نقد و بررسی
نقد دنیای عجیب 2022 (Strange World) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که پیش از قصه به چشم میآید «Strange World» از همان آغاز نشان میدهد که نیروی اصلیاش نه در پیچیدگی روایت، بلکه در ساختن یک جهان دیداریِ غریب و پرجنبوجوش نهفته است. سرزمین آوالونیا، با مرزهای کوهستانی و گیاه پاندو که زندگی مردمش را دگرگون کرده، بستری فراهم میکند تا ماجراجویی از دلِ آشنایی آغاز شود و قدمبهقدم به قلمرویی ناآشنا برسد.
این جهان زیرزمینی، با رنگهای اشباعشده، فرمهای ارگانیک و موجوداتی که گویی از منطق طبیعتی دیگر پیروی میکنند، بیتردید جذابترین دستاورد فیلم است. طراحی این فضاها فقط به نمایش چند منظرهٔ زیبا محدود نمیشود. ترکیبِ گیاهان، جانوران و محیطهای نامتعارف، حس ورود به جایی را القا میکند که قواعد معمول طبیعت در آن کارایی ندارند.
مخلوقات عجیب و بازیگوش، از جمله اسپلَت، به جهان فیلم کیفیتی سرزنده و گاه طنزآمیز میبخشند. جلوههای بصری با اعتمادبهنفس از رنگ و حرکت استفاده میکنند و در لحظات اکتشاف، تماشاگر را به تماشای جزئیات فرامیخوانند. بااینحال، زیبایی بصری بهتنهایی نمیتواند جای خالیِ پرداخت داستانی را پر کند؛ تصویری که پیوسته شگفتی میآفریند، اگر به درام و معنا پیوند نخورد، سرانجام به منظرهای دلپذیر اما کماثر بدل میشود.
ماجراجویی در جستوجوی نیروی پیشبرنده هستهٔ روایی فیلم بر سفری خطرناک و مأموریتی حیاتی استوار است: خانوادهٔ کلید و همراهانشان باید در جهانی ناشناخته علت تهدیدی را بیابند که آیندهٔ آوالونیا را به خطر انداخته است. این چارچوب، برای ساختن تعلیق و ماجراجویی امکانات فراوانی دارد. هر رویارویی با موجودات تازه یا چشماندازی نامأنوس میتواند مرحلهای از کشف باشد؛ هر تصمیم گروه نیز میتواند پیامدهایی برای بقای آنان داشته باشد.
« طراحی این فضاها فقط به نمایش چند منظرهٔ زیبا محدود نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما روایت بهندرت از این ظرفیتها بیشترین بهره را میگیرد. سفر، با وجود جذابیت محیطیاش، گاه بیشتر به رشتهای از موقعیتهای دیدنی میماند تا مسیری که هر بخش آن شخصیتها را دگرگون کند یا پرسشهای داستان را عمیقتر سازد. ایدههای جهانسازی فراواناند، اما پیوند میان آنها همیشه استوار نیست.
در نتیجه، فیلم از نظر رویداد کمبود ندارد، ولی از نظر کششِ دراماتیک نوسان میکند: بعضی صحنهها هیجانانگیز و سرگرمکنندهاند، حال آنکه بعضی دیگر پیشبینیپذیر یا گذرا به نظر میرسند. سه نسل و یک اختلاف قدیمی مرکز عاطفی داستان، رابطهٔ سه نسل از خانوادهٔ کلید است؛ رابطهای که بیش از همه در شکاف میان پدر و پسر خود را نشان میدهد.
جگر با تصویری قهرمانانه از کاوش و پیروزی تعریف شده، درحالیکه سرچِر مسیری متفاوت برگزیده و اطمینان و ثبات را به خطرپذیری ترجیح داده است. نسل بعدی نیز با آرزوها و پرسشهای خودش وارد این کشمکش میشود و به فیلم فرصتی میدهد تا نشان دهد چگونه انتخابهای والدین بر فرزندان سایه میاندازند.
این مضمون بهخودیخود مناسب یک ماجراجویی خانوادگی است و میتواند دربارهٔ تفاوت نسلها، انتظارها و دشواریِ شنیدن یکدیگر حرف بزند. مشکل آنجاست که فیلم برای مدت قابلتوجهی بیش از حد بر همان تعارض آشنا تکیه میکند. گفتوگوها و موقعیتها بارها به اختلاف پدر و پسر بازمیگردند، بیآنکه هر بار لایهای تازه و تعیینکننده به رابطه بیفزایند.
« اما روایت بهندرت از این ظرفیتها بیشترین بهره را میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
بنابراین کشمکش، که باید موتور عاطفی داستان باشد، گاهی به مانعی برای پیشرویِ بخش ماجراجویانه تبدیل میشود. اعضای دیگر خانواده نیز مجال کمتری مییابند تا مستقل از این محور، شخصیتهایی کامل و اثرگذار شوند. شخصیتها، صداها و طنز صداپیشگیها به شخصیتها گرما میبخشند و از یکنواختشدن فضای گفتوگویی جلوگیری میکنند.
جیک جیلنهال در نقش سرچِر، تردید و نگرانیِ پدری را با لحنی پذیرفتنی منتقل میکند؛ دنیس کواید نیز به جگر صلابت و اعتمادبهنفسی میدهد که با تصویر کاوشگر افسانهای او هماهنگ است. جباکی یانگوایت در نقش ایتن، انرژی و کنجکاوی نسل جوان را وارد گروه میکند و گابریل یونیون در نقش مریدین حضوری قاطع و کارآمد دارد.
بااینحال، ظرفیت بازیگران همیشه با عمق شخصیتپردازی همراه نمیشود؛ برخی چهرهها بیش از آنکه مسیر رواییِ ویژهای داشته باشند، برای پیشبرد موقعیتها در کنار قهرمانان قرار گرفتهاند. طنز فیلم اغلب از برخورد شخصیتهای متفاوت با وضعیتهای نامتعارف و از واکنش موجودات عجیب سرچشمه میگیرد.
اسپلَت، بهویژه، با ارتباط غیرکلامی و رفتارهایش میتواند لحظاتی بامزه و سبکبال خلق کند. شوخیها و صحنههای پرتحرک به فیلم آهنگی خانوادگی و آسانفهم میدهند، هرچند کیفیت آنها یکدست نیست. برخی لحظات بهخوبی فضای ماجراجویانه را سبک میکنند، اما بعضی شوخیها زود میگذرند و در حافظه نمیمانند.
« بنابراین کشمکش، که باید موتور عاطفی داستان باشد، گاهی به مانعی برای پیشرویِ بخش ماجراجویانه تبدیل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در ایجاد سرگرمیِ مقطعی موفقتر از ساختن پیوند عاطفیِ ماندگار است. مضمونهای اجتماعی و محیطزیستی در پسِ ماجرای اکتشاف، پرسشی دربارهٔ رابطهٔ جامعه با منابع طبیعی و شیوهٔ مصرف آنها نهفته است. پاندو برای آوالونیا نه فقط یک گیاه سودمند، بلکه پایهٔ آسایش و پیشرفت شده است؛ همین وابستگی، زمینهای برای تأمل دربارهٔ پیامدهای بهرهبرداری بیوقفه فراهم میکند.
فیلم میکوشد مسئلهٔ مسئولیت در برابر محیط را در دل داستان خانوادگی و ماجراجویانه جای دهد، نه در قالب سخنرانی مستقیم. این انتخاب در لحظاتی مؤثر است، اما مضمون زیستمحیطی نیز مانند بسیاری از ایدههای دیگر، به اندازهٔ کافی در تار و پود شخصیتها تنیده نمیشود تا همیشه وزن دراماتیک پیدا کند.
نمایندگی و گوناگونیِ شخصیتها نیز از جنبههای قابلتوجه اثر است. ایتن با تجربهها و علایق ویژهٔ خود، حضوری متفاوت در یک فیلم خانوادگی انیمیشنی دارد؛ اهمیت این حضور را نباید تنها به تازگی یا نمادپردازی فروکاست. بااینهمه، بازنمایی زمانی بیشترین اثر را دارد که شخصیت، افزون بر جایگاه اجتماعیاش، درون قصه نیز فردیتی روشن و کنشهایی معنادار داشته باشد.
فیلم در طرح این گوناگونی پیشروتر از آن است که در پرداخت کامل پیامدهای رواییاش عمل کند. فیلمنامه و فرصتهای ازدسترفته ضعف اصلی «Strange World» فاصلهای است که میان فراوانی ایدههایش و کیفیت پرداخت آنها شکل میگیرد. فیلم مواد اولیهٔ جذابی در اختیار دارد: تمدنی منزوی، منبعی حیاتی، سفری به جهانی ناشناخته، موجودات نامتعارف و خانوادهای که اختلافهای دیرینهاش را با خود به دل خطر میبرد.
« فیلم در ایجاد سرگرمیِ مقطعی موفقتر از ساختن پیوند عاطفیِ ماندگار است. »
قوتها و کاستیها
هرکدام از این عناصر میتوانست محور روایتی مستقل و پرکشش باشد؛ اما گاهی همه با شتاب در کنار هم قرار میگیرند، بیآنکه فرصت کافی برای رشد پیدا کنند. پیشبینیپذیری بعضی گرهها نیز از نیروی غافلگیری میکاهد. وقتی الگوهای آشنای داستانهای خانوادگی و ماجراجویانه آشکار میشوند، مخاطب ممکن است زودتر از شخصیتها مسیر رویدادها را حدس بزند.
از سوی دیگر، پایانبندی از نظر احساسی و روایی آنقدر که زمینهچینی فیلم وعده میدهد، پرمایه به نظر نمیرسد. بیآنکه جزئیاتی از آن فاش شود، میتوان گفت نتیجهگیری بیشتر به جمعکردن رشتههای اصلی بسنده میکند تا آنکه پژواکی عمیق و ماندگار از مضمونها و روابط بر جای بگذارد. جمعبندی «Strange World» فیلمی دیدنی و خوشذوق است که جهانسازی رنگارنگ، موجودات خیالانگیز و لحظات سرگرمکنندهاش بهآسانی توجه را جلب میکنند.
برای تماشاگرانی که بیش از هر چیز از تماشای قلمروهای تازه و طراحیهای بصریِ پرجزئیات لذت میبرند، سفر به آوالونیا و سرزمین ناشناختهاش تجربهای دلپذیر خواهد بود. طنز و انرژی ماجراجویانه نیز فیلم را از سنگینی بیش از حد دور نگه میدارند. بااینحال، اثر در تبدیل این فرصتهای بصری به قصهای به همان اندازهٔ خلاقانه و بهیادماندنی کامیاب نیست.
کشمکش تکرارشوندهٔ پدر و پسری بخش بزرگی از فضای روایت را اشغال میکند و برخی ایدههای محیطزیستی و خانوادگی کمتر از آنچه شایستهاند بسط مییابند. حاصل، فیلمی است که از نظر ظاهر و تخیل بسیار جذابتر از نظر ساختار داستانی است: ماجراجوییای خوشرنگ و خوشنیت که لحظات دلنشین دارد، اما در نهایت حسِ فرصتهای استفادهنشده را نیز بر جای میگذارد.
« پیشبینیپذیری بعضی گرهها نیز از نیروی غافلگیری میکاهد. »



ثبت دیدگاه