نقد و بررسی
نقد باکرهٔ هجدهساله (18 Year Old Virgin) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و قرارداد ژانری «18 Year Old Virgin» کمدی نوجوانانهای است که از همان عنوان و طرح داستانیاش، مخاطب را به قلمرو شوخیهای جنسی و موقعیتهای اغراقآمیز میبرد. فیلم ساختهٔ تامارا اولسن و نوشتهٔ نائومی ال. سلفمن است و اولیویا می در نقش کیتی، دانشآموز سال آخر دبیرستان، ظاهر میشود.
داستان از تصمیم کیتی برای تجربهٔ رابطهٔ جنسی پیش از جشن فارغالتحصیلی آغاز میشود؛ تصمیمی که در مسیر اجرا با مجموعهای از دردسرها و برخوردهای ناموفق همراه میشود. فیلم در درجهٔ نخست میخواهد سرگرم کند، نه آنکه تصویری دقیق و روانشناختی از نوجوانی یا صمیمیت انسانی ارائه دهد. این انتخاب، بهخودیخود ایراد نیست؛ کمدی هزلآمیز میتواند با منطق فشرده و شخصیتهای تیپیکال کار کند.
مسئله آنجاست که چنین آثاری برای موفقیت به ریتم، خلاقیت در موقعیتسازی و حس شوخطبعی سنجیده نیاز دارند. وقتی این عناصر کمرنگ باشند، جسارت ظاهری بهجای خنده، به تکرار و تصنع میانجامد. «18 Year Old Virgin» بارها در همین مرز لغزنده حرکت میکند. ایدهٔ مرکزی و ضعف فیلمنامه هستهٔ روایی فیلم بر یک ضربالاجل بنا شده است: کیتی میخواهد پیش از پایان شب و آغاز مرحلهای تازه از زندگیاش، تجربهای را پشت سر بگذارد که تصور میکند برای رابطه با پسر مورد علاقهاش اهمیت دارد.
« فیلم ساختهٔ تامارا اولسن و نوشتهٔ نائومی ال. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این طرح ساده ظرفیت ساختن زنجیرهای از موقعیتهای کمدی را دارد، اما در اینجا خودِ ایده بیش از آنکه به بستر شخصیتپردازی بدل شود، به دستگاهی برای تولید شوخیهای پیدرپی تبدیل شده است. ضعف اصلی فیلمنامه فقط پیشبینیپذیری نیست؛ مشکل عمیقتر، نبودِ پیوند محکم میان موقعیتهاست. هر دردسر میتواند بهتنهایی زمینهای برای کمدی باشد، اما فیلم کمتر میکوشد پیامد آن را به شخصیتها یا مسیر داستان گره بزند.
در نتیجه، روایت گاهی شبیه رشتهای از طرحهای کوتاه به نظر میرسد که صرفاً با حضور کیتی در کنار هم قرار گرفتهاند. انگیزهٔ قهرمان نیز بهاندازهای پیچیده نمیشود که مخاطب بتواند در کنار خنده، دربارهٔ ترسها و خواستههایش کنجکاو بماند. کمدی؛ میان سرگرمی و ابتذال لحن سبک فیلم امکان میدهد که بعضی صحنهها، فارغ از کیفیت کلی روایت، سرگرمکننده باشند.
اغراق، سوءتفاهم و برخوردهای نامنتظر از ابزارهای آشنای کمدی موقعیتاند و فیلم گاهی با تکیه بر همین ابزارها لحظهای سرزنده میسازد. برای تماشاگرانی که با کمدیهای عامهپسند و بیپروا راحتاند، همین لحظات ممکن است ارزش تفریحی داشته باشند. بااینحال، شوخی جنسی زمانی کار میکند که زمانبندی، غافلگیری یا زاویهٔ دید تازهای داشته باشد.
« ضعف اصلی فیلمنامه فقط پیشبینیپذیری نیست؛ مشکل عمیقتر، نبودِ پیوند محکم میان موقعیتهاست. »
شخصیتها و اجرا
تکرار مضمونهای مشابه، بدون افزودن لایهای تازه، بهتدریج اثر شوخی را از بین میبرد. فیلم در بعضی بخشها چنان به لوسگویی و اغراق متکی میشود که مرز میان هزل آگاهانه و شوخی بیظرافت مبهم میماند. اگر مخاطب از شوخی ابتدایی استقبال نکند، احتمالاً تکرار همان جنس شوخی برایش بهجای خنده، حس ملال ایجاد میکند.
کیتی و بازی اولیویا می کیتی مرکز ثقل فیلم است و بخش بزرگی از بار اجرایی آن بر دوش اولیویا می قرار دارد. بر پایهٔ ویژگیهایی که در بازی او به چشم میآید، شخصیت در لحظاتی میتواند بامزه و دوستداشتنی باشد؛ بهخصوص وقتی دستپاچگی یا جدیت بیش از اندازهاش با آشفتگی موقعیت روبهرو میشود.
این تضاد بالقوه، یکی از معدود سرچشمههای کمدیای است که به خود شخصیت وابسته است، نه فقط به شوخیهای موقعیتی. اما فیلمنامه فرصت چندانی برای گسترش کیتی فراهم نمیکند. او بیش از آنکه با تردیدها، تناقضها و انتخابهایش شناخته شود، بهعنوان محور عبور از یک سلسله حادثه عمل میکند. همین محدودیت باعث میشود بازیگر نتواند پیوسته بر مادهٔ دراماتیک غنی تکیه کند؛ لحظههای موفق او بیشتر به حضور و واکنشهایش وابستهاند تا به تحول معنادار شخصیت.
« تکرار مضمونهای مشابه، بدون افزودن لایهای تازه، بهتدریج اثر شوخی را از بین میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران دیگر نیز در مجموع به سطحی فراتر از کارکردهای محدود داستان دست نمییابند و ناهمگونی اجراها، انسجام کمدی را کمرنگ میکند. نگاه فیلم به بلوغ و صمیمیت یکی از فرصتهای ازدسترفتهٔ فیلم، پرداختن به رابطهٔ میان بلوغ، فشار همسالان و ارزشگذاری بر تجربهٔ جنسی است. طرح داستانی میتوانست نشان دهد که چگونه نوجوان ممکن است معیارهای بیرونی را با خواستهٔ شخصی اشتباه بگیرد یا برای هماهنگشدن با تصویری پذیرفتهشده از بزرگسالی، خود را زیر فشار بگذارد.
اما فیلم بیشتر به خودِ موقعیت جنسی و امکان شوخی از آن توجه میکند تا به معنای اجتماعی یا عاطفی آن. از این منظر، عنوان و پیشفرض داستان نهتنها وعدهٔ کمدی میدهند، بلکه انتظاری دربارهٔ نگاه فیلم به شخصیت اصلی ایجاد میکنند. آیا کیتی صرفاً موضوع شوخی است، یا فیلم میتواند فاصلهای انتقادی میان تجربهٔ او و فشارهای اطرافش برقرار کند؟
پاسخ فیلم روشن و قانعکننده نیست. در نتیجه، شوخیها گاهی بدون زمینهٔ عاطفی کافی باقی میمانند و تماشاگر بهجای همراهی با شخصیت، فقط شاهد موقعیتهای اغراقآمیز میشود. موسیقی، اجرا و ریتم موسیقی و تدوین در چنین کمدیای باید به حفظ ضرباهنگ کمک کنند: ورود و خروج شوخیها را دقیق کنند، میان موقعیتها پیوند بسازند و اجازه ندهند صحنههای کماثر بیش از اندازه کش پیدا کنند.
« اما فیلم بیشتر به خودِ موقعیت جنسی و امکان شوخی از آن توجه میکند تا به معنای اجتماعی یا عاطفی آن. »
قوتها و کاستیها
در این فیلم، موسیقی برای بسیاری از مخاطبان از نقاط ناامیدکننده است و بهندرت به خلق هویت حسی متمایزی میانجامد. وقتی موسیقی، بازیها و فیلمنامه همزمان فاقد نیروی کافی باشند، ضعف هرکدام دیگری را برجستهتر میکند. ریتم نیز یکدست نیست. گاه موقعیتها پشت سر هم میآیند و فیلم میکوشد با شتاب، فرصت سنجش و مکث را از مخاطب بگیرد؛ گاه شوخی یا صحنهای که نیروی لازم را ندارد طولانیتر از ظرفیتش ادامه پیدا میکند.
این نوسان میتواند احساس وقتگیری ایجاد کند، حتی اگر مدت فیلم در قیاس با آثار بلند چندان زیاد نباشد. مسئله بیش از زمان واقعی، چگونگی توزیع انرژی در طول روایت است. نسبت فیلم با تماشاگر تماشاگر «18 Year Old Virgin» احتمالاً با دو واکنش متفاوت روبهرو میشود. یک گروه ممکن است آن را اثری سبک برای تماشای بیتوقع بداند و از چند صحنهٔ بامزه یا حضور دوستداشتنی کیتی لذت ببرد.
گروه دیگر، بهویژه اگر از فیلم انتظار قصهای منسجم، بازیهای سنجیده یا شوخیهای تازه داشته باشد، با اثری سطحی و کممایه مواجه خواهد شد. تجربهٔ تماشای آن بهطرز چشمگیری وابسته به میزان تحمل مخاطب نسبت به کمدیهای خام و اغراقآمیز است. نکتهٔ مهم آن است که سرگرمکنندگی گذرای بعضی صحنهها، لزوماً به معنای موفقیت کلی فیلم نیست.
« وقتی موسیقی، بازیها و فیلمنامه همزمان فاقد نیروی کافی باشند، ضعف هرکدام دیگری را برجستهتر میکند. »
جمعبندی
یک صحنه میتواند خندهدار باشد، بیآنکه داستانی جذاب یا شخصیتهایی ماندگار بسازد. از سوی دیگر، ضعف ساختاری نیز مانع از آن نمیشود که مخاطبی با سلیقهٔ مناسب، از چند لحظهٔ پراکنده لذت ببرد. همین دوگانگی، بهترین راه برای توصیف جایگاه فیلم است: اثری که جذابیتهای کوتاه و محدود دارد، اما برای حفظ توجه مخاطب در تمام مسیر، پشتوانهٔ کافی فراهم نمیکند.
جمعبندی «18 Year Old Virgin» ایدهای ساده و مستعد کمدی دارد، اما در تبدیل آن به روایتی منسجم و سنجیده موفق نمیشود. لحن سبک و چند لحظهٔ سرگرمکننده، همراه با حضور بامزهٔ اولیویا می، از معدود امتیازهای فیلماند؛ در مقابل، فیلمنامهٔ کمجان، بازیهای ناهماهنگ، موسیقی ناامیدکننده و اتکای بیش از حد به شوخیهای لوس، کیفیت کلی اثر را محدود میکنند.
فیلم نه در پرداخت شخصیت کیتی به عمق میرسد و نه در نگاهش به بلوغ و فشارهای اجتماعی نکتهای را بهشکلی ماندگار پیش میبرد. تماشای آن شاید برای مخاطبی که صرفاً کمدیای سبک و بیتکلف میخواهد چند لحظهٔ تفریحی فراهم کند، اما برای کسی که دنبال قصهای خوشساخت، شوخیهای هوشمندانه یا شخصیتپردازی جدیتر است، تجربهای کمرمق و احتمالاً وقتگیر خواهد بود.
« یک صحنه میتواند خندهدار باشد، بیآنکه داستانی جذاب یا شخصیتهایی ماندگار بسازد. »
ثبت دیدگاه