نقد و بررسی
نقد Tales of Babylon | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهان تبهکاری و قصههای بههمپیوسته «Tales of Babylon» فیلمی جنایی از Pelayo De Lario است که با چند شخصیت رنگارنگ، خشونتی بیپروا و روایتی تکهتکه، از همان آغاز آشکارا به سنت سینمای جناییِ پاپ و آثار Quentin Tarantino نظر دارد. با این حال، بهتر است پیش از ورود به نقد، یک نکته را روشن کنیم: داستان فیلم، برخلاف خلاصهای که گاه برای آن نقل میشود، دربارهٔ دو خواهر و برادر در گریز از پدربزرگ مافیاگرشان نیست.
محور روایت، دو آدمکش به نامهای X و Y است که مأموریتی تازه آنها را وارد شبکهای پیچیده از آدمها و منافع میکند؛ در این میان، دختری جوان نیز در مرکز کشمکش قرار میگیرد. فیلم با فصلهایی جدا از هم، این چهرهها را کمکم معرفی میکند و نسبتهای پنهانشان را آشکار میسازد. این ساختار چندپاره، صرفاً شیوهای برای آرایش رویدادها نیست؛ بخشی از لذت تماشای فیلم به همین فرایندِ کنار هم گذاشتن قطعات وابسته است.
هر بخش اطلاعاتی تازه میدهد، گاه معنای صحنهای پیشین را تغییر میدهد و گاه شخصیت تازهای را وارد بازی میکند. کنجکاوی دربارهٔ اینکه آدمها چگونه به یکدیگر مربوط میشوند، موتور اصلی روایت است و تا واپسین پرده مخاطب را همراه نگه میدارد، بیآنکه لازم باشد پیچشهای داستانی آن فاش شود.
روایت چندپاره؛ امتیاز و آزمون صبر فیلم از الگوی آشنای روایتهای جناییِ اپیزودیک بهره میگیرد: شخصیتها ابتدا در مسیرهای جداگانه حرکت میکنند و سپس رشتههای پراکندهٔ داستان به هم میرسند. این انتخاب به کارگردان اجازه میدهد جهان فیلم را وسیعتر از یک مأموریت ساده بسازد و هر چهره را با پیشینه، خصلت و جایگاه خاص خود وارد ماجرا کند.
« فیلم با فصلهایی جدا از هم، این چهرهها را کمکم معرفی میکند و نسبتهای پنهانشان را آشکار میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه، روایتی است که در آن تبهکاری نه فقط یک شغل، بلکه نظامی از مناسبات، ترسها و وفاداریهای شکننده است. البته همین شیوه خطر سردرگمی را نیز در خود دارد. در بخشهایی، شمار شخصیتها و جابهجایی میان خطوط داستانی چنان افزایش مییابد که دنبال کردن مناسبات، بیش از آنکه حاصل درگیری عاطفی باشد، به حل معما شباهت پیدا میکند.
پراکندگی روایت تا اندازهای عمدی است، اما عمدی بودن همیشه به معنای بینقص بودن نیست: بعضی پیوندها بیش از آنکه از دل رفتار شخصیتها بجوشند، به نظر میرسد برای رسیدن به گرهگشایی نهایی چیده شدهاند. فیلم از این بازی روایی انرژی میگیرد، اما گاهی هم زیر بار سازوکار خودش سنگین میشود.
شخصیتها و نیروی بازیگری X و Y قلب تپندهٔ فیلماند. تفاوتهای رفتاری آنها، گفتوگوهایشان و شیوهٔ مواجههشان با خشونت، رابطهای پدید میآورد که هم ظرفیت طنز دارد و هم امکان عاطفی. Ray Calleja و Aaron Cobham این همراهی را با هماهنگی قابل توجهی اجرا میکنند؛ یکی میتواند بیدستوپا و مهربان جلوه کند و دیگری در همان فضای پرتنش، حضوری خونسردتر داشته باشد.
اهمیت این شیمی در آن است که فیلم را از مجموعهای از صحنههای خشن و شوخیهای تبهکارانه فراتر میبرد و به مخاطب دلیلی میدهد تا به سرنوشت این دو نفر اهمیت دهد. بازیگران نقشهای مکمل نیز در ساختن این جهان سهم دارند. Clive Russell در مقام Silver Dragon حضوری سنگین و تهدیدآمیز دارد؛ شخصیتی که بیش از آنکه صرفاً مانعی در مسیر قهرمانان باشد، تصویری از قدرت خودکامه و هولناک جهان زیرزمینی فیلم است.
« نتیجه، روایتی است که در آن تبهکاری نه فقط یک شغل، بلکه نظامی از مناسبات، ترسها و وفاداریهای شکننده است. »
شخصیتها و اجرا
Billie Gadsdon نیز با ایفای نقش دختری که در مرکز خطر قرار گرفته، به داستان وجهی انسانیتر میبخشد. فیلم در بهترین لحظاتش از تضاد میان خشونت بیرحمانهٔ محیط و آسیبپذیری این چهرهها نیرو میگیرد. طنز سیاه و خشونت بیپرده طنز فیلم از دل برخورد آدمهایی بیرون میآید که در موقعیتهای هولناک، دربارهٔ امور روزمره حرف میزنند یا با خونسردی نامنتظر به بحرانها واکنش نشان میدهند.
این شوخیها، اگر درست اجرا شوند، فاصلهای حسابشده میان تماشاگر و خشونت میسازند: مخاطب هم از پوچی موقعیت میخندد و هم از آنچه پشت خنده پنهان است احساس ناراحتی میکند. بخش مهمی از جذابیت «Tales of Babylon» همین نوسان میان خنده، تهدید و دلنگرانی است. با این همه، طنز فیلم همیشه به یک اندازه کارآمد نیست.
برخی گفتوگوها خوشساخت و بهیادماندنیاند، اما بعضی شوخیها بیش از حد به لحن و الگوهای شناختهشدهٔ ژانر متکی میشوند. خشونت نیز گاه چنان صریح و پرتکرار است که دیگر تأثیر تازهای نمیگذارد و به بخشی از تزئینات سبکشناختی بدل میشود. تماشاگرانی که از خشونت گرافیکی یا فضای تیرهٔ جنایی خسته میشوند، ممکن است در طول فیلم احساس کنند شدت لحن، مجال تنفس چندانی باقی نمیگذارد.
سبک بصری و سایهٔ تأثیرها از نظر بصری، فیلم به حرکت و ترکیببندیهای پرانرژی علاقه دارد. قابها معمولاً در خدمت سکون نیستند؛ دوربین و تدوین میکوشند شتاب جهان جنایی را منتقل کنند و با جابهجایی میان شخصیتها، حس یک شهر پرآشوب را بسازند. فیلم در بعضی لحظات با حرکتهای روان دوربین و میزانسنهای دقیق، از محدودیتهای تولیدی خود فراتر میرود و نشان میدهد که کارگردان برای طراحی صحنه و هدایت بازیگران چشم دارد.
« Billie Gadsdon نیز با ایفای نقش دختری که در مرکز خطر قرار گرفته، به داستان وجهی انسانیتر میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی و صدا نیز در ایجاد ضرباهنگ و برجسته کردن تغییر لحن نقش مهمی ایفا میکنند. بااینحال، ارجاع به Tarantino چنان آشکار است که نمیتوان آن را صرفاً الهام دورادور دانست. روایت فصلبندیشده، آدمکشهای پرحرف، نامگذاریهای نمادین، شوخیهای تلخ و نمایش خشونت، همگی یادآور سینمایی آشنا هستند.
فیلم حتی گاهی این شباهت را با آگاهی به رخ میکشد و از آن بازی میگیرد؛ اما خودآگاهی، بهتنهایی، اصالت نمیآفریند. «Tales of Babylon» هنگامی موفقتر است که از این میراث برای ساختن رابطهٔ خاص X و Y یا شکل دادن به عاطفهٔ شخصیتها استفاده میکند؛ و هنگامی کمرمقتر میشود که بیشتر به بازآفرینی لحن و نشانههای آشنا بسنده میکند.
بااینحال، برخی منتقدان نیز به این شباهت اشاره کردهاند، در حالی که فیلم را در مجموع اثری خوشساخت و سرگرمکننده دانستهاند. ریتم و فراز و فرود درام مدتزمان نزدیک به دو ساعت به فیلم فرصت میدهد تا شخصیتها و مناسباتشان را بسط دهد، اما همین فرصت گاهی به کشآمدن بدل میشود. برخی بخشها بیش از اندازه در گفتوگو یا معرفی چهرههای تازه مکث میکنند، در حالی که خط اصلی داستان منتظر پیشروی است.
اگر تماشاگر با بازیهای روایی و شخصیتپردازیهای تدریجی همراه شود، این مکثها بخشی از لذت تماشا خواهند بود؛ اما برای کسی که انتظار یک تریلر تند و بیوقفه دارد، ریتم فیلم ممکن است نامتوازن به نظر برسد. این کندی نسبی در برابر لحظات پرتحرکتر، تضادی ایجاد میکند که گاهی به سود فیلم است: مکثها مجال میدهند شخصیتها از تیپهای صرف فراتر بروند و صحنههای درگیری، بهواسطهٔ آرامش پیشین، اثر بیشتری پیدا کنند.
« موسیقی و صدا نیز در ایجاد ضرباهنگ و برجسته کردن تغییر لحن نقش مهمی ایفا میکنند. »
قوتها و کاستیها
اما همهٔ مکثها چنین کارکردی ندارند. بعضی از آنها نه تنش را عمیقتر میکنند و نه شناخت تازهای میدهند؛ از همین رو، تدوینی فشردهتر میتوانست انسجام و نیروی کلی اثر را افزایش دهد. رستگاری در جهانی آلوده در زیر ظاهر شوخ و خشن فیلم، پرسشی اخلاقی جریان دارد: آیا در جهانی که خشونت قانون نانوشتهٔ آن است، میتوان راهی برای انتخابی دیگر پیدا کرد؟
فیلم پاسخ سادهای نمیدهد و از تبدیل شخصیتها به قهرمانان پاکدست پرهیز میکند. با این حال، در میان مناسبات سودجویانه و تهدیدهای دائمی، نشانههایی از مهر، دلسوزی و وفاداری دیده میشود. همین لحظههای انسانیاند که عنوانِ «رستگاری» را از یک شعار ژانری فراتر میبرند، هرچند فیلم گاه برای رسیدن به آنها بیش از اندازه به ملودرام نزدیک میشود.
جمعبندی «Tales of Babylon» اثری پرتحرک و آگاه به سنتهای سینمای جنایی است که با روایت چندپاره، شخصیتهای پررنگ، طنز سیاه و خشونتی بیپرده، تجربهای سرگرمکننده میسازد. بازیهای Calleja و Cobham، بیش از هر چیز، به فیلم مرکز عاطفی میدهند و کمک میکنند رابطهٔ دو شخصیت اصلی در میان آشوب داستان گم نشود.
در سوی دیگر، ریتم نابرابر و سایهٔ پررنگ Tarantino گاه از استقلال اثر میکاهند؛ همچنین شدت خشونت ممکن است برای بخشی از مخاطبان فرساینده باشد. حاصل، فیلمی بینقص یا کاملاً بدیع نیست، اما در بهترین لحظاتش با سرزندگی و شخصیتپردازی جذاب خود، جهان تبهکاریاش را به قصهای دربارهٔ پیوند، آسیبپذیری و امکان انتخاب بدل میکند.
« فیلم پاسخ سادهای نمیدهد و از تبدیل شخصیتها به قهرمانان پاکدست پرهیز میکند. »
ثبت دیدگاه