نقد و بررسی
نقد وان دایرکشن: این ما هستیم (One Direction: This Is Us) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان مستند و فیلم کنسرت «One Direction: This Is Us» ساختهٔ Morgan Spurlock بیش از آنکه مستندی ژرفکاو دربارهٔ سازوکار شهرت باشد، تجربهای دیداری و موسیقایی از همراهی با گروهی در اوج محبوبیت است. فیلم، تصاویر اجراهای زنده را با گفتوگوها و لحظههایی از زندگی اعضا در سفر و پشت صحنه درمیآمیزد؛ از روزگار پیش از شهرت و حضور در برنامهٔ ایکس فکتور تا تور جهانی و اجرای سالن اُ۲ لندن.
این مسیر، برای تماشاگر ناآشنا با گروه نقش معرفی را دارد و برای طرفداران، فرصتی برای دیدن دوبارهٔ اعضا در فضایی متفاوت از صحنهٔ کنسرت فراهم میکند. اما همین ترکیب دوگانه، پرسشی اساسی میسازد: فیلم میخواهد واقعیتی مستقل دربارهٔ گروه ثبت کند یا تجربهای سرگرمکننده برای هواداران بسازد؟
پاسخ آن بیشتر به دومی نزدیک است. شهرت بهمثابه نمایش یکی از موضوعهای ضمنی فیلم، فاصلهٔ میان زندگی عادی و شهرت ناگهانی است. اعضا از شکلگیری گروه و تغییر بزرگی که موفقیت در زندگیشان پدید آورده سخن میگویند، اما این روایت کمتر به پیامدهای پیچیدهٔ این دگرگونی میپردازد. شهرت در اینجا بیشتر بهصورت انبوهی از جمعیت، سفرهای پیدرپی، توجه هواداران و هیجان اجراها ظاهر میشود تا وضعیتی با فشارها، محدودیتها و تناقضهای شخصی.
« شهرت بهمثابه نمایش یکی از موضوعهای ضمنی فیلم، فاصلهٔ میان زندگی عادی و شهرت ناگهانی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین فیلم تصویری روشن و خوشایند از زندگی در وان دایرکشن عرضه میکند، ولی کمتر میکوشد لایههای دشوارتر این زندگی را باز کند. تماشاگر پاسخهایی دربارهٔ حالوهوای گروه دریافت میکند، نه لزوماً بینشی تازه دربارهٔ هزینههای انسانی شهرت. اعضای گروه و صمیمیت کنترلشده جذابیت اصلی اثر، حضور خود اعضاست.
نیل، زین، لیام، هری و لوئیس در گفتوگوها و شوخیهای جمعی، تصویری از رابطهٔ میانشان میسازند که از اجرای صحنهای فاصله دارد. لحظههای سبک و بازیگوشانه، فیلم را از حالت گزارشی خشک دور میکنند و به آن حس همراهی میدهند؛ گویی مخاطب برای مدتی در اتوبوس تور یا فضای استراحت گروه جا گرفته است.
بااینحال، این صمیمیت همیشه به معنای بیواسطگی نیست. فیلم اجازه میدهد اعضا خود را نشان دهند، اما کمتر از آنها میخواهد دربارهٔ تناقضها، فشارهای پنهان یا دشواریهای واقعیشان مکث کنند. حاصل، تصویری دلنشین از شخصیتهای عمومی آنان است؛ تصویری که دوستداشتنی است، اما چندان پیچیده نمیشود.
« تماشاگر پاسخهایی دربارهٔ حالوهوای گروه دریافت میکند، نه لزوماً بینشی تازه دربارهٔ هزینههای انسانی شهرت. »
شخصیتها و اجرا
انرژی کنسرت و نیروی موسیقی در بخشهای اجرایی، فیلم اعتمادبهنفس بیشتری دارد. دوربینها از شور جمعیت، حرکت صحنه و واکنش اجراکنندگان بهره میگیرند تا کنسرت را نه فقط بهصورت ثبت یک رویداد، بلکه همچون تجربهای پرتحرک عرضه کنند. موسیقی، ریتم فیلم را زنده نگه میدارد و هرگاه روایت از حرکت بازمیماند، اجراها دوباره به آن نیرو میبخشند.
برای طرفداران، این بخشها احتمالاً مهمترین دلیل تماشای فیلماند: امکان تجربهٔ فضای کنسرت از زاویهای نزدیکتر و دیدن واکنشهای پرشور هواداران. حتی تماشاگر معمولی نیز ممکن است مجذوب هماهنگی میان آهنگها، نور و هیجان جمعی شود. فیلم در مقام فیلم کنسرت، از همین انرژی بهره میبرد؛ نقدهای زمان اکران نیز بر سرگرمکنندگی تصاویر اجرای زنده برای هواداران و مخاطبان کمابیش آشنا تأکید کردهاند.
پشت صحنه؛ از شوخی تا محدودیت صحنههای پشت صحنه به اثر گرما و سبکی میبخشند. شوخیها و بازیگوشیهای اعضا، بهویژه در کنار جدیت و نظم لازم برای اجراهای بزرگ، لحظاتی سرگرمکننده میآفرینند. این بخشها همچنین به فیلم امکان میدهند که از تکرار پیاپی کنسرتها فاصله بگیرد و ریتمی متنوعتر پیدا کند.
« انرژی کنسرت و نیروی موسیقی در بخشهای اجرایی، فیلم اعتمادبهنفس بیشتری دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، پشت صحنه در اینجا بیشتر به فضای تفریح و رفاقت شباهت دارد تا دریچهای بیپرده به زندگی کاری گروه. برشها و انتخاب لحظهها چنان صیقلیاند که تماشاگر ممکن است احساس کند آنچه میبیند، نسخهای گزینششده و مرتب از واقعیت است. در نتیجه، لحظههای بامزه کارکرد سرگرمکنندهٔ خود را دارند، اما لزوماً به کشف وجوه ناآشکار زندگی اعضا نمیانجامند.
زیباییشناسی براق و مسئلهٔ بیطرفی ظاهر فیلم با مقصود تجاری و مخاطب اصلی آن هماهنگ است: تصویری پرتحرک، خوشرنگ و چشمنواز از گروهی در اوج شهرت. این پرداخت صیقلی به اجراها شکوه میدهد، اما در بخشهای مستندگونه پرسشبرانگیز میشود. هرچه تصویر مرتبتر و لحظهها خوشساختتر باشند، باور به ثبت بیواسطهٔ زندگی روزمره دشوارتر میشود.
افزون بر این، فیلم در شکلدادن به تصویر خود از گروه، با محدودیتی بنیادی روبهروست: اعضا و پیرامون حرفهایشان هم موضوع فیلماند و هم بخشی از جهانی که فیلم در آن ساخته شده است. اثر فاصلهٔ انتقادی چندانی از این جهان نمیگیرد؛ از همین رو، گاه بیش از آنکه گروه را بررسی کند، آن را عرضه و ستایش میکند.
« بااینحال، پشت صحنه در اینجا بیشتر به فضای تفریح و رفاقت شباهت دارد تا دریچهای بیپرده به زندگی کاری گروه. »
قوتها و کاستیها
این ویژگی الزاماً ایراد یک فیلم کنسرت نیست، اما برای اثری که بر صمیمیت و دسترسی ویژه تأکید دارد، محدودیتی مهم به شمار میرود. ریتم و کمبود کشف روایت، از ریشههای گروه به سوی موفقیت جهانی حرکت میکند، اما این مسیر همواره با کشفی تازه همراه نیست. اطلاعات کلی دربارهٔ شکلگیری وان دایرکشن و رشد محبوبیتشان، برای مخاطبی که از پیش با آنها آشنایی ندارد مفید است؛ بااینحال، فیلم کمتر از این اطلاعات برای ساختن تحلیلی گستردهتر استفاده میکند.
تکرار فضای هیجان، تأکید بر لذت اجرا و بازگشت به شوخیهای پشت صحنه، بهتدریج میتواند حس کشآمدن ایجاد کند. اگر تماشاگر منتظر پرسشهای دشوار دربارهٔ سازوکار صنعت موسیقی، رابطهٔ شهرت با حریم شخصی یا فشارهای تور باشد، پاسخ چندانی نمییابد. همین کمبود، فاصلهای میان شور دیداری فیلم و عمق روایی آن ایجاد میکند: صحنهها ممکن است جذاب باشند، اما جذابیت همیشه به پیشروی معنایی تبدیل نمیشود.
جمعبندی «One Direction: This Is Us» اثری است که باید با توجه به هویت دوگانهاش سنجیده شود: فیلمی دربارهٔ گروه، اما همزمان محصولی سرگرمکننده برای تماشاگرانی که میخواهند به فضای گروه نزدیک شوند. اجراهای پرانرژی، موسیقی دلنشین و لحظههای شوخطبعانه، تماشای آن را برای هواداران لذتبخش میکنند و به بخشهایی از آن سرزندگی میبخشند.
« تکرار فضای هیجان، تأکید بر لذت اجرا و بازگشت به شوخیهای پشت صحنه، بهتدریج میتواند حس کشآمدن ایجاد کند. »
جمعبندی
در مقابل، روایت محدود و پرداخت بیش از اندازه تمیز، مانع از آن میشود که فیلم به مستندی واقعاً بیپرده یا تحلیلی دربارهٔ شهرت بدل شود. جذابیتش در صمیمیتی کنترلشده و دسترسی به لحظههای سرگرمکننده است، نه در افشای حقیقتی پنهان. اگر مخاطب با انتظار تجربهٔ کنسرت و همراهی سبک با اعضا به سراغش برود، فیلم به هدف خود نزدیک میشود؛ اگر انتظار کاوشی عمیق و بیطرفانه داشته باشد، احتمالاً با اثری کممایهتر از خواستهاش روبهرو خواهد شد.
« جذابیتش در صمیمیتی کنترلشده و دسترسی به لحظههای سرگرمکننده است، نه در افشای حقیقتی پنهان. »



ثبت دیدگاه