نقد و بررسی
نقد یک سال سخت (A Difficult Year) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنز میان بدهی و آرمان «A Difficult Year» ساختهٔ Éric Toledano و Olivier Nakache، از برخورد دو جهان شکل میگیرد که در ظاهر چندان نسبتی با یکدیگر ندارند: جهان بدهکارانی که هر روز را با حسابوکتابِ جانبهدربردن میگذرانند و جهان کنشگران جوانی که خواهان تغییری بنیادین در شیوهٔ مصرف و رابطهٔ انسان با طبیعتاند.
آلبر و برونو، دو مرد گرفتار بدهی و عادتهای خرجکردنِ مهارنشده، نه از سر اعتقاد که با امید به خوراکی و نوشیدنی رایگان وارد جمعی از فعالان محیطزیست میشوند. همین انگیزهٔ کوچک و خودخواهانه، موتور کمدی فیلم است؛ اما در پس آن پرسشی جدیتر قرار دارد: وقتی آدمی زیر فشار نیازهای فوری است، تا چه اندازه میتواند به آینده و مسئولیت جمعی بیندیشد؟
فیلم از این تضاد، موقعیتهایی برای طنز میسازد و گاه نیز به تأملی اجتماعی نزدیک میشود. بااینحال، میان این دو سویه همیشه تعادل برقرار نمیماند. «A Difficult Year» ایدهای پربار در اختیار دارد، اما در مسیر پرداخت آن بارها میان هجو، کمدی موقعیت، داستان عاشقانه و درام اجتماعی رفتوآمد میکند؛ رفتوآمدی که گاهی به تنوع میانجامد و گاهی تمرکز اثر را میگیرد.
دو قهرمانِ فرصتطلب آلبر و برونو قهرمانانی نیستند که از همان ابتدا بتوان بهسادگی دوستشان داشت. آنان مدام راهی برای دور زدن وضعیت پیدا میکنند و در برخورد با دیگران، بیش از آنکه به پیامد کارهایشان بیندیشند، به منفعت فوری خود نظر دارند. همین خصلت، سرچشمهٔ بخش قابلتوجهی از شوخیهای فیلم است: دو مردی که حتی حضورشان در یک جنبش اجتماعی را نیز به فرصتی برای آسودهتر گذراندن روز بدل میکنند.
« فیلم از این تضاد، موقعیتهایی برای طنز میسازد و گاه نیز به تأملی اجتماعی نزدیک میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب در اساس هوشمندانه است. فیلم به جای آنکه شخصیتهایش را از ابتدا به الگوهای اخلاقی یا قهرمانان تحولیافته تبدیل کند، اجازه میدهد خودخواهی و درماندگی آنان در کنار هم دیده شود. بااینحال، آلبر و برونو گاهی بیش از اندازه به ابزار تولید موقعیتهای کمیک تبدیل میشوند. رفتارهایشان ممکن است خندهآور باشد، اما فیلم همیشه به اندازهٔ کافی به انگیزهها و تناقضهای درونی آنان نزدیک نمیشود.
از همین رو، رابطهٔ میان تماشاگر و این دو شخصیت بیشتر بر پایهٔ سرگرمی و همراهی با دردسرهایشان شکل میگیرد تا شناختی عمیق از آنان. برخورد دو طبقه از اضطرار وجه اجتماعی فیلم در تقابل میان گرفتاری مالی آلبر و برونو و آرمانگرایی کنشگران جوان نمایان میشود. برای کسی که هر روز با بدهی، بیثباتی و کمبود دستوپنجه نرم میکند، دعوت به کاهش مصرف ممکن است نه توصیهای رهاییبخش، بلکه خواستهای دور از تجربهٔ زیستهاش به نظر برسد.
در سوی دیگر، کنشگران نیز بهدرستی نسبت به مصرفگرایی و تخریب محیطزیست حساساند، اما گاهی از دشواریهای روزمرهٔ کسانی که توان انتخابهای اخلاقیِ پرهزینه را ندارند، فاصله میگیرند. فیلم از این برخورد، پرسشی مهم بیرون میکشد: آیا میتوان از آدمها انتظار داشت به مسئلهای بزرگ و درازمدت پاسخ دهند، وقتی نیازهای فوری زندگی مجال نفس کشیدن از آنان گرفته است؟
قوت این پرسش در آن است که فیلم سادهانگارانه تنها یک طرف را محکوم نمیکند. بدهکاران و کنشگران هر دو تناقضهایی دارند و هیچیک نمایندهٔ کامل حقیقت نیستند. بااینحال، اثر این کشمکش را بهطور پیوسته بسط نمیدهد. هر بار که به نظر میرسد بحثی جدیتر در حال شکلگرفتن است، شوخی تازه یا موقعیتی شلوغ مسیر را عوض میکند؛ گویی فیلم از ماندن در تنشهای اخلاقیای که خود ساخته، پرهیز دارد.
« بااینحال، آلبر و برونو گاهی بیش از اندازه به ابزار تولید موقعیتهای کمیک تبدیل میشوند. »
شخصیتها و اجرا
کمدیِ مؤثر و انباشت شوخیها شوخیهای موفق فیلم اغلب از شکاف میان ظاهر و باطن شخصیتها میآیند: کسانی که در جمعی آرمانخواه حاضرند، اما نیتشان بسیار زمینی و شخصی است؛ یا مردانی که هر موقعیت را از زاویهٔ سود و زیان خود میسنجند. این تضادها ظرفیت کمدی دارند و چند صحنه نیز با ریتم مناسب از آن بهره میبرند.
فیلم همچنین از هجو رفتارهای مصرفگرایانه و نمایش مضحک برخی مناسک اجتماعی سود میبرد؛ شوخیهایی که بهجای توضیح مستقیم، تناقض را در خود موقعیت آشکار میکنند. اما مشکل زمانی پدید میآید که شوخیها فرصت فرود آمدن پیدا نمیکنند. فیلم گاه هر مکث را با جملهای دیگر، واکنشی تازه یا قطعهای موسیقایی پر میکند و در نتیجه، لحظهای که میتوانست بهتنهایی خندهدار باشد، در ازدحام شوخیهای بعدی کماثر میشود.
این تراکم بهویژه در آغاز فیلم محسوس است: تماشاگر هنوز فرصت نیافته با فضای اثر و شخصیتها خو بگیرد که فیلم با شتاب میکوشد لحن کمیک خود را تثبیت کند. حاصل، شروعی نابرابر است که ممکن است از همان ابتدا فاصلهای میان فیلم و مخاطب ایجاد کند. ریتم، گفتوگو و کمبود درام «A Difficult Year» فیلمی پرحرف است.
شخصیتها دربارهٔ وضعیت خود، انگیزههایشان و مسائل اجتماعی پیرامونشان بسیار سخن میگویند؛ گاهی این گفتوگوها به شوخی کمک میکنند و گاهی اطلاعات و ایدههایی را منتقل میکنند که برای فهم موقعیت لازماند. اما اتکای زیاد به دیالوگ، جای کنش دراماتیک را میگیرد. در بخشهایی، فیلم بیش از آنکه تحول شخصیتها را در رفتار و انتخابهایشان نشان دهد، آن را در کلام توضیح میدهد.
« این تضادها ظرفیت کمدی دارند و چند صحنه نیز با ریتم مناسب از آن بهره میبرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همینجا مسئلهٔ ریتم نیز سر برمیآورد. فیلم ایدههای متعددی دارد، اما همهٔ آنها به یک اندازه دراماتیک نمیشوند. برخی موقعیتها بهاندازهای طول میکشند که شوخی یا کشمکش اصلیشان پیش از پایان صحنه فرسوده میشود. در مقابل، لحظههایی که میتوانستند رابطهٔ شخصیتها را دگرگون کنند یا بُعدی تازه به بحران مالیشان بدهند، گاه شتابزده پشت سر گذاشته میشوند.
تماشاگر در نتیجه با اثری روبهرو است که همزمان پرتحرک و کند به نظر میرسد: پرتحرک از نظر گفتوگو و شوخی، اما کند در پیشبرد درام. رگهٔ عاشقانه و دگرگونی تدریجی در کنار طنز اجتماعی، فیلم رگهای عاشقانه نیز دارد. این خط داستانی به اثر امکان میدهد مسئلهٔ تغییر را از سطح عقیدههای عمومی به قلمرو ارتباط فردی بیاورد.
آلبر در مواجهه با کَکتوس و گروه کنشگران، تنها با آرمانی متفاوت روبهرو نیست؛ او با انسانی مواجه میشود که جدیت و شیوهٔ زندگیاش با محاسبهگری روزمرهٔ او تضاد دارد. این برخورد میتواند روزنهای برای کشف چیزهایی باشد که پیشتر در زندگیاش نادیده گرفته است. بااینحال، رابطهٔ عاطفی به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی قوام نمییابد.
کشش میان شخصیتها گاه بیش از آنکه از شناخت تدریجی و گفتوگوی معنادار برآید، به الزامهای روایی وابسته میشود. فیلم میخواهد هم از فاصلهٔ میان آنها کمدی بسازد و هم از امکان نزدیکشدنشان داستانی عاطفی پدید آورد، اما این دو هدف همیشه در یک مسیر قرار نمیگیرند. به همین دلیل، رگهٔ عاشقانه به داستان رنگ و تنوع میدهد، ولی در بسیاری از لحظات عمق عاطفی لازم را پیدا نمیکند.
« از همینجا مسئلهٔ ریتم نیز سر برمیآورد. »
قوتها و کاستیها
بازیها و لحن فیلم بازی Pio Marmaï و Jonathan Cohen در کنار هم از نقاط قوت اثر است. هر دو به حماقتها و فرصتطلبی شخصیتهایشان حالوهوایی بازیگوش میبخشند، بیآنکه آنها را صرفاً به چهرههایی نفرتانگیز تبدیل کنند. هماهنگی میانشان بهویژه در موقعیتهایی که نقشههایشان از کنترل خارج میشود، به کمدی جان میدهد.
Noémie Merlant نیز در نقش کَکتوس شخصیتی پرانرژی و مطمئن میسازد که حضورش در تضاد با بیقیدی دو مرد قرار میگیرد. Mathieu Amalric در نقش مددکار، هرچند در بخشی از ظرفیتهایش کمتر از انتظار بهره گرفته میشود، به پیوند میان بحران شخصی و مسئلهٔ اجتماعی کمک میکند. لحن فیلم اما همواره به یک اندازه سنجیده نیست.
موسیقی و شوخیهای پرشمار گاه اجازه نمیدهند لحظههای دشوار بهدرستی وزن پیدا کنند. این انتخاب میتواند نوعی سرخوشیِ آگاهانه و بیاعتنا به قواعد درام باشد، اما در برخی صحنهها بیشتر به تضعیف جدیت منجر میشود تا ساختن طنزی گزنده. فیلم قصد ندارد به رسالهای سنگین دربارهٔ بحران اقلیمی یا فقر بدل شود، ولی برای آنکه طنزش اثرگذار بماند، باید پیوند روشنتری میان خنده و پیامدهای واقعی موضوعاتش برقرار کند.
جمعبندی «A Difficult Year» بر ایدهای جذاب بنا شده است: دو بدهکار که از سر منفعتجویی وارد جنبشی آرمانخواه میشوند و در مسیر، با امکان دیدن جهان از زاویهای تازه روبهرو میگردند. این طرح زمینهٔ شوخیهای موفق، تقابلهای اجتماعی و لحظههایی از سرگرمی را فراهم میکند. فیلم همچنین به نکتهای ارزشمند دست میگذارد: دشواریِ پیوند دادن دغدغههای بلندمدت با اضطرارهای ملموس زندگی روزانه.
« بازیها و لحن فیلم بازی Pio Marmaï و Jonathan Cohen در کنار هم از نقاط قوت اثر است. »
جمعبندی
بااینهمه، پراکندگی لحن، انباشت شوخیها، گفتوگوهای بیش از حد و درامی که گاه به اندازهٔ ایدههایش پرورده نمیشود، مانع از آن است که فیلم از ظرفیت بالقوهاش بهتمامی بهره ببرد. اثر در بهترین لحظاتش طنزی انسانی دربارهٔ خودفریبی و تناقضهای روزمره است؛ در ضعیفترین لحظات، میان موضوعات متعدد خود سرگردان میماند.
حاصل فیلمی نابرابر اما قابلتأمل است که بیش از آنکه پاسخی قطعی عرضه کند، پرسشی را در ذهن میگذارد: آیا برای اندیشیدن به آینده، نخست باید از اضطرار امروز رها شد؟



ثبت دیدگاه