نقد و بررسی
نقد ساهو (Saaho) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاهطلبی در مقیاس بزرگ «Saaho» ساختهٔ Sujeeth، از همان آغاز میخواهد بیش از یک فیلم اکشن معمولی باشد: جهانی پر از رقابتهای زیرزمینی، قدرتهای پنهان، چهرههای مشکوک و داراییای مرموز که ارزش آن میتواند موازنهٔ قدرت را دگرگون کند. در این میان، مأموری مخفی وارد بازی میشود و پروندهای را دنبال میکند که بهتدریج از یک تعقیبوگریز پلیسی فراتر میرود.
فیلم در ساختن حسِ یک جهان بزرگ و پرتحرک موفق است؛ جهانی که قرار نیست کوچک، واقعگرا یا روزمره به نظر برسد. «Saaho» بهجای آنکه از مقیاس خود بکاهد، با اطمینان بر جلوه و اغراق تکیه میکند. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم منشأ دشواریهایش. تماشاگر با اثری روبهروست که میخواهد هم معمایی جنایی باشد، هم نمایش قدرت ستارهاش، هم ماجرایی عاشقانه و هم جشنی از صحنههای پرخرج.
این خواستهها در لحظاتی کنار هم قرار میگیرند و فیلم را تماشایی میکنند؛ اما در بخشهایی دیگر، هر کدام برای جلب توجه رقابت میکنند و به انسجام کلی لطمه میزنند. «Saaho» فیلمی است که شور و بلندپروازیاش را نمیتوان نادیده گرفت، حتی وقتی نتیجه به اندازهٔ نیت اولیهاش قانعکننده نیست.
روایت پرپیچوخم و مسئلهٔ انسجام داستان با طرحی جذاب آغاز میشود: گروههای تبهکار برای دستیابی به جعبهای سیاه و مرموز رقابت میکنند و حضور یک مأمور مخفی، مسیر این کشمکش را پیچیدهتر میسازد. این چارچوب، ظرفیت خوبی برای تعلیق دارد؛ زیرا هر شخصیت میتواند انگیزهای پنهان داشته باشد و هر اطلاعات تازه، برداشت تماشاگر از مناسبات قدرت را تغییر دهد.
« فیلم در ساختن حسِ یک جهان بزرگ و پرتحرک موفق است؛ جهانی که قرار نیست کوچک، واقعگرا یا روزمره به نظر برسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم نیز از همین امکان بهره میگیرد و با افشای تدریجی اطلاعات میکوشد کنجکاوی را زنده نگه دارد. مشکل از جایی آغاز میشود که پیچیدگیِ روایت بهجای آنکه حاصل پیوند دقیق میان رویدادها باشد، گاه به انباشتنِ رخدادها و چرخشهای پیدرپی میانجامد. برخی گرهها بهسرعت مطرح میشوند، اما برای جاافتادن یا ایجاد پیامد عاطفی فرصت کافی پیدا نمیکنند.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیشتر سرگرم کنار هم گذاشتن اطلاعات شود تا درگیر سرنوشت شخصیتها. پیچش داستانی، وقتی مؤثر است که پس از غافلگیری، معنای پیشین رویدادها را روشنتر کند؛ در «Saaho» این تعادل همیشه برقرار نیست و بعضی چرخشها بیش از آنکه طبیعی به نظر برسند، نشانهای از تلاش فیلم برای شگفتزدهکردن مخاطباند.
با این همه، نمیتوان انکار کرد که فیلم در حفظ نوعی بازیگوشی روایی توانایی دارد. اثر میخواهد مخاطب را در وضعیتی از تردید نگه دارد و برای کسانی که از داستانهای پررمزوراز و پرتحول لذت میبرند، همین حرکت مداوم میتواند سرگرمکننده باشد. ضعف اصلی نه در داشتن پیچوخم، بلکه در کمبود نظمی است که این پیچوخمها را به تجربهای کاملاً رضایتبخش تبدیل کند.
اکشن و زیباییشناسیِ نمایش یکی از آشکارترین نقاط قوت «Saaho» مقیاس بصری آن است. فیلم دوست دارد قابهای بزرگ، فضاهای چشمگیر و صحنههایی بسازد که تماشاگر را با حجم حرکت و تدارکات فنی روبهرو کنند. این جلوهگری صرفاً به تزئین محدود نمیماند؛ بخش مهمی از هویت فیلم را تشکیل میدهد. طراحی جهان اثر، از محیطهای پرزرقوبرق تا برخوردهای خشونتآمیز، نشان میدهد که کارگردان به دنبال نوعی سینمای عامهپسندِ حماسی و فرامرزی بوده است؛ سینمایی که میخواهد از قالب تریلر جنایی معمول فاصله بگیرد و به تماشاگر تجربهای بزرگتر عرضه کند.
« فیلم نیز از همین امکان بهره میگیرد و با افشای تدریجی اطلاعات میکوشد کنجکاوی را زنده نگه دارد. »
شخصیتها و اجرا
برخی صحنههای اکشن، بهواسطهٔ حرکت دوربین، تدوین پرشتاب و طراحی پرهیاهوی برخوردها، انرژی قابلتوجهی دارند. فیلم در این لحظات نیروی دیداری خود را به رخ میکشد و میتواند بهراستی سرگرمکننده شود. اما اکشن هرچه پرتعدادتر باشد، لزوماً اثرگذارتر نیست. وقتی انفجار، تعقیب، تیراندازی و نمایش تواناییهای قهرمان پشت سر هم میآیند، فرصت مکث و تغییر ضرباهنگ از میان میرود.
صحنهها بهجای آنکه هر بار شدت یا معنای تازهای بیفزایند، گاه به تکرار یک الگوی پرسروصدا بدل میشوند. این مسئله به ریتم کلی فیلم هم سرایت میکند. «Saaho» طولانی و پُرواقعه است و در بخشهایی، انبوه عناصر دیداری نمیگذارد روایت نفسی تازه کند. هرچه فیلم بیشتر بر مقیاس و شلوغی تکیه میکند، اهمیت انتخاب و ایجاز نیز بیشتر میشود؛ چیزی که اثر همیشه به آن پایبند نمیماند.
شخصیتها، ستاره و حضور زنان Prabhas مرکز ثقل فیلم است. حضور فیزیکی و هیبت ستارهای او با تصویری که فیلم از قهرمان میسازد سازگاری دارد: مردی رازآلود، نیرومند و مسلط بر موقعیتهایی که دیگران را آشفته میکند. با این حال، حضور پررنگ یک بازیگر بهتنهایی برای شکلگرفتن شخصیتی ماندگار کافی نیست.
فیلمنامه بیش از آنکه به درونمایهها و آسیبپذیریهای قهرمان بپردازد، بر کاریزما و تواناییهای بیرونی او تکیه میکند. از همین رو، تماشاگر ممکن است ظاهر قهرمان را بهخوبی به یاد بسپارد، اما ارتباط عاطفی عمیقی با او پیدا نکند. Shraddha Kapoor در نقش Amritha Nair، از معدود شخصیتهایی است که جایگاهش صرفاً به حضور زینتی در کنار قهرمان محدود نمیشود.
« برخی صحنههای اکشن، بهواسطهٔ حرکت دوربین، تدوین پرشتاب و طراحی پرهیاهوی برخوردها، انرژی قابلتوجهی دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
او در متن ماجرا نقش و عاملیت دارد و پیوندش با خط اصلی داستان، دستکم ظرفیت آن را فراهم میکند که به شخصیتی فعال تبدیل شود. همین نکته در مقایسه با برخی آثار اکشنِ ستارهمحور اهمیت دارد. با این حال، فیلم در پرورش کامل شخصیت او نیز یکدست نیست؛ گاهی به او فرصت اثرگذاری میدهد و گاهی دوباره به منطقِ نمایش قهرمان مرد بازمیگردد.
حضور زنانهٔ معنادار، در نتیجه، یکی از امتیازهای نسبی فیلم است، نه دستاوردی بینقص. اثر نشان میدهد که میتوان زنان را وارد کنش و تصمیمگیری کرد، اما برای رسیدن به شخصیتپردازی کاملتر، باید به انگیزهها و مسیر مستقل آنان نیز وزن بیشتری داد. بازیگران دیگر نیز در مجموعهای از چهرهها و جناحهای رقیب جای گرفتهاند؛ تنوعی که به گستردگی جهان فیلم کمک میکند، اما مجال رشد فردی همهٔ شخصیتها را فراهم نمیآورد.
جلوههای ویژه و کیفیت اجرا در فیلمی که اینچنین بر ابعاد بزرگ و حرکات نامتعارف تکیه دارد، جلوههای ویژه نقشی بنیادی دارند. موفقیت آنها فقط به میزان پیچیدگی فنی وابسته نیست؛ باورپذیریِ تصویر و هماهنگی آن با ضرباهنگ صحنه نیز اهمیت دارد. «Saaho» در بعضی لحظات، با ایجاد فضایی تماشایی و پرتحرک، از ظرفیت جلوههای تصویری بهخوبی استفاده میکند.
در لحظات دیگر، کیفیت بصری به اندازهٔ جاهطلبی صحنه نیست و فاصلهای میان آنچه فیلم میخواهد نشان دهد و آنچه واقعاً روی پرده شکل میگیرد، احساس میشود. این ناهمواری، بهویژه زمانی بیشتر به چشم میآید که صحنهای بهشدت بر نمایش شکوه و خطر متکی باشد. اگر تصویر نتواند وزن و واقعیتِ لازم را منتقل کند، تماشاگر از هیجان داستان فاصله میگیرد و متوجه ساختگیبودن صحنه میشود.
« همین نکته در مقایسه با برخی آثار اکشنِ ستارهمحور اهمیت دارد. »
قوتها و کاستیها
چنین شکافی در فیلمی که بخش بزرگی از نیروی خود را از نمایش بصری میگیرد، مهم است. در نتیجه، جلوههای ویژه گاه در خدمت جاهطلبی اثرند و گاه ناخواسته محدودیتهای آن را آشکار میکنند. ریتم، موسیقی و تأثیر کلی در میان جدیت ماجرا، لحظات موسیقایی و جلوهپردازیهای پرزرقوبرق به «Saaho» کیفیتی نمایشی میبخشند.
موسیقی و ترانهها بخشی از جهان پررنگ فیلماند و برای مخاطبی که با سینمای تجاری هند و پیوند میان اکشن، موسیقی و ستارهمحوری آشناست، میتوانند جذاب باشند. بااینحال، گنجاندن این عناصر در روایتی که از پیش با شخصیتها و رخدادهای فراوان پُر شده، همیشه به روانترشدن تجربه نمیانجامد. آهنگ و صحنهٔ نمایشی زمانی بیشترین اثر را دارند که با حالوهوای قصه پیوند بخورند؛ وگرنه ممکن است بیشتر شبیه توقفی میان دو بخش اکشن احساس شوند.
تأثیر نهایی فیلم به انتظاری بستگی دارد که تماشاگر از آن دارد. اگر معیار، قصهای فشرده و شخصیتپردازی دقیق باشد، «Saaho» ناامیدکننده است. اما اگر تماشاگر بهدنبال ماجرایی پرهیاهو، پرجلوه و آکنده از رقابت و حرکت باشد، فیلم لحظاتی سرگرمکننده و تصویری درخشان عرضه میکند. دوگانگی واکنشها به آن نیز از همینجا میآید: آنچه برای گروهی نشانهٔ جسارت و مقیاس بزرگ است، برای گروهی دیگر زیادهروی و آشفتگی به نظر میرسد.
جمعبندی «Saaho» اثری بلندپروازانه است که میخواهد در قالب یک تریلر اکشن، جهانی وسیع و پرزرقوبرق بنا کند. فیلم در خلق حس مقیاس، طراحی لحظات پرتحرک و حفظ جذابیتِ معمای مرکزی موفقیتهایی دارد؛ همچنین حضور زنان در متن کنش، هرچند کامل و بینقص نیست، از نقاط قابلاعتنای آن است. در سوی دیگر، فیلمنامه در پیوند دادن پیچشها و شخصیتها به انسجامی محکم ناکام میماند، اکشن پرتعداد گاه ریتم را فرسوده میکند و بازی Prabhas بیش از آنکه بر ظرافت درونی تکیه کند، به هیبت و حضور ستارهای وابسته است.
« چنین شکافی در فیلمی که بخش بزرگی از نیروی خود را از نمایش بصری میگیرد، مهم است. »
جمعبندی
حاصل، فیلمی نابرابر اما پرشور است: اثری که در لحظات دیداریاش میدرخشد، ولی برای آنکه این شکوه را به تجربهای ماندگار بدل کند، به روایت منسجمتر و عاطفهای عمیقتر نیاز داشت.



ثبت دیدگاه