نقد و بررسی
نقد لذتهای جسمانی (Pleasures of the Flesh) | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان هوس و تهیبودن «Pleasures of the Flesh» ساختهٔ ناگیسا اوشیما، فیلمی است که عنوانش وعدهٔ لذت میدهد، اما از همان آغاز به سوی تصویری تیره از میل، گناه و فرسودگی روانی حرکت میکند. این اثر نه قصهای متعارف دربارهٔ عشق است و نه تریلری جنایی که تعلیقش را تنها از خطر گرفتارشدن قهرمان بگیرد.
اوشیما از ماجرای قتلی و چمدانی انباشته از پول اختلاسشده، بستری میسازد برای کندوکاو در این پرسش که انسان تا چه اندازه میتواند با پول، هوس و خیالِ رهایی، خلأ درون خود را پنهان کند. حاصل، تجربهای نامتعارف و گاه خستهکننده است؛ فیلمی که زیبایی بصریاش اغلب با سردی عاطفی و آشفتگی روایی همراه میشود.
داستانی که از جرم به بحران میرسد آتسوشی پس از ارتکاب قتل، با مردی روبهرو میشود که از راز او خبر دارد و برای خاموشماندن، نگهداری از مبلغ هنگفتی پول را به او میسپارد. این توافق، در ظاهر مسئلهای عملی و موقت است؛ اما بهتدریج به نیرویی تعیینکننده در زندگی آتسوشی بدل میشود. وقتی امید عاطفیاش فرو میریزد، او پول را راهی برای رهایی از محدودیتها و تسکین اندوه میبیند.
از اینجا به بعد، فیلم مسیر سقوط او را دنبال میکند؛ نه با شتاب یک روایت حادثهمحور، بلکه از راه تکرار انتخابهایی که هر بار او را بیشتر از خودش دور میکنند. نکتهٔ مهم آن است که پول در اینجا صرفاً ابزار خرید نیست. چمدانِ پول، بارِ پنهان جرم و امکانِ یک زندگی دیگر را همزمان حمل میکند.
« این اثر نه قصهای متعارف دربارهٔ عشق است و نه تریلری جنایی که تعلیقش را تنها از خطر گرفتارشدن قهرمان بگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آتسوشی تصور میکند میتواند با خرجکردن، گذشته را به حاشیه براند و برای خود معنایی تازه بسازد؛ اما هرچه بیشتر در این مسیر پیش میرود، روشنتر میشود که داشتن امکان انتخاب با برخورداری از آزادی یکی نیست. فیلم جزئیات داستان را بهانهای برای تأکید بر همین تناقض میکند، بیآنکه سادهانگارانه به حکایتی اخلاقی دربارهٔ پیامدهای طمع فروکاسته شود.
آتسوشی؛ فرار از خویشتن آتسوشی قهرمانی آسانپذیر یا حتی کاملاً قابلفهم نیست. تصمیمهایش از ترکیبی از دلبستگی، خودفریبی، شرم و میل به گریز سرچشمه میگیرند. او میکوشد اندوه را با لذتهای زودگذر خاموش کند، اما این جایگزینی نه آرامش میآورد و نه رابطهای واقعی میسازد. زنان زندگی او در نگاهش گاه بیش از آنکه اشخاصی مستقل باشند، بدلهایی برای خیالِ ازدسترفته یا ابزارهایی برای پرکردن خلأ میشوند.
همین نگاه، از نظر اخلاقی آزارنده است و فیلم نیز آن را به تصویری رمانتیک از مردی اندوهگین تبدیل نمیکند. با اینحال، آتسوشی بیش از آنکه هیولایی ناگهانی باشد، انسانی است که مرزهایش بهتدریج فرسوده میشوند. آنچه ابتدا میتواند به صورت تصمیمی از سر درماندگی جلوه کند، کمکم به الگویی از مصرف، سلطه و انکار بدل میشود.
فیلم در این تغییر تدریجی قوت دارد: افراط را نه یک لغزش منفرد، بلکه عادتی نشان میدهد که شخصیت را از درون دگرگون میکند. با این همه، تکرار این فرایند گاهی چنان طولانی میشود که تحول روانی آتسوشی بهجای آنکه هر بار معنای تازهای پیدا کند، در حلقهای روایی گرفتار میماند. لذت بهمثابه معامله یکی از تلخترین ایدههای فیلم، فاصلهٔ میان لذت و صمیمیت است.
« آتسوشی؛ فرار از خویشتن آتسوشی قهرمانی آسانپذیر یا حتی کاملاً قابلفهم نیست. »
شخصیتها و اجرا
آتسوشی میتواند زمان و همراهی بخرد، اما پول قادر نیست علاقه یا اعتماد تولید کند. در مناسباتی که شکل میگیرد، میل اغلب از رابطه جداست و بدهبستان مالی جای شناخت متقابل را میگیرد. این سردی، به فیلم کیفیتی ناخوشایند اما معنادار میبخشد: نزدیکی جسمانی الزاماً به نزدیکی عاطفی نمیانجامد، و گاه حتی فاصله را آشکارتر میکند.
از این منظر، عنوان فیلم لحنی کنایهآمیز مییابد. آنچه آتسوشی میجوید، بیشتر شبیه تسکینی موقت است تا لذتی پایدار. تکرارِ روابط و جابهجایی میان موقعیتهای تازه، امید به شروعی دیگر را زنده نگه میدارد، اما هر بار همان خلأ را با چهرهای متفاوت بازمیگرداند. اوشیما در اینجا از نمایش سادهٔ عیاشی فراتر میرود و نشان میدهد که افراط، هنگامی که راه فرار از مواجهه با خویشتن شود، میتواند به شکلی دیگر از زندان بدل شود.
تصویرهای زیبا، جهانی بیگانه زبان تصویری فیلم، یکی از جذابترین و در عین حال دوپهلوترین جنبههای آن است. رنگها و ترکیببندیهای چشمنواز، جهانی مصنوعی و گاه رؤیاگون میسازند؛ جهانی که بهجای آنکه تماشاگر را به شخصیتها نزدیک کند، فاصلهای میان او و آنها پدید میآورد. زیبایی قابها با آسودگی همراه نیست.
گویی سطح آراستهٔ تصویر، پوششی است بر اضطراب و فرسودگیای که در زیر آن جریان دارد. این انتخاب میتواند تجربهٔ فیلم را از نظر بصری غنی کند و حالتی کابوسوار یا سورئال به بعضی لحظات ببخشد. هنگامی که واقعیت، خاطره و خیال درهم میآمیزند، آشفتگی درونی آتسوشی نیز به فرم راه مییابد. اما همین فاصلهگذاری، بهایی دارد: قابهای زیبا همیشه به احساسی زنده و ملموس نمیانجامند.
« آتسوشی میتواند زمان و همراهی بخرد، اما پول قادر نیست علاقه یا اعتماد تولید کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بعضی صحنهها، تصویر بیش از آنکه رابطهای عاطفی بسازد، همچون تابلویی سرد و حسابشده باقی میماند. این گسست میتواند انتخابی هنری باشد، اما برای تماشاگرانی که پیوند عاطفی پررنگتری میخواهند، مانعی جدی است. ریتم، گفتوگو و پراکندگی فیلم از حیث روایت، بهعمد از مسیر مستقیم و سرراست فاصله میگیرد؛ بااینحال، هر گسستی الزاماً به پیچیدگی ثمربخش نمیانجامد.
بخشهایی از داستان حس دورزدن پیدا میکنند، گویی فیلم بارها به یک وضعیت روانی بازمیگردد بیآنکه هر بار لایهای تازه به آن بیفزاید. در کنار این پراکندگی، گفتوگوهای طولانی نیز ضرباهنگ را کند میکنند. برخی از آنها برای آشکارکردن مناسبات قدرت یا بیمعنایی روابط اهمیت دارند، اما انباشتشان گاه انرژی صحنهها را کاهش میدهد.
این مسئله بهویژه از آنجا اهمیت مییابد که فیلم در بنیان خود به تجربهای دیداری و حسی متکی است. هرجا تصویر، حرکت و حالوهوا بار روایت را به دوش میکشند، اثر تأثیرگذارتر میشود؛ اما توضیحهای مکرر میتوانند تأمل را به سکون بدل کنند. بنابراین، دشواری فیلم فقط در نامتعارفبودن آن نیست: گاهی فرم و روایت، بهجای آنکه یکدیگر را تقویت کنند، در برابر هم قرار میگیرند.
اوشیما و نگاه بیتعارف «Pleasures of the Flesh» را میتوان اثری دربارهٔ فرسایش اخلاقی فرد دانست، اما نگاهش به این فرسایش در سطح سرزنش شخصی باقی نمیماند. فیلم، میل و فساد را در محیطی اجتماعی تصویر میکند که پول و جایگاه، بر شکل روابط سایه میاندازند و آدمها را به نقشهایی قابلمصرف نزدیک میکنند.
« در بعضی صحنهها، تصویر بیش از آنکه رابطهای عاطفی بسازد، همچون تابلویی سرد و حسابشده باقی میماند. »
قوتها و کاستیها
اوشیما علاقهای به قهرمانسازی ندارد؛ شخصیتها را در وضعیتی میگذارد که رفتارشان همزمان قابلانتقاد و قابلتأمل باشد. سردی فیلم نیز بخشی از همین نگاه است: تماشاگر را از پناهبردن به همدلی آسان محروم میکند و وامیدارد پیامد رفتارها را از فاصلهای ناراحتکننده تماشا کند. البته چنین رویکردی همیشه به ظرافت نمیرسد.
بعضی رابطهها چنان بیروحاند که بهجای ایجاد تنش انسانی، فاصلهٔ تماشاگر را افزایش میدهند. بااینهمه، همین بیگانگی با جهان فیلم میتواند بخشی از اثرگذاری آن باشد؛ زیرا لذتهای آتسوشی نیز از آغاز با صمیمیت و آرامش بیگانهاند. فیلم نمیخواهد سقوط او را دلنشین کند، بلکه تماشاگر را در معرض تکرار و تهیشدنی قرار میدهد که شخصیت خود از آن میگریزد.
جمعبندی «Pleasures of the Flesh» اثری نابرابر، اما از نظر ایده و فضا ماندگار است. روایت نامتعارف، تصاویر چشمنواز و نگاه تلخش به پیوند میان حرص، افراط و دگرگونی اخلاقی، آن را به تجربهای متفاوت تبدیل میکنند. در سوی دیگر، گفتوگوهای طولانی، چرخشهای روایی کمحاصل و سردی روابط ممکن است تماشای آن را فرساینده سازند و مانع شکلگیری پیوند عاطفی شوند.
فیلم بیش از آنکه لذت تماشایی بیدردسر عرضه کند، خلأیی را به نمایش میگذارد که پشت وعدهٔ لذت پنهان شده است. قوتش در همین ماندگاری تلخ است؛ در این حس که پول، هوس و فرار، هرقدر هم پرزرقوبرق باشند، نمیتوانند انسان را از مواجهه با آنچه درونش فروپاشیده نجات دهند.
« البته چنین رویکردی همیشه به ظرافت نمیرسد. »



ثبت دیدگاه