نقد و بررسی
نقد آقای بلاندن شگفت انگیز (The Amazing Mr. Blunden) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای میان شبح و سفر در زمان «The Amazing Mr. Blunden» از همان ابتدا بر مرزی دلپذیر میان وهم و واقعیت قدم میگذارد. لوسی و جیمی، دو نوجوانی که پس از مرگ پدرشان با دشواریهای زندگی دستوپنجه نرم میکنند، به خانهای روستایی و فرسوده میروند؛ جایی که گذشته، انگار در میان دیوارهای متروک و باغهای ازیادرفتهاش هنوز نفس میکشد.
مواجههشان با سارا و جورجی، دو کودک که نخست شبح به نظر میرسند، دریچهای به سوی ماجرایی میگشاید که زمان را نه خطی بسته، بلکه راهی برای بازگشت، جبران و انتخابی دوباره میبیند. فیلم برای این قصه به جای پیچیدگیهای پرزرقوبرقِ علمیتخیلی، به منطق افسانه تکیه میکند. سفر در زمان بیشتر از آنکه مسئلهای فنی باشد، ابزار پیوند دادن دو نسل و دو دوره است.
این انتخاب به اثر حالوهوایی قصهگو و خانوادگی میدهد و اجازه میدهد تأکید اصلی بر رابطهها، ترس کودکان و مسئولیت بزرگترها باقی بماند. در عین حال، چنین رویکردی از همان آغاز روشن میکند که مخاطب باید قواعد داستان را بپذیرد و با آن همراه شود؛ هرچه این پذیرش دشوارتر باشد، جادوی فیلم نیز کماثرتر میشود.
عمارت؛ شخصیت خاموش فیلم خانهی قدیمی و زمینهای پیرامونش از مهمترین عناصر فضاسازیاند. فرسودگی عمارت صرفاً نشانهای برای ترساندن نیست؛ گذشتهای را مجسم میکند که هنوز حلوفصل نشده و بر اکنون سایه میاندازد. راهروها، اتاقهای خاموش و باغهای درهمروییده، حس مکانی را میسازند که در آن هر گوشه ممکن است خاطرهای پنهان داشته باشد.
« قصهای میان شبح و سفر در زمان «The Amazing Mr. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این فضا برای ایجاد تعلیقی ملایم بهره میگیرد؛ تعلیقی که بیش از آنکه وحشتآفرین باشد، دعوتی به کشف راز است. با این همه، ظرفیت بصری عمارت همیشه به اوج نمیرسد. فیلم گاه به همان نشانههای آشنای خانهی تسخیرشده بسنده میکند و فرصت نمییابد از معماری و جزئیات محیط برای ساختن لایههای پیچیدهتر استفاده کند.
با وجود این محدودیت، فضای روستایی و تاریخی اثر با جنس قصه هماهنگ است: مکانی دور از شتاب زندگی روزمره که در آن گذشته میتواند بهطرزی ملموس به اکنون بازگردد. کودکانی که باید جدی گرفته شوند در قلب داستان، کودکان گرفتار گذشته قرار دارند؛ سارا و جورجی نه صرفاً ابزار پیشبرد ماجرا، بلکه یادآور آسیبپذیری کسانیاند که قدرت دفاع از خود را ندارند.
حضور لوسی و جیمی در کنار آنان، قصه را از یک معمای ماورایی به ماجرایی درباره همدلی و مسئولیت تبدیل میکند. قهرمانان نوجوان، برخلاف بزرگسالانی که در برابر خطر یا اندوه عقب مینشینند، حاضر میشوند وارد جهانی ناآشنا شوند و برای نجات دیگران خطر کنند. این پیوند میان نوجوانان زمان حاضر و کودکان سدهی نوزدهم، امکان مقایسهی دو جهان را نیز فراهم میآورد.
فیلم در پی آن نیست که تفاوتهای اجتماعی و تاریخی را بهطور عمیق واکاوی کند، اما از برخورد این دو گروه برای یادآوری یک نکته بهره میگیرد: ترس و نیاز به حمایت، محدود به یک دورهی تاریخی نیست. با این حال، شیطنتهای لوسی و جیمی گاهی بیش از اندازه پررنگ میشود. در لحظاتی که قصه به جدیت و حساسیت بیشتری نیاز دارد، رفتار اغراقآمیز آنان میتواند باورپذیری موقعیت را تضعیف کند.
« با این همه، ظرفیت بصری عمارت همیشه به اوج نمیرسد. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران و نیروی اجرایی سایمون کالو در نقش آقای بلوندن، شخصیتی رازآلود و اندوهگین میسازد که جذابیتش از فاصله میان ظاهر عجیب و رنج درونیاش میآید. او برای توضیح دادن ماهیت این مرد به افراط در رمزآلودگی نیاز ندارد؛ حضور آرام و لحن سنجیدهاش کافی است تا مخاطب احساس کند این شخصیت چیزی بیش از آنچه در آغاز آشکار میشود در دل دارد.
نقش بلوندن همچنین بار اخلاقی داستان را حمل میکند: گذشته فقط مکانی برای ماجراجویی نیست، بلکه عرصهای است که باید در آن با خطا و پشیمانی روبهرو شد. تامسین گریگ و مارک گیتیس در سوی دیگر، زوج ویکنز را به تهدیدی آشکار بدل میکنند. گریگ با انرژی و تسلطی چشمگیر به شخصیت خود رنگ میدهد و گیتیس نیز در نقش همسر او حضوری مناسب دارد.
اما مشکل از آنجا آغاز میشود که شرارت این زوج، بهویژه ناپدری، بیش از اندازه مستقیم و کملایه تصویر میشود. وقتی انگیزهها و رفتارهای منفی چنان برجسته میشوند که جایی برای پیچیدگی باقی نمیماند، خطر بیشتر به یک قرارداد نمایشی شبیه میشود تا نتیجهی شخصیتپردازی. بازیهای پرقدرت بازیگران نمیتواند بهکلی این کاستی را جبران کند.
ریتم؛ بهایی برای حس قصهگویی فیلم به آرامی راه میافتد و بخشی از زمان خود را صرف ساختن فضای خانواده، خانه و راز کودکان میکند. این مکثها با هدف ایجاد حالوهوای قصههای قدیمی قابلفهماند؛ فیلم میخواهد مخاطب پیش از ورود به ماجرای اصلی، محیط و آدمهایش را بشناسد. اما میان مکثِ سنجیده و کشآمدن فاصلهای باریک وجود دارد و اثر همیشه از آن به سلامت عبور نمیکند.
« تامسین گریگ و مارک گیتیس در سوی دیگر، زوج ویکنز را به تهدیدی آشکار بدل میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی بخشها طولانیتر از نیاز داستان به نظر میرسند و حرکت روایت در آنها کند میشود. نتیجه این است که علاقهی مخاطب، بهجای آنکه پیوسته افزایش یابد، گاه در انتظار پیشرفتن ماجرا میماند. این کندی بهخصوص برای بینندگانی که با انتظار ماجرایی پرتحرک سراغ فیلم میآیند، مانعی جدی خواهد بود.
در مقابل، مخاطبی که از فضای کلاسیک، روایت آرام و جزئیات محیطی لذت میبرد، ممکن است همین شتاب کم را بخشی از دلنشینی اثر بداند. میراث قصهای کلاسیک این فیلم اقتباسی تازه از داستان «The Ghosts» نوشتهی آنتونیا باربر و بازسازی فیلمی به همین نام محصول ۱۹۷۲ است. مارک گیتیس، نویسنده و کارگردان نسخهی ۲۰۲۱، بهجای آنکه هستهی آشنای روایت را کنار بگذارد، آن را برای تماشاگر معاصر بازآفرینی میکند.
نتیجه اثری است که بیش از هر چیز به سنت قصههای خانوادگی بریتانیایی وفادار میماند: اندکی وهم، اندکی ماجراجویی، خطرهایی که برای مخاطب جوان قابلدرکاند و عاطفهای که در نهایت بر بدبینی غلبه میکند. وفاداری به ریشههای داستان، هم نقطهی قوت فیلم است و هم محدودیت آن. از یک سو، انسجامی نوستالژیک و هویتی مشخص به اثر میدهد؛ از سوی دیگر، مانع آن میشود که فیلم در همهی اجزایش به برداشتی تازه و غافلگیرکننده برسد.
حالوهوای آن متعلق به قصههایی است که بیش از هیجان لحظهای، بر سحرآمیزی و اهمیت پیوندهای انسانی تکیه میکنند. این انتخاب صادقانه است، اما ممکن است برای تماشاگرانی که به بازخوانی جسورانهتری از مواد آشنا چشم دوختهاند، محافظهکارانه جلوه کند. میان ترس ملایم و احساس «The Amazing Mr.
« برخی بخشها طولانیتر از نیاز داستان به نظر میرسند و حرکت روایت در آنها کند میشود. »
قوتها و کاستیها
Blunden» میخواهد هم قصهای رازآلود باشد و هم ماجرایی مناسب خانواده. از این رو، تهدیدهای داستان در محدودهای کنترلشده باقی میمانند و حس وحشت جای خود را به تعلیقی کودکانه میدهد. این لحن دوگانه گاهی موفق است: خانه و گذشته اندکی ترس به قصه میبخشند، اما رابطهی میان شخصیتها مانع میشود فیلم به اثری سرد و تاریک بدل شود.
در عوض، هرگاه شرارت بیش از اندازه نمایشی یا شوخیها بیش از حد اغراقآمیز میشوند، تعادل میان وهم و لطافت به هم میخورد. وجه عاطفی فیلم در مفهوم جبران ریشه دارد. سفر به گذشته نه راهی برای پاککردن آسان اشتباهها، بلکه فرصتی برای روبهرو شدن با پیامدهایشان است. همین مضمون به ماجرا وزنی فراتر از نجاتی ساده میدهد، هرچند فیلم آن را با ظرافت یک درام بزرگسالانه نمیپروراند.
اثر به جای پیچیدگی روانشناختی، بر نیت خیر و احساسات روشن تکیه میکند؛ انتخابی که برای قصهای خانوادگی مناسب است، اما عمق برخی موقعیتها را محدود نگه میدارد. جمعبندی «The Amazing Mr. Blunden» فیلمی خیالانگیز و خوشنیت است که از عمارت رازآلود، سفر در زمان و پیوند میان کودکان دو دوره، ماجرایی دلنشین میسازد.
سایمون کالو و تامسین گریگ به جهان داستان جلوه میبخشند و فضای تاریخی و روستایی آن، حس قصهای قدیمی را زنده میکند. در برابر این امتیازها، ریتم کند، شوخیها و شیطنتهای گاه اغراقآمیز و شرورانی که پیچیدگی اندکی دارند، مانع از آن میشوند که فیلم همواره نیروی دراماتیک خود را حفظ کند.
« Blunden» میخواهد هم قصهای رازآلود باشد و هم ماجرایی مناسب خانواده. »
جمعبندی
این اثر بیش از آنکه ماجراجویی پرشتاب یا داستانی هراسانگیز باشد، قصهای خانوادگی درباره همدلی و امکان جبران است. برای بینندهای که با روایت آرام و حالوهوای کلاسیک سازگار باشد، تجربهای گرم و تماشایی فراهم میکند؛ اما اگر انتظارش ریتمی تند، تعلیقی مداوم یا شخصیتهایی چندلایه باشد، احتمالاً بخشهایی از فیلم برایش طولانی و کماثر جلوه خواهد کرد.



ثبت دیدگاه