشد، زیرا پیشرفت را ملموس میکند. بااینحال، تدوین و زمانبندی برنامه همیشه مجال کافی برای فهمیدن این مسیر نمیدهد؛ برخی از اجراها بیش از آنکه بهعنوان تجربهای کامل عرضه شوند، در خدمت پیشبرد رقابت قرار میگیرند.
روایت رشد و پیوند عاطفی «پروژه ۷» هنگامی اثرگذارتر میشود که از نتیجهٔ فوری فاصله میگیرد و به روند تبدیلشدن شرکتکنندگان توجه میکند. تمرین، بازنگری در ضعفها و تلاش برای یافتن جایگاهی در گروه، امکان شکلگیری رابطهای عاطفی میان مخاطب و شرکتکنندگان را فراهم میآورد. تماشاگر فقط شاهد توانایی موجود نیست؛ میتواند رشد را در طول زمان دنبال کند و از دیدن لحظهای که فردی از تردید عبور میکند یا مهارتی تازه به دست میآورد، احساس رضایت کند.
این مسیر البته برای همه به یک اندازه مجال بروز نمییابد. شمار زیاد شرکتکنندگان و تعدد مراحل، ناگزیر زمان حضور برخی افراد را محدود میکند. در نتیجه، بخشی از آنان پیش از آنکه شخصیت هنری یا ویژگی متمایزشان بهخوبی شناخته شود، از کانون روایت کنار میروند. مسئله فقط کمبود زمان صفحه نیست؛ وقتی شناخت مخاطب از شرکتکنندهای محدود باشد، داوری دربارهٔ حذف یا ادامهٔ مسیر او نیز دشوارتر میشود.
برنامه در پی ساختن احساس همراهی است، اما گاهی حجم رقابت با عمق شخصیتپردازی در تعارض قرار میگیرد. رأی مخاطب؛ مشارکت یا غلبهٔ محبوبیت؟ اتکای برنامه به رأی مخاطبان، هم امتیاز محوری آن است و هم منشأ پرسشی مهم: آیا رأیها بازتاب کیفیت اجرا هستند یا بیشتر نشاندهندهٔ میزان محبوبیت و دیدهشدن افراد؟
« توانایی سازگاری با گروه، دریافت بازخورد، حضور مؤثر در ترکیب و حفظ انرژی زیر فشار نیز اهمیت دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در یک رقابت تلویزیونی، این دو معیار بهسادگی از هم جدا نمیشوند. حضور پررنگتر در تدوین، جذابیت شخصی، سابقهٔ شناختهشده یا حتی ترکیب گروهی که فرد در آن قرار گرفته است، میتواند بر برداشت تماشاگر اثر بگذارد. بنابراین نتیجهٔ رأیگیری لزوماً معادل ارزیابی بیطرفانهٔ توانایی هنری نیست.
برنامه با سپردن بخشی از شکلگیری گروهها به مخاطبان، این واقعیت را پنهان نمیکند؛ بلکه آن را به بخش جداییناپذیر قالب خود بدل میسازد. اما همین انتخاب میتواند ارزش مهارت را زیر سایهٔ محبوبیت ببرد. برای بینندهای که از رقابت صرفاً انتظار سنجش فنی دارد، این مسئله ناامیدکننده خواهد بود.
در مقابل، کسی که ساختن رابطه میان طرفداران و هنرمندان را بخشی از منطق گروههای آیدل میداند، ممکن است این سازوکار را بازتابی از جهان واقعی این صنعت تلقی کند. قوت برنامه در آن است که این کشمکش را به مرکز تجربه میآورد؛ ضعفش آنجاست که همیشه معیارها را بهاندازهٔ کافی روشن نمیکند.
تولید، ریتم و دسترسیپذیری برنامه از ابزارهای آشنای ژانر رقابتی بهره میگیرد: انتظار برای اعلام نتیجه، برجستهکردن واکنشها و پیوند دادن سرنوشت افراد به مأموریتهای گروهی. این عناصر به ایجاد تعلیق کمک میکنند و باعث میشوند هر مرحله صرفاً گزارشی از اجراها نباشد. بااینحال، تکرار سازوکارهای تلویزیونی گاه بر ریتم لطمه میزند.
« در یک رقابت تلویزیونی، این دو معیار بهسادگی از هم جدا نمیشوند. »
قوتها و کاستیها
وقتی توضیح قواعد، بازتاب رتبهبندیها و واکنشهای طولانی فضای زیادی اشغال میکنند، فرصت تمرکز بر موسیقی و جزئیات اجرایی کاهش مییابد. برای مخاطبی که پیشاپیش با برنامههای بقا در کیپاپ آشناست، بخشی از این زبان تصویری و روایی آشنا خواهد بود. «پروژه ۷» در عوض میکوشد با مشارکت گستردهتر تماشاگران در ترکیب گروهها تمایز ایجاد کند.
همین تفاوت برای تازهواردان میتواند هم دروازهای جذاب و هم مانعی باشد: ایدهٔ اصلی بهسرعت فهمیده میشود، اما جزئیات مسیر رقابت همیشه به همان سادگی نیست. روشنترشدن قواعد و اختصاص زمان بیشتر به معرفی شرکتکنندگان میتوانست پیوند میان نوآوری قالب و تجربهٔ تماشاگر را محکمتر کند. جمعبندی «پروژه ۷» برنامهای است که ارزش اصلیاش در تلاش برای بازتعریف رابطهٔ میان رقابت، گروهسازی و مشارکت مخاطب قرار دارد.
اجراهای پرانرژی، تنوع تواناییها و امکان دنبالکردن رشد شرکتکنندگان، آن را برای علاقهمندان به برنامههای استعدادیابی و موسیقی پاپ کرهای تماشایی میکند. قالب مشارکتی نیز به مخاطب نقشی فراتر از رأیدهندهای در پایان مسیر میدهد و هر مرحله را به فرصتی برای تصور ترکیبهای تازه بدل میسازد.
در سوی دیگر، پیچیدگی رأیگیری، محدودبودن زمان نمایش برخی شرکتکنندگان و احتمال غلبهٔ محبوبیت بر سنجش مهارت، مانع از آن میشود که این ایده همیشه به تجربهای منسجم و منصفانه تبدیل شود. برنامه گاه بیش از اندازه به سازوکار رقابت وابسته میماند و کمتر فرصت مییابد به خود اجراها یا جهان فردی شرکتکنندگان عمق ببخشد.
« برای مخاطبی که پیشاپیش با برنامههای بقا در کیپاپ آشناست، بخشی از این زبان تصویری و روایی آشنا خواهد بود. »
جمعبندی
با وجود این کاستیها، «پروژه ۷» به سبب ایدهٔ محوریاش اثری قابلتوجه در ژانر خود است: برنامهای که تماشاگر را نه فقط به دیدن انتخابها، بلکه به مشارکت در ساختهشدن آنها فرامیخواند.


ثبت دیدگاه