نقد و بررسی
نقد ستارهای متولد شده است (A Star Is Born) | 1937
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
هالیوود بهمثابه رؤیا و کارخانه «A Star Is Born» ساختهٔ William A. Wellman، همزمان قصهٔ تولد یک ستاره و روایتی دربارهٔ سازوکار شهرت است؛ جهانی که در آن رؤیاهای فردی با تصمیمهای استودیو، تبلیغات و ذائقهٔ تماشاگران گره میخورند. فیلم از مسیر آشنای دختر جوانی آغاز میکند که از زندگی روستایی به هالیوود میآید و میخواهد بازیگر شود، اما علاقهٔ اصلیاش فقط به افسانهٔ درخشان سینما نیست: او باید در برابر بیاعتنایی، رقابت و بیثباتی این صنعت دوام بیاورد.
همین فاصله میان خیالِ ستارهشدن و واقعیتِ دشوار ورود به حرفه، به فیلم نیروی انتقادی میدهد. هالیوود در این اثر نه صرفاً پسزمینهای پرزرقوبرق، بلکه نظامی است که آدمها را میسازد، نامگذاری میکند و گاه از میدان به در میبرد. دوربین به زندگی پشت پرده نیز سرک میکشد: آزمون بازیگری، تصمیمهای تولید، نمایش فیلم و واکنش مطبوعات و مخاطبان، اجزای زنجیرهای هستند که چهرهای تازه را به ستاره بدل میکنند.
فیلم از این راه، افسون هالیوود را حفظ میکند، اما همزمان نشان میدهد که این افسون تا چه اندازه به سازوکارهای تجاری و نگاه عمومی وابسته است. صعودی که بهسرعت رخ میدهد استر بلادجت، با نام هنری ویکی لستر، در مرکز بخش صعود داستان قرار دارد. دگرگونی او از دختر شهرستانی به چهرهای شناختهشده، جذابیت قصههای کلاسیک موفقیت را دارد؛ ولی فیلم در نشاندادن جزئیات این گذار همیشه به یک اندازه متقاعدکننده نیست.
« هالیوود بهمثابه رؤیا و کارخانه «A Star Is Born» ساختهٔ William A. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
استعداد و توانایی بازیگری استر بیش از آنکه در اجراهای طولانی و تحولیافته آشکار شود، در گفتوگوها و واکنش دیگران تأیید میشود. ازاینرو، شتاب شهرت او گاهی بیش از آنکه حاصل فرایندی هنری باشد، نتیجهٔ تصمیم هالیوود به نظر میرسد. بااینهمه، همین شتاب خود نکتهای معنادار دارد. شهرت در فیلم نه پاداشی ساده برای پشتکار، بلکه پدیدهای وابسته به فرصت، چهرهپردازی و زمانبندی است.
نام تازه، ظاهر تازه و حمایت چهرههای بانفوذ، بخشی از ساختن هویت عمومی ویکیاند. فیلم بدینترتیب پرسشی را پیش میکشد که از محدودهٔ داستان او فراتر میرود: آیا ستارهشدن کشف استعداد است یا تولید تصویری مطلوب از یک انسان؟ پاسخ فیلم یکسویه نیست، اما همین ابهام به تصویر آن از صنعت سرگرمی عمق میبخشد.
نورمن مین و فرسایش شهرت در سوی دیگر، نورمن مین قرار دارد؛ بازیگری محبوب که جایگاه حرفهایاش رو به افول است. فردریک مارچ این شخصیت را بهگونهای بازی میکند که تماشاگر او را تنها بهعنوان مردی گرفتار در الکل نبیند. در رفتار نورمن، غرور حرفهای، شوخطبعی، جذابیت و شکنندگی درهم تنیدهاند.
« ازاینرو، شتاب شهرت او گاهی بیش از آنکه حاصل فرایندی هنری باشد، نتیجهٔ تصمیم هالیوود به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
مارچ، بهویژه در لحظههایی که اعتمادبهنفس شخصیت ترک برمیدارد، فاصلهٔ میان تصویر عمومی یک ستاره و آشفتگی خصوصی او را ملموس میکند. فیلم اعتیاد نورمن را هم عاملی شخصی و هم نیرویی ویرانگر در محیط کار و زندگی مشترک میبیند. مسئله صرفاً نوشیدن نیست؛ ناتوانی او در کنارآمدن با از دسترفتن جایگاه و کنترل خویش نیز اهمیت دارد.
هرچه محبوبیت ویکی افزایش مییابد، نورمن بیش از پیش با این پرسش روبهرو میشود که بیرون از شهرت چه کسی است. روایت در پرداخت این بحران، گاهی به الگوی ملودرام نزدیک میشود، اما بازی مارچ به آن پیچیدگی عاطفی میبخشد و سقوط شخصیت را از یک تمهید روایی صرف فراتر میبرد. رابطهٔ دو شخصیت اصلی هستهٔ عاطفی فیلم، پیوند میان استر و نورمن است؛ رابطهای که از تحسین و حمایت آغاز میشود، اما زیر فشار تفاوت مسیر حرفهای آنها شکل تازهای پیدا میکند.
جانت گینور در نقش استر، گرما و صمیمیتی دارد که شخصیت را از یک چهرهٔ صرفاً آرمانگرا جدا میکند. او در برابر نورمن هم محبت نشان میدهد و هم نوعی استقلال درونی؛ هرچند فیلم این استقلال را همیشه با همان قوتی که میتوان انتظار داشت به تصویر نمیکشد. رابطهٔ آنها در بهترین لحظههایش بر تناقضی زنده استوار است: پیروزی یکی میتواند یادآور شکست دیگری باشد، بیآنکه محبت میان آن دو از میان برود.
« فیلم اعتیاد نورمن را هم عاملی شخصی و هم نیرویی ویرانگر در محیط کار و زندگی مشترک میبیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از این تعارض برای ساختن تنش استفاده میکند، اما گاه بار عاطفی رابطه را بر دوش فداکاری استر میگذارد. در نتیجه، عشق او به نورمن پررنگتر از خواستها و اهداف مستقلش میشود. این انتخاب هم به اثر لطافت میدهد و هم محدودیت نگاه آن به زن قهرمان را آشکار میسازد. طنز، ملودرام و تغییر لحن یکی از امتیازهای فیلم، حرکت میان طنز و اندوه است.
فضای هالیوودی، با قراردادهای نمایشی و شخصیتهای پرجنبوجوشش، امکان شوخی با غرور بازیگران، زبان تبلیغات و مناسبات پشت صحنه را فراهم میکند. لحظههای سبکتر فقط برای سرگرمی نیستند؛ آنها نشان میدهند که در این صنعت حتی احساسات و بحرانها هم به بخشی از نمایش عمومی بدل میشوند. بهتدریج، سهم این شوخیها کاهش مییابد و روایت به سوی ملودرامی تلختر میرود.
گذار از شور آغازین به اندوه، از نظر حسی مؤثر است، اما کاملاً بینقص نیست. تغییر لحن در بعضی بخشها سریع رخ میدهد و میان صحنهها یا مسیرهای داستانی، پیوندی به استحکام لازم شکل نمیگیرد. گاه روایت از موضوعی به موضوع دیگر میلغزد و تمرکز خود را از دست میدهد. بااینحال، تضاد میان هالیوودِ پرنور و رنجِ خصوصی شخصیتها، به فیلم کیفیتی نافذ میبخشد.
« فیلم از این تعارض برای ساختن تنش استفاده میکند، اما گاه بار عاطفی رابطه را بر دوش فداکاری استر میگذارد. »
قوتها و کاستیها
رنگ و زبان بصری فیلمبرداری رنگیِ آن در دورانی که رنگ هنوز جاذبهای چشمگیر برای تماشاگران داشت، بخشی از هویت اثر است. رنگها هالیوود را همچون فضایی زنده و فریبنده عرضه میکنند، بیآنکه همواره به جلوهگری افراطی متوسل شوند. این رنگارنگی با موضوع فیلم تناسبی دوگانه دارد: از یکسو جهان ستارهها را باشکوه مینمایاند و از سوی دیگر، آن را به صحنهای ساختگی و پرزرقوبرق بدل میکند که در پس آن آدمها با ترسها و ناکامیهای خود دستوپنجه نرم میکنند.
تصویر نیز با تغییر حالوهوای روایت همراه است. هرچه شور آغازین جای خود را به تلخی میدهد، جلوهٔ هالیوود دیگر صرفاً وعدهٔ کامیابی نیست؛ به نقابی بدل میشود که شکاف میان شهرت و آرامش را برجسته میکند. موسیقی و بازیها در کنار این زبان بصری، بهویژه در صحنههایی که شادی عمومی با اضطراب خصوصی برخورد میکند، تأثیری عاطفی میسازند.
زن قهرمان و محدودیتهای زمانه استر شخصیتی پرتلاش است، اما فیلم کمتر به جاهطلبی حرفهای او بهعنوان خواستی مستقل و پیچیده میپردازد. صعودش بیشتر در نسبت با نورمن و تأیید مردان صاحبنفوذ روایت میشود تا از راه نمایش تصمیمهای هنری، رقابتهای شخصی یا تلاش آگاهانه برای شکلدادن به حرفهاش.
« رنگها هالیوود را همچون فضایی زنده و فریبنده عرضه میکنند، بیآنکه همواره به جلوهگری افراطی متوسل شوند. »
جمعبندی
این محدودیت از الگوهای جنسیتی زمانهٔ فیلم جدا نیست: زن موفق همچنان در درجهٔ نخست با نقش همسر و محبوب سنجیده میشود. این نکته ارزش شخصیتپردازی گینور را نفی نمیکند. او برای استر لطافت و باورپذیری میآفریند و کاری میکند که پیروزیهایش صرفاً نمادین نباشند. اما فیلم فرصت محدودی برای کاوش در این پرسش دارد که استر خود از موفقیت چه میخواهد و حاضر است برای حفظ جایگاهش چه انتخابهایی کند.
در نتیجه، شخصیت او در بخشهایی بیشتر حامل معنای داستان است تا نیرویی که مسیر داستان را بهتنهایی شکل دهد. جمعبندی «A Star Is Born» تصویری ماندگار از شهرتی عرضه میکند که هم رؤیای مردم را تغذیه میکند و هم از شکنندگی انسانها بهره میبرد. فیلم در بهترین لحظههایش، با بازیهای گرم جانت گینور و فردریک مارچ، رابطهای عاطفی و متناقض میسازد و افول یک ستاره را به کاوشی دربارهٔ هویت، غرور و وابستگی به تأیید عمومی بدل میکند.
رنگپردازی و تغییر تدریجی لحن نیز به اثر شخصیتی ویژه میبخشند. در برابر این قوتها، روایت گاه پراکنده میشود، سرعت صعود استر چندان قانعکننده نیست و جاهطلبی حرفهای او زیر سایهٔ داستان عاشقانه کمرنگ میماند. بااینحال، فیلم همچنان اثری جذاب دربارهٔ سازوکار هالیوود و هزینهٔ انسانی شهرت است؛ روایتی که پشت چراغهای درخشان صحنه، نه فقط موفقیت، بلکه فرسایش و تنهایی را نیز میبیند.
« این نکته ارزش شخصیتپردازی گینور را نفی نمیکند. »



ثبت دیدگاه