نقد و بررسی
نقد دراگون بال: برولی (Dragon Ball Super: Broly) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی اسطورهٔ برولی «Dragon Ball Super: Broly» از شخصیت مشهوری بهره میگیرد، اما صرفاً به تکرار گذشته بسنده نمیکند. فیلم برولی را از نیرویی خشمگین و تقریباً بیچهره به شخصیتی با گذشته، آسیبپذیری و پیوندهای انسانی بدل میسازد. این تغییر، مهمترین تصمیم روایی اثر است: قدرت عظیم برولی دیگر تنها بهانهای برای نمایش ضربههای سنگین نیست، بلکه با زندگیای شکل گرفته که از کودکی زیر سایهٔ خشونت، انزوا و فرمانبری گذشته است.
فیلم سرگذشت او را در کنار پیشینهٔ گوکو و وجیتا قرار میدهد و از این همنشینی، پرسشی دربارهٔ سرنوشت و تربیت میسازد. هر سه با میراث سایانی پیوند دارند، اما مسیرشان یکسان نبوده است. برولی در نتیجهٔ شرایطی متفاوت به جنگجویی تبدیل شده که تواناییهایش از مهار او فراتر میرود. همین تفاوت، رویارویی را از تقابل سادهٔ «قهرمان و دشمن» دور میکند و به آن تلخی پنهانی میبخشد.
بازتعریف برولی در این فیلم از نقاط قوت اصلی آن است. آغاز آرام و بازگشت به گذشته بخش آغازین فیلم به بازگویی تاریخ سایانها و زمینهچینی برای رخدادهای اصلی اختصاص دارد. این انتخاب از نظر روایی قابلفهم است: مخاطب باید بداند برولی از کجا آمده و چرا سرنوشت او با گوکو و وجیتا گره خورده است.
بااینحال، فیلم در ارائهٔ این پیشزمینه بیش از اندازه درنگ میکند. توضیحها و اطلاعاتی که میتوانستند با ایجاز بیشتری منتقل شوند، گاهی چند بار بازمیگردند و ریتم را کند میکنند. این قسمت برای بینندگانی که با تاریخ مجموعه آشنایی دارند، ممکن است تکراری به نظر برسد؛ برای تازهواردان نیز حجم نامها و جزئیات میتواند سنگین باشد.
« فیلم برولی را از نیرویی خشمگین و تقریباً بیچهره به شخصیتی با گذشته، آسیبپذیری و پیوندهای انسانی بدل میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در اینجا میان دو وظیفه گرفتار است: بازسازی بخشی از گذشته برای طرفداران قدیمی و فراهمکردن زمینه برای مخاطبی که پیشینه را نمیداند. نتیجه همیشه متوازن نیست. بااینهمه، این مقدمه بذرهایی میکارد که بعدها در تقابل میان شخصیتها معنا پیدا میکنند و مانع میشود نبرد نهایی کاملاً بیزمینه جلوه کند.
روایت ساده، اما عاطفهمند طرح کلی داستان پیچیدگی چندانی ندارد: گوکو و وجیتا با جنگجویی ناشناخته روبهرو میشوند و برخورد آنان به نبردی گسترده میانجامد. روایت بیش از آنکه بر غافلگیریهای پیاپی یا لایههای پیچیدهٔ سیاسی تکیه کند، بر گذشتهٔ شخصیتها و پیامدهای آن متمرکز است. ازاینرو، فیلم در بخش داستانی چندان پرحادثه یا نوآورانه نیست؛ مسیر کلی آن از همان ابتدا روشن به نظر میرسد.
اما سادگی قصه به معنای تهیبودن آن نیست. فیلم در دل روایت اکشن، به این نکته توجه میکند که برولی صرفاً موجودی شرور نیست و گوکو نیز در برابر او با دشمنی بیچهره طرف نیست. همین فاصلهٔ اخلاقی، به نبرد بُعدی تراژیک میدهد: دو سوی تقابل الزاماً از سر کینهٔ شخصی با یکدیگر نمیجنگند، و تماشاگر میتواند همزمان از هیجان مبارزه لذت ببرد و از سرنوشت شخصیتها اندوهگین شود.
این همدلی، هرچند گاه با شتاب روایت محدود میشود، به فیلم گرمایی میبخشد که فراتر از نمایش قدرت است. اکشن؛ زبان اصلی فیلم وقتی فیلم به زمان حال و تقابل اصلی میرسد، ضرباهنگ و انرژی آن بهطور محسوسی افزایش مییابد. مبارزهها فقط رشتهای از برخوردهای تکراری نیستند؛ حرکت دوربین، تغییر مقیاس، جابهجایی میان نماهای نزدیک و چشماندازهای وسیع، به صحنهها حس شتاب و وزن میدهد.
« ازاینرو، فیلم در بخش داستانی چندان پرحادثه یا نوآورانه نیست؛ مسیر کلی آن از همان ابتدا روشن به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
ضربهها قدرت دارند و حرکتها پیوسته و پرتنشاند، بیآنکه تماشاگر همیشه رشتهٔ کنش را گم کند. درخشش بصری فیلم در بخشهای پایانی به اوج میرسد. رویارویی گوگتا و برولی، نقطهٔ عطف نمایشی اثر است: انیمیشن در آن بهجای آنکه صرفاً واقعگرایانه باشد، به انعطاف و اغراق میرسد و از رنگ، نور و تغییر شکل فضا برای انتقال هیجان بهره میگیرد.
گاهی تصویر چنان آزادانه از قواعد معمول فاصله میگیرد که خودِ مبارزه به تجربهای حسی بدل میشود. این صحنهها برای طرفداران مجموعه پاداشی بزرگاند، اما حتی برای بینندهای که داستان را کممایه مییابد نیز احتمالاً مهمترین دلیل تماشای فیلم خواهند بود. موسیقی و طراحی شنیداری موسیقی نورىهیتو سومیتومو یکی از عوامل تعیینکننده در شدت و حالوهوای فیلم است.
قطعات پرانرژی، مبارزهها را به اوج میبرند و به حرکتهای سریع و ضربههای سهمگین نیرویی افزوده میبخشند. موسیقی صرفاً پسزمینه نیست؛ گاهی عملاً ضرباهنگ صحنه را هدایت میکند و حس انتظار، فوران و آشوب را برجسته میسازد. البته تأکید مداوم بر هیجان شنیداری همیشه ظریف نیست. فریادها، ضربهها و موسیقی بلند در برخی لحظات چنان پیوسته میشوند که فرصت مکث و تأمل اندک باقی میماند.
این انتخاب با ماهیت پرشور مجموعه سازگار است، اما میتواند از تنوع عاطفی فیلم بکاهد. بااینحال، در لحظات مهم، موسیقی بهدرستی میان حماسه و اندوه نوسان میکند و یادآور میشود که پشت نمایش پرزرقوبرق قدرت، سرگذشتی دردناک جریان دارد. شخصیتها و طنز برولی مرکز عاطفی فیلم است، اما شخصیتهای آشنای مجموعه نیز در حفظ هویت آن نقش دارند.
« ضربهها قدرت دارند و حرکتها پیوسته و پرتنشاند، بیآنکه تماشاگر همیشه رشتهٔ کنش را گم کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گوکو همچنان شور مبارزه و کنجکاوی همیشگی خود را دارد؛ وجیتا با غرور و انضباطش تضادی روشن با او میسازد؛ و فریزا حضورش را با ترکیبی از تهدید و طنز تلخ همراه میکند. فیلم برای پرداخت عمیق به همهٔ آنان فرصت یکسانی ندارد، اما از ویژگیهای شناختهشدهشان بهخوبی استفاده میکند تا فضای داستان را زنده نگه دارد.
طنز در میان شدت نبردها حکم وقفهای کوتاه را دارد، هرچند همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. برخی شوخیها از تضاد میان شخصیتها و موقعیتهای پرتنش برمیآیند و طبیعی به نظر میرسند؛ برخی دیگر، بهویژه در کنار سرگذشت تلخ برولی، ناگهانی یا کماثر جلوه میکنند. بااینحال، حضور لحظات سبکتر مانع میشود فیلم سراسر در لحن حماسی و خشن فرو برود.
این تعادل گاه ناپایدار است، اما با روح کلی مجموعه تناسب دارد. تکرار، توضیح و محدودیتهای روایت یکی از ضعفهای محسوس فیلم، اصرار بر توضیح دوبارهٔ اطلاعات و تأکید چندباره بر نکتههایی است که مخاطب پیشتر دریافته است. این تکرارها، بهویژه در بخشهایی که فیلم میکوشد میان گذشته و زمان حال پیوند برقرار کند، از روانی روایت میکاهند.
گاهی توضیح کلامی جای اعتماد به تصویر و کنش را میگیرد؛ حال آنکه بسیاری از مناسبات شخصیتها را میشد با رفتار و واکنشهایشان روشن کرد. همچنین، قصه در لحظاتی که نیازمند مکث عاطفی است، با سرعت به سوی تقابل بعدی میرود. این شتاب باعث میشود برخی پیامدهای روانی زندگی برولی بیشتر اعلام شوند تا آنکه فرصت یابند در سکوت و کنش رسوخ کنند.
« طنز در میان شدت نبردها حکم وقفهای کوتاه را دارد، هرچند همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. »
قوتها و کاستیها
در سوی مقابل، فیلم برای صحنههای مبارزه زمان و فضای فراوانی فراهم میآورد. این نابرابری نشان میدهد که اثر در نهایت بیش از هر چیز بهعنوان نمایشگاهی از اکشن و انیمیشن ساخته شده است، نه درامی شخصیتمحور با پرداختی یکدست. جمعبندی «Dragon Ball Super: Broly» فیلمی است که در بخش داستانی بلندپروازی محدودی دارد، اما در بازآفرینی شخصیت محوری و آفرینش اکشنی خیرهکننده دستاوردی چشمگیر به دست میآورد.
مقدمهٔ کند، روایت نسبتاً ساده و توضیحهای تکراری از کاستیهای آناند؛ بااینحال، بازنگری در سرگذشت برولی، پیوند عاطفی میان خشونت و تنهایی، موسیقی پرتوان و انیمیشن خلاقانه، به فیلم هویتی فراتر از نبردی طولانی میبخشند. این اثر برای تماشاگرانی که در پی داستانی پیچیده و پرلایهاند، ممکن است رضایت کاملبخشی نداشته باشد.
اما برای دوستداران مجموعه، و نیز کسانی که از انیمیشن پرتحرک و صحنههای مبارزهٔ چشمگیر لذت میبرند، تجربهای پرانرژی و گاه تأثیرگذار است. زیر فریادها و ضربههای پیاپی، فیلم یادآوری میکند که برولی فقط نیرویی مهارنشدنی نیست؛ انسانی است که راهی جز خشونت برای بیان رنج خود نیاموخته است.
« در سوی مقابل، فیلم برای صحنههای مبارزه زمان و فضای فراوانی فراهم میآورد. »



ثبت دیدگاه