نقد و بررسی
نقد مجوز موقت (Hall Pass) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای عامدانه افراطی «Hall Pass» با فرضی کمابیش کودکانه آغاز میشود: دو همسر، پس از آنکه از دلمشغولی شوهرانشان به زندگی مجردی خسته شدهاند، به آنان یک هفته آزادی میدهند؛ فرصتی برای آزمودن همان خیالهایی که سالها در ذهن داشتهاند. ریک و فرد این پیشنهاد را ابتدا همچون دری گشوده به سوی ماجراجویی میبینند، اما فیلم بهتدریج میان تصور اغراقآمیز آنها از جذابیت و توانایی خویش و واقعیتی که پیش رویشان قرار میگیرد فاصله میاندازد.
این ایده بیش از آنکه بر منطق روابط زناشویی استوار باشد، سکویی برای کمدی موقعیت است. فیلم میخواهد بپرسد آیا آزادیِ بیقیدوشرط همانقدر دلپذیر است که در خیال به نظر میآید؛ اما برای رسیدن به این پرسش، قراردادی روایی میچیند که باورپذیری آن آسان نیست. به همین سبب، تماشاگر باید از همان ابتدا بپذیرد که شخصیتها در جهانی کمابیش کارتونی زندگی میکنند؛ جهانی که در آن آدمها تصمیمهایی نامعمول میگیرند تا زمینه برای موقعیتهای خندهآور فراهم شود.
کمدیِ بدن و اغراق فیلم به سنت شناختهشدهی برادران Farrelly وفادار است: شوخیهای جسمانی، موقعیتهای شرمآور، گفتوگوهای بیپروا و تمایل آشکار به عبور از مرزهای نزاکت. این رویکرد گاه به چند لحظهی واقعاً غافلگیرکننده میانجامد؛ لحظههایی که از فاصلهی میان اعتمادبهنفس شخصیتها و ناکامی عملیشان نیرو میگیرند.
« این ایده بیش از آنکه بر منطق روابط زناشویی استوار باشد، سکویی برای کمدی موقعیت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در بهترین بخشها، شوخی صرفاً بر ابتذال تکیه نمیکند، بلکه از درماندگی و خودفریبی آدمها سرچشمه میگیرد. بااینحال، فیلم در بهرهگیری از این شیوه کمابیش یکنواخت است. هر بار که یک شوخی شلوغ یا زننده به نتیجه میرسد، اثر چنان به همان جنس طنز بازمیگردد که تازگیاش کاهش مییابد. بعضی لحظهها از مرز جسارت عبور میکنند، اما نه به سوی طنزی دقیقتر، بلکه به سوی تکرار و زیادهروی.
برای برخی تماشاگران همین بیپروایی مایهی سرگرمی است؛ برای برخی دیگر، نشانهی آنکه فیلم به جای ظرافت، شدت را با خندهداری اشتباه گرفته است. بازیگران و نیروی اجرایی Owen Wilson در نقش ریک به فیلم نوعی دلنشینی آرام میبخشد. او شخصیت را نه کاملاً قهرمانانه و نه تماماً مضحک بازی میکند؛ ریک در عین خاماندیشی، تا حدی انسانی و قابلفهم باقی میماند.
همین ویژگی کمک میکند که بخشهایی از داستان از سطح شوخیهای موقعیتی فراتر برود و به اضطراب مردی برسد که خیال میکند زندگی دیگری در انتظار اوست، بیآنکه بداند با زندگی فعلیاش چه کند. Jason Sudeikis در نقش فرد انرژی پرتحرکتری دارد و بهخوبی نقش مردی را ایفا میکند که میل به آزادی را با توانایی واقعی برای استفاده از آن اشتباه گرفته است.
« در بهترین بخشها، شوخی صرفاً بر ابتذال تکیه نمیکند، بلکه از درماندگی و خودفریبی آدمها سرچشمه میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
در کنار این دو، Christina Applegate و Jenna Fischer به نقش همسران صرفاً واکنشی محدود نمیمانند؛ حضورشان به فیلم امکان میدهد که بحران را فقط از منظر مردان روایت نکند. بااینهمه، فیلمنامه برای پرداخت تجربهی زنان به اندازهی کافی مکث نمیکند و گاه آنان را بیشتر وسیلهای برای پیشبردن شوخی یا تغییر مسیر داستان میسازد تا شخصیتهایی با جهان درونی مستقل.
بازیگران مکمل نیز به فیلم رنگوبویی آشنا و گاه مؤثر میدهند. بعضی از آنها در صحنههای کوتاهتر از بازیگران اصلی جلو میزنند و لحظاتی میسازند که بهواسطهی واکنش، مکث یا حضور غیرمنتظرهشان کار میکند. اما تعداد چهرهها و خردهموقعیتها گاهی به پراکندگی میانجامد: فیلم بهجای آنکه یک مسیر کمدی را با دقت بپرورد، بارها به شاخههای فرعی سر میزند.
رابطهها زیر سایهی شوخی در پس ظاهر بیقید فیلم، موضوعی قابلتأمل وجود دارد: تصور اینکه رابطهی پایدار مانع تجربه و آزادی است. ریک و فرد از آنچه ندارند تصویری آرمانی میسازند، اما فیلم نشان میدهد که میل به گریز لزوماً شناختی از خواستههای واقعی نیست. این نکته بالقوه میتوانست بنیان یک کمدی تلخوشیرین دربارهی ازدواج، عادت و خودفریبی باشد.
« بازیگران مکمل نیز به فیلم رنگوبویی آشنا و گاه مؤثر میدهند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل آنجاست که اثر میان این تأمل و شوخیهای سبکسرانه تعادل پایداری برقرار نمیکند. هرگاه به روابط نزدیک میشود، امکان مییابد شخصیتها را پیچیدهتر کند؛ اما غالباً پیش از آنکه این امکان به عمق برسد، ماجرا دوباره به سمت آشفتگی و اغراق میرود. از این رو، مضمون فیلم حاضر است، ولی بهندرت به کانون اصلی تجربهی تماشاگر بدل میشود.
اثر بیشتر به این بسنده میکند که خیالهای مردانه را دستمایهی تمسخر قرار دهد، بیآنکه همیشه از کلیشههایی که همان خیالها را شکل دادهاند فاصله بگیرد. ریتم و ساختار روایی با زمان روایی نسبتاً طولانی برای یک کمدی موقعیت، «Hall Pass» گاه بیش از ظرفیت ایدهی مرکزیاش مکث میکند. فیلم میتواند در آغاز، از تماشای برخورد شخصیتها با آزادی تازهشان انرژی بگیرد؛ اما با تکرار ناکامیها و شوخیهای همجنس، روندش کمکم قابلپیشبینی میشود.
بهجای آنکه هر مرحله لایهی تازهای به شخصیتها بیفزاید، بعضی صحنهها صرفاً نسخهای دیگر از همان تقابل میان خیال و واقعیتاند. این کندی برای مخاطبی که با فضای فیلم همراه شده باشد شاید چندان آزارنده نباشد، زیرا بازیگران و شوخیهای پراکنده هر از گاه جان تازهای به روایت میدهند. اما برای تماشاگری که از همان ابتدا با جنس طنز فیلم ارتباط برقرار نمیکند، کشآمدن ماجرا آشکارتر است.
« مشکل آنجاست که اثر میان این تأمل و شوخیهای سبکسرانه تعادل پایداری برقرار نمیکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در تدوین و ساختار، از فشردگی لازم برخوردار نیست و گاهی بهجای پایاندادن به یک شوخی در نقطهی مناسب، آن را تا مرز فرسودگی ادامه میدهد. کارگردانی و لحن Peter Farrelly و Bobby Farrelly جهانی میسازند که در آن اغراق نه استثنا، بلکه قاعده است. این جهانبینی به فیلم هویتی روشن میدهد: «Hall Pass» قصد ندارد کمدی ظریف یا واقعگرایانه باشد و از همان ابتدا بر آشفتگی، بینزاکتی و موقعیتهای نامتعارف تکیه میکند.
چنین انتخابی میتواند برای مخاطبی که به این نوع کمدی علاقه دارد جذاب باشد؛ فیلم دستکم از لحن خود پنهان نمیشود. اما ثبات لحن بهتنهایی به معنای انسجام نیست. در بخشهایی، شوخیهای عامدانهی زمخت با لحظات عاطفی و کوشش برای بازنمایی صمیمیت زناشویی کنار هم قرار میگیرند، بیآنکه گذار میان آنها همیشه طبیعی باشد.
حاصل، اثری است که گاه نمیداند میخواهد رابطهها را جدی بگیرد یا فقط آنها را بهانهای برای شوخی کند. این دوگانگی میتوانست منبع طنزی غنی باشد، اما فیلم کمتر آن را به شکلی منسجم پرورش میدهد. جمعبندی «Hall Pass» کمدیای نابرابر است: ایدهای جسورانه اما کمباورپذیر دارد، از بازیگرانی برخوردار است که در لحظات مناسب به آن جذابیت میبخشند، و چند شوخی واقعاً بهیادماندنی در میان حجم قابلتوجهی از شوخیهای کماثر جای داده است.
« کارگردانی و لحن Peter Farrelly و Bobby Farrelly جهانی میسازند که در آن اغراق نه استثنا، بلکه قاعده است. »
جمعبندی
فیلم در بهترین حالت، از خودبزرگبینی و فاصلهی میان خیال و واقعیت میخندد؛ در ضعیفترین حالت، به تکرار شوخیهای زننده و موقعیتهای کشدار بسنده میکند. تماشای آن به میزان تحمل مخاطب در برابر کمدی شلوغ و بیپروا وابسته است. اگر انتظار طنزی تیز، روایت فشرده یا تحلیل جدی از ازدواج داشته باشیم، اثر احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود.
اما اگر هدف سرگرمی سبک و چند خندهی پراکنده باشد، بازیگران و بعضی لحظههای غافلگیرکننده میتوانند تجربه را قابلقبول کنند. در نهایت، فیلم بیش از آنکه از آزادیِ یکهفتهای خود بهرهی کامل ببرد، گرفتار محدودیتهای ایدهی خودش میشود.
« تماشای آن به میزان تحمل مخاطب در برابر کمدی شلوغ و بیپروا وابسته است. »



ثبت دیدگاه