نقد و بررسی
نقد بده بده عشق بده (De De Pyaar De) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب با اجرایی محتاط «De De Pyaar De» کمدی رمانتیکی هندی به کارگردانی آکیو علی است که بر شکاف سنی چشمگیر میان عاشقانهای تازه و فشارهای خانواده تمرکز میکند. آشیـش، مردی پنجاهساله و پدری جدا از همسرش، دلباختهٔ عایشهٔ بیستوششساله میشود. تصمیم او برای وارد کردن این رابطه به زندگی خانوادگی، برخوردی میان نسلها، خاطرات زناشویی و تصورهای گوناگون از عشق پدید میآورد.
فیلم از همان ابتدا به مصالحی آشنا تکیه دارد: موقعیتهای سوءتفاهمآمیز، گفتوگوهای طعنهآمیز و مثلث عاطفیای که بیشتر از آنکه تلخ باشد، قرار است خندهبرانگیز شود. این ایده ظرفیت طرح پرسشهایی جدی را دارد: تفاوت سن در رابطه چه معنایی پیدا میکند؟ آیا صداقت عاطفی بهتنهایی برای عبور از قضاوت دیگران کافی است؟
و رابطهای تازه تا کجا میتواند از گذشتهٔ مشترک و مسئولیتهای خانوادگی جدا بماند؟ فیلم گاه به این پرسشها نزدیک میشود، اما بهندرت مجال میدهد که از سطح موقعیتهای کمیک فراتر روند. حاصل، اثری است که مسئلهای بالقوه پیچیده را در قالب سرگرمی سبک میریزد؛ انتخابی که هم به خوشتماشایی آن کمک میکند و هم عمقش را محدود میسازد.
« آشیـش، مردی پنجاهساله و پدری جدا از همسرش، دلباختهٔ عایشهٔ بیستوششساله میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کمدیِ رقابت و رابطهٔ سهنفره بخش مهمی از نیروی کمدی فیلم از برخورد آشیـش، عایشه و منجو، همسر سابق او، پدید میآید. رقابت دو زن برای جلب توجه مردی که هر دو به شکلی با او پیوند دارند، موقعیتهایی میسازد که گاهی واقعاً بامزهاند؛ بهویژه وقتی فیلم به جای توضیح مستقیم احساسات، از واکنشها، نگاهها و جملههای کوتاه بهره میگیرد.
کشمکش میان این دو شخصیت میتوانست به نزاعی کلیشهای و یکسویه تبدیل شود، اما حضور منجو به آن اندکی پیچیدگی میبخشد: او صرفاً مانعی بر سر راه عشق تازه نیست، بلکه بخشی از تاریخ زندگی آشیـش و مادر فرزندان اوست. بااینحال، توازن این رابطه همیشه حفظ نمیشود. گاهی شخصیتها بیش از آنکه از منطق عاطفی خود پیروی کنند، برای راه انداختن شوخی یا پیش بردن صحنه به کار گرفته میشوند.
فیلم از رقابت دو زن بهره میبرد، اما کمتر به این میپردازد که هرکدام چه چیزی را در این رابطه از دست میدهند یا به دست میآورند. بنابراین شوخیها ممکن است در لحظه کار کنند، بیآنکه به شناخت عمیقتری از شخصیتها بینجامند. بازیها؛ تبو در کانون توجه تبو یکی از مهمترین امتیازهای فیلم است.
« بااینحال، توازن این رابطه همیشه حفظ نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
او منجو را با ترکیبی از خونسردی، تیزی و آسیبپذیری پنهان بازی میکند و به شخصیتی که میتوانست صرفاً در نقش همسر سابقِ حسود باقی بماند، حضوری مستقل میبخشد. حتی در صحنههایی که متن به سمت شوخیهای قراردادی میرود، واکنشهای سنجیده و زمانبندی دقیق او اغلب به صحنه جان میدهد. همین کیفیت توضیح میدهد چرا بسیاری از لحظات بهیادماندنی فیلم به حضور او گره خوردهاند.
آجای دوگن در نقش آشیـش، مردی را تصویر میکند که میخواهد هم جواندل و رها به نظر برسد و هم از مسئولیتهای گذشتهاش شانه خالی نکند. بازی کماغراق او با حالوهوای سبک فیلم سازگار است، اما گاه چنان آرام و کمتغییر میماند که دشواری عاطفی موقعیت بهقدر کافی احساس نمیشود. راکول پریت سینگ نیز عایشه را سرزنده و پرانرژی میسازد؛ بااینحال، پرداخت شخصیت او در مقایسه با منجو کملایهتر است.
این تفاوت باعث میشود که توجه تماشاگر، بهطور طبیعی، بیش از پیش به تبو معطوف شود. دیالوگ و شوخی؛ لحظههای موفق و لغزشها از بهترین لحظات فیلم، دیالوگهایی است که هم شخصیت را آشکار میکنند و هم خندهای بیتکلف میسازند. شوخیها وقتی خوب از کار درمیآیند که از تناقض میان ظاهر مطمئن آشیـش و پیچیدگی موقعیتش، یا از هوشمندی و طعنهگویی منجو سرچشمه بگیرند.
« همین کیفیت توضیح میدهد چرا بسیاری از لحظات بهیادماندنی فیلم به حضور او گره خوردهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این لحظهها نشان میدهند که فیلم در قالب کمدی موقعیت توانایی دارد و لازم نیست برای خنداندن تماشاگر همیشه به اغراق متوسل شود. اما کیفیت شوخیها یکنواخت نیست. بعضی از آنها بیش از اندازه به توضیح وابستهاند یا با تأکید اجراییِ اضافه عرضه میشوند؛ در نتیجه، به جای آنکه از دل موقعیت بجوشند، تصنعی جلوه میکنند.
تکرار برخی الگوهای طنز نیز از تازگی صحنهها میکاهد. فیلم گاه بهجای آنکه اجازه دهد موقعیت بهتنهایی کار کند، آن را با دیالوگی دیگر یا واکنشی پررنگتر برجسته میسازد. این اصرار، بهخصوص در نیمهٔ نخست، ضرباهنگ را کند میکند. ریتم و ساختار؛ نیمهٔ نخستِ کشدار فیلم نزدیک به دو ساعت و پانزده دقیقه زمان دارد و بخشهایی از این مدت به پرداخت مقدمات، معرفی رابطهها و آمادهسازی برخوردهای خانوادگی اختصاص یافته است.
این زمینهچینی برای فهم موقعیت لازم است، اما گاهی بیش از اندازه طول میکشد. نیمهٔ نخست در چند مقطع دور خودش میچرخد: اختلافها معرفی میشوند، شوخیهایی با همان مضمون بازمیگردند و حرکت داستانی آنقدر سریع نیست که این تکرار را جبران کند. در نیمهٔ دوم، برخوردهای شخصیتها رو در روتر و موقعیتها پرتحرکتر میشوند؛ از همین رو، فیلم معمولاً سرگرمکنندهتر به نظر میرسد.
« تکرار برخی الگوهای طنز نیز از تازگی صحنهها میکاهد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، بهتر شدن ریتم به معنای برطرف شدن همهٔ ضعفهای ساختاری نیست. روایت همچنان به مسیرهای قابلحدس تکیه دارد و بعضی گرهها بیشتر برای رساندن داستان به یک موقعیت آشنا طراحی شدهاند تا نتیجهٔ طبیعی تحول شخصیتها باشند. پایانبندی نیز، بیآنکه جزئیاتش را فاش کنیم، میکوشد بار احساسی بیشتری بر دوش فیلم بگذارد؛ این کوشش برای برخی تماشاگران اثرگذار و برای برخی دیگر کمی تحمیلی خواهد بود.
موسیقی و فضای سینمایی موسیقی و ترانهها بخش آشکاری از زبان سینمایی اثرند و با سنت کمدیرمانتیکهای جریان اصلی هند هماهنگی دارند. این قطعهها به فیلم رنگ و انرژی میدهند، اما تعداد و جایگیریشان ممکن است برای تماشاگرانی که روایت پیوستهتری میخواهند، مزاحم باشد. هر بار که داستان به سوی تصمیم یا گفتوگویی مهم پیش میرود، ورود موسیقی میتواند جریان صحنه را قطع کند.
در نتیجه، ترانهها گاهی بهجای آنکه احساسات را از دل داستان گسترش دهند، همچون وقفههایی مستقل عمل میکنند. از نظر کلی، فیلم ظاهر صیقلی و فضای دلپذیری دارد و برای تماشای سبک و بیدردسر طراحی شده است. این کیفیت بصری و موسیقایی به اثر کمک میکند تا حتی در بخشهای کمرمق، حالوهوای سرگرمکنندهاش را حفظ کند.
« بااینحال، بهتر شدن ریتم به معنای برطرف شدن همهٔ ضعفهای ساختاری نیست. »
جمعبندی
ولی جذابیت ظاهری نمیتواند جای کمبود ظرافت در پرداخت درام را بگیرد. جمعبندی «De De Pyaar De» فیلمی است با ایدهای قابلتوجه و بازیگری که در لحظههای کلیدی به آن جان میدهد، اما از جسارت لازم برای کاوش جدیتر در موضوع خود برخوردار نیست. رقابت بامزهٔ دو زن، دیالوگهای خوشنشسته و حضور برجستهٔ تبو، آن را برای تماشای گاهبهگاه دلپذیر میکنند؛ در مقابل، داستان قابلپیشبینی، نیمهٔ نخستِ کشدار و شوخیهای نابرابر مانع از آن میشوند که فیلم به کمدیرمانتیکی ماندگار تبدیل شود.
ارزش اصلی فیلم در این نیست که پاسخی تازه به مسئلهٔ اختلاف سن یا پیچیدگی رابطههای پس از جدایی ارائه کند؛ بلکه در لحظههای پراکندهای است که شخصیتها با کنایه و بازی خوب از قالبهای آشنا فراتر میروند. اگر انتظار تماشاگر از آن سرگرمی سبک باشد، فیلم میتواند شب خوشایندی بسازد. اگر انتظار پرداختی دقیق و عمیق از روابط خانوادگی و عاطفی در میان باشد، ضعفهای فیلمنامه زودتر به چشم میآیند.
« ولی جذابیت ظاهری نمیتواند جای کمبود ظرافت در پرداخت درام را بگیرد. »



ثبت دیدگاه