نقد و بررسی
نقد ذائقه گربه (Taste of Cat) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و افق تماشای آن «Taste of Cat» یک مینیسریال کرهای چهارقسمتی است که هر قسمت آن حدود هشت دقیقه زمان دارد؛ پس با روایتی کوتاه و فشرده روبهرو هستیم، نه درامی بلند که فرصت کافی برای گسترش جهان داستانیاش داشته باشد. همین قالب، هم امتیاز اثر است و هم محدودیتش: قصه زود به ایدههای خیالانگیز میرسد، اما برای پروراندن پیامدهای عاطفی و شخصیتی آن مجال چندانی ندارد.
در نتیجه، بهتر است مجموعه را همچون حکایتی سبک، فانتزی و گذرا تماشا کرد، نه اثری که قصد دارد تصویری عمیق و واقعگرایانه از شکست عشقی ارائه دهد. از دلشکستگی تا ورود امر نامنتظر آغاز داستان بر تجربهای آشنا تکیه دارد: هان یه، پس از جدایی دشوار، با پیامی از زن جدید دوستپسر سابقش مواجه میشود و خواندن نامه، خاطرات گذشته را در ذهنش زنده میکند.
در این نقطه، سریال از موقعیتی عاطفی و نسبتاً زمینی شروع میکند؛ حسرت، دلمشغولی و بازگشت ناخواسته به رابطهای پایانیافته، زمینهای فراهم میآورند که مخاطب بتواند با آشفتگی شخصیت همراه شود. سپس حضور مردی مرموز در کافهبار، مسیر قصه را از ملودرام عاشقانه به قلمرو خیال و راز میکشاند.
« سپس حضور مردی مرموز در کافهبار، مسیر قصه را از ملودرام عاشقانه به قلمرو خیال و راز میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این گذار، مهمترین نیروی محرک مجموعه است. «Taste of Cat» میخواهد نشان دهد که گاهی مواجهه با امر ناممکن، آدمی را از چرخهی تکراری خاطرات بیرون میکشد و او را به دیدن مسئله از زاویهای تازه وامیدارد. ایدهی جابهجایی بدنها نیز در همین راستا عمل میکند؛ ایدهای که قابلیت کمدی، شگفتی و حتی همدلی دارد، زیرا تغییر جایگاه میتواند شخصیتها را با تجربهای روبهرو کند که پیشتر از درک آن عاجز بودهاند.
فانتزی، گربهها و لحن قصه نام مجموعه و عناصر گربهمحورش وعدهی فضایی بازیگوش و غیرواقعگرا را میدهند. سریال از این ویژگی برای ساختن حالوهوایی لطیف و اندکی عجیب بهره میگیرد؛ مردانی که پیوندی با گربهها دارند و فضایی شبیه کافهبار، به قصه رنگی افسانهوار میبخشند. این جهان قرار نیست قواعدی سختگیرانه و کاملاً توضیحدادهشده داشته باشد.
بیشتر بهانهای است برای برخوردهای نامعمول و لحظههایی که از منطق روزمره فاصله میگیرند. در بهترین لحظات، همین بیتکلفی به سود اثر تمام میشود. مجموعه خود را بیش از اندازه جدی نمیگیرد و از جذابیت عناصر خیالانگیز برای حفظ ریتم استفاده میکند. بااینحال، مرز میان رازآلودگی دلپذیر و ابهام روایی همیشه بهخوبی حفظ نمیشود.
« این گذار، مهمترین نیروی محرک مجموعه است. »
شخصیتها و اجرا
وقتی سازوکار جهان داستانی روشن نیست، مخاطب ممکن است بهجای کنجکاوی، احساس کند بعضی اتفاقها صرفاً برای پیشبرد سریع قصه کنار هم گذاشته شدهاند. روایت کوتاه و مسئلهی انسجام ساختار چندقسمتی و زمان اندک هر اپیزود، روایت را ناگزیر به ایجاز وامیدارد. خاطرهها و برخوردهای پیشبینیناپذیر، حس کنجکاوی میآفرینند و مدام توجه را به این پرسش جلب میکنند که شخصیتها در برابر موقعیت تازه چه واکنشی نشان خواهند داد.
اما همین شتاب، بهتدریج به نقطهضعف بدل میشود: بعضی ایدهها پیش از آنکه بهدرستی بسط یابند، جای خود را به موقعیتی تازه میدهند و پیوند میان رخدادها گاهی بیش از آنکه از منطق درونی شخصیتها برآید، تابع ضرورت حرکت سریع قصه به نظر میرسد. ایدهی جابهجایی بدنها بهخودیخود تازه نیست، اما تازگی یک اثر فانتزی فقط به اصل ایده وابسته نیست؛ کیفیت پرداخت و پیامدهای آن است که میتواند آن را زنده کند.
«Taste of Cat» از ظرفیت این تمهید برای ساختن موقعیتهای سرگرمکننده و تغییر نگاه بهره میگیرد، ولی فرصت کافی برای آزمودن همهی سویههای آن ندارد. به همین سبب، برخی لحظهها بیشتر طرح اولیهی یک روایت جذاب را به یاد میآورند تا روایتی که همهی اجزایش به انسجام کامل رسیده باشد. شخصیتها و بازیها هان یه مرکز عاطفی قصه است؛ زنی که با گذشتهای سنگین روبهروست و باید از تکرار ذهنی رابطهی پایانیافته فاصله بگیرد.
« روایت کوتاه و مسئلهی انسجام ساختار چندقسمتی و زمان اندک هر اپیزود، روایت را ناگزیر به ایجاز وامیدارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این وضعیت در طرح داستانی روشن است، اما کوتاهی زمان مجال نمیدهد که پیچیدگیهای درونی او با جزئیات فراوان شکل بگیرد. شخصیتهای پیرامونی نیز بیشتر در خدمت فضای فانتزی و حرکت داستان قرار دارند تا آنکه هر یک صاحب مسیر مستقل و مفصلی شوند. در نتیجه، رابطهها گاه پیش از آنکه عمق عاطفی کافی پیدا کنند، به مرحلهی بعدی روایت میرسند.
با وجود این محدودیت، بازیها برای قالب کوتاه مجموعه کارآمدند و به حفظ لحن سبک و دلنشین آن کمک میکنند. بازیگران ناچارند در زمان اندک، میان شوخی، رازآلودگی و لحظات احساسی جابهجا شوند؛ مجموعه در بخشهایی که بر واکنشهای سریع و تغییر حالوهوا تکیه دارد، از این انرژی سود میبرد. اما اگر مخاطب انتظار تحولهای ظریف و تدریجی در شخصیتها داشته باشد، احتمالاً از کمبود فرصت برای مکث و پرداخت بیشتر آگاه خواهد شد.
فضا و تجربهی تماشای اثر کافهبار در این مجموعه فقط پسزمینهای تزئینی نیست؛ مکانی است که آدمهای گرفتار در مسئلههای شخصی وارد آن میشوند و با چیزی فراتر از زندگی روزمره مواجه میگردند. این فضا به ترکیب عاشقانه و رازآلود اثر کمک میکند و حس پناهگاهی موقت میسازد؛ جایی برای شنیدهشدن، آرامگرفتن و شاید دیدن راهی تازه.
« در نتیجه، رابطهها گاه پیش از آنکه عمق عاطفی کافی پیدا کنند، به مرحلهی بعدی روایت میرسند. »
قوتها و کاستیها
حضور گربهها و عناصر مرتبط با آنها نیز از همین جنس است: جزئیاتی که بیش از آنکه بار واقعگرایانه داشته باشند، به لطافت و خیالپردازی جهان سریال میافزایند. بااینحال، تولید کمدامنه و ریتم فشرده گاه مانع از آن میشوند که فضا بهطور کامل در ذهن بنشیند. برخی جزئیات صوتی و موسیقایی ممکن است توجه را از خود روایت منحرف کنند و جلوهی بصری و شنیداری اثر همیشه به اندازهی ایدهی مرکزیاش صیقلخورده نیست.
این کاستیها تجربهی تماشا را نابود نمیکنند، اما یادآور میشوند که مجموعه بیش از هر چیز بر جذابیت مفهومی و لحن سبک خود تکیه دارد. پایانبندی و میزان اثرگذاری «Taste of Cat» برای پایانبندی به عنصر غافلگیری و پیچش روایی متوسل میشود. چنین انتخابی با ماهیت خیالانگیز و کوتاه اثر سازگار است، اما شتاب روایت ممکن است از نیروی عاطفی آن بکاهد.
هنگامی که قصه فرصت کافی برای نشاندن پیوندهای میان شخصیتها و رخدادها نداشته باشد، چرخشهای داستانی میتوانند بهجای آنکه نتیجهای اجتنابناپذیر و تأثیرگذار به نظر برسند، ناگهانی جلوه کنند. بدون افشای جزئیات داستان، میتوان گفت اثر در ایجاد کنجکاوی موفقتر از آن است که همهی پرسشهای برخاسته از این کنجکاوی را با همان قوت پاسخ دهد.
« بااینحال، تولید کمدامنه و ریتم فشرده گاه مانع از آن میشوند که فضا بهطور کامل در ذهن بنشیند. »
جمعبندی
جمعبندی «Taste of Cat» تجربهای کوتاه، خیالانگیز و خوشنیت است که ترکیب دلشکستگی، راز، گ
« جمعبندی «Taste of Cat» تجربهای کوتاه، خیالانگیز و خوشنیت است که ترکیب دلشکستگی، راز، گ »

ثبت دیدگاه