نقد و بررسی
نقد ماهی قرمز (Goldfish) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانهای که دیگر خانه نیست «Goldfish» در ظاهر دربارهٔ بازگشت دختری به خانهٔ کودکیاش است؛ اما خانه در این فیلم نه پناهگاهی آشنا، بلکه مکانی است که خاطره و دلخوری در هر گوشهاش رسوب کردهاند. آنامیکا پس از سالها فاصله، برای مراقبت از مادرش سادانا بازمیگردد؛ مادری که آغاز زوال عقل، تواناییاش را برای ساماندادن به زندگی روزمره و حفظ پیوستگی خاطراتش تهدید میکند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازگشت دختر، صرفاً پاسخی عملی به وضعیتی دشوار نیست؛ او ناچار میشود دوباره وارد رابطهای شود که پیشتر از آن گریخته بود. فیلم بهدرستی از آشتی فوری و احساساتی پرهیز میکند. نزدیکی مادر و دختر نه با یک گفتوگوی تعیینکننده، بلکه از خلال تماسهای کوچک، مکثها، اختلافها و مسئولیتهای ناخواسته شکل میگیرد.
« فیلم بهدرستی از آشتی فوری و احساساتی پرهیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
خانه، محله و گذشته در کنار هم فضایی میسازند که در آن بازگشت به معنای بازپسگرفتن چیزی ازدسترفته نیست؛ بیشتر شبیه روبهروشدن با این واقعیت است که آدمها و پیوندها در غیاب ما تغییر میکنند. زوال حافظه و نااطمینانیِ رابطه زوال عقل در «Goldfish» تنها موضوع پزشکی داستان نیست؛ نیرویی است که معنای رابطهٔ مادر و دختر را مدام دگرگون میکند.
فضا و فرم؛ لحن بصری
وقتی سادانا گاه آنامیکا را بهدرستی به یاد نمیآورد، رنج دختر فقط از فراموششدن نمیآید
« وقتی سادانا گاه آنامیکا را بهدرستی به یاد نمیآورد، رنج دختر فقط از فراموششدن نمیآید »



ثبت دیدگاه