نقد و بررسی
نقد غرق یا شنا (Sink or Swim) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
از فرسودگی به حرکت «Sink or Swim» یا «Le Grand Bain» در ظاهر دربارهٔ گروهی از مردان میانسال است که شنای موزون را میآموزند؛ اما در زیر این موقعیت کمیک، فیلمی دربارهٔ فرسودگی، شرمندگی و دشواریِ دوباره آغاز کردن جریان دارد. برتران، مردی گرفتار افسردگی و بیکاری، نه قهرمانی آمادهٔ دگرگونی است و نه شخصیتی که با یک تصمیم ناگهانی بر بحرانش غلبه کند.
او بیشتر شبیه کسی است که روزها را بهسختی پشت سر میگذارد و توان تصور آیندهای معنادار را از دست داده است. پیوستنش به گروه شنا، در آغاز نه انتخابی باشکوه، بلکه راهی کوچک برای بیرون آمدن از سکون است. فیلم از همین مقیاس انسانی نیرو میگیرد. تحول برتران نه با یک سخنرانی الهامبخش، بلکه با رفتوآمد به استخر، تمرینهای ناکام و تماس تدریجی با آدمهایی شکل میگیرد که هر یک بهنوعی با شکست یا ناامیدی روبهرو هستند.
استخر برای او جایزهای برای درمانشدن نیست؛ فضایی است که امکان حضور دوباره در جهان را فراهم میکند. این تمایز، روایت را از سادهسازی کامل افسردگی دور نگه میدارد، هرچند فیلم همیشه در برابر وسوسهٔ امیدبخشی آسان مقاومت نمیکند. کمدیِ بدنهای ناموزون بخش مهمی از طنز فیلم از فاصلهٔ میان تصویری که تماشاگر از شنای موزون دارد و بدنهای ناآمادهای میآید که قرار است آن را اجرا کنند.
مردانی با آمادگیهای متفاوت، در لباس شنا و در فضایی که معمولاً با ظرافت و انضباط شناخته میشود، حرکات هماهنگ را تمرین میکنند. دستوپاچلفتیبودن آنان خندهآور است، اما فیلم بهندرت این خنده را صرفاً به تحقیر بدنهایشان واگذار میکند. لغزش، بینظمی و ناهماهنگی، بهتدریج به بخشی از جذابیت گروه بدل میشود.
« او بیشتر شبیه کسی است که روزها را بهسختی پشت سر میگذارد و توان تصور آیندهای معنادار را از دست داده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کمدی در بهترین لحظاتش از خود موقعیت و از واکنشهای شخصیتها میجوشد. گروهی که از نظر اجتماعی و عاطفی پراکندهاند، میکوشند در آب به ضربآهنگی مشترک برسند؛ همین تضاد، هم خنده میآفریند و هم معنایی فراتر از شوخی پیدا میکند. بااینحال، برخی لحظات بر اغراق تکیه میکنند و شوخیها گاهی بهجای آنکه از شخصیتپردازی برخیزند، برای تضمین خنده طراحی شدهاند.
در چنین لحظاتی، طنز فیلم کمی بلندتر از آنچه لازم است سخن میگوید. گروهی از شکستها، نه یک قهرمان تنها یکی از انتخابهای درست فیلم آن است که برتران را در مرکز روایت قرار میدهد، اما اجازه نمیدهد همهچیز به داستان فردی او تقلیل یابد. اعضای گروه هر کدام حامل نوعی شکستاند: حرفهای، خانوادگی، عاطفی یا تصویری که از خود ساختهاند.
شنای گروهی، بهانهای برای کنار هم قرار گرفتن این تجربههای ناهمسان است. فیلم بهجای آنکه قهرمان را از جمع جدا کند و برتریاش را برجسته سازد، بر نیاز آدمها به دیدهشدن و پذیرفتهشدن تأکید میکند. بازیهای گروهی این ایده را زنده نگه میدارند. بازیگران، از Mathieu Amalric در نقش برتران تا Guillaume Canet و Benoît Poelvoorde، تفاوتهای رفتاری و عاطفی شخصیتها را به گروهی قابلباور تبدیل میکنند.
حضورهای کوتاهتر نیز به فضای جمعی تنوع میبخشند و کمک میکنند تمرینها فقط پسزمینهای ورزشی نباشند. با این همه، تقسیم توجه میان افراد متعدد پیامدهایی دارد: برخی شخصیتها مجال کافی برای پیچیدهشدن پیدا نمیکنند و بیش از آنکه زندگی مستقل داشته باشند، به تیپهایی در خدمت ریتم گروه بدل میشوند.
« این کمدی در بهترین لحظاتش از خود موقعیت و از واکنشهای شخصیتها میجوشد. »
شخصیتها و اجرا
مردانگی در فضای استخر شنای موزون بهعنوان فعالیتی مردانه در این روایت، فقط یک شوخی دربارهٔ وارونهکردن انتظارها نیست. فیلم با قراردادن مردان میانسال در رشتهای که در تصور عمومی زنانه شمرده میشود، کلیشهای دربارهٔ قدرت، رقابت و نمایش مردانگی را بهآرامی به پرسش میگیرد. این مردان برای پیشرفتن ناچارند گوشدادن، اعتمادکردن و هماهنگشدن را بیاموزند؛ مهارتهایی که با تصویر رایجِ مرد مستقل و خودبسنده سازگار نیستند.
بااینحال، فیلم از این ظرفیت انتقادی تا پایان استفادهٔ کامل نمیکند. بیشتر بر پیوند عاطفی و امید جمعی متمرکز میماند تا بر بررسی عمیق انتظارات جنسیتی یا فشارهای اجتماعیای که شخصیتها را به این نقطه رساندهاند. نتیجه، اثری است که در سطح تصویر و کنش، نگاه تازهای به مردانگی پیشنهاد میکند، اما در تحلیل ساختارهای پیرامون آن محتاط میماند.
این محدودیت، از جذابیت موضوع نمیکاهد، ولی نشان میدهد که فیلم بهجای جدل اجتماعی، بیش از هر چیز در پی ساختن درامی گرم و قابلدسترس است. لحن میان اندوه و دلگرمی لحن «Sink or Swim» از اندوه آغاز میکند، اما قصد ندارد در آن اقامت کند. افسردگی برتران زمینهای واقعی و جدی برای روایت است، بااینحال فیلم آن را در کنار لحظات سبک، دوستی و شوخی قرار میدهد.
این همنشینی گاه مؤثر است: خنده از رنج شخصیتها جدا نمیشود، بلکه نشان میدهد آدمها حتی در دورههای دشوار نیز قادرند لحظهای آسودگی یا پیوند پیدا کنند. فیلم از این راه، گرمای انسانیاش را بهدست میآورد. اما همین گرما گاهی به سرعت جای پیچیدگی را میگیرد. وقتی روایت به سمت امید و بازسازی جمعی حرکت میکند، بعضی گرههای فردی بیش از اندازه زود به حاشیه میروند.
« بااینحال، فیلم از این ظرفیت انتقادی تا پایان استفادهٔ کامل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تأکید بر اینکه گروه میتواند به زندگی اعضایش معنا بدهد، دلنشین است، ولی ممکن است این تصور را ایجاد کند که همبستگی بهتنهایی برای حل مشکلاتی کافی است که ریشههای عمیقتری دارند. فیلم بیشتر بر امکان شروع دوباره تأکید میکند تا بر مسیر پرپیچوخم و نامطمئنِ ادامهدادن. ریتم و ساختار آشنا ساختار اثر از الگوی شناختهشدهٔ کمدیهای گروهی پیروی میکند: جمعی نامتجانس شکل میگیرد، مهارتی دشوار را میآموزد و بهتدریج هدفی مشترک پیدا میکند.
این الگو به فیلم وضوح و دسترسی میدهد، اما پیشبینیپذیریاش نیز مانع از آن میشود که هر مرحله حس کشف تازهای داشته باشد. تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند تمرینها چگونه به آزمونی بزرگتر راه خواهند برد؛ بنابراین کشش اصلی بیشتر در کیفیت رابطهها و لحظههای کوچک است تا در غافلگیریهای روایی.
ریتم فیلم نیز همواره یکدست نیست. بعضی بخشها، بهویژه هنگامی که روایت میخواهد گذشته و گرفتاریهای شخصیتها را جداگانه توضیح دهد، طولانی میشوند. تراکم داستانها گاه اجازه نمیدهد هر شخصیت با کنشهایش شناخته شود و فیلم به بیان مستقیم اطلاعات روی میآورد. در عوض، تمرینهای استخر و لحظههای کار گروهی اغلب سرزندهترند، زیرا تصویر و حرکت، آنچه را گفتوگوها توضیح میدهند، بیواسطه منتقل میکنند.
آوانیش و محدودیت پرداخت در میان اعضای گروه، آوانیش نمونهای از نابرابری در پرداخت شخصیتهاست. فیلم او را در جمع حاضر میکند، اما همان اندازه که برای برخی دیگر وقت میگذارد تا تناقضها، روابط و آسیبپذیریهایشان آشکار شود، به او فرصت گسترش نمیدهد. این کمبود، بهویژه در اثری که بر پذیرش تفاوتهای فردی تکیه دارد، محسوس است: گروه تصویری از همبستگی میسازد، اما سهم همهٔ اعضا از عمق روایی یکسان نیست.
« فیلم بیشتر بر امکان شروع دوباره تأکید میکند تا بر مسیر پرپیچوخم و نامطمئنِ ادامهدادن. »
قوتها و کاستیها
این نقص تنها به آوانیش محدود نمیشود؛ گستردگی گروه سبب شده بعضی خطوط فرعی بیشتر حکم نشانهای از بحران داشته باشند تا داستانی کامل. فیلم در ایجاد حس جمعی موفقتر از ترسیم همهٔ فردیتهای حاضر در آن است. به همین دلیل، تماشاگر ممکن است بعضی شخصیتها را بهخاطر شوخی یا نقششان در ترکیب گروه به یاد بیاورد، نه بهخاطر مسیری که بهطور مستقل طی میکنند.
اجرا، موسیقی و اوج جمعی قدرت اجرایی فیلم در این است که تمرینهای شنا را به تجربهای جسمانی و عاطفی بدل میکند. پیشرفت گروه صرفاً با اعلام موفقیت سنجیده نمیشود؛ در تغییر حالت بدنها، دقت حرکتها و توانایی اعضا برای اعتماد به یکدیگر دیده میشود. استخر به صحنهای بدل میشود که در آن تلاشهای فردی باید به تصویری مشترک تبدیل شوند.
همین منطق، اجرای پایانی را پرانرژی و بهیادماندنی میکند، بیآنکه برای اثرگذاری به افشای راز یا پیچشی ناگهانی نیاز داشته باشد. موسیقی و حرکت نیز در ساختن این حس نقش دارند. فیلم در لحظاتی که اجازه میدهد تصویر و ضربآهنگ پیش بروند، از توضیحدادن فاصله میگیرد و به تماشاگر فرصت میدهد پیوند گروه را در خودِ اجرا تجربه کند.
این بخشها جوهرهٔ اثر را روشن میکنند: هماهنگی نه از شباهت، بلکه از تمرین و پذیرش ناهماهنگیهای یکدیگر پدید میآید. جمعبندی «Sink or Swim» فیلمی گرم و بازیمحور دربارهٔ یافتن هدفی تازه در دل بحران میانسالی است. جذابیت اصلیاش نه در تازگی طرح، بلکه در پیوند میان طنز بدنی، بازیهای گروهی و تصویری صمیمی از همبستگی قرار دارد.
« فیلم در ایجاد حس جمعی موفقتر از ترسیم همهٔ فردیتهای حاضر در آن است. »
جمعبندی
فیلم با تبدیل استخر به فضایی برای بازگشت تدریجی به زندگی، یادآور میشود که معنا گاهی در هدفی کوچک و در کنار آدمهایی پیدا میشود که خودشان نیز هنوز راه را نیافتهاند. در برابر این امتیازها، روایت از الگوی آشنای کمدی امیدبخش فراتر نمیرود؛ ریتمش گاه افت میکند و پرداخت نابرابر بعضی شخصیتها، از جمله آوانیش، ظرفیت جمعی داستان را محدود میسازد.
بااینحال، اثر در ساختن لحظههایی از شادی و پیروزی مشترک توفیق دارد. حاصل، فیلمی نیست که پیچیدگی بحران را بهتمامی بکاود، اما در نشاندادن ارزش همراهی و امکان حرکت دوباره، صادقانه و دلنشین است.
« بااینحال، اثر در ساختن لحظههایی از شادی و پیروزی مشترک توفیق دارد. »



ثبت دیدگاه