نقد و بررسی
نقد زبر و زرنگها 1991 (Hot Shots!) | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
هجوِ پرشتابِ آسمان و اسطوره «Hot Shots!» ساختهٔ جیم آبراهامز، کمدیای است که از همان آغاز مأموریت خود را روشن میکند: نه بازآفرینی جدیِ قهرمانان جنگی، بلکه برهمزدنِ جدیتِ پرطمطراق آنها. فیلم بیش از همه «تاپ گان» را هدف میگیرد، اما شوخیهایش را به یک اثر محدود نمیکند و از چندین فیلم پرآوازهٔ دیگر نیز وام میگیرد تا کلیشههای سینمایی را درهم بیامیزد.
حاصل، پارودیای پرتحرک است که هواپیما، یونیفورم، مأموریت محرمانه و گذشتهٔ خانوادگی را به مواد خامِ کمدی بدل میکند. داستانی برای پیوند دادن شوخیها در مرکز ماجرا تاپر هارلی، خلبانی بااستعداد اما گرفتارِ گذشتهای سنگین، قرار دارد. او برای روبهروشدن با خاطرات خانوادگی و شرکت در مأموریتی خطرناک به خدمت بازمیگردد؛ مأموریتی که رد پای منافع تجاری و خرابکاری در آن دیده میشود.
رابطهٔ او با رامادا تامپسون نیز رشتهای عاطفی به روایت میافزاید. این خط داستانی، هرچند بهتنهایی میتواند چارچوب یک درام نظامی متعارف باشد، در فیلم بیشتر نقش ریل را دارد: وسیلهای برای عبور از صحنهای کمیک به صحنهٔ بعدی، نه بستری برای کاوش روانشناختیِ عمیق. همین انتخاب، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم محدودیت آن.
داستان بهاندازهای منظم هست که تماشاگر مسیر کلی را گم نکند، اما شوخیها پیوسته از آن پیشی میگیرند. هرگاه طرح میکوشد جدی شود، فیلم با اغراق یا یک گسستِ طنزآمیز، آن جدیت را خنثی میکند. بنابراین انتظار یک روایت نظامیِ پرتعلیق یا عاشقانهای پرورده، چندان با ماهیت اثر سازگار نیست؛ «Hot Shots!» بیش از آنکه داستانی را با ظرافت بسط دهد، از داستان بهعنوان سکویی برای هجو استفاده میکند.
« رابطهٔ او با رامادا تامپسون نیز رشتهای عاطفی به روایت میافزاید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سازوکار هجو و بازی با کلیشهها مهمترین منبع کمدی فیلم، فاصلهٔ میان لحن حماسیِ سینمای جنگی و رفتارهای مضحک شخصیتهاست. قهرمانان با همان زبان و ژستهای آشنای فیلمهای اکشن ظاهر میشوند، اما فیلم مدام این تصویر را از درون سوراخ میکند. شکوهِ پرواز، رفاقت نظامی، رقابت خلبانان و اندوهِ گذشته، هیچکدام از شوخی مصون نیستند.
طنز از بازشناسیِ قراردادهای آشنا آغاز میشود: تماشاگر میفهمد فیلم دارد از همان الگوهایی بازی میگیرد که آثار جدیتر برای ساختن هیجان به کار میبرند. بااینحال، هجو به «تاپ گان» محدود نمیماند. ارجاعهایی به فیلمهایی چون «با گرگها میرقصد» و «برادران بیکر باشکوه» نیز در بافت اثر دیده میشود؛ ارجاعهایی که جهان فیلم را به کلاژی از نشانههای فرهنگی تبدیل میکنند.
این روش برای تماشاگر آشنا با سینمای آن دوره لذتبخش است، زیرا شوخی غالباً در لحظهٔ تشخیصِ منبع یا الگوی مورد تمسخر شکل میگیرد. اما این وابستگی، بهایی هم دارد: برخی ارجاعها با گذر زمان کماثرتر شدهاند و مخاطبی که زمینهٔ فرهنگیِ آنها را نشناسد، ممکن است تنها با سطحِ شوخی روبهرو شود.
ریتم، تراکم و خستگیِ خنده فیلم با ریتمی تند پیش میرود و بهندرت اجازه میدهد فضای یک صحنه برای مدتی طولانی ثابت بماند. شوخیهای کلامی، بازی با تصویر و لحظههای ابزورد پشت سر هم میآیند و حسِ یک نمایشِ بیوقفه را پدید میآورند. در بهترین لحظات، این تراکم باعث میشود حتی شوخیهای متوسط نیز در میان موجِ شوخیهای موفق گم شوند و فیلم انرژی خود را حفظ کند.
« شکوهِ پرواز، رفاقت نظامی، رقابت خلبانان و اندوهِ گذشته، هیچکدام از شوخی مصون نیستند. »
شخصیتها و اجرا
اثر نمیخواهد هر لطیفه را به نقطهٔ اوج بدل کند؛ پیوستگیِ ضرباهنگ، بخشی از خنده است. ولی همین شتاب گاه به پراکندگی میانجامد. بعضی شوخیها چنان سریع مصرف میشوند که فرصت شکلگیریِ کامل پیدا نمیکنند؛ برخی نیز صرفاً بهدلیل تکرار یک ایده یا حرکت بدنی ادامه مییابند، بیآنکه هر بار معنای تازهای بیفزایند.
فیلم در این لحظات بهجای آنکه شوخی را پرورش دهد، بر حجم آن تکیه میکند. نتیجه، تجربهای سرگرمکننده اما نابرابر است: لحظههایی درخشان در کنار بخشهایی که بیشتر به پرکردن فاصلهٔ میان دو موقعیت موفق شباهت دارند. بازیگری و لذتِ جدیگرفتنِ امر مضحک چارلی شین نقش تاپر را با ترکیبی از خونسردی و جدیتِ نمایشی بازی میکند.
این شیوه با منطق پارودی سازگار است؛ او بهجای آنکه هر لحظه به تماشاگر چشمک بزند، شخصیت را تا اندازهای جدی میگیرد و همین جدیت زمینهٔ خنده را فراهم میکند. بازی او اجازه میدهد تاپر در عین مضحکبودن، قهرمانِ قابلتشخیصِ یک فیلم اکشن باقی بماند. کمدیِ نقش از تضاد میان ظاهرِ قهرمانانه و موقعیتهای نامعقول نیرو میگیرد.
کری الویس، والریا گولینو و لوید بریجز نیز به رنگآمیزیِ جهان فیلم کمک میکنند. گولینو در نقش رامادا، بُعدی رمانتیک به روایت میدهد و بریجز با بازی اغراقآمیزش به یکی از منابع مهم انرژی کمیک تبدیل میشود. بازیگران در مجموع بهجای آنکه بخواهند فیلم را به کمدیِ واقعگرا نزدیک کنند، با قواعدِ هجو همراه میشوند.
« اثر نمیخواهد هر لطیفه را به نقطهٔ اوج بدل کند؛ پیوستگیِ ضرباهنگ، بخشی از خنده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضای اثر از همین هماهنگی سود میبرد: شخصیتها در جهانی زندگی میکنند که منطق آن بیش از آنکه روانشناختی باشد، بر ضربهٔ کمیک و غافلگیری استوار است. زبان بصری و کمدیِ بدن «Hot Shots!» تنها به دیالوگ متکی نیست. بخش مهمی از شوخیها در قاب، حرکت و چیدمانِ صحنه شکل میگیرد؛ تصویرهای آشنا از فیلمهای نظامی با جزئیاتی نامنتظر یا رفتاری نامتناسب از معنا تهی میشوند.
این شیوه، بهویژه در لحظاتی که فیلم اقتدارِ بصریِ سینمای اکشن را تقلید میکند، مؤثر است: تماشاگر همزمان با دیدن تصویرِ آشنا، متوجه انحرافی میشود که آن را به شوخی بدل کرده است. در سوی دیگر، کمدیِ بدنی و زمینخوردنها گاه به تکرار میافتد. این بخشها از نظر اجرا لزوماً بیاثر نیستند، اما وقتی بارها به الگوی مشابه بازمیگردند، تازگی خود را از دست میدهند.
فیلم در بهترین حالت، میان شوخیِ تصویری و شوخیِ موقعیتی پیوند برقرار میکند؛ در ضعیفترین لحظهها، تنها انتظارِ خنده را با اغراقِ بیشتر پاسخ میدهد. این نوسان بخشی از خصلتِ نابرابرِ اثر است، نه نقصی که تمام دستاوردهای آن را از میان ببرد. جایگاه فیلم و دوامِ شوخیها در زمانهٔ خود، فیلم از آشنایی تماشاگران با «تاپ گان» و دیگر آثار محبوبِ سینمای جریان اصلی بهره میبرد.
پارودی زمانی بیشترین قدرت را دارد که الگوی مورد تمسخر هنوز در ذهن مخاطب زنده باشد؛ از همین رو، بعضی شوخیها امروز بیش از آنکه فوراً خندهآور باشند، نشانههایی از فرهنگ عامهٔ دورهٔ ساخت فیلم به نظر میرسند. در مقابل، طنزِ مبتنی بر خودبزرگبینیِ قهرمانانه، کلیشههای عاشقانه و جدیتِ تصنعیِ مأموریتهای سینمایی، همچنان قابلفهم است؛ زیرا این قراردادها از مرز یک دهه فراتر رفتهاند.
« زبان بصری و کمدیِ بدن «Hot Shots!» تنها به دیالوگ متکی نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم را بهتر است نه بهعنوان روایتی منسجم با شخصیتپردازیِ پیچیده، بلکه بهمثابه نمونهای از کمدیِ هجوآمیزِ متکی بر سرعت و انباشتِ لطیفه تماشا کرد. اگر مخاطب با الگوهای فیلمهای اکشن آشنا باشد و از ارجاعهای فرهنگی لذت ببرد، بخش بزرگی از جذابیت اثر را دریافت میکند. اگر انتظار داشته باشد هر شوخی به روایت یا تحول شخصیت خدمت کند، پراکندگیِ فیلم بیشتر به چشم خواهد آمد.
جمعبندی «Hot Shots!» کمدیای پرجنبوجوش و آگاه از قراردادهای سینمایی است که با تقلیدِ جدیتِ فیلمهای نظامی، آن را به بازی میگیرد. نقطهٔ قوتش انرژیِ بازیگران، ریتم تند و تواناییِ تبدیل موقعیتهای آشنا به لحظههای ابزورد است. در برابر، تراکمِ شوخیها گاهی انسجام روایت را کمرنگ میکند، برخی لطیفههای تصویری تکراری میشوند و تعدادی از ارجاعها با گذشت زمان بخشی از نیروی خود را از دست دادهاند.
با این همه، فیلم همچنان نمونهای روشن از کمدیای است که بهجای ساختن جهانِ واقعنما، لذت خود را از وارونهکردنِ جهانِ سینما میگیرد؛ اثری سبک، شلوغ و گاه نامتوازن که در بهترین لحظاتش، شکوهِ قهرمانانه را با یک چرخش کوچک به مضحکه بدل میکند.
« اگر انتظار داشته باشد هر شوخی به روایت یا تحول شخصیت خدمت کند، پراکندگیِ فیلم بیشتر به چشم خواهد آمد. »



ثبت دیدگاه