نقد و بررسی
نقد یک پنجشنبه (A Thursday) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعلیقی که از همان آغاز شکل میگیرد «A Thursday» با موقعیتی ساده اما هولناک آغاز میشود: ناینا، آموزگار مهدکودکی در بمبئی، شانزده کودک را گروگان میگیرد و با تماس به پلیس، بحران را به صحنهای عمومی بدل میکند. این انتخاب روایی، فیلم را بیدرنگ وارد قلمرو تریلر میکند؛ جایی که هر تصمیم میتواند پیامدی جبرانناپذیر داشته باشد و زمان به نیرویی فشرده و تهدیدآمیز تبدیل میشود.
پرسش اصلی در ابتدا نه فقط این است که گروگانها چگونه آزاد خواهند شد، بلکه اینکه چرا زنی که به مراقبت از کودکان شناخته میشود، به چنین اقدامی دست زده است. فیلم در بخش آغازین از تضاد میان چهرهٔ آرام و آشنای ناینا و کنش خشونتبار او بهره میگیرد. این تضاد کنجکاوی میآفریند و تماشاگر را به تماشای ادامه ترغیب میکند، بیآنکه لازم باشد جزئیات محرک اصلی داستان را فاش کند.
«A Thursday» از همان ابتدا وعدهٔ یک معمای روانشناختی را میدهد؛ معمایی که هم در فضای محدود مدرسه جریان دارد و هم بهتدریج پیامدهای خود را به شهر و نهادهای قدرت میکشاند. یک اتاق، یک شهر، یک بحران یکی از امتیازهای ساختاری فیلم، گسترش تدریجی دامنهٔ بحران است. نقطهٔ آغاز، کلاس و کودکان محبوس در آن است؛ اما خیلی زود پلیس، خانوادهها، رسانهها و مقامهای سیاسی نیز درگیر ماجرا میشوند.
این حرکت از فضای بسته به صحنهای ملی، به فیلم امکان میدهد اضطراب فردی را با واکنش جمعی پیوند بزند. موقعیت گروگانگیری، در ظاهر یک حادثهٔ امنیتی است، اما در لایههای زیرین به میدان رویارویی میان فرد، قانون و جامعه تبدیل میشود. بااینحال، گسترش دامنهٔ ماجرا همیشه با ظرافت انجام نمیشود.
« فیلم در بخش آغازین از تضاد میان چهرهٔ آرام و آشنای ناینا و کنش خشونتبار او بهره میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هرچه فیلم از بحران محلی به سطح سیاسی و ملی نزدیکتر میشود، گاه شتابزدهتر و کمتر باورپذیر به نظر میرسد. برخی از تصمیمهای مسئولان و روند مذاکره آنقدر آسان یا ناگهانی پیش میروند که وزن واقعگرایانهٔ موقعیت را کاهش میدهند. فیلم برای حفظ ضرباهنگ، گاهی از پیچیدگیهایی که چنین بحرانی در واقعیت میطلبد میگذرد؛ در نتیجه، تنش بهجای آنکه صرفاً از منطق رویدادها برخیزد، به طراحی نمایشی صحنهها وابسته میشود.
یامی گوتام و تناقض چهرهٔ ناینا محور اصلی فیلم، بیتردید بازی Yami Gautam در نقش ناینا است. او شخصیتی را مجسم میکند که رفتارهایش در نگاه نخست با تصویر اجتماعیاش همخوان نیست: آموزگاری که با کودکان سروکار دارد، اکنون خود به عامل اصلی هراس آنان بدل شده است. گوتام از این دوگانگی بهره میگیرد و میان آرامش ظاهری، خشم مهارشده و لحظههای شکنندگی جابهجا میشود.
حضور او نیروی محرک صحنههاست؛ حتی زمانی که فیلم در منطق روایی لغزش دارد، بازیگر میتواند توجه را بر وضعیت عاطفی ناینا متمرکز نگه دارد. قدرت اجرا در آن است که ناینا را صرفاً به چهرهای خشن یا نمادی یکبعدی فرو نمیکاهد. فیلم میکوشد میان کنش افراطی او و زخمی دیرپا پیوند برقرار کند، و گوتام این فاصله را با کنترل صدا، نگاه و حرکات حسابشده پر میکند.
البته گاهی بازی و شیوهٔ کارگردانی به سوی اغراق میرود؛ تأکیدهای موسیقایی، نماهای نزدیک و واکنشهای پرشدت، در بعضی لحظهها احساسی را که باید از موقعیت برآید بیش از اندازه به تماشاگر تحمیل میکنند. با وجود این، بازی او مهمترین دستاورد فیلم است و شخصیت را از سطح یک ابزار داستانی فراتر میبرد.
« هرچه فیلم از بحران محلی به سطح سیاسی و ملی نزدیکتر میشود، گاه شتابزدهتر و کمتر باورپذیر به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
پلیس و حاشیههای درام در کنار ناینا، مأموران پلیس وظیفه دارند هم از جان کودکان محافظت کنند و هم معمای انگیزهٔ گروگانگیری را روشن سازند. حضور Atul Kulkarni در نقش جاوید و Neha Dhupia در نقش کاترین، به این سوی روایت وزن انسانی میدهد. رابطه و تفاوت نگاه این دو مأمور میتواند بر تنش بیرونی بیفزاید، اما فیلم همیشه از ظرفیت این شخصیتها بهطور کامل استفاده نمیکند.
گاه آنان بیشتر در جایگاه ابزار پیشبرد گفتگو و کشف اطلاعات قرار میگیرند تا شخصیتهایی با مسیر مستقل و پیچیده. در سوی دیگر، حضور Dimple Kapadia در نقش نخستوزیر، بُعد سیاسی ماجرا را برجسته میکند. ایدهٔ مواجههٔ قدرت سیاسی با بحران، بالقوه امکان نقد رسانهای، مسئولیت حکمرانی و فشار افکار عمومی را فراهم میآورد.
بااینحال، فیلم بهجای آنکه این لایهها را با جزئیات و تعارضهای واقعی بپروراند، گاهی به نشانهها و موقعیتهای فوری بسنده میکند. سیاست در اینجا بیشتر نیرویی برای بزرگکردن مقیاس بحران است تا موضوعی که بهطور مستقل و عمیق کاویده شود. موضوع اجتماعی و خطر پیامزدگی «A Thursday» به مسئلهٔ امنیت کودکان و خشونت علیه زنان میپردازد و تلاش میکند از یک تریلر صرف فراتر برود.
در مرکز داستان، پرسشی تلخ نهفته است: وقتی تجربهٔ رنج و بیعدالتی بارها نادیده گرفته میشود، صدای قربانی چگونه شنیده خواهد شد؟ فیلم میخواهد نشان دهد که سکوت اجتماعی خود میتواند بخشی از چرخهٔ آسیب باشد؛ خانوادهها، نهادها و ساختارهای رسمی هرکدام در برابر مسئولیت خود قرار میگیرند.
« حضور Atul Kulkarni در نقش جاوید و Neha Dhupia در نقش کاترین، به این سوی روایت وزن انسانی میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نیت ارزشمند است، اما شیوهٔ بیان آن همیشه سنجیده نیست. گاهی پیام فیلم آشکارا بر درام سایه میاندازد و شخصیتها بیش از آنکه از منطق عاطفی خود پیروی کنند، حامل گزارههایی از پیش تعیینشده میشوند. مسئلهای پیچیده، با تاریخچه و پیامدهای گسترده، در چند تقابل پرحرارت فشرده میشود.
فیلم در چنین لحظههایی بهجای آنکه پرسشهای دشوار را باز بگذارد، پاسخ را با لحنی قطعی عرضه میکند. این صراحت میتواند برای برخی تماشاگران اثرگذار باشد، اما برای برخی دیگر باورپذیری و ظرافت اثر را کاهش میدهد. ریتم، پیشبینیپذیری و منطق روایی در نیمهٔ نخست، حرکت میان مذاکره، واکنش پلیس و رفتار ناینا ریتمی پرکشش ایجاد میکند.
اطلاعات بهتدریج عرضه میشوند و فیلم با پنهانکردن بخشی از گذشتهٔ شخصیت، انگیزهٔ او را به پرسشی مرکزی تبدیل میکند. بااینحال، وقتی مسیر داستان روشنتر میشود، بخشی از کشش اولیه افت میکند. برخی نشانهها از پیش مسیر رخدادها را قابل حدس میسازند و در نتیجه، تعلیق کمتر بر غافلگیری استوار میماند.
مشکل مهمتر، نابرابری میان بزرگی ادعا و استحکام منطق روایی است. بعضی رخدادها بهگونهای کنار هم قرار میگیرند که بیش از آنکه نتیجهٔ انتخابهای طبیعی شخصیتها باشند، برای رساندن فیلم به نقطهٔ بعدی طراحی شدهاند. در یک تریلر گروگانگیری، باورپذیری جزئیات اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تماشاگر پیوسته تصمیمها، زمانبندی و واکنش نیروهای حاضر را میسنجد.
« این نیت ارزشمند است، اما شیوهٔ بیان آن همیشه سنجیده نیست. »
قوتها و کاستیها
هرجا فیلم در این زمینه سهلانگار میشود، تعلیق آسیب میبیند. ملودرام نیز گاهی این ضعف را تشدید میکند: موسیقی و تأکیدهای احساسی، بهجای آنکه خلأ منطقی را جبران کنند، آن را آشکارتر میسازند. زبان بصری و فضای تنش فیلم برای حفظ فشار روانی، بر فضای محدود، واکنش چهرهها و انتظار میان دو مرحلهٔ بحران تکیه میکند.
این انتخاب برای داستانی که بخش عمدهٔ آن پیرامون یک موقعیت محصور میگردد، مناسب است. تماشاگر همزمان با پلیس و خانوادهها در موقعیت انتظار قرار میگیرد و همین انتظار، به بخشی از تجربهٔ دیدن بدل میشود. فضای مدرسه نیز تضادی مؤثر میسازد: مکانی که باید نماد مراقبت و امنیت باشد، ناگهان به کانون هراس تبدیل میشود.
اما زبان تصویری فیلم همیشه به اندازهٔ موقعیت خویشتندار نیست. نماهای تأکیدی و موسیقی پررنگ، گاهی احساسات را بیش از اندازه هدایت میکنند و از فضای طبیعی تعلیق میکاهند. فیلم در لحظههایی بهجای اعتماد به سکوت، مکث و بازی بازیگران، با نشانههای صوتی و تصویری بر اهمیت صحنه اصرار میورزد.
این شیوه ممکن است فوراً اثر بگذارد، اما در بلندمدت به یکدستی لحن لطمه میزند و مرز میان تریلر روانشناختی و ملودرام را نامتعادل میکند. جمعبندی «A Thursday» اثری است که نقطهٔ آغاز نیرومند، موضوع اجتماعی مهم و بازی مرکزی تأثیرگذاری دارد. گروگانگیری کودکان از همان ابتدا تعلیق میآفریند و حضور یامی گوتام به فیلم نیروی عاطفی میبخشد.
« هرجا فیلم در این زمینه سهلانگار میشود، تعلیق آسیب میبیند. »
جمعبندی
همچنین، پیوند دادن بحران امنیتی با مسئلهٔ بیعدالتی و نادیدهگرفتهشدن رنج، به داستان وجهی فراتر از سرگرمی میدهد. در مقابل، حفرههای روایی، تصمیمهای گاه ناموجه، پیشبینیپذیری بخشی از مسیر و تأکید بیش از اندازه بر پیام، مانع از آن میشوند که فیلم به تریلری کاملاً منسجم و ظریف بدل شود.
«A Thursday» در بهترین لحظههایش پرسشهایی ناخوشایند دربارهٔ امنیت، مسئولیت و شنیدهشدن صداهای خاموش پیش میکشد؛ اما در لحظههای ضعیفتر، بهجای اعتماد به پیچیدگی این پرسشها، پاسخهایی مستقیم و ملودراماتیک عرضه میکند. حاصل، فیلمی نابرابر اما دیدنی است که بیش از هر چیز با بازی محوری خود و موضوعی که انتخاب کرده در ذهن میماند.
« حاصل، فیلمی نابرابر اما دیدنی است که بیش از هر چیز با بازی محوری خود و موضوعی که انتخاب کرده در ذهن میماند. »



ثبت دیدگاه