نقد و بررسی
نقد ند رایفل (Ned Rifle) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای خانوادگی در هیئت یک تعقیب «ند رایفل» از تصمیمی ساده و هولناک آغاز میشود: ند، پسر هنری فول و فی گریم، پس از رسیدن به بزرگسالی میخواهد پدرش را پیدا کند و او را بهخاطر ویرانی زندگی مادرش مجازات کند. این هدف، در ظاهر مسیر فیلم را به سوی یک داستان انتقامجویانه میبرد؛ اما هال هارتلی خیلی زود نشان میدهد که با روایتی متعارف از تعقیب و تسویهحساب روبهرو نیستیم.
سفر ند بیشتر از آنکه سفری برای رسیدن به پدر باشد، آزمونی برای سنجیدن باورهایی است که درباره خانواده، گناه و عدالت در ذهن خود ساخته است. ورود سوزان به ماجرا این مسیر را از شکل یک مأموریت روشن بیرون میآورد. او زنی است با انگیزههایی مستقل و رابطهای پیچیده با گذشته هنری؛ حضوری که هم نیروی محرک کمدی فیلم است و هم پرسشی تازه درباره حدود اخلاقی و عاطفی شخصیتها پیش میکشد.
فیلم، بیآنکه رازهایش را یکباره آشکار کند، موقعیتهایی میسازد که برداشت ما از هدف ند را پیوسته دگرگون میکنند. «ند رایفل» در سال ۲۰۱۵ به نمایش درآمد و سومین و واپسین فیلم از سهگانهای است که با «هنری فول» آغاز شد و با «فی گریم» ادامه یافت؛ بااینحال، قصهاش تا اندازهای مستقل پیش میرود و برای مخاطب تازهوارد نیز قابلپیگیری است.
شخصیت اصلی و اخلاقِ انتقام ند شخصیتی است که جدیتش از تضاد درونی او نیرو میگیرد. او در محیطی مذهبی بزرگ شده و در آستانه ورود به جهان بیرون، با تصویری سختگیرانه از وظیفه و گناه زندگی میکند. از همین رو، قصد انتقام برایش صرفاً واکنشی عاطفی نیست؛ به تصمیمی بدل شده که میخواهد آن را همچون تکلیفی اخلاقی انجام دهد.
« ورود سوزان به ماجرا این مسیر را از شکل یک مأموریت روشن بیرون میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تناقض میان ایمان و خشونت، به یکی از سرچشمههای اصلی طنز و تنش فیلم تبدیل میشود. ند از یک سو خود را مأمور اجرای عدالت میپندارد و از سوی دیگر هنوز نمیداند عدالت در زندگی آشفته خانوادهاش چه معنایی دارد. هارتلی او را قهرمانی پرشور و مسلط تصویر نمیکند. جدیت ند گاه به خشکسری میرسد و همین ویژگی، هم فاصلهای کمیک میان او و دیگران میسازد و هم محدودیت نگاهش را آشکار میکند.
او با تصوری منظم از جهان حرکت میکند، حال آنکه آدمهای پیرامونش با تناقضهایی زندگی میکنند که در هیچ حکم سادهای جا نمیگیرد. فیلم به جای آنکه قضاوت نهایی را به مخاطب تحمیل کند، میپرسد آیا میتوان زخمهای گذشته را با مجازاتی تازه درمان کرد یا نه. جهان هال هارتلی و لحن ویژه فیلم امضای هارتلی در «ند رایفل» بیش از همه در گفتوگوها و شیوه اجرای آنها دیده میشود.
شخصیتها با لحنی سنجیده، خشک و گاه گزینگویانه سخن میگویند؛ انگار هر جمله هم بخشی از مکالمه است و هم تکهای از یک بحث فلسفی. این شگرد به فیلم هویتی روشن میدهد و طنزی نامعمول میآفریند: آدمها ممکن است در موقعیتهایی پرتنش باشند، اما بیانشان چنان کنترلشده باقی میماند که خودِ خونسردی به شوخی بدل میشود.
این سبک، البته همیشه به یک اندازه اثرگذار نیست. گاهی گفتوگوها بیش از حد ساختهشده به گوش میرسند و به جای آنکه از دل موقعیت بجوشند، شبیه بیانیههایی درباره اخلاق، هنر یا ایمان جلوه میکنند. در چنین لحظههایی، فیلم ممکن است از تجربه عاطفی شخصیتها فاصله بگیرد. تماشاگرانی که به بازی طبیعی و مکالمههای روزمره خو گرفتهاند، احتمالاً با این لحن نامتعارف بیگانه خواهند ماند.
« تناقض میان ایمان و خشونت، به یکی از سرچشمههای اصلی طنز و تنش فیلم تبدیل میشود. »
شخصیتها و اجرا
اما برای مخاطبی که قواعد جهان هارتلی را میپذیرد، همین تصنع بخشی از زبان اثر است: راهی برای نشاندادن اینکه شخصیتها در حال اجرای نقشهایی هستند که خودشان برای خویش نوشتهاند. بازیها و کشمکش میان بازیگر و سبک لیام آیکن در نقش ند بر وظیفهشناسی و انضباط شخصیت تکیه میکند. اجرای او با جهان سرد و کنترلشده فیلم سازگار است، اما در بعضی صحنهها این سازگاری به خشکی میانجامد و واکنشهای ند کمتر از آنچه موقعیت طلب میکند، زنده به نظر میرسند.
این مسئله را میتوان هم محدودیتی در اجرا دانست و هم بازتابی از شخصیتی که احساساتش را در قالب قواعد سخت زندانی کرده است؛ فیلم همیشه این دو معنا را از هم جدا نمیکند. آوبری پلازا با بازی در نقش سوزان، حضوری متفاوت میآورد. او به شخصیتش نوعی رازآلودگی و بیقراری میدهد که در برابر قاطعیت خشک ند قرار میگیرد.
مکثها و خونسردی ظاهریاش گاه از خود دیالوگها بامزهتر میشوند، هرچند لحن ادبی و تصنعی فیلم در بعضی لحظات اجرای او را نیز محدود میکند. پارکر پوزی و توماس جی. رایان، در نقشهای فی و هنری، از آشنایی عمیقتری با این جهان بهره میبرند: حضورشان به شخصیتها وزنی میدهد که فراتر از کارکرد روایی آنهاست.
جیمز اوربانیاک نیز با ظرافت، بر فضای فکری و اندکی مضحک خانواده میافزاید. طنز، خشونت و زیرمتن طنز فیلم از شوخیهای پرصدا یا موقعیتهای شلوغ برنمیآید؛ بیشتر در برخورد میان هدفی جدی و رفتاری نامتعارف شکل میگیرد. ند با چنان اطمینانی درباره مأموریت خود حرف میزند که خودِ اطمینانش خندهدار میشود، در حالی که سوزان با حضور پیشبینیناپذیرش نظم ذهنی او را مختل میکند.
« بازیها و کشمکش میان بازیگر و سبک لیام آیکن در نقش ند بر وظیفهشناسی و انضباط شخصیت تکیه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کمدی خشک گاه به تلخی نزدیک میشود و تماشاگر را وامیدارد همزمان از موقعیت بخندد و از پیامدهایش احساس ناخوشایندی کند. در پس این شوخیها، پرسشهایی درباره میراث خانوادگی جریان دارد. فرزندان تا چه اندازه مسئول اعمال والدیناند؟ آیا میتوان از پدر یا مادری که زندگی دیگران را دگرگون کرده است تصویری یکسره روشن ساخت؟
و آیا رهایی از گذشته با فهمیدن آن ممکن است، یا تنها با تکرار خشونت ادامه مییابد؟ فیلم پاسخ آسانی نمیدهد. حتی عنوان «ند رایفل» نیز، در کنار نام شخصیت اصلی، یادآور این است که هویت فردی چگونه درون شبکهای از نسبتها و روایتهای خانوادگی شکل میگیرد. تصویر، ریتم و ساختار فیلم با زمان کوتاه و ساختاری جمعوجور پیش میرود و بیآنکه به پیچیدگیهای پرشمار یک تریلر متعارف تکیه کند، شخصیتها را در مسیر برخورد با یکدیگر قرار میدهد.
جابهجایی میان مکانها، سفر بیرونی را به چارچوبی برای نزدیکشدن به گذشته بدل میکند. هارتلی از نمایش پرزرقوبرق فاصله میگیرد و به فضایی مینیمال، رنگهایی خاموش و میزانسنهایی کنترلشده رو میآورد. حاصل، جهانی است که عامدانه اندکی بیروح و ناآشنا به نظر میرسد؛ فضایی که انگار در آن هر حرکت و هر جمله با دقت از پیش انتخاب شده است.
این انتخاب به تمرکز بر بازیگران و کلام کمک میکند، اما بهایی هم دارد. ریتم آرام و تصویرپردازی کمپیرایه ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار تحرک بصری یا تحولهای پیدرپی دارند، یکنواخت باشد. فیلم از شتابدادن مصنوعی به ماجرا پرهیز میکند و اجازه میدهد مکثها و گفتوگوها فضای خود را پیدا کنند.
« در پس این شوخیها، پرسشهایی درباره میراث خانوادگی جریان دارد. »
قوتها و کاستیها
برای برخی، همین اقتصاد روایی نشانه اعتمادبهنفس است؛ برای برخی دیگر، کمبود کشش. این دو برداشت به ذائقه مخاطب و میزان همراهی او با سبک هارتلی بستگی دارد. جایگاه فیلم در سهگانه «ند رایفل» هم اثری مستقل است و هم پایانی برای داستان شخصیتهایی که پیشتر در «هنری فول» و «فی گریم» معرفی شدهاند.
آشنایی با دو فیلم قبلی، لایههای بیشتری از روابط و گذشته را آشکار میکند؛ بهخصوص در فهم جایگاه هنری و فی و سایهای که تصمیمهای پیشینشان بر زندگی ند انداخته است. بااینحال، فیلم مسیر اصلی خود را بر حرکت ند و ورود سوزان بنا میکند و برای فهم کشمکش مرکزی، نیاز قطعی به دانستن همه جزئیات پیشین ندارد.
پایانبندی نیز، بیآنکه لازم باشد از رویدادهایش سخن گفته شود، حس جمعشدن رشتههای اصلی روایت را به وجود میآورد؛ احساسی که بیشتر از حلوفصل کامل همه پرسشها، از بستهشدن یک فصل خانوادگی سرچشمه میگیرد. جمعبندی «ند رایفل» کمدیـدرامی کمهزینه و نامتعارف است که قدرتش را از شخصیتپردازی، دیالوگهای خشک و برخورد میان ایمان، انتقام و میراث خانوادگی میگیرد.
فیلم در بهترین لحظههایش هم سرگرمکننده است و هم تأملبرانگیز؛ در لحظههای ضعیفتر، تصنع گفتوگوها و فاصله عاطفی اجراها مانع نزدیکی کامل به شخصیتها میشود. ریتم مینیمال آن نیز نیازمند حوصله و پذیرش قواعدی است که هارتلی برای جهانش میچیند. تماشاگرانی که به سینمای مستقل، طنز سرد و گفتوگوهای اندیشهمحور علاقه دارند، احتمالاً از ظرافتها و حالوهوای متفاوت فیلم لذت خواهند برد.
« برای برخی، همین اقتصاد روایی نشانه اعتمادبهنفس است؛ برای برخی دیگر، کمبود کشش. »
جمعبندی
کسانی که روایت پرتحرک و بازیهای طبیعی را ترجیح میدهند، ممکن است آن را بیش از اندازه خشک یا کند بیابند. بااینهمه، «ند رایفل» پایانبندی سنجیدهای برای سهگانهای نامتعارف و اثری است که زیر ظاهر خونسردش، پرسشی دردناک را حفظ میکند: آیا انسان میتواند از گذشته خانوادهاش جدا شود، بیآنکه آن را به شکلی تازه در زندگی خود تکرار کند؟
« کسانی که روایت پرتحرک و بازیهای طبیعی را ترجیح میدهند، ممکن است آن را بیش از اندازه خشک یا کند بیابند. »



ثبت دیدگاه