نقد و بررسی
نقد ماجراهای پلوتو نش (The Adventures of Pluto Nash) | 2002
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهان ماه؛ ایدهای پربار با اجرایی ناتمام «The Adventures of Pluto Nash» ما را به سال ۲۰۸۷ میبرد؛ زمانی که ماه دیگر صرفاً پهنهای خاموش و دوردست نیست، بلکه زیستگاهی شهری، پررفتوآمد و سرگرمیمحور شده است. پلوتو نش، صاحب باشگاهی پرآوازه، با خودداری از فروش ملکش به موگانِ گانگستر، ناخواسته در مسیر نقشهای بزرگتر قرار میگیرد.
رکس کریتر مرموز نیز در پس این کشمکش حضور دارد، اما فیلم برای معرفی جزئیات ماجرا شتابی بیش از اندازه دارد و پیش از آنکه جهانش را بهدرستی بنا کند، به سوی تعقیبوگریز و درگیری میرود. داستان در اصل ظرفیت یک ماجراجویی فضاییِ سبک را دارد؛ مسئله آن است که فیلم بهندرت از این ظرفیت فراتر میرود.
ماه بهمثابه شهر سرگرمی جذابترین بخش اثر، تصویر ماهی است که در آن فنّاوری آیندهنگرانه با نشانههایی آشنا از زندگی شهری درآمیخته است. باشگاه شبانه، ساختمانها، رفتوآمدها و حضور رباتها، ماه را به فضایی برای نمایش و تفریح بدل میکنند؛ فضایی رنگارنگ که قرار است هم غریب باشد و هم برای تماشاگر قابلفهم.
« داستان در اصل ظرفیت یک ماجراجویی فضاییِ سبک را دارد؛ مسئله آن است که فیلم بهندرت از این ظرفیت فراتر میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب، دستکم در سطح طراحی، به فیلم هویتی متمایز میدهد و از آن یک کمدی جنایی معمولی نمیسازد. با اینحال، جهانسازی اثر بیشتر به مجموعهای از جلوههای دیداری و ایدههای پراکنده شباهت دارد تا محیطی یکپارچه. فیلم از خود نمیپرسد این جامعه دقیقاً چگونه کار میکند، چه قواعدی بر آن حاکم است و زندگی روزمره در آن چه تفاوتی با زمین دارد.
بنابراین ماه بیشتر پسزمینهای پرزرقوبرق برای ماجراست تا نیرویی که بر شخصیتها و انتخابهایشان اثر بگذارد. جلوهها چشم را سرگرم میکنند، اما بهندرت معنا یا تنش تازهای به روایت میافزایند. قصهای که مسیرش را گم میکند هستهٔ قصه ــ مقاومت یک صاحب کسبوکار در برابر زورگویی یک گانگستر ــ روشن و ساده است.
همین سادگی میتوانست به فیلم ریتمی تند و زنجیرهای منظم از موقعیتهای کمدی و خطرناک بدهد. اما روایت بارها از مسیر اصلی فاصله میگیرد و شخصیتها و خردهماجراهایی را وارد میکند که پیوندشان با کشمکش مرکزی چندان محکم نیست. نتیجه، داستانی است که حرکت میکند، اما همیشه پیش نمیرود: اتفاقها پشت سر هم میآیند، بیآنکه هرکدام بهروشنی پیامد قبلی را گسترش دهند.
« این انتخاب، دستکم در سطح طراحی، به فیلم هویتی متمایز میدهد و از آن یک کمدی جنایی معمولی نمیسازد. »
شخصیتها و اجرا
این پراکندگی، تعلیق را نیز تضعیف میکند. تهدید موگان و نقشهٔ رکس کریتر باید موتور هیجان باشند، اما فیلم در پرداخت خطر و پیامدهایش پیوستگی کافی ندارد. بیننده گاهی بیش از آنکه نگران سرنوشت پلوتو باشد، منتظر میماند تا صحنهٔ بعدی بالاخره روایت را به کجا ببرد. این نقد بدون ورود به پیچشهای داستانی روشن است: مشکل اصلی نه کمبود حادثه، بلکه ضعف در سازماندهی حادثههاست.
کمدی میان انرژی و بیاثری ادی مورفی برای نقش پلوتو نش نیروی آشنای خود را به فیلم میآورد: حضور پرتحرک، پاسخهای سریع و توانایی جلب توجه در صحنه. این انرژی در بخشهایی به اثر جان میدهد و مانع میشود همهچیز کاملاً بیرمق به نظر برسد. گروه بازیگران نیز ترکیبی متنوع از چهرههای شناختهشده را گرد هم آورده است؛ از رندی کواید و روزاریو داوسون تا جو پانتولیانو، جان کلیز و پام گریر.
چنین ترکیبی نوید برخوردهای بازیگرانهٔ بامزهای میدهد، اما فیلمنامه کمتر به هرکدام فرصت میدهد شخصیتی ماندگار بسازند. شوخیها هم از همین کمبود رنج میبرند. بسیاری از آنها به بازی با موقعیتهای سطحی، طنز بدنی یا عبارتهای فوری متکیاند و کمتر از دل شخصیتها یا تضادهای دنیای فیلم بیرون میآیند.
« این پراکندگی، تعلیق را نیز تضعیف میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، لحظههایی که باید خندهدار باشند اغلب فقط علامت میدهند که اکنون وقت خندیدن است. برخی شوخیها نیز از نظر لحن با یکدیگر همخوان نیستند: فیلم گاه به کمدی سبک خانوادگی نزدیک میشود و گاه به شوخیهایی تندتر رو میآورد، بیآنکه این تغییر را بهدرستی مهار کند. حاصل، کمدیای است که ممکن است برای برخی تماشاگران لحظاتی سرگرمکننده داشته باشد، اما بهندرت ضرباهنگی پیوسته و مؤثر پیدا میکند.
بازیگری و شخصیتهایی با فرصت محدود مورفی مرکز ثقل فیلم است و طبیعی است که بسیاری از صحنهها به واکنشها و کاریزمای او تکیه کنند. این تکیهگاه گاهی سودمند است: او میتواند حتی گفتوگویی معمولی را با لحن و زمانبندی خود کمی زندهتر کند. اما شخصیت پلوتو بهاندازهای پرداخت نشده که این توانایی به یک نقش کامل بدل شود.
انگیزههایش قابلدرکاند، ولی ویژگیهای فردیاش ــ جز اعتمادبهنفس و سرسختی ــ کمتر رشد میکنند. از همین رو، مورفی بیشتر بار صحنهها را حمل میکند تا آنکه شخصیتی چندلایه را آشکار سازد. بازیگران مکمل نیز در محدودهای مشابه گرفتارند. روزاریو داوسون و رندی کواید حضوری قابلتوجه دارند، اما سهمشان در شکلدادن به مسیر عاطفی یا موضوعی داستان محدود میماند.
« در نتیجه، لحظههایی که باید خندهدار باشند اغلب فقط علامت میدهند که اکنون وقت خندیدن است. »
قوتها و کاستیها
جو پانتولiano برای نقش موگان ظرفیت تهدیدآمیزی دارد، ولی فیلم فرصت چندانی برای تبدیل او به دشمنی واقعاً پیچیده فراهم نمیکند. شماری از بازیگران باتجربه در فیلم حضور دارند، اما صرف حضور چهرههای توانمند نمیتواند جای شخصیتپردازی و گفتوگوی خوشساخت را بگیرد. ریتم، لحن و فاصلهٔ میان نیت و اجرا با وجود فضایی که برای ماجراجویی پرشتاب مناسب به نظر میرسد، فیلم در بخشهایی کش میآید.
صحنهها گاهی پس از آنکه شوخی یا اطلاعات اصلی خود را منتقل کردهاند ادامه پیدا میکنند، و روایت برای بازگشت به کشمکش مرکزی بیش از حد مکث میکند. این کندی با حجم ایدهها و شخصیتها تناقض دارد: فیلم هم میخواهد قصهٔ گانگستری تعریف کند، هم کمدی باشد، هم ماجراجویی علمیتخیلی و هم نمایشگاهی از آیندهای پرزرقوبرق.
اما میان این عناصر اولویت روشنی برقرار نمیشود. لحن اثر نیز یکدست نیست. گاهی جهان فیلم دعوتی به تماشای بیدردسر و سبک است؛ گاهی همان جهان با ادعای خطر و توطئه پیش میرود. این دو رویکرد میتوانند در کنار هم کار کنند، به شرط آنکه ضرباهنگ و شخصیتها آنها را به هم پیوند دهند. در اینجا پیوند کافی شکل نمیگیرد و تغییر حالتها بیشتر به نوسان میماند تا تنوع سنجیده.
« اما میان این عناصر اولویت روشنی برقرار نمیشود. »
جمعبندی
بنابراین تماشاگر ممکن است از دیدن رنگها و موقعیتهای عجیب لذت ببرد، اما برای دنبالکردن داستان انگیزهٔ مداومی پیدا نکند. جمعبندی «The Adventures of Pluto Nash» فیلمی است با ایدهای ذاتاً سرگرمکننده: شهری روی ماه، باشگاهی پرآوازه، گانگسترهای فضایی و قهرمانی که نمیخواهد تسلیم زورگویی شود.
همین عناصر برای ساختن یک کمدی ماجراجویانهٔ خوشریتم کفایت میکردند، اما اجرای فیلم میان قصهای کمانسجام، شوخیهایی نابرابر و شخصیتهایی کمپرداخت تقسیم میشود. بازی ادی مورفی و جلوهٔ رنگارنگ جهان فیلم، لحظاتی را قابلتماشا میکنند، ولی نمیتوانند پیوستگی و نیروی لازم را به آن ببخشند.
بااینهمه، اثر را میتوان نه صرفاً تجربهای ملالآور، بلکه تلاشی پرایده و ناموفق دانست که گهگاه جذابیتهایی گذرا دارد. تماشاگرانی که با توقعی سبک و بیتوقع سراغش بروند، شاید از فضای عجیب و حضور بازیگرانش لذت ببرند؛ اما کسانی که در پی کمدیای واقعاً خندهدار یا ماجراجوییای منسجماند، احتمالاً با فاصلهای محسوس میان وعدهٔ فیلم و حاصل نهایی روبهرو خواهند شد.



ثبت دیدگاه