نقد و بررسی
نقد لبهٔ ترس (Edge of Fear) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری که بیدرنگ وارد بحران میشود «Edge of Fear» از همان آغاز بهجای مقدمهچینی طولانی، مخاطب را به دل موقعیتی اضطراری میبرد. تعطیلاتی در کلبهای دورافتاده، ورود گروهی تبهکار و گرفتارشدن چند نفر در شرایطی تهدیدآمیز، مصالح آشنای این تریلر بقا هستند. نقطهٔ کانونی ماجرا، جراحِ زخمیای است که چاقویی در سینهاش مانده و باید پیش از آنکه خونریزی از پا درش بیاورد، برای نجات همسرش کاری کند.
این فرض داستانی، از همان ابتدا وعدهٔ تعلیقی جسمانی و بیواسطه میدهد: هر حرکت قهرمان میتواند هم امکان تازهای برای مقاومت فراهم کند و هم خطر را بیشتر سازد. فیلم بهسرعت موقعیت اصلیاش را روشن میکند و از این نظر، برای تماشاگرانی که خواهان شروعی پرحادثهاند، دستکم در دقایق نخست جذاب است.
ایدهای جذاب، با منطق ناپایدار ایدهٔ مرکزی فیلم ظرفیت آن را دارد که از یک تریلر معمولیِ گروگانگیری فراتر برود. قهرمان، نه جنگجویی شکستناپذیر، بلکه پزشکی است که ناچار میشود دانش و ارادهاش را در موقعیتی بیرحمانه به کار بگیرد. چاقوی باقیمانده در بدن او نیز صرفاً جزئی شوکآور نیست؛ بهظاهر باید محدودیتی دائمی باشد که هر تصمیم را پیچیدهتر کند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما فیلم بارها میان واقعگرایی و اغراقِ فیلمهای اکشن سرگردان میماند. پیامدهای زخم، توان جسمانی شخصیتها و سرعتی که با آن از یک بحران به بحران دیگر میرسند، همیشه با منطق درونی موقعیت همخوان نیست. در نتیجه، آنچه میتوانست سرچشمهٔ تعلیقی منسجم باشد، گاه به رشتهای از اتفاقهای باورناپذیر بدل میشود.
تماشاگر ممکن است بهجای نگرانشدن برای سرنوشت شخصیتها، مشغول سنجیدن این پرسش شود که آیا اصلاً چنین واکنشی در آن وضعیت ممکن است یا نه. ریتم و تعلیق؛ کششهایی نابرابر «Edge of Fear» در آغاز از شتاب خود بهره میبرد. مخاطب زمان چندانی برای فاصلهگرفتن از داستان ندارد و تهدید، زود و روشن شکل میگیرد.
فیلم در چند مقطع نیز از تعلیقهای ساده اما مؤثر استفاده میکند: شخصیتها باید تصمیم بگیرند چه چیزی را پنهان کنند، چه زمانی حرکت کنند و چگونه از برتری مهاجمان بکاهند. این لحظهها به ماجرا انرژی میدهند و گاهی تماشاگر را تا پایان صحنه در انتظار نگه میدارند. بااینحال، سرعتِ شروع بهتنهایی ضامن ریتم خوب نیست.
« اما فیلم بارها میان واقعگرایی و اغراقِ فیلمهای اکشن سرگردان میماند. »
شخصیتها و اجرا
در بخشهایی، فیلم میان صحنههای پرتنش مکثهایی میگذارد که نه به شناخت شخصیتها عمق میبخشند و نه تعلیق را افزایش میدهند. حاصل کار، نوسانی محسوس است: گاهی حوادث پشت سر هم رخ میدهند و گاهی کشش قصه افت میکند. به همین دلیل، واکنش به ریتم میتواند دوگانه باشد؛ عدهای ممکن است با همان حرکت اولیه تا پایان همراه شوند، اما برای برخی دیگر، توقفهای میانی خستهکننده خواهد بود.
شخصیتها و بازیها بازیگران شناختهشدهای چون Robert Patrick، Robert Knepper و Rockmond Dunbar در کنار Shen Lin و Zhu Zhu حضور دارند؛ حضور چند چهرهٔ آشنا از مجموعهٔ «فرار از زندان» نیز برای بخشی از تماشاگران خود بهانهای برای تماشا است. Bobby Roth، کارگردان فیلم، نیز پیشتر در آن مجموعه فعالیت داشته است.
بااینهمه، گردآمدن بازیگران آشنا بهخودیخود نمیتواند جای پرداخت شخصیت را بگیرد. بسیاری از نقشها بیشتر کارکرد داستانی دارند تا زندگی مستقل: یکی تهدید را مجسم میکند، دیگری باید در برابر آن مقاومت کند و دیگری تنش را میان این دو تشدید میکند. چنین الگوهایی در تریلرهای پرحادثه ناآشنا نیستند، اما اینجا فرصت چندانی برای پیچیدهشدن پیدا نمیکنند.
« حاصل کار، نوسانی محسوس است: گاهی حوادث پشت سر هم رخ میدهند و گاهی کشش قصه افت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازی Robert Patrick در مقام نیروی تهدید، از حضور و اقتدار بدنی او بهره میگیرد و به صحنهها وزن میدهد؛ Robert Knepper نیز برای تماشاگرانی که بازیاش را از آثار دیگر به یاد دارند، جذابیت آشنایی دارد. Shen Lin در نقش جراحِ گرفتار، بار اصلی آسیبپذیری جسمانی و کوشش برای مقاومت را به دوش میکشد.
مشکل آنجاست که متن و کارگردانی همیشه به بازیگران امکان نمیدهند این موقعیتها را باورپذیر کنند. گاه شدت واکنشها یا تغییر ناگهانی موضع شخصیتها بیش از آنکه از تحول قابلفهمی برخیزد، به نیاز صحنه وابسته است. در نتیجه، لحظاتی که میتوانستند از نظر عاطفی اثرگذار باشند، بهدلیل کمبود زمینهسازی کمجان میمانند.
دیالوگ و لحن؛ میان جدیت و شوخی ناخواسته دیالوگها از نقاط آسیبپذیر فیلماند. بخشی از گفتوگوها اطلاعات لازم برای پیشبرد ماجرا را منتقل میکنند، اما کمتر به شخصیتپردازی یا ساختن تنشی ماندگار کمک میرسانند. بعضی جملهها چنان مستقیم و کارکردیاند که بهجای آنکه از دل گفتوگوی طبیعی بیرون بیایند، شبیه توضیحی برای روشنکردن وضعیت به نظر میرسند.
« Shen Lin در نقش جراحِ گرفتار، بار اصلی آسیبپذیری جسمانی و کوشش برای مقاومت را به دوش میکشد. »
قوتها و کاستیها
این ضعف در لحظههای احساسی آشکارتر میشود؛ جایی که بازیگر باید رابطه یا نگرانیای را منتقل کند، اما متن پشتوانهٔ کافی برای آن فراهم نمیکند. بااینحال، فیلم گاهی ناخواسته به سرگرمیِ سبکی نزدیک میشود. اغراق در بعضی کنشها و ناسازگاری میان جدیت لحن و آنچه روی پرده میگذرد، لحظههایی خندهدار میسازد.
این شوخیها لزوماً نتیجهٔ ظرافت طنز نیستند؛ بیشتر از فاصلهٔ میان ادعای واقعگرایی و رفتارهای غیرواقعگرایانه پدید میآیند. اگر تماشاگر انتظار تریلری کاملاً جدی و دقیق داشته باشد، همین لحظهها ممکن است تمرکزش را برهم بزنند. اما با نگاهی سبکگیرانه، میتوان آنها را بخشی از لذتِ ناخواستهٔ فیلم دانست.
اجرا و انسجام روایی ضعف اصلی «Edge of Fear» نه در کمبود ایده، بلکه در ناتوانیِ اجرا در تبدیل آن ایده به تجربهای یکپارچه است. فیلم همزمان میخواهد تریلری خشن، داستانی دربارهٔ مقاومت فردی و اثری پرحادثه باشد، اما پیوند این اجزا همیشه محکم نیست. برخی رویدادها چنان سریع یا بیمقدمه رخ میدهند که بیشتر شبیه راهحلهایی برای رساندن قصه به صحنهٔ بعدیاند تا پیامد طبیعی تصمیمهای شخصیتها.
« بااینحال، فیلم گاهی ناخواسته به سرگرمیِ سبکی نزدیک میشود. »
جمعبندی
جابهجایی نقشها و تغییر رفتارها نیز گاهی ناگهانی به نظر میرسد؛ انگار فیلم از مخاطب میخواهد نتیجهای را بپذیرد که خودِ روایت بهاندازهٔ کافی برایش زمینه نساخته است. این ضعف در کارگردانی و تدوین هم بازتاب پیدا میکند. صحنههای پرتنش همیشه از میزانسن یا زمانبندی حسابشدهای برخوردار نیستند و گاهی ضرباهنگ صحنه بهجای آنکه تنش را تدریجی بالا ببرد، با شتاب از یک رویداد به رویداد دیگر میپرد.
فیلم با محدودکردن بخش مهمی از داستان به فضایی بسته، امکان خلق حس محاصره و تنگنا را دارد، اما از این امکان بهطور پیوسته استفاده نمیکند. حاصل، اثری است که لحظههای سرگرمکنندهاش بیشتر به مصالح اولیهٔ داستان و حضور بازیگران متکیاند تا به انسجام و ظرافت ساخت. جمعبندی
« این ضعف در کارگردانی و تدوین هم بازتاب پیدا میکند. »



ثبت دیدگاه