نقد و بررسی
نقد گمراه (Gumraah) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی که با یک چهره آغاز میشود فیلم هندی «Gumraah» ساختهٔ Vardhan Ketkar، از موقعیتی ساده اما پربازده برای یک تریلر جنایی بهره میگیرد: پس از قتل مردی جوان، پلیس به دو مظنون میرسد که چهرههایی کاملاً یکسان دارند. از همینجا پرسش معمولِ «چه کسی مرتکب قتل شده؟» جای خود را به معمایی پیچیدهتر میدهد: چگونه باید میان دو نفر که در نگاه نخست از هم تشخیصناپذیرند، حقیقت را پیدا کرد؟
فیلم با اتکا به همین فرض جذاب، مخاطب را وارد بازی حدسزدن میکند و میکوشد تا پایان، فاصلهٔ میان شباهت ظاهری و تفاوتهای شخصیتی را زنده نگه دارد. «Gumraah» بازسازی فیلم تامیلی «Thadam» است و همین پیشینه در طراحی چارچوب اصلی معما نقش دارد. روایت و شیوهٔ پیشبرد تعلیق فیلمنامه در آغاز، اطلاعات را قطرهچکانی در اختیار مخاطب میگذارد.
پرونده از یک قتل شروع میشود، اما هر نشانهای که قرار است مسیر تحقیق را روشن کند، دری به ابهامی تازه میگشاید. این شیوه، در بخشهایی مؤثر است: تماشاگر ناچار میشود به جزئیات کوچک توجه کند، برداشتهای نخستینش را زیر سؤال ببرد و دربارهٔ هر یک از مظنونان دوباره داوری کند. جذابیت اصلی فیلم نه در پیچیدگی بسیار عمیق معما، بلکه در تعویق پاسخ و جابهجایی مداومِ حدسهاست.
« Gumraah» بازسازی فیلم تامیلی «Thadam» است و همین پیشینه در طراحی چارچوب اصلی معما نقش دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، کشش روایی همواره یکدست نمیماند. بعضی گرهها آنقدر که فیلم انتظار دارد غافلگیرکننده نیستند و مخاطب آشنا با قواعد ژانر ممکن است زودتر از آنچه روایت میخواهد، به احتمالهای مهم برسد. فیلم چندین بار بر راز اصلی خود تأکید میکند، اما همیشه به همان اندازه که بر پنهانکاری تکیه دارد، برای پیچیدهتر کردن معنای معما تلاش نمیکند.
نتیجه اثری است که تماشاگر را سرگرم نگه میدارد، ولی بهندرت ذهن او را به پرسشی تازه و عمیقتر میرساند. هویت دوگانه و بازی آدیتیا روی کاپور بخش مهمی از بار فیلم بر دوش Aditya Roy Kapur است؛ بازیگری که در نقش دو شخصیت با ظاهر یکسان ظاهر میشود. چالش چنین نقشی آن است که تفاوت دو شخصیت فقط با تغییر لباس یا لحن ساخته نشود، بلکه در حالت بدن، نگاه، ریتم حرفزدن و شیوهٔ واکنش نشاندادن نیز حس شود.
فیلم از تقابل میان دو مسیر زندگی و دو منش متفاوت برای ایجاد تمایز بهره میگیرد. این انتخاب در خوانایی داستان مؤثر است، هرچند گاه شخصیتپردازی را بیش از اندازه بر نشانههای بیرونی متکی میکند. حضور دوگانهٔ بازیگر هم نیروی محرک فیلم است و هم محدودیت آن. هر بار که دو چهرهٔ مشابه در برابر هم قرار میگیرند، ایدهٔ مرکزی دوباره جان میگیرد؛ اما گاهی توجه تماشاگر بیشتر به تماشای اجرای این ترفند جلب میشود تا به لایههای درونی شخصیتها.
« بااینحال، کشش روایی همواره یکدست نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
اگر مخاطب از پیش به Aditya Roy Kapur علاقه داشته باشد، فیلم فرصت فراوانی برای دیدن او در دو قالب متفاوت فراهم میکند. در مقابل، اگر این جذابیت بازیگرانه برای او کافی نباشد، روایت در بعضی مقاطع چیز چندانی برای جبران کمبودهای شخصیتی عرضه نمیکند. کارآگاهان و نسبت قانون با حقیقت در سوی دیگر ماجرا، نیروهای پلیس قرار دارند؛ گروهی که باید از میان سرنخها، شهادتها و تناقضها به تصویری قابلاتکا برسند.
Mrunal Thakur در نقش افسر پلیس Shivani Mathur حضوری جدی و متمرکز دارد و در مقام یکی از چهرههای اصلی تحقیق، به روایت نظمی لازم میبخشد. او صرفاً واکنشی به اتفاقهای داستان نیست؛ کوشش او برای ارزیابی شواهد، پرسشگری و حفظ تمرکز، در برابر آشفتگی پرونده قرار میگیرد. بااینهمه، فیلم به او بهاندازهای که میتوانست فرصت نمیدهد تا جهان فکری و انگیزههایش بهطور کامل گسترش پیدا کند.
Ronit Roy در نقش مقام ارشد پلیس، از استحکام و اقتدار ویژهای برخوردار است. بازی او به صحنههای تحقیق وزن میدهد و حضورش کمک میکند برخورد میان تجربهٔ پلیسی و تردیدهای موجود باورپذیرتر شود. در میان نقشهای مکمل، او از جمله چهرههایی است که توجه را به خود جلب میکند؛ نه با اغراق، بلکه با کنترل و وقاری که با فضای فیلم تناسب دارد.
« Ronit Roy در نقش مقام ارشد پلیس، از استحکام و اقتدار ویژهای برخوردار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سهم او در ایجاد تنش میان کارآگاهان و پروندهای که از پاسخهای آسان سر باز میزند، از نقاط قوت اثر است. کارگردانی، تصویر و موسیقی Vardhan Ketkar روایت را با هدف حفظ حرکت و تعلیق سامان میدهد. رفتوبرگشت میان زمانها و لایههای مختلف ماجرا به فیلم امکان میدهد اطلاعات را مرحلهبهمرحله آشکار کند؛ هرچند این رفتوبرگشتها همیشه به روانترین شکل ممکن به هم متصل نمیشوند.
گاه انتقالها برای حفظ ریتم صورت میگیرند، بیآنکه فضای تازهای برای تأمل ایجاد کنند. کارگردانی در ساختن لحظههای پرتنش توانمندتر است تا در پروراندن فضای عاطفی و زمینهچینیهای ظریف. موسیقی متن در تقویت هیجان نقش مهمی دارد و بهخصوص در صحنههایی که کشف سرنخ یا تغییر مسیر تحقیقات در مرکز توجه است، اضطراب و انتظار را تشدید میکند.
این همراهی گاهی کارآمد است، اما در مواردی موسیقی بهجای آنکه زیرپوستی تنش بسازد، آن را بهروشنی اعلام میکند؛ انگار فیلم از مخاطب میخواهد بداند کدام لحظه مهم است. از نظر بصری نیز اثر بیشتر در خدمت روایت مستقیم است تا خلق هویتی تصویری ماندگار. این انتخاب برای یک فیلم جنایی پرشتاب قابلفهم است، اما از ظرفیت ایدهٔ مرکزی برای ساختن فضایی ناآرامتر و معنادارتر بهطور کامل استفاده نمیشود.
« سهم او در ایجاد تنش میان کارآگاهان و پروندهای که از پاسخهای آسان سر باز میزند، از نقاط قوت اثر است. »
قوتها و کاستیها
کلیشهها و ظرفیتهای ازدسترفته یکی از دشواریهای «Gumraah» آن است که ایدهٔ ممتازش لزوماً به روایتی ممتاز تبدیل نمیشود. دو مظنون همسان میتوانستند بستری برای کاوش در مسئلهٔ هویت، مسئولیت فردی و دشواری تشخیص حقیقت فراهم کنند؛ اما فیلم بیشتر انرژی خود را صرف ادارهٔ معما میکند تا بررسی این پرسشها.
تفاوت میان چهرهٔ مشترک و زندگیهای متفاوت، گاه فقط ابزار پیشبردن داستان است و کمتر به موضوعی تبدیل میشود که اثر دربارهاش مکث کند. این محدودیت در برخی پیچشها نیز دیده میشود. تماشاگر با نشانههایی روبهرو میشود که برای هدایت گمانهزنی طراحی شدهاند، اما بعضی از آنها آشنایی زیادی با دستور زبان تریلرهای جنایی دارند.
در نتیجه، پیچشها ممکن است بهجای آنکه تجربهٔ تماشاگر را از نو معنا کنند، صرفاً حدسهای پیشین را جابهجا کنند. ایدهٔ فیلم در قالبی ادبی شاید فرصت بیشتری برای پرداخت ذهنیت شخصیتها، تردیدها و جزئیات روانشناختی فراهم میکرد؛ در نسخهٔ سینمایی، سرعت روایت گاهی مجال این تعمق را میگیرد.
« این محدودیت در برخی پیچشها نیز دیده میشود. »
جمعبندی
تجربهٔ تماشا و مخاطب مناسب «Gumraah» در مجموع فیلمی برای مخاطبی است که از حل معمای جنایی و تغییر پیدرپی فرضیهها لذت میبرد. اثر قرار نیست در هر لحظه نوآورانه یا از نظر شخصیتپردازی ژرف باشد؛ امتیاز اصلیاش سرگرمکنندگی و اتکایش به پرسشی است که از ابتدا در ذهن مینشاند. اگر تماشاگر با انتظار یک تریلر پرشتاب و چندلایه به سراغ آن برود، فیلم لحظههایی گیرا و بازیهایی قابلتوجه در اختیارش میگذارد.
اما انتظار یک اثر جنایی کاملاً تازه، یا درامی که از دل معمای خود به تأملی گسترده دربارهٔ عدالت و هویت برسد، احتمالاً برآورده نخواهد شد. جمعبندی «Gumraah» بر یک ایدهٔ مرکزیِ کنجکاویبرانگیز بنا شده و بخش مهمی از جذابیتش را از بازی دوگانهٔ Aditya Roy Kapur، حضور محکم Ronit Roy و تلاش Mrunal Thakur برای حفظ انسجام تحقیقات میگیرد.
موسیقی متن و طراحی تعلیق نیز به فیلم کمک میکنند تا مسیر پرونده را پرتحرک نگه دارد. در برابر این نقاط قوت، روایت گاه به کلیشههای ژانر نزدیک میشود، برخی پیچشها زودتر از موعد قابلحدساند و فیلم از ظرفیت مفهومی شباهت و هویت بیش از اندازه استفاده نمیکند. حاصل، تریلری سرگرمکننده و دیدنی برای علاقهمندان به معماهای پلیسی است؛ اثری که کنجکاوی را تا بخش بزرگی از مسیر حفظ میکند، اما در نهایت از چارچوب آشنای ژانر چندان فراتر نمیرود.
« موسیقی متن و طراحی تعلیق نیز به فیلم کمک میکنند تا مسیر پرونده را پرتحرک نگه دارد. »



ثبت دیدگاه