نقد و بررسی
نقد مرگ یک ملت (Death of a Nation) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستند در مقام جدل سیاسی «Death of a Nation» بیش از آنکه مستندی تاریخی با فاصلهای سنجیده از موضوع خود باشد، رسالهای سیاسی است که ابزارهای سینما را برای دفاع از یک موضع به کار میگیرد. فیلم، با کارگردانی Dinesh D’Souza و Bruce Schooley، دو دورهٔ تاریخی را کنار هم میگذارد: ریاستجمهوری Abraham Lincoln در میانهٔ بحران جنگ داخلی آمریکا و ریاستجمهوری Donald Trump در فضای قطبی سیاست معاصر.
پرسش مرکزی اثر، دستکم در ظاهر، دربارهٔ دوام یک ملت و واکنش مخالفان سیاسی به نتیجهٔ انتخابات است؛ اما پاسخ فیلم از همان ابتدا به سوی نتیجهای از پیش تعیینشده سوق پیدا میکند. در اینجا تاریخ نه عرصهای برای آزمودن فرضیهها، بلکه مادهٔ خامی برای ساختن استدلالی حزبی است. این جهتگیری لزوماً بهخودیخود عیب یک فیلم سیاسی نیست.
مستند میتواند صریح، جدلی و حتی جانبدارانه باشد، مشروط بر آنکه شیوهٔ استدلالش روشن باشد و شواهد را با دقت و انصاف عرضه کند. مسئلهٔ اصلی «Death of a Nation» آن است که مرز میان روایت، تفسیر و حکم قطعی را کمرنگ میکند. فیلم از تماشاگر نمیخواهد صرفاً با یک دیدگاه مواجه شود؛ پیدرپی او را به پذیرش همان دیدگاه فرامیخواند و در بسیاری از لحظهها مجال اندیشیدن مستقل را محدود میسازد.
قیاس لینکلن و ترامپ محور روایی فیلم، تشبیه Lincoln به Trump است: هر دو رئیسجمهورهایی معرفی میشوند که مخالفانشان نتیجهٔ انتخابات را نپذیرفتند و برای تضعیفشان به بدنامسازی سیاسی متوسل شدند. این قیاس ظرفیت دراماتیک دارد؛ دو چهره از دو دورهٔ متفاوت میتوانند بهانهای شوند برای بررسی استمرار منازعه، مشروعیت سیاسی و معنای مخالفت در دموکراسی.
« در اینجا تاریخ نه عرصهای برای آزمودن فرضیهها، بلکه مادهٔ خامی برای ساختن استدلالی حزبی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، قیاس تاریخی تنها زمانی روشنگر است که هم شباهتها و هم تفاوتهای زمینهای را جدی بگیرد. فیلم عمدتاً بر شباهتهایی دست میگذارد که به نتیجهٔ موردنظرش خدمت میکنند و فاصلهٔ میان دو دوره را کمرنگ میسازد. جنگ داخلی، بردهداری و گسست ساختاری آمریکا در زمان Lincoln را نمیتوان بیواسطه همسنگ منازعات انتخاباتی و حزبی دوران Trump گرفت.
همچنین، مخالفت با یک رئیسجمهور در نظام سیاسی معاصر، بهخودیخود معادل رد نتیجهٔ انتخابات نیست؛ اعتراض، نقد عملکرد و مخالفت با سیاستهای دولت نیز بخشی از حیات سیاسیاند. وقتی این تمایزها کمرنگ شوند، تشبیه به جای آنکه تاریخ را روشن کند، آن را به استعارهای آماده برای منازعهٔ امروز بدل میسازد.
تاریخ گزینشی و محدودیت استدلال یکی از ضعفهای اساسی اثر، نحوهٔ استفاده از تاریخ است. فیلم رخدادها و چهرههای گذشته را در روایتی کلان از رقابت دو حزب میچیند و از آنها برای اثبات ادعاهایی دربارهٔ سیاست معاصر بهره میگیرد. چنین روشی بهخودیخود نیازمند دقت ویژه است: باید روشن شود کدام واقعیت تاریخی نقل میشود، چه تفسیری بر آن افزوده شده و چه شواهدی ممکن است تصویر را پیچیدهتر کند.
اما فیلم غالباً این لایهها را از هم جدا نمیکند. حاصل، روایتی است که اطمینانش از پیچیدگی موضوع بیشتر به نظر میرسد. مشکل دیگر، غیبت جدی دیدگاههای رقیب است. اثر بهندرت مکث میکند تا قویترین صورت استدلال مخالف را عرضه کند یا نشان دهد چرا یک واقعیت تاریخی ممکن است بیش از یک تفسیر داشته باشد.
« بااینحال، قیاس تاریخی تنها زمانی روشنگر است که هم شباهتها و هم تفاوتهای زمینهای را جدی بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، مخاطبی که از پیش با موضع فیلم همدل است احتمالاً با مجموعهای از تأییدها روبهرو میشود؛ اما تماشاگر مردد کمتر با پرسشی دقیق و بیشتر با زنجیرهای از گزارههای خطابی مواجه است. این یکسویهبودن، نیروی اقناعی فیلم را محدود میکند: استدلالی که از آزمون جدی دیدگاههای دیگر پرهیز کند، ممکن است برای همفکران پرشور باشد، اما برای مخاطب منتقد کمتر باورپذیر خواهد بود.
بازسازیهای تاریخی و زبان تصویر فیلم برای زندهکردن گذشته به بازسازیهای نمایشی روی میآورد و در کنار آن، تصاویر آرشیوی و حضور راوی را به کار میگیرد. از نظر بالقوه، این انتخاب میتواند به اثری سیاسی تنوع بصری بدهد و فاصلهٔ میان بحث نظری و تجربهٔ تاریخی را کاهش دهد. بازسازی، بهویژه هنگامی که سند تصویری در دسترس نیست، میتواند راهی برای تصور فضا و موقعیت باشد؛ به شرط آنکه کیفیت اجرا با اهمیت موضوع تناسب داشته باشد و فیلم تفاوت میان بازآفرینی و مدرک تاریخی را پنهان نکند.
در این اثر، بازسازیها غالباً بیش از آنکه به جهان تاریخی جان بدهند، مصنوعی و کمجان به نظر میرسند. آنها نه از نظر بازی و طراحی صحنه بهاندازهٔ کافی متقاعدکنندهاند و نه چنان سبکپردازی شدهاند که آشکارا در قلمرو تمثیل قرار گیرند. همین وضعیت، تمرکز تماشاگر را از محتوای استدلال به ساختگیبودن اجرا منتقل میکند.
جلوهٔ تصویری هنگامی اثرگذار است که در خدمت فهم باشد؛ در اینجا گاه به نشانهای از فاصلهٔ میان ادعای بزرگ فیلم و توان اجرایی آن بدل میشود. تدوین، ریتم و حضور راوی روایت بهشدت بر گفتار و توضیح مستقیم تکیه دارد. راوی بهجای آنکه تصاویر و اسناد را در فضایی باز برای تأمل قرار دهد، اغلب معنا را از پیش تعیین میکند و سپس مواد تصویری را در تأیید آن میچیند.
« در این اثر، بازسازیها غالباً بیش از آنکه به جهان تاریخی جان بدهند، مصنوعی و کمجان به نظر میرسند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه، فرصت کشف را از مخاطب میگیرد: بهجای آنکه بتواند رابطهٔ میان شواهد را خود بسنجد، بارها با تفسیر آمادهای روبهرو میشود که مجال مکث و ابهام را اندک میگذارد. کندی ریتم نیز صرفاً نتیجهٔ طولانیبودن بحثهای تاریخی نیست؛ بیشتر از انباشتهشدن تأکیدهای مشابه و بازگشت پیدرپی به نتیجهای واحد سرچشمه میگیرد.
تدوین، بهجای آنکه میان روایت تاریخی، تصویر معاصر و استدلال سیاسی تنشی سازنده ایجاد کند، گاه بخشها را به شکل رشتهای از ادعاها کنار هم قرار میدهد. به این ترتیب، فیلم در لحظههایی که میخواهد قاطع و پرشتاب باشد، ایستا میشود و در بخشهایی که به توضیح بیشتر نیاز دارد، از بررسی دقیق میگریزد.
ارزش موضوع و محدودیت دیدگاه با وجود ضعفهایش، انتخاب موضوع کاملاً بیاهمیت نیست. پیوند میان حافظهٔ تاریخی و نزاع سیاسی امروز، مسئلهای است که سزاوار بررسی است: چگونه احزاب گذشتهٔ ملی را بازتعریف میکنند؟ چه زمانی مخالفت سیاسی به نفی مشروعیت بدل میشود؟ و آیا تشبیه چهرههای معاصر به رهبران تاریخی میتواند فهمی دقیقتر بسازد یا فقط قطببندی را تشدید میکند؟
«Death of a Nation» این پرسشها را به صحنه میآورد، اما کمتر از ظرفیت آنها برای گشودن بحث بهره میگیرد. ازاینرو، بهترین راه مواجهه با فیلم آن است که آن را نه بهعنوان گزارشی بیطرف از تاریخ، بلکه بهمثابه نمونهای از سیاستورزی از طریق سینما ببینیم. تماشای آن میتواند برای فهم شیوههایی مفید باشد که در آنها تصاویر، بازسازیها و قیاسهای تاریخی به ساختن موضع سیاسی کمک میکنند؛ اما پذیرفتن ادعاهای تاریخیاش بدون سنجش مستقل، مخاطرهآمیز است.
« ارزش موضوع و محدودیت دیدگاه با وجود ضعفهایش، انتخاب موضوع کاملاً بیاهمیت نیست. »
قوتها و کاستیها
اثر بیش از آنکه راهی برای فهم پیچیدگی گذشته بگشاید، نشان میدهد چگونه گذشته میتواند در خدمت نزاعهای اکنون قرار گیرد. جمعبندی «Death of a Nation» ایدهای بحثبرانگیز و از نظر سینمایی بالقوه جذاب را انتخاب میکند: قرار دادن ریاستجمهوری Lincoln و Trump در کنار یکدیگر برای تأمل دربارهٔ بحران، مخالفت و مشروعیت سیاسی.
اما اجرای این ایده زیر بار قیاسهای شتابزده، گزینش یکطرفهٔ شواهد و اصرار بر نتیجهای از پیش معلوم، توان خود را از دست میدهد. بازسازیهای تاریخی به فیلم تنوعی ظاهری میدهند، ولی ضعف اجرا و تدوین کمرمق مانع از آن میشود که این تنوع به تجربهای منسجم تبدیل شود. ارزش اثر، در نهایت، کمتر در پاسخهایی است که عرضه میکند و بیشتر در پرسشهایی است که ناخواسته دربارهٔ مرز تاریخنگاری و تبلیغ سیاسی پیش میکشد.
برای تماشاگر علاقهمند به مستندهای سیاسی، فیلم نمونهای قابل بحث از روایتی است که میکوشد گذشته را به زبان منازعهٔ امروز بازگو کند؛ اما بهعنوان تحلیل تاریخی، به فاصلهگذاری، توازن و سنجش انتقادی بیشتری نیاز دارد.



ثبت دیدگاه