نقد و بررسی
نقد چیز تازه (Something New) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای دربارهٔ کنترل و رهاشدن «Something New» به کارگردانی Sanaa Hamri از موقعیتی آشنا در کمدی رمانتیک آغاز میشود: زنی موفق که در ظاهر زندگیاش سامانیافته است، اما در قلمرو عشق با تردید و پیشداوری روبهرو میشود. Kenya McQueen، حسابداری بلندپرواز و دقیق، به نظم و برنامهریزی خو گرفته؛ خانهاش، کارش و حتی تصورش از شریک مناسب، همگی باید در چارچوبی تعریفشده قرار گیرند.
آشنایی با Brian Kelly، معمار منظرِ سفیدپوست و آسودهخاطر، این چارچوب را برهم میزند. داستان از دل همین برخورد، پرسشی ساده اما نهچندان آسان را میپرورد: آدمی تا چه اندازه میتواند خواستهٔ شخصی خود را از انتظارات خانواده، دوستان و جامعه جدا کند؟ فیلم از همان ابتدا اعلام نمیکند که عشق بهتنهایی همهچیز را حل خواهد کرد.
رابطهٔ این دو نه با شیفتگی برقآسا، بلکه با دیدارهای دوباره، همکاری و آشنایی تدریجی شکل میگیرد. Brian نخست برای دگرگونکردن باغ خانهٔ Kenya وارد زندگی او میشود؛ باغی که میتوان آن را تصویری بیرونی از جهان درونی او دانست: فضایی که امکان رشد دارد، اما هنوز به مراقبت و جسارت نیازمند است.
این تمهید، هرچند آشکار و استعاری است، به فیلم محوری تصویری میدهد و رابطه را از حد کشش اولیه فراتر میبرد. Kenya؛ زنی توانمند، اما نه بینقص یکی از امتیازهای فیلم آن است که Kenya را به قهرمانی بیعیبونقص بدل نمیکند. او باهوش، پرتلاش و مستقل است، اما گاه همین تواناییها به صورت سختگیری و میل به کنترل نمود مییابند.
« آشنایی با Brian Kelly، معمار منظرِ سفیدپوست و آسودهخاطر، این چارچوب را برهم میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تصویری که از خود ساخته، برایش هم پناه است و هم محدودیت: میداند چه میخواهد، یا دستکم گمان میکند میداند، و از هر چیزی که نظم ذهنیاش را به هم بزند فاصله میگیرد. این ویژگی، او را به شخصیتی قابلفهم بدل میکند؛ زیرا تردیدش تنها به نژاد یا پسند ظاهری محدود نیست، بلکه با ترس از آسیبپذیری و از دستدادن اختیار نیز پیوند دارد.
Sanaa Lathan در نقش Kenya میان قاطعیت بیرونی و ناامنی پنهان، تعادلی دلنشین برقرار میکند. او زنی را میسازد که میتواند در محیط کار مقتدر باشد و در جمع دوستان شوخطبع جلوه کند، اما در خلوت از پرسشهایی که پاسخ روشنی ندارند گریزی ندارد. فیلمنامه گاهی این دوگانگی را با ظرافت نشان میدهد و گاهی آن را بیش از اندازه توضیح میدهد؛ بااینحال، حضور Lathan به شخصیت عمق و گرما میبخشد و مانع میشود که Kenya صرفاً ابزاری برای پیشبرد بحثی اجتماعی باشد.
رابطهای که آهسته جان میگیرد رابطهٔ Kenya و Brian در بهترین لحظات فیلم، از راه رفتارهای کوچک و توجه روزمره پیش میرود. آشنایی آنها بهتدریج از رابطهای حرفهای به دوستی و سپس صمیمیتی عاطفی تبدیل میشود. این آهنگ آرام، به پیوندشان فرصتی برای باورپذیرشدن میدهد: تماشاگر شاهد گفتوگوها، مکثها و تغییر تدریجی نگاه Kenya است، نه آنکه تنها با مجموعهای از تصادفها به نتیجهای آماده برسد.
ساختار باغآرایی نیز به این روند معنا میدهد؛ هرچه محیط مشترک آنها شکل منسجمتری میگیرد، فضای عاطفی میانشان نیز گشودهتر میشود. Simon Baker در برابر Lathan، Brian را خوشبرخورد و صبور تصویر میکند؛ مردی که سبک زندگیاش با انضباط سختگیرانهٔ Kenya تفاوت دارد. بااینهمه، شیمی میان دو بازیگر همیشه به یک اندازه پرقدرت نیست.
« Sanaa Lathan در نقش Kenya میان قاطعیت بیرونی و ناامنی پنهان، تعادلی دلنشین برقرار میکند. »
شخصیتها و اجرا
در بخشهایی، صمیمیت آنها طبیعی و گرم مینماید، اما در بخشهایی دیگر، رابطه بیش از آنکه از پیوندی پیچیده و یگانه نیرو بگیرد، به جاذبهٔ متعارف دو شخصیت جذاب متکی میشود. فیلم انتظار دارد مخاطب بخشی از نزدیکی آنها را بپذیرد، بیآنکه همیشه فرصت کافی برای دیدن لایههای هر دو طرف فراهم کند.
نژاد، خانواده و نگاه دیگران موضوع نژاد در «Something New» تزئینی نیست؛ نیرویی است که بر انتخابها و گفتوگوهای شخصیتها اثر میگذارد. رابطهٔ میان Kenya و Brian در خلأ رخ نمیدهد. خانواده و دوستان او هر یک تصوری از شریک مناسب دارند، و این تصورات با تاریخ، هویت و تجربههای اجتماعی گره خوردهاند.
فیلم از این راه نشان میدهد که انتخاب عاشقانه، بهویژه در جامعهای که مرزهای نژادی همچنان معنا دارند، هرگز صرفاً امری خصوصی نیست. نگاه دیگران میتواند بر رابطه سایه بیندازد، حتی وقتی دو نفر در خلوت خود احساس نزدیکی میکنند. اما پرداخت این موضوع نابرابر است. گاه فیلم به مکالمههایی دست مییابد که اختلاف تجربهها را ملموس میکنند؛ گاه نیز دیالوگها حالتی توضیحی و خطابی پیدا میکنند، گویی شخصیتها بیش از آنکه با یکدیگر حرف بزنند، برای بیان موضعی از پیش تعیینشده سخن میگویند.
دشواری اصلی همینجاست: اثر میخواهد پیچیدگی نژادپرستی و تفاوت تجربهٔ زیسته را در قالبی سرگرمکننده و نسبتاً جمعوجور بگنجاند، اما همیشه میان سادگی روایت رمانتیک و جدیت موضوع اجتماعی تعادل برقرار نمیکند. نتیجه در لحظههایی روشنگر است و در لحظههایی سادهانگارانه. خانواده و نقشهای مکمل خانوادهٔ Kenya و حلقهٔ دوستانش فقط پسزمینهٔ داستان نیستند؛ آنان بازتابدهندهٔ صداهای گوناگونیاند که در ذهن او حضور دارند.
« رابطهٔ میان Kenya و Brian در خلأ رخ نمیدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مادرش، Joyce، بیش از آنکه تنها نگران خوشبختی دخترش باشد، تصویر مشخصی از زندگی موفق و همسر مناسب در نظر دارد. پدرش، Edmond، حضوری سنجیدهتر دارد و در نگاه به دخترش از درک و ملاحظهٔ بیشتری برخوردار است. برادر کوچکتر Kenya نیز گاه با رفتارهایش تنش و طنزی سبک به روایت میافزاید. این شخصیتها، بهویژه در جمعهای خانوادگی، به فیلم حسی از اجتماع و تعلق میدهند.
دوستان Kenya نیز در ایجاد فضای صمیمی و رنگارنگ نقش دارند. شوخیها و گفتوگوهای آنان، فیلم را از جدیتی یکنواخت دور میکند و تصویری از دوستی زنانه میسازد که در آن حمایت، طعنه و نگرانی در کنار هماند. بااینحال، گستردگی گروه بازیگران سبب میشود برخی نقشهای مکمل بیش از آنکه مجال رشد داشته باشند، کارکردی مشخص در مسیر روایت پیدا کنند: یکی تشویقکننده است، دیگری مخالف، و دیگری نمونهای از گزینهای پذیرفتنی برای خانواده.
حضور بازیگران توانمند این محدودیت را تا حدی جبران میکند، اما آن را از میان نمیبرد. رنگ، فضا و لحن بصری یکی از دلپذیرترین جنبههای فیلم، استفاده از فضاهای شهری و محیطهای باز است. خانه، باغ و محلههای لسآنجلس تنها محل وقوع حوادث نیستند؛ رنگ و بافت آنها به حالوهوای اثر کمک میکند.
باغ، بهخصوص، نقش بصری پررنگی دارد: فضایی که از بیسامانی به سوی هماهنگی میرود و در عین حال، امکان تصور نوع دیگری از زندگی را برای Kenya فراهم میآورد. فیلم از این ظرفیت تصویری به شکلی ساده اما مؤثر بهره میگیرد. لحن نیز میان کمدی رمانتیک و درام اجتماعی در رفتوآمد است. لحظات طنز، بهویژه در جمع دوستان و خانواده، به روایت سبکی خوشایند میبخشد؛ اما گاه تغییر لحن ناگهانی است و از پیوستگی احساسی میکاهد.
« مادرش، Joyce، بیش از آنکه تنها نگران خوشبختی دخترش باشد، تصویر مشخصی از زندگی موفق و همسر مناسب در نظر دارد. »
قوتها و کاستیها
تدوین ناهموار و بعضی گذارهای شتابزده باعث میشوند برخی موقعیتها پیش از آنکه به اندازهٔ کافی جا بیفتند، به صحنهٔ بعدی منتقل شوند. از همین رو، فیلم در بخشهایی روان و خوشتماشا است و در بخشهایی دیگر اثری ناپیوسته به نظر میرسد؛ گویی میان چند مسیر داستانی رفتوآمد میکند، بیآنکه همه را به یک اندازه بپروراند.
کلیشهها و فرصتهای ازدسترفته «Something New» از الگوی آشنای کمدی رمانتیک فاصلهٔ کامل نمیگیرد. تقابل میان گزینهٔ غیرمنتظره و انتخابی که خانواده آن را مناسبتر میداند، از الگوهای شناختهشدهٔ این گونه است. مخاطب نیز میتواند مسیر کلی داستان را حدس بزند؛ بنابراین کشش اثر بیشتر در چگونگی طیکردن راه است تا در غافلگیریهای روایی.
این پیشبینیپذیری بهخودیخود نقصی قطعی نیست، اما وقتی با شتاب در برخی بخشها و کمبود پرداخت در برخی شخصیتها همراه میشود، از نیروی عاطفی روایت میکاهد. فرصتی که فیلم بهطور کامل از آن بهره نمیبرد، گسترش جهان Brian است. روایت عمدتاً به Kenya و محیط اجتماعی او وفادار میماند؛ این تمرکز به اثر هویت میدهد، اما در مقابل، تجربه و روابط Brian کمتر کاویده میشود.
در نتیجه، رابطه گاه از یک سوی خود غنیتر است: تماشاگر بهتر میفهمد Kenya با چه فشارهایی روبهروست تا اینکه بداند Brian چگونه در جهان او جای میگیرد و چه چیزی در این پیوند برای خودش دگرگون میشود. همین عدم توازن، بخشی از ظرفیت دراماتیک داستان را محدود میکند. جمعبندی «Something New» فیلمی است گرم و خوشنیت که در قالب یک داستان عاشقانهٔ آشنا، به مسئلهٔ انتخاب، پیشداوری و فشارهای اجتماعی میپردازد.
« کلیشهها و فرصتهای ازدسترفته «Something New» از الگوی آشنای کمدی رمانتیک فاصلهٔ کامل نمیگیرد. »
جمعبندی
قوت اصلیاش در بازی صمیمی Sanaa Lathan، فضای رنگارنگ، رابطهای است که در بخشهایی بهآرامی شکل میگیرد، و کوشش برای آنکه تفاوت نژادی را از حاشیه به متن زندگی شخصیتها بیاورد. در سوی دیگر، دیالوگهای گاه خطابی، تدوین ناهماهنگ، پرداخت نابرابر شخصیتها و تکیه بر قراردادهای شناختهشدهٔ ژانر، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً یکدست بدل شود.
باوجود این کاستیها، فیلم ارزش دیدن دارد، نه به این دلیل که پاسخ نهایی و سادهای برای پیچیدگیهای رابطه ارائه میکند، بلکه چون نشان میدهد عشق در جهان واقعی با خاطره، خانواده، هویت و نگاه جامعه درهمتنیده است. «Something New» در بهترین لحظاتش، از مخاطب نمیخواهد تنها دلبستهٔ یک زوج شود؛ از او میخواهد دربارهٔ معیارهایی بیندیشد که برای انتخاب شریک زندگی ساختهایم، و اینکه کدامیک از آن معیارها واقعاً از خواست خود ما میآیند.



ثبت دیدگاه