نقد و بررسی
نقد اینبیتوینرز: فیلم (The Inbetweeners Movie) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت چهار دوست به جهان آشنای خود «The Inbetweeners Movie» میکوشد تجربهٔ سریال را از فضای مدرسه و حومهٔ بریتانیا به اقامتگاهی تفریحی در یونان منتقل کند؛ جایی که چهار نوجوان، پس از پایان سال تحصیلی، سفر را راهی برای جشنگرفتن و ساختن خاطراتی فراموشنشدنی میدانند. ویل، جی، سایمون و نیل همچنان همان دوستان ناجور و پرادعایی هستند که تماشاگر پیشتر شناخته است: هرکدام تصویری خیالپردازانه از جذابیت، بلوغ و محبوبیت در ذهن دارد، اما در مواجهه با واقعیت، معمولاً از پا درمیآید.
این تغییر مکان، در ظاهر فرصتی برای بزرگترکردن مقیاس داستان است، اما هستهٔ فیلم همچنان کوچک و شخصیتمحور باقی میماند. مقصد تازه، شخصیتها را عوض نمیکند؛ فقط موقعیتهایی فراهم میآورد تا همان ضعفها و خیالبافیهای آشنا به شکل تازهای آشکار شوند. بنابراین فیلم بیش از آنکه ماجرایی مستقل و کاملاً تازه باشد، امتداد طبیعی سریال است؛ ادامهای برای کسانی که از قبل با ریتم و جهان این چهار نفر همراه بودهاند.
کمدیِ شکست و خجالت بخش عمدهٔ طنز فیلم از برخورد آرزو با واقعیت شکل میگیرد. پسرها سفر را با تصویری پرزرقوبرق از مهمانی، آفتاب و ماجراجویی آغاز میکنند، اما آنچه پیش رویشان قرار میگیرد، مجموعهای از ناکامیها، سوءتفاهمها و لحظههای معذبکننده است. فیلم در این تضاد، منبع اصلی خندهاش را پیدا میکند: شخصیتها خود را شایستهٔ توجه و موفقیت میدانند، حال آنکه رفتارشان پیوسته نشان میدهد هنوز در مهارتهای ابتدایی ارتباط انسانی هم گرفتارند.
این شیوهٔ کمدی، بهویژه هنگامی موفق است که خنده از شناخت شخصیتها بیرون میآید، نه صرفاً از شوک یا اغراق. تماشاگر میداند جی با اعتمادبهنفس نمایشیاش چه انتظاری از سفر دارد، سایمون چگونه درگیر عواطف و دلمشغولیهای شخصی میشود، ویل با نگاه انتقادی و خودآگاهش چطور از جمع فاصله میگیرد و نیل چگونه بیپیرایه و سادهدلانه به موقعیتها پاسخ میدهد.
« کمدیِ شکست و خجالت بخش عمدهٔ طنز فیلم از برخورد آرزو با واقعیت شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تفاوت واکنشهای آنان به رویدادها، به صحنهها جان میدهد و از یکنواختی کامل جلوگیری میکند. بااینحال، کمدی فیلم گاهی به تکرار همان الگوها نزدیک میشود: هیاهوی نوجوانانه، شرمندگی عمومی و شوخیهایی که بر بیملاحظگی یا افراط تکیه دارند. برای مخاطبی که سریال را دوست داشته، این تکرار میتواند یادآور لذت آشنای آن باشد؛ اما برای کسی که انتظار دارد فیلم از نظر تازگی و ظرافت از مجموعه پیشی بگیرد، احتمالاً کممایهتر جلوه میکند.
چهار شخصیت، چهار شکل از ناپختگی یکی از امتیازهای فیلم، حفظ تفاوتهای روشن میان چهار دوست است. آنان صرفاً چهار نسخه از یک تیپ واحد نیستند؛ هرکدام سازوکار جداگانهای برای کنارآمدن با ناامنیهای نوجوانی دارند. ویل میخواهد منطقی و فرهیخته به نظر برسد و اغلب از همین تلاش، موقعیت طنزآمیز میسازد.
سایمون درگیر عاطفه و آرزوی پذیرفتهشدن است. جی با ادعاهای بزرگ، فاصلهٔ میان تصویری که از خود میفروشد و واقعیتی را که نشان میدهد پنهان میکند. نیل نیز با صداقت ساده و واکنشهای بیواسطهاش، گاه به قلب ناخواستهٔ کمدی بدل میشود. بازیگران در انتقال این تفاوتها مهارت دارند و مهمتر از آن، میان شخصیتها نوعی آشنایی جمعی شکل دادهاند که به رابطهٔ دوستانهشان باورپذیری میبخشد.
شوخیها فقط از دیالوگها نمیآیند؛ نگاهها، مکثها و شیوهٔ واکنش هرکدام به دیگری نیز در ساخت طنز سهم دارند. فیلم از همین هماهنگی بهره میبرد و میفهمد که جذابیت گروه، نه در موفقیت آنان، بلکه در تداوم رفاقتی است که با وجود بینزاکتیها و دلخوریها قطع نمیشود. در سوی دیگر، سایمون ممکن است برای بخشی از تماشاگران بیش از دیگران آزاردهنده باشد؛ نه لزوماً به این دلیل که بدترین رفتار را دارد، بلکه چون بیقراری و اصرارش گاه به تکرار میافتد.
« تفاوت واکنشهای آنان به رویدادها، به صحنهها جان میدهد و از یکنواختی کامل جلوگیری میکند. »
شخصیتها و اجرا
این اختلاف واکنشها طبیعی است: مجموعه و فیلم بر شخصیتهایی بنا شدهاند که قرار نیست همواره دلنشین باشند. خصلتهای ناخوشایند آنان، هم ابزار طنز است و هم مانعی برای همدلی کامل. رفاقت در پسِ شوخیهای زمخت با وجود لحن بیپرده و شوخیهای زمخت، فیلم در زیر سطح خود به رفاقت و ترس از تغییر توجه دارد.
پایان مدرسه برای این چهار نفر فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ لحظهای است که مسیرهای جداگانه و آیندهٔ نامعلوم آرامآرام جای عادتهای قدیمی را میگیرند. سفر مشترک را میتوان تلاشی برای حفظ پیوندی دانست که در آستانهٔ دگرگونی قرار دارد. این وجه احساسی، هرگز به سخنرانی یا ملودرام تبدیل نمیشود، اما به ماجراها اندکی وزن میدهد.
فیلم همچنین بهخوبی نشان میدهد که بلوغ در این جهان نه جهشی ناگهانی، بلکه مجموعهای از برخوردهای کوچک با ناکامی است. شخصیتها قرار نیست ناگهان به آدمهایی پخته و فهمیده بدل شوند. گاهی فقط مجبور میشوند تصویری را که از خود ساختهاند، با واکنش دیگران مقایسه کنند. این فاصله، هم منشأ خنده است و هم نشانهای از اضطراب پنهان آنان: میل به پذیرفتهشدن، در کنار ناتوانی در فهم اینکه پذیرش واقعی چگونه به دست میآید.
بااینهمه، این لایهٔ عاطفی بهاندازهای نیرومند نیست که همهٔ افراطهای فیلم را متعادل کند. فیلم معمولاً بهسرعت از لحظههای آسیبپذیری به شوخی بعدی میگریزد. نتیجه اثری است که گاه به صمیمیتی واقعی نزدیک میشود، اما کمتر مجال مییابد آن را عمیقتر کند. شوخیهای جنسیتی و مرز همدلی بخش دشوارتر فیلم، رفتار پسرها با دختران و نوع نگاهشان به روابط است.
« این اختلاف واکنشها طبیعی است: مجموعه و فیلم بر شخصیتهایی بنا شدهاند که قرار نیست همواره دلنشین باشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
منطق نوجوانانهٔ آنان، بارها دیگران را به موضوعی برای خودنمایی یا رسیدن به تأیید بدل میکند. این نگاه میتواند بخشی از شخصیتپردازی باشد: فیلم مردانگی خام و خودخواهانهٔ آنان را بیپرده نشان میدهد و از آن برای خنده استفاده میکند. اما همیشه روشن نیست که اثر با فاصلهای انتقادی به این رفتار مینگرد یا صرفاً آن را سوختی برای شوخی میداند.
همین ابهام، بعضی لحظهها را ناخوشایند میکند. تماشاگر ممکن است از ناتوانی پسرها در فهم مرزها بخندد، اما وقتی پیامد رفتارشان بهآسانی محو میشود یا شخصیتهای دیگر بیش از اندازه در خدمت نیازهای آنان قرار میگیرند، طنز رنگی از بیانصافی میگیرد. فیلم در بهترین لحظات، ناپختگی را افشا میکند؛ در ضعیفترین لحظات، خطر آن را دارد که همان ناپختگی را بیهزینه و حتی جذاب جلوه دهد.
این نکته به معنای بیارزشبودن کمدی فیلم نیست، بلکه نشان میدهد بخشی از شوخیهای آن امروز سختتر از گذشته پذیرفته میشوند. مخاطب میتواند هم از موقعیتهای خندهدار لذت ببرد و هم نسبت به اینکه خنده به بهای کوچکشمردن دیگران تمام میشود، حساس بماند. ساختار روایی و محدودیتهای سینمایی بن پالمر فیلم را در قالب کمدیِ سفر پیش میبرد؛ قالبی که ذاتاً به مجموعهای از ایستگاهها و دردسرهای پیاپی متکی است.
این ساختار برای خلق صحنههای مستقل و سرگرمکننده مناسب است، اما خطر پراکندگی دارد. «The Inbetweeners Movie» از این خطر کاملاً مصون نیست: بخشی از ماجراها بیش از آنکه به تحول روایی قابلتوجهی خدمت کنند، برای رساندن شخصیتها به موقعیت خندهدار بعدی طراحی شدهاند. ریتم فیلم به همین دلیل نوسان دارد.
« منطق نوجوانانهٔ آنان، بارها دیگران را به موضوعی برای خودنمایی یا رسیدن به تأیید بدل میکند. »
قوتها و کاستیها
وقتی تفاوت شخصیتها و تضاد میان انتظار و واقعیت در مرکز صحنه است، حرکت داستان سرحال و سرگرمکننده میشود. اما در لحظاتی که فیلم به تکرار شوخیهای مشابه بسنده میکند، پیشبینیپذیری خود را آشکار میسازد. مقصد تعطیلات، بهجای آنکه جهان داستان را بهطور چشمگیری گسترش دهد، بیشتر پسزمینهای رنگارنگ برای همان فرمول آشنا فراهم میکند.
از این منظر، فیلم بیشتر بر وفاداری به سریال تکیه دارد تا بر بازآفرینی سینمایی آن. طرفدار مجموعه احتمالاً از دیدن این شخصیتها در موقعیتی بزرگتر و آفتابیتر استقبال میکند؛ اما کسی که در جستوجوی کمدیای با ساختار تازه یا نگاه متفاوت به بلوغ نوجوانانه باشد، ممکن است احساس کند اثر بیش از اندازه به داشتههای پیشین متکی است.
جمعبندی «The Inbetweeners Movie» دنبالهای سرگرمکننده و آشنا برای سریالی محبوب است؛ فیلمی که با حفظ شخصیتها، لحن زمخت و موقعیتهای شرمآورشان، چندین لحظهٔ واقعاً خندهدار میآفریند. ارزش اصلی آن در شیمی میان چهار بازیگر و در شناخت دقیق تفاوتهای ویل، جی، سایمون و نیل نهفته است؛ رفاقتی که حتی در دل خودخواهی و بیدستوپایی آنان دوام میآورد.
در مقابل، فیلم در تازگی شوخیها و انسجام روایی به اندازهٔ سریال موفق نیست. تکرار فرمول، پیشبینیپذیری و برخی رفتارهای ناخوشایند شخصیتها مانع از آن میشوند که اثر به تجربهای کاملاً رضایتبخش برای همه بدل شود. تماشاگرانی که از پیش به جهان این چهار دوست علاقه دارند، احتمالاً آن را همچون دیداری دوباره با آشنایان پرحاشیهشان خواهند پذیرفت؛ دیگران شاید از لحظههای خندهدارش لذت ببرند، اما با این پرسش باقی بمانند که آیا سفر سینمایی آنان واقعاً چیزی فراتر از نسخهای بلندتر از شوخیهای همیشگی فراهم کرده است.
« وقتی تفاوت شخصیتها و تضاد میان انتظار و واقعیت در مرکز صحنه است، حرکت داستان سرحال و سرگرمکننده میشود. »



ثبت دیدگاه