نقد و بررسی
نقد کتاب مقدس (The Bible) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی بلندپروازانه از داستانهای بنیادین مینیسریال «The Bible» میکوشد در قالب روایتی پیوسته، گسترهای عظیم از داستانهای کتاب مقدس را به زبان درام تصویری بازآفرینی کند؛ از آفرینش جهان و روایتهای آغازین گرفته تا سرگذشت پیامبران، پادشاهان و رویدادهایی که به زندگی و مصلوبشدن عیسی مسیح میانجامند.
این انتخاب، هم مهمترین امتیاز اثر است و هم سرچشمه دشواریهایش. تماشاگر با مجموعهای از حکایتهای پراکنده روبهرو نیست، بلکه با تلاشی برای ساختن یک مسیر تاریخی و معنوی مواجه میشود؛ مسیری که میخواهد پیوند میان عهد عتیق و عهد جدید را برجسته کند. مجموعه در ده قسمت ساخته شده و با تکیه بر داستانهای شناختهشده، مخاطبی فراتر از آشنایان متون دینی را نیز هدف میگیرد.
این طرح گسترده، به سریال امکان میدهد تصویری فراگیر از ایمان، آزمون، فرمانبرداری، قدرت، رنج و بخشایش عرضه کند. در عین حال، تراکم رویدادها چنان زیاد است که هر بخش گاه بیشتر به نشانهای در یک مسیر طولانی میماند تا روایتی مستقل و کامل. اثر میخواهد هم چشماندازی بزرگ بسازد و هم لحظههای مهم هر داستان را حفظ کند؛ اما میان این دو خواسته، همیشه توازن برقرار نمیشود.
پیوستگی معنوی و گسست روایی یکی از ایدههای اصلی مجموعه، تبدیل متنهای گوناگون به روایتی واحد است. شخصیتها و دورههای تاریخیِ دور از هم، در قاب کلی سریال به حلقههایی از زنجیرهای بزرگتر تبدیل میشوند: زنجیرهای درباره رابطه انسان با خدا، پیامد انتخابها و امید به رهایی. این نگاه به اثر هویت میبخشد و آن را از مجموعهای ساده از بازسازیهای تاریخی متمایز میکند.
« این انتخاب، هم مهمترین امتیاز اثر است و هم سرچشمه دشواریهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر میتواند در میان روایتهای متعدد، تداوم پرسشهایی را دنبال کند که به سرنوشت انسان و معنای ایمان مربوطاند. اما پیوستگی موضوعی همیشه به پیوستگی دراماتیک نمیانجامد. جابهجایی میان زمانها و شخصیتها گاه چنان ناگهانی است که فرصت شکلگیری عاطفه یا فهم زمینه یک رویداد از مخاطب گرفته میشود.
برخی گذارها بیش از آنکه نتیجهای طبیعی از تحول داستان باشند، کارکردی فشردهساز دارند: باید زمانی طولانی یا چند ماجرای مهم در فرصتی محدود جای بگیرند. حاصل، اثری است که خط کلی آن قابلدنبالکردن است، اما در سطح جزئیات پیوسته و آرام پیش نمیرود. تماشاگر ناچار است بارها از نو با دورهای دیگر، چهرهای تازه و بحرانی متفاوت خو بگیرد.
فشردگی؛ بهای جاهطلبی فشردگی روایت را نمیتوان صرفاً نقصی فنی دانست؛ این ویژگی از همان مقیاس بزرگ پروژه ناشی میشود. سریال قصد دارد بخش وسیعی از تاریخ مقدس را در قالبی محدود جا دهد، بنابراین ناگزیر بسیاری از شخصیتها و رخدادها را به خطوطی کوتاه تبدیل میکند. با این حال، وقتی رویدادی سرنوشتساز تنها در چند صحنه عرضه میشود، تماشاگر فرصت اندکی برای درک انگیزهها، تردیدها و پیامدهای انسانی آن پیدا میکند.
شخصیتها گاهی بیشتر حامل معنایی نمادیناند تا انسانهایی با زندگی درونی پیچیده. این محدودیت بهویژه در داستانهایی آشکار میشود که به زمان بیشتری برای انباشتهشدن تنش نیاز دارند. تحولهای بزرگ با شتاب از مرحلهای به مرحله دیگر میرسند و تأثیر عاطفی آنها ممکن است پیش از آنکه در مخاطب بنشیند، جای خود را به رویداد بعدی بدهد.
« اما پیوستگی موضوعی همیشه به پیوستگی دراماتیک نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
به همین سبب، سریال برای بینندهای که با روایتهای اصلی آشناست میتواند یادآور و برانگیزاننده باشد، اما برای مخاطبی که انتظار پرداخت کامل شخصیتها را دارد، گاه بیشتر شبیه مرور تصویریِ فشردهای از مجموعهای عظیم به نظر میرسد. اجراها و بازیگری ناهمگونی بازیها از دیگر ویژگیهایی است که بر تجربه تماشای مجموعه اثر میگذارد.
بعضی اجراها با صلابت و حضور مؤثر همراهاند، اما در مواردی دیگر بازیگران در قالبهایی قراردادی و نمایشی باقی میمانند. تفاوت لحن میان بخشها نیز این ناهماهنگی را تشدید میکند: برخی لحظهها رنگوبوی حماسی دارند، برخی به ملودرام نزدیک میشوند و در بعضی صحنهها بیان بازیگران خشک یا بیش از حد تصریحشده است.
در نتیجه، جهان سریال همیشه یکدست و همجنس احساس نمیشود. در میان بازیهای محوری، اجرای Diogo Morgado در نقش عیسی برجسته است. او شخصیتی میسازد که فروتنی و آرامش را با شور و اقتدار معنوی درهم میآمیزد. این ترکیب به نقش کمک میکند از یک تصویر صرفاً موعظهگرانه فاصله بگیرد و در لحظههای جمعی نیز حضوری زنده داشته باشد.
با این همه، حتی این اجرای گیرا نیز نمیتواند بهتنهایی جای خالیِ زمان کافی برای پرداخت روابط و تحول درونی شخصیتها را پر کند. بازیگران نقشهای فرعی در برخی بخشها فرصت چندانی برای ساختن شخصیتی مستقل ندارند و بیشتر وظیفه پیشبردن روایت را بر دوش میکشند. تصویر، موسیقی و جهانسازی سریال بهخوبی میداند که برای داستانی با چنین مقیاسی، تصویر باید حامل حس عظمت باشد.
« اجراها و بازیگری ناهمگونی بازیها از دیگر ویژگیهایی است که بر تجربه تماشای مجموعه اثر میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دشتها، اردوگاهها، شهرها و جمعیتها، فضایی تاریخی و حماسی میسازند و طراحی صحنه و لباس میکوشد جهان روایت را از روزمرگی جدا کند. در صحنههای معجزهآسا نیز اثر به دنبال لحظههایی است که شگفتی و امر قدسی را به تجربهای بصری بدل کنند. موسیقی و قاببندی، در مواردی به این حس وسعت میبخشند و به رویدادها وزن اسطورهای میدهند.
با وجود این، اجرای بصری همیشه همسطح بلندپروازی اثر نیست. جلوههای رایانهای در بعضی لحظهها بیش از آنکه جهان را باورپذیر کنند، مصنوعی به چشم میآیند؛ بهویژه هنگامی که تصویر باید امر خارقالعاده را در قالبی کاملاً واقعنما عرضه کند. این ناهماهنگی میتواند تماشاگر را از فضای صحنه بیرون بکشد.
دیالوگهای ساده و توضیحی نیز گاه همان ضعف را از مسیر دیگری بازتولید میکنند: بهجای آنکه معنا در کنش، سکوت یا رابطه شخصیتها شکل بگیرد، مستقیماً بر زبان آورده میشود. حاصل، لحظههایی چشمگیر در کنار لحظههایی است که آشکارا ساختهشده به نظر میرسند. بازآفرینی یک متن دینی برای تلویزیون «The Bible» را باید در مقام اقتباسی تلویزیونی سنجید، نه بازگوییای بیطرف از متنی که در سنتهای دینی گوناگون تفسیر شده است.
هر انتخابی در بازآفرینی چنین متنی ــ از ترتیب رویدادها تا نحوه ترسیم شخصیتها ــ برداشتی خاص را برجسته میکند. سریال با تأکید بر پیوند میان روایتهای قدیمتر و داستان عیسی، میخواهد خطی معنوی و فراگیر ترسیم کند. این رویکرد برای مخاطبی که به دنبال تصویری روشن و قابلدنبالکردن از روایتهای کتاب مقدس است، جذابیت دارد؛ زیرا بهجای مکث بر اختلافهای تفسیری، بر مضمونهای مشترک و مسیر کلی داستان تکیه میکند.
« در صحنههای معجزهآسا نیز اثر به دنبال لحظههایی است که شگفتی و امر قدسی را به تجربهای بصری بدل کنند. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، همین انتخاب ممکن است پیچیدگی تاریخی و اخلاقی برخی روایتها را کمرنگ کند. گاه رخدادها نه بهعنوان موقعیتهایی چندوجهی، بلکه همچون ایستگاههایی در مسیری از پیش تعیینشده نمایش داده میشوند. چنین رویکردی با هدف مجموعه سازگار است، اما از امکان پرسشگری و ابهام میکاهد. اثر بیش از آنکه مخاطب را به بازاندیشی در هر روایت دعوت کند، میخواهد تصویری روشن از کلیت آن ارائه دهد.
جمعبندی «The Bible» اثری بلندپروازانه است که میخواهد میراثی روایی و دینیِ گسترده را به درامی تلویزیونیِ یکپارچه تبدیل کند. ارزش اصلی آن در گستره روایت، کوشش برای پیوند دادن داستانهای گوناگون و لحظههایی است که به کمک بازی محوری Diogo Morgado یا فضاسازی حماسی، نیروی عاطفی پیدا میکنند.
در سوی دیگر، شتاب روایت، پرشهای زمانی، فرصت اندک برای پرورش شخصیتها، ناهماهنگی بعضی اجراها و جلوههای بصری نامتوازن، مانع از آن میشوند که این گستره همواره به عمقی همسنگ خود برسد. برای مخاطبی که میخواهد مروری نمایشی و فراگیر بر داستانهای کتاب مقدس داشته باشد، مجموعه اثری تماشایی و گاه تأثیرگذار است.
اما تماشاگرانی که به دنبال درامی آرام، دقیق و شخصیتمحورند، ممکن است از عبور شتابان آن از لحظههای مهم فاصله بگیرند. نتیجه، اثری نابرابر اما قابلتوجه است: مجموعهای که عظمت موضوعش را بهخوبی احساس میکند، هرچند همیشه مجال کافی برای تبدیل آن عظمت به تجربهای عمیق و پیوسته نمییابد.
« در مقابل، همین انتخاب ممکن است پیچیدگی تاریخی و اخلاقی برخی روایتها را کمرنگ کند. »



ثبت دیدگاه