نقد و بررسی
نقد آن: مردان مشغول کارند (Aan: Men at Work) | 2004
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهرِ تقسیمشده و مسئلهٔ قدرت «Aan: Men at Work» ساختهٔ مادور باندارکار، فیلمی جنایی و اکشن از سینمای هند در سال ۲۰۰۴ است که بمبئی را شهری نشان میدهد گرفتار مناسباتی فراتر از مرز میان قانون و جرم. قدرت در این جهان میان سیاستمداری بانفوذ، چهرهای از اقتصاد فاسد و سردستههای تبهکار تقسیم شده است؛ شبکهای که قاچاق و فعالیتهای غیرقانونی در آن نه استثنا، بلکه بخشی از سازوکار روزمرهٔ شهرند.
در برابر این نظم، گروهی از مأموران پلیس قرار میگیرند که خود نیز از فرسودگی، سازش و ناکارآمدی دستگاهی آسیبدیدهاند. ورود هری، مأمور تازهای با ارادهای اصلاحطلبانه، نقطهٔ شروع تنش اصلی است: آیا میتوان درون سازمانی آلوده به مصلحتاندیشی، قانون را دوباره جدی گرفت؟ فیلم پاسخ را نه در قالب بحثی آرام و موشکافانه، بلکه در برخوردهای پرصدا و تقابلهای مستقیم جستوجو میکند.
همین انتخاب، هم به اثر انرژی میدهد و هم محدودیتش را آشکار میسازد. «آن» بیش از آنکه کالبدشکافی نظاممند فساد باشد، تصویری عامهپسند از شهری است که هر گوشهاش میتواند میدان رویارویی باشد. درامی پلیسی با چند کانون توجه داستان فقط بر یک قهرمان متمرکز نمیماند. هری با بازی آکشی کومار، مأمور تازهوارد و مصمم است؛ در کنار او، ویکرام سینگ با بازی شاتروگان سینها، آپا کدم نایک با بازی سونیل شتی و مأمور خالد انصاری با بازی پارش راوال هر یک نمایندهٔ وجهی متفاوت از پلیساند.
در سوی دیگر، چهرههایی چون گائوتام والیا، یوسف پاتان و مانیک رائو، با پیوندهایی میان ثروت، سیاست و خشونت، میدان بحران را گسترده میکنند. حضور بازیگرانی چون عرفان خان، جکی شروف، اوم پوری، راجپال یاداو و ویجی راز نیز به جهان فیلم رنگارنگی میبخشد. مجموعهٔ بازیگران و محوریت گروهی مأموران، از ویژگیهای برجستهٔ فیلم است.
« فیلم پاسخ را نه در قالب بحثی آرام و موشکافانه، بلکه در برخوردهای پرصدا و تقابلهای مستقیم جستوجو میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما انبوه شخصیتها همیشه به معنای عمق بیشتر نیست. فیلم گاهی چنان در پی معرفی چهرهها و پیشبردن خردهروایتهاست که شخصیتپردازی فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکند. برخی از آدمها بیش از آنکه فردیت مستقل داشته باشند، نمایندهٔ یک موضعاند: پلیس آرمانگرا، مأمور خسته، تبهکار بیرحم یا سیاستمدار فرصتطلب.
نتیجه، روایتی پرجمعیت و پرحادثه است که گاه از انسجام روانشناختی فاصله میگیرد. آکشی کومار و نیروی بازیگران آکشی کومار نقش هری را با ترکیبی از خونسردی، قاطعیت و توان بدنی پیش میبرد. او برای فیلمی که قهرمانش باید هم در میدان درگیری حضور مؤثر داشته باشد و هم نیروی اصلاحطلبانهٔ داستان را حمل کند، انتخابی مناسب است.
سونیل شتی نیز بهواسطهٔ حضور فیزیکی و لحن سختگیرانهاش، در صحنههای اکشن وزن خاصی پیدا میکند. میان این دو، تفاوت در شیوهٔ مواجهه با وظیفه و قانون، ظرفیت شکلدادن به رابطهای پرتنش را دارد؛ هرچند فیلم همهٔ این ظرفیت را به اندازهٔ کافی نمیپرورد. پارش راوال و راجپال یاداو لحظاتی از سبکی و شوخطبعی را به فیلم وارد میکنند و حضورشان از سنگینی پیدرپی فضای جنایی میکاهد.
ویجی راز نیز در همین بافت کمیک، به ایجاد تنوع کمک میکند. در سوی دیگر، عرفان خان و جکی شروف با حضور مقتصدتر و چهرهٔ تهدیدآمیزشان، به فضای تبهکارانهٔ قصه اعتبار میبخشند. فیلم از بازیگران برجستهاش انرژی میگیرد، اما گاهی بهجای آنکه برای هر شخصیت مسیری کامل بسازد، صرفاً از کاریزمای بازیگر بهره میبرد.
« اما انبوه شخصیتها همیشه به معنای عمق بیشتر نیست. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، برخی حضورها بهیادماندنیاند، ولی سهمشان در کلیت روایت محدود میماند. اکشن؛ جاذبه و فرسودگی صحنههای درگیری از عناصر اصلی جذابیت «آن» هستند. ورود هری و رویاروییهای پرتحرک، فیلم را از همان ابتدا به سمت سینمایی پرهیجان سوق میدهد. شلیکها، تعقیبها و زدوخوردها با ریتمی مستقیم و نمایشی طراحی شدهاند؛ هدف، واقعگرایی مستندگونه نیست، بلکه برانگیختن هیجان تماشاگر است.
برای مخاطبی که از اکشن اغراقآمیز و قهرمانمحور لذت میبرد، بعضی از این لحظات همچنان خوشتماشا هستند. بااینحال، افکتهای صوتی و تصویری در دعواها گاه بیش از اندازه تصنعی به نظر میرسند. ضربهها و شلیکها چنان برجسته میشوند که باورپذیری صحنه کاهش مییابد و توجه از تنش دراماتیک به جلوهٔ اغراقشدهٔ اجرا منحرف میشود.
فیلم در صحنههایی که باید خشونت را پرخطر و ملموس کند، گاهی به قراردادهای نمایشی سینمای تجاری تکیه میکند. ازاینرو اکشن آن همزمان نقطهٔ قوت و منشأ فرسودگی است: انرژی میآفریند، اما تکرار الگوها و جلوههای مصنوعی از اثرگذاریاش میکاهد. کمدی و ملودرام؛ ترکیبی ناهماهنگ «آن» میکوشد درام پلیسی، اکشن، کمدی و ملودرام را در یک بستهٔ پرتحرک گرد آورد.
شوخیها در لحظاتی که فشار داستان بالا میرود، مجال تنفس ایجاد میکنند و بازیگران کمدیپرداز از این فرصت بهره میگیرند. در بخشهایی، همین تغییر لحن به فیلم حالوهوایی سرگرمکننده میدهد؛ اثری که خود را بیش از حد جدی نمیگیرد و در پی برآوردهکردن انتظارهای سینمای عامهپسند است. مشکل از جایی آغاز میشود که این لحنها بهجای تکمیل یکدیگر، برای جلب توجه با هم رقابت میکنند.
« در نتیجه، برخی حضورها بهیادماندنیاند، ولی سهمشان در کلیت روایت محدود میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخی ممکن است درست در آستانهٔ لحظهای جدی وارد شود و از وزن عاطفی آن بکاهد؛ ملودرام نیز گاه ناگهانی و کممقدمه به داستان افزوده میشود. خط عاشقانه هم در قیاس با محور اصلی فساد و مقابله با جرم، پیوندی نهچندان ضروری به نظر میرسد. این ناهماهنگی سبب میشود فیلم گاهی از یک صحنه به صحنهٔ دیگر با تغییر ضرباهنگی محسوس حرکت کند، بیآنکه برای هر تغییر، زمینهٔ روایی کافی فراهم شده باشد.
ریتم، فیلمنامه و جهان داستان فیلم با ایدهای روشن و ظرفیت دراماتیک قابلتوجه آغاز میشود: مأموران پلیسی که باید با شبکهٔ جرم مقابله کنند، درون نهادی فعالیت میکنند که خود از فساد و سازش بینصیب نیست. این دوگانگی میتوانست به پرسشهایی جدی دربارهٔ قانون، وظیفه و هزینهٔ پاکدستی منجر شود.
بااینحال، فیلمنامه بیشتر به گسترش بحرانها و ردیفکردن موقعیتهای پرتنش علاقه نشان میدهد تا کاوش دقیق در پیامدهای اخلاقی آنها. گفتوگوهای نمایشی و رویاروییهای لفظی گاه نیروی صحنه دارند، اما همیشه به لایههای تازهای از شخصیت یا مضمون نمیرسند. ریتم نیز یکدست نیست. مقدمه و معرفی شخصیتها زمان قابلتوجهی میگیرد و همین امر ممکن است برای تماشاگر کمحوصله، آغاز فیلم را کشدار کند.
سپس با شدتگرفتن درگیریها، حرکت داستان تندتر میشود؛ اما افزایش حادثه بهتنهایی مانع طولانیبودن احساسشدهٔ فیلم نیست. چند خط داستانی و تغییر لحنهای پیدرپی، تمرکز را پراکنده میکنند. در بخش پایانی نیز جمعکردن ماجراها شتابزده به نظر میرسد و ممکن است انتظار تماشاگر از فرجامی پختهتر را برآورده نکند؛ بیآنکه لازم باشد جزئیات آن افشا شود.
« خط عاشقانه هم در قیاس با محور اصلی فساد و مقابله با جرم، پیوندی نهچندان ضروری به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Aan: Men at Work» فیلمی بینقص یا کاملاً منسجم نیست، اما نیروی سرگرمکنندهٔ خود را از ترکیب بازیگران پرجاذبه، اکشن پرتحرک و لحظات کمدی میگیرد. بهترین لحظاتش زمانی شکل میگیرند که بازیگران به تقابلهای مستقیم جان میدهند و فیلم اجازه میدهد انرژی صحنه بر نقصهای فیلمنامه غلبه کند.
در برابر، افکتهای مصنوعی، کشآمدن روایت، شخصیتپردازی نابرابر و ناهماهنگی میان اکشن، ملودرام و شوخی، از ماندگاری اثر میکاهند. تماشای فیلم بیش از آنکه تجربهای دقیق و سنجیده از یک درام جنایی باشد، مواجهه با نمونهای پرهیاهو از سینمای تجاری هند در اوایل دههٔ دوهزار است؛ اثری که ممکن است بهواسطهٔ چند صحنه و حضور چند بازیگر دوستداشتنی، خوش بگذرد، اما در کلیت خود به اندازهٔ ایدهٔ آغازینش قوام پیدا نمیکند.
اگر انتظار فیلمی موجز، واقعگرا و کاملاً یکپارچه باشد، «آن» احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود؛ اما در مقام سرگرمی پرزرقوبرق و گاه نامتوازن، هنوز لحظاتی دارد که میتوانند تماشاگر را با خود همراه کنند.



ثبت دیدگاه