نقد و بررسی
نقد Seriously Red | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای درخشان برای ورود به دنیای بدلها «Seriously Red» فیلمی استرالیایی به کارگردانی گریسی اتو و نویسندگی کرو بوایلن که در ظاهر با طرحی ساده و خندهآور آغاز میشود: زنی که از کار معمولی خود در حوزهٔ املاک دلزده شده، تصمیم میگیرد به بدلِ دالی پارتن بدل شود. اما ایدهٔ اصلی فیلم فقط به شوخی با کلاهگیسهای بزرگ، لباسهای پرزرقوبرق و شباهتهای ظاهری محدود نمیماند؛ زیر این ظاهر سرگرمکننده، پرسشی جدیتر پنهان است: آیا تقلید از چهرهای محبوب میتواند راهی برای یافتن خویشتن باشد، یا تنها نقابی تازه بر سردرگمیهای قدیمی میکشد؟
«رد» با دلسپردن به این حرفه وارد جمعی از بدلهای چهرههای موسیقی میشود؛ گروهی که در اجراهای کوچک، خاطرهٔ ستارگان را برای تماشاگران زنده نگه میدارند. این جهان، از همان ابتدا ظرفیت طنز، موسیقی و تأمل را توأمان دارد. فیلم در بخشهای آغازین بهخوبی از این ظرفیت بهره میگیرد و با معرفی محیطی رنگین و نامتعارف، کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد.
بااینحال، داشتن ایدهای جذاب بهتنهایی کافی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا فیلم میتواند این جهان را به داستانی به همان اندازهٔ پرکشش تبدیل کند؟ تقلید، هویت و میل به دیدهشدن محور مفهومی فیلم، رابطهٔ میان هویت و اجراست. بدلها فقط ترانه نمیخوانند یا لباس ستارهای را به تن نمیکنند؛ آنان در موقعیتهایی قرار میگیرند که مرز میان شخصیت خودشان و نقشی که بازی میکنند، پیوسته جابهجا میشود.
برای رد، دالی پارتن هم الگویی تحسینبرانگیز است و هم فرصتی برای بیرونآمدن از زندگی یکنواخت. او با ظاهر تازهاش جسارت بیشتری پیدا میکند و گویی از خلال اجرای دیگری، اجازه مییابد بخشی از وجود خودش را آشکار سازد. این تضاد، بنیان دراماتیک پرثمری میسازد: آیا اعتمادبهنفس رد از خودش میآید، یا از نقشی که برگزیده است؟
« این جهان، از همان ابتدا ظرفیت طنز، موسیقی و تأمل را توأمان دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آیا تماشاگران او را بهخاطر شخصیت مستقلش میبینند، یا بهسبب شباهتش به یک ستارهٔ محبوب؟ فیلم گاهی این پرسشها را با ظرافت مطرح میکند و گاهی از پرداختن کامل به پیامدهایشان بازمیماند. در نتیجه، تم مرکزی حاضر و قابلتشخیص است، اما همیشه به عمق لازم نمیرسد. رد؛ شخصیتی پرانرژی اما دشوار برای همراهی کرو بوایلن در نقش رد نیرویی سرزنده و آشکارا متعهد به شخصیتش دارد.
او نقش را با جسارت پیش میبرد و در لحظههای نمایشی، شور و شوقی به اجرا میبخشد که بهراحتی میتواند توجه مخاطب را جلب کند. رد در آغاز، شخصیتی غیرمنتظره است: جاهطلب، تکانشی و مشتاق تجربههایی که زندگی پیشینش از او دریغ کرده بود. همین بیپروایی به فیلم انرژی میدهد و اجازه نمیدهد روایت به درامی کاملاً متعارف بدل شود.
بااینهمه، پرجنبوجوشبودن با دوستداشتنیبودن یکی نیست. رد گاه چنان خودمحور یا نسنجیده رفتار میکند که فاصلهای میان او و تماشاگر شکل میگیرد. فیلم بهجای آنکه همیشه این رفتارها را بهعنوان بخشی از نقصهای معنادار او بپروراند، بعضی از آنها را به حال خود رها میکند. بنابراین تماشاگر ممکن است بفهمد چرا رد به این مسیر کشیده شده، بیآنکه الزاماً بخواهد در تمام فراز و فرودهایش همراه او بماند.
بازی بوایلن پرحرارت است، اما فیلمنامه همیشه همان اندازه به شخصیتپردازی او نیرو نمیدهد. گروه بدلها و جذابیت شخصیتهای فرعی یکی از دلپذیرترین جنبههای فیلم، جمع بدلهای موسیقی و شیوهٔ کنار هم قرارگرفتن آدمهایی است که هر یک به نوعی در سایهٔ چهرهای مشهور زندگی میکنند. این اجتماع امکان میدهد فیلم فقط به رد محدود نماند و شکلهای گوناگون رابطه با شهرت، نقش و خودنمایی را به نمایش بگذارد.
« آیا تماشاگران او را بهخاطر شخصیت مستقلش میبینند، یا بهسبب شباهتش به یک ستارهٔ محبوب؟ »
شخصیتها و اجرا
گاه شخصیتهای فرعی با چند لحظه حضور، بیش از آنکه روایت اصلی فرصت مییابد، توجه را به خود میکشانند؛ بهویژه بدل الویس که بازی رز برن به او سرزندگی و حضوری چشمگیر میدهد. رابطهٔ رد با کنی راجرز نیز قرار است هم داستانی عاشقانه باشد و هم بخشی از بررسی مرز میان نقش و زندگی واقعی. بااینحال، این خط داستانی به اندازهای که وعده میدهد، منسجم و پرورده نمیشود.
شخصیتها گاهی بیشتر به نشانههایی برای پیشبرد مضمون شباهت دارند تا آدمهایی که خواستهها و تناقضهایشان بهطور کامل مجال بروز یافته باشد. در میان بازیگران مکمل، رابرت کاناواله و دنیل وبر به فضای بدلها وزن میدهند، اما فیلم همواره از ظرفیت همهٔ شخصیتهایش استفاده نمیکند. موسیقی و لحن: شور صحنه، نوسان روایت آوازها از مهمترین منابع انرژی فیلماند.
حضور موسیقی به اثر رنگ و حرکت میدهد و اجرای ترانهها، بهویژه در لحظههایی که شخصیتها روی صحنه قرار میگیرند، حالوهوایی سرگرمکننده میآفریند. فیلم از جاذبهٔ ترانههای شناختهشده و تصویر نمادین ستارگان بهره میبرد، اما جذابیت آن تنها در نوستالژی نیست؛ موسیقی فرصتی است تا شخصیتها احساساتی را بروز دهند که در زندگی روزمره پنهان نگه میدارند.
با وجود این، پیوند میان بخشهای موزیکال و روایت همیشه طبیعی نیست. گاهی به نظر میرسد فیلم میخواهد به یک موزیکال تمامعیار نزدیک شود، اما سپس از تعهد کامل به آن عقب مینشیند. در لحظههایی دیگر، موسیقی بیشتر نقش تزئین دارد تا نیرویی که مسیر داستان یا تحول شخصیتها را دگرگون کند. نتیجه، لحنی است که میان کمدی سبک، درام هویتی و نمایش موزیکال در رفتوآمد است؛ رفتوآمدی که گاهی نشاطآور و گاهی نامتعادل به نظر میرسد.
« رابطهٔ رد با کنی راجرز نیز قرار است هم داستانی عاشقانه باشد و هم بخشی از بررسی مرز میان نقش و زندگی واقعی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلمنامه و ریتم؛ وعدهای که کامل نمیشود فیلم در شروع، با سرعت و تازگی خوبی پیش میرود. ورود رد به دنیای بدلها و آشنایی با قواعد نامتعارف آن، زمینهای فراهم میکند که شوخیها و موقعیتهای تازه از دل داستان بیرون بیایند. اما هرچه روایت جلوتر میرود، این تازگی کمکم جای خود را به پراکندگی میدهد.
چند مسیر عاطفی و موضوعی مطرح میشوند، ولی همهٔ آنها با قوت یکسان دنبال نمیشوند؛ در نتیجه، بعضی لحظهها بیش از آنکه حاصل تحول تدریجی باشند، شبیه گامهایی ضروری برای رسیدن به مرحلهٔ بعدی روایت جلوه میکنند. ضعف اصلی نه فقدان ایده، بلکه ناتوانی در تبدیل ایدهها به ساختاری کاملاً منسجم است.
فیلم دربارهٔ پذیرفتن خویشتن حرف میزند، اما مسیر رسیدن به این دریافت را آنقدر دقیق و پیوسته نمیچیند که نتیجه همیشه بهطور کامل earned و اقناعکننده به نظر برسد. بخش پایانی نیز، بیآنکه نیاز باشد جزئیاتش بازگو شود، نسبت به شروع کمرمقتر است و نمیتواند همهٔ رشتههای داستان را با ظرافتی یکسان به هم پیوند دهد.
همین لغزش در ریتم و پرداخت، از اثرگذاری احساسی فیلم میکاهد. کمدی و کیفیت اجرا طنز «Seriously Red» بیشتر از موقعیتهای نامعمول و برخورد شخصیتها با دنیای پرزرقوبرق بدلها نیرو میگیرد. گاهی این شوخیها خوشزمان و بامزهاند؛ گاهی هم فیلم به اغراق و اداهای آشکار تکیه میکند، بیآنکه هر بار نتیجهای به همان اندازه خندهدار یا تأملبرانگیز به دست آورد.
« فیلمنامه و ریتم؛ وعدهای که کامل نمیشود فیلم در شروع، با سرعت و تازگی خوبی پیش میرود. »
قوتها و کاستیها
این نوسان باعث میشود اثر برای همهٔ مخاطبان تجربهای یکسان نباشد: علاقهمندان به دالی پارتن و فضای موسیقی کانتری احتمالاً با اشتیاق بیشتری وارد جهان فیلم میشوند، درحالیکه کسانی که به دنبال کمدی منسجم و داستانی پرکششاند ممکن است کمتر درگیر شوند. از سوی دیگر، جزئیات ظاهری بدلها و گریمها بخشی از زبان طنز فیلماند، اما همهٔ آنها به یک اندازه موفق نیستند.
در بهترین لحظهها، ظاهر صحنهای شخصیتها بخشی از هویت نمایشیشان را میسازد؛ در ضعیفترین لحظهها، توجه به آرایش و پوشش جای پرداخت دقیقتر روابط و انگیزهها را میگیرد. همین تفاوت، فاصلهٔ میان جهان تصویری جذاب فیلم و اجرای روایی ناپایدارش را برجسته میکند. جمعبندی «Seriously Red» فیلمی است با هستهای اصیل و پرکشش: داستان زنی که با بدلشدن به نماد محبوبش، راهی برای تجربهٔ زندگی متفاوت میجوید.
موسیقی، فضای رنگارنگ و بازی پرشور کرو بوایلن، بههمراه حضور بهیادماندنی رز برن، به فیلم لحظههایی سرزنده و دلپذیر میبخشند. اما شخصیت اصلی برای همه بهآسانی دوستداشتنی نمیشود، برخی مسیرهای فرعی نیمهتمام میمانند و روایت در ادامه آن انسجامی را که شروعش نوید میدهد حفظ نمیکند.
حاصل کار، فیلمی است که بیش از آنکه یک درام هویتی کاملاً پرداختشده باشد، مجموعهای از لحظههای بامزه، موسیقی و ایدههای جالب است؛ لحظههایی که گاه درخشاناند و گاه به نتیجهای کماثر میرسند. تماشاگرانی که از فضای بدلهای موسیقی، شوخیهای نامتعارف و ارجاع به جهان دالی پارتن لذت میبرند، احتمالاً نکتههای دوستداشتنی فراوانی در آن خواهند یافت.
« از سوی دیگر، جزئیات ظاهری بدلها و گریمها بخشی از زبان طنز فیلماند، اما همهٔ آنها به یک اندازه موفق نیستند. »
جمعبندی
اما برای کسانی که انسجام داستانی و تحول عمیق شخصیت را در اولویت میگذارند، «Seriously Red» بیش از آنکه کاملاً رضایتبخش باشد، یادآور فیلمی است که ایدهٔ بسیار خوبی داشت، اما در تحقق همهٔ وعدههایش به اندازهٔ کافی پیش نرفت.
ثبت دیدگاه